شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲
۱۳:۱۳ - ۱۵ آبان ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۸۱۰۲۳
موسیقی

حشمت مهاجرانی: گلپا، داريوش و ... به اردوی تيم ملی می‌آمدند

حشمت مهاجرانی,صحبت های حشمت مهاجرانی درباره اکبر گلپا

روزنامه اعتماد نوشت: درگذشت اكبر گلپايگاني معروف به گلپا علاوه بر اهل هنر و موسيقي جامعه فوتبال را هم عزادار كرد. به اين خاطر كه ايشان يكي از فوتباليست‌هاي قديمي ايران هم به حساب مي‌آمد كه تا همين اواخر عمر هم پيگير مسابقات و مخصوصا شرايط تيم ملي بود. 

فوتبال، بخش كمتر مورد توجه قرار گرفته زندگي اكبر گلپايگاني است. مرحوم گلپا به‌شدت فوتبالي بود. او سابقه بازي در تيم‌هاي رده پايه تهران را در كارنامه داشت و حتي در اين سن يك عنوان قهرماني كشوري هم به دست آورد. 

گلپايگاني در سنين جواني در حالي كه موسيقي را به صورت حرفه‌اي دنبال مي‌كرد در ليگ فوتبال ايران براي تيم‌هاي تهرانجوان و دارايي به ميدان رفت. خودش در مورد آن برهه گفته بود: بغل چپ بازي مي‌كردم چون چپ‌پا بودم. اگر توپ به ما مي‌رسيد و عزيز اصلي هم كنار مي‌كشيد شايد گلي هم به ثمر مي‌رساندم.

او در مورد شروع فوتبالش نيز گفته بود: فوتبال را به صورت جدي از مدرسه بدر با غلامحسين نوريان، حسين فكري، ناصر سلطاني، داود حيدري و ... شروع كرديم. بعد از تهرانجوان رفتيم تيم دارايي. در آنجا با تيمسار نوآموز و چند نفر ديگر همبازي بودم تا اينكه راهي مدرسه نظام و دانشكده افسري شدم و عضو تيم سرباز. گلپايگاني دوستان فوتبالي بسيار زيادي داشت. از جمله حشمت مهاجراني سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال ايران.

حشمت مهاجراني، اسطوره فوتبال ايران، در واكنش به درگذشت اكبر گلپايگاني به روزنامه اعتماد گفت او هميشه با حضور در اردوي تيم ملي از ملي‌پوشان حمايت مي‌كرد. 

حشمت‌خان‌مهاجراني اسطوره فوتبال ايران و سرمربي اسبق تيم ملي كه از هم‌‌دوره‌اي‌هاي مرحوم گلپا به حساب مي‌آيد با ابراز تاسف از درگذشت او در مورد ارتباط خواننده حنجره‌طلايي با فوتبال به «اعتماد» گفت: «هنرپيشه‌ها و خواننده‌هاي زيادي آن موقع به اردوي تيم ملي سر مي‌زدند. از جمله خدابيامرز آقاي اكبر گلپايگاني، ناصر ملك‌مطيعي، همايون كه هنرپيشه بود، داريوش، ستار، كامبيز بچه گوگوش و شهره و خيلي‌هاي ديگر بودند كه به اردوي تيم ملي مي‌آمدند.»

مهاجراني افزود: «روز مسابقه هم در اردوي تيم ملي حاضر مي‌شدند و تيم را تشويق مي‌كردند.»

مهاجراني در ادامه گفت: «من مي‌دانم گلپا طرفدار باشگاه دارايي بود. رابطه خوبي با او داشتم. دوست بوديم و سلام‌عليك داشتيم. چند بار شام و ناهار باهم خورديم. خود آقاي گلپا هم فوتباليست بود و عضويت باشگاه دارايي را داشت. آدم خوش‌قلب و مهربان و دوست‌داشتني‌اي بود. خدا رحمتش كند.» سرمربي قهرمان آسيا در پاسخ به اينكه آيا ارتباط نزديكي با مرحوم گلپا داشت يا خير، گفت: «من البته چون خيلي درگير و سرگرم مسابقات بودم و هميشه در اردو حضور داشتم در چارچوب تماشاي مسابقات تيم ملي او را بيشتر مي‌ديدم و خارج از اين فرصتي پيش نمي‌آمد كه رفت‌وآمد آن‌چناني باهم داشته باشيم.»

حشمت‌خان افزود: «ايشان چهره معروفي بود. برنامه گلها و حنجره طلايي او معروف بود. اين معروفيت را با خودش هميشه داشت. بعد از انقلاب نيز همين عناوين را حفظ كرد و مورد احترام جامعه بود. او نه فقط در ايران كه در جهان معروف بود.»

مهاجراني در پايان گفت: «خيلي متاسف شدم از شنيدن خبر درگذشت ايشان. او از علاقه‌مندان فوتبال و تيم ملي بود. او هميشه تيم ملي را ساپورت مي‌كرد.»

مرحوم گلپايگاني در سال‌هاي بعد هم به‌شدت بازي‌هاي تيم ملي را دنبال مي‌كرد؛ مخصوصا در جام جهاني. مي‌گفت تمام برنامه‌هايم را كنسل مي‌كنم تا مسابقات جام جهاني را ببينم. 

اتفاقا استاد بعد از جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان كه با دو شكست تيم ملي مقابل پرتغال و مكزيك همراه بود در يك مصاحبه مفصل با خبرورزشي نتايج تيم ملي را تحليل كرده بود.

او در مورد آن مسابقات و دلايل شكست تيم برانكو مي‌گفت: علت شكست را بايد پيدا كرد. چرا علي كريمي با حالت عصباني بعد از تعويض به لوازم پزشكي كنار نيمكت لگد مي‌زند؟ دليل آن بايد مشخص شود. براي موفقيت در جام جهاني بستر مهيا نبود. ما همه‌چيز را احساسي پيش مي‌بريم و توقع داريم علي كريمي مقابل آلمان ۶ گل بزند.

ايشان اعتقاد داشت همه در نتيجه نگرفتن تيم ملي مقصر بودند: به نظر من توقع زياد مردم موجب شد شكست بخوريم. برانكو هم مقصر است. ديگر اعضاي تيم هم مقصر هستند. فدراسيون هم تقصير دارد اما فراموش نكنيد اين بضاعت ما بود چون كار زيربنايي، اصولي و پايه‌اي انجام نداديم.

مرحوم گلپايگاني براي حل شدن مشكلات فوتبال هم برنامه داشت و مي‌گفت بايد مدارس فوتبال احيا شوند و به شكل اصولي به تربيت استعدادهاي جوان بپردازند. او حتي مي‌گفت حاضر است يك كنسرت برگزار كند و همه عوايد آن را خرج ساخت يك مدرسه فوتبال كند. 

چند سال پيش تصويري از حنجره طلايي موسيقي ايران كنار پل اسكولز و ريو فرديناند اسطوره‌هاي تيم منچستريونايتد منتشر شد كه حسابي در فضاي رسانه‌اي ايران بازخورد داشت. ابتدا گفته شد اين بازيكنان در كنسرت لندن استاد حضور پيدا كرده بودند كه اين خبر اشتباه بود. اصل داستان از اين قرار بود كه گلپا از ديرباز از هواداران منچستر يونايتد بود و يكي از دامادهايش كه اصليت فرانسوي دارد و جراح معروفِ فوتباليست‌هاي حرفه‌اي است مقدمات گرفته شدن اين عكس يادگاري را فراهم كرد. 

مرحوم گلپايگاني علاوه بر فوتبال به‌شدت كشتي را هم دنبال مي‌كرد و اتفاقا رفاقت نزديكي با مرحوم تختي داشت. او در اين رابطه گفته بود: خودم را مريد آقا‌تختي‌مي‌دانستم و با هم دوستي ديرينه‌اي داشتيم. تختي مرد خدا بود.

ايشان آنقدر فوتبالي بود كه حتي طول عمرش را هم با فوتبال مقايسه مي‌كرد. در يكي از مصاحبه‌هايش گفته بود: فوتبال ۹۰ دقيقه است و الان من در وقت اضافي زندگي هستم.

اين وقت اضافه در نهايت روز شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲ به پايان رسيد. داور سوت زد و مرحوم اكبر گلپايگاني فوتباليست سابق و مرد حنجره طلايي موسيقي ايران به خاطره‌ها پيوست.

  • 11
  • 3
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
محمد بن راشد آل مکتوم بیوگرافی محمد بن راشد آل مكتوم حاکم موفق دبی

تاریخ تولد: ۱۵ ژوئیه ۱۹۴۵

محل تولد: دبی

ملیت: امارات متحده عربی

لقب: والاحضرت شیخ محمد

حرفه: حاکم دبی

ادامه
یزدگرد سوم زندگینامه یزدگرد سوم؛ آخرین پادشاه حکومت ساسانی

تاریخ تولد: ۶۲۴ میلادی

محل تولد: استخر، ایران شهر

سلطنت: ۶۳۲ – ۶۵۱ میلادی

خاندان: ساسانی

پدر: پسر شهریار

جانشین: مرگ او همراه با نابودی حکومت ساسانی بود

ادامه
فابیو کاپلو بیوگرافی فابیو کاپلو؛ اسطوره فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۸ ژوئن ۱۹۴۶

محل تولد: سن کانزیان دیسونزو، ایتالیا

لقب: دن فابیو

حرفه: فوتبالیست پیشین و سرمربی 

پست: هافبک پیشین و مربی 

آغاز فعالیت: ۱۹۶۴ تاکنون

ادامه
ارنست رادرفورد زندگینامه ارنست رادرفورد؛ نابغه‌ای که اتم را دگرگون کرد

تاریخ تولد: ۳۰ اوت ۱۸۷۱

محل تولد: حومه برایت‌واتر شهر نلسون، ساحل شمالی جزیره جنوبی، نیوزیلند

ملیت: بریتانیایی

حرفه: فیزیک دان، استاد دانشگاه

محل تحصیل: دانشگاه کانتربوری، دانشگاه کمبریج

درگذشت: ۱۹ اکتبر ۱۹۳۷

ادامه
مجتبی حیدرپور بیوگرافی مجتبی حیدرپور هندبالیست تیم ملی ایران

تاریخ تولد: ۲۹ شهریور ۱۱۳۶۷

محل تولد: سرخس

حرفه: هندبالیست

پست: گوشه چپ

باشگاه کنونی: سپاهان

قد: ۱ متر ۸۰ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش