چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱
۰۸:۲۰ - ۱۱ فروردین ۱۴۰۱ کد خبر: ۱۴۰۱۰۱۰۸۸۶
رادیو و تلویزیون

ادامه واکنش‌ها به حرف‌های حاشیه‌ساز 'ژاله صامتی' درباره لهجه شرکت کننده «عصر جدید»

واکنشها به اظهارات ژاله صامتی,ژاله صامتی
حالا پس از اظهارنظرها و واکنش‌های مختلف به حرف‌هایی درباره لهجه که برای داور «عصر جدید» حاشیه‌ساز شد، سجاد سرگلی به یادآوری چند نکته دراین‌باره پرداخته است.

به گزارش ایسنا، در یکی از برنامه‌های اخیر «عصر جدید» که با اجرای احسان علیخانی در شب‌های نوروز ۱۴۰۱ از شبکه سه تلویزیون پخش می‌شود و امین حیایی، مجید اسماعیلی، کارن همایون‌فر و ژاله صامتی به عنوان داور در آن حضور دارند، ژاله صامتی که البته به‌عنوان بازیگر و نه متخصص حوزه زبان‌ها و گویش‌ها شناخته می‌شود، در واکنش به اجرای یکی از شرکت‌کنندگان این برنامه که در حوزه خوانندگی هنر خود را به نمایش گذاشت و برخی داوران اجرای او را بکر و ملهم از طبیعت توصیف کردند، در بخشی از حرف‌هایش گفت: «این‌جا اومدی یعنی تو اول باید شروع کنی کلاس بیان بری، لهجه‌ات فراموش بشه، بتونی حرف بزنی، باید کتاب بخونی، باید ادبیات بدونی، باید شعر بدونی. این شکلی نیست...»؛ ماجرایی که در مدت اخیر واکنش‌های متعددی را به دنبال داشته است. او البته به این جوان توصیه کرد که در زادگاه خود بماند و به شهرهای بزرگ نیاید.

سجاد سرگلی، مدرس ویرایش و نگارش نیز به‌تازگی در یادداشتی که با عنوان «اظهارنظر ژاله صامتی درباره لهجه» در کانال تلگرامی خود منتشر کرده، آورده است: «اخیراً اظهارنظر ژاله صامتی، بازیگر و داور عصر جدید، درباره لهجه یک نوجوانِ شرکت‌کننده بسیار در رسانه‌ها جنجال‌برانگیز شد. صامتی در برنامه عصر جدید به آن نوجوان خواننده می‌گوید: «باید لهجه‌ات فراموش بشه...».»

او نوشته این جمله واکنش بسیاری از مردم را برانگیخت و در ادامه به واکنش دکتر ناصر فکوهی، استاد دانشگاه تهران، در صفحه شخصی خود اشاره کرده و بعضی بخش‌های آن را که با حرف‌های تندی همراه است آورده است؛ از جمله این‌که «کاش به این خانم که 'شهرت'ش را ظاهرا مدیون بازی در چند سریال و فیلمفارسی سخیف و بی‌ارزش است، به‌جای تحقیر آن جوان، ده دقیقه فرصت داده می‌شد که برای ما بگوید فرق 'زبان'، 'گویش'، 'لهجه'، 'زبان میانجی'، 'زبان‌های محلی'، 'زبان قومی'، 'زبان ادبی' و 'زبان مردمی'، 'خانواده زبانی'، 'زبان‌های کرئولی' و... چیست. یا برایمان بگوید که از کجا باید 'فرهنگ موسیقی و ادبیات' آموخت و یا ساده‌تر، اسم چند کتاب و چند قطعه موسیقی‌ای را که در هفته گذشته خوانده یا شنیده صرفاً بر زبان بیاورد تا ما هم بتوانیم ایشان را قضاوت کنیم...»

سرگلی سپس نوشته است: «چند نکته در این ماجرا به نظرم رسید که بد نیست بیان کنم:

۱. فعلاً به اینکه عصر جدید برنامه مفید و به‌دردبخوری است یا برنامه‌ای بی‌محتوا و بی‌مصرف کاری ندارم. (به این موضوع در کانال الهیاتیک خواهم پرداخت.)

۲. در اینکه بسیاری از چهره‌ها (سلبریتی‌ها)، چه هنری چه ورزشی، سواد درست و حسابی ندارند بحثی نداریم.

۳. فراموش نکنیم خانم ژاله صامتی استاد و بازیگر توانمندی است و این‌گونه نیست که با بازی در چهار تا سریال و فیلمفارسی به این جایگاه رسیده باشد. او جزء بازیگران باسواد به حساب می‌آید و طبیعتاً ارزش و اهمیت لهجه‌ها و گویش‌ها را درک می‌کند.

۴. نمی‌دانم چرا وقتی می‌خواهیم کسی را نقد کنیم، باید او را لجن‌مال کنیم‌ تا حق مطلبمان ادا شود.

۵. دکتر ناصر فکوهی، در کنار بسیاری از مردم کشورمان، بنابر دغدغه‌های ارزشمندشان، از اظهارنظر خانم صامتی رنجیده‌خاطر شده‌اند. اما آیا ضرورتاً باید با رفتارهای شبه‌فاشیستی به‌سراغ مبارزه با فاشیسم برویم؟

۶. نمی‌خواهم نیت‌خوانی کنم، اما پیش از حمله‌ور شدن به داور مسابقه، یک احتمال، آن هم بنابر بافت کلام و سابقه گوینده کلام، باز کنیم که شاید منظور او را درست درنیافته‌ایم.

۷. با توجه به بافت موقعیت و بافت کلام، بسیار بعید است که منظور ژاله صامتی این باشد که کسی با لهجه حرف نزند. توصیه او به آن نوجوان باصفا این است که باید فن بیان یاد بگیری و قابلیت بدون لهجه صحبت کردن را، آن هم به‌اقتضای کار هنری، یاد بگیری. درواقع، داور برنامه داشت اقتضائات زیست جدید مهمان برنامه را پیش رویش ترسیم می‌کرد تا نتیجه‌ای از این مطالب حاصل شود.

۸. فراموش نکنیم که رسانه‌های خبری در بزرگ‌ کردن یک اتفاق نقش دارند. حساس بودن به مسائل زبانی خوب است، اما کاش جانب اعتدال را رعایت کنیم.

۹. به این هم توجه کنیم که بعضی‌ هموطنان منتظر جرقه‌ای بودند تا به رفتارهای علیه لهجه بتازند و این اتفاق بهانه‌ای شد برای دیده شدن آتشی که زیر خاکستر مانده بود.

۱۰. درنهایت بسیار خوشحالم که مردم ما این‌قدر به زبان‌ها و گویش‌ها و لهجه‌های کشورمان اهمیت می‌دهند و حساسیت می‌ورزند و حواس‌جمع‌اند و درود بر کسانی که لهجه خود را کنار نمی‌گذارند و فراموش نمی‌کنند. کسی که لهجه دارد یک زبان یا گویش، یا دست‌کم یک فرهنگ، بیشتر از ما می‌داند.»

  • 19
  • 1
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
گروه بی تی اس,گروه BTS,بیوگرافی گروه بی تی اس بیوگرافی اعضای گروه بی تی اس (BTS)، گروه موسیقی کره ای

تعداد اعضا: هفت نفر

نام اعضا: شوگا، جین، جی-هوپ، آراِم، جیمین، وی، جونگ‌کوک

خواستگاه: کره جنوبی، سئول

تاریخ تشکیل گروه: ۲۰۱۰

تاریخ آغاز فعالیت: ۲۰۱۳

زمینه فعالیت: کی-پاپ،  پاپ ، هیپ هاپ، آراندبی، ئی‌دی‌ام

ادامه
پارسا پیروزفر,بیوگرافی پارسا پیروزفر,عکس های پارسا پیروزفر بیوگرافی و عکس های پارسا پیروزفر

تاریخ تولد: ۲۲ شهریور ۱۳۵۱

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر ،کارگردان نمایش، نقاش، نمایشنامه نویس و مترجم

تحصیلات: کارشناسی در رشته نقاشی

وضعیت تاهل: مجرد

ادامه
خشایار اعتمادی,زندگینامه خشایار اعتمادی,بیوگرافی خشایار اعتمادی بیوگرافی خشایار اعتمادی خواننده سبک‌ موسیقی پاپ کلاسیک (+ آثار)

نام مستعار : خشایار

تولد : ۱۱ فروردین ۱۳۵۰

ملیت : ایرانی

سبک‌ : موسیقی پاپ کلاسیک

ساز : پیانو، آكاردئون

سال‌های فعالیت : ۱۳۷۴ تا کنون

ادامه
شهره لرستانی,بیوگرافی شهره لرستانی,تغییر جنسیت شهره لرستانی بیوگرافی شهره لرستانی بازیگر سینما و تلویزیون و ماجرای تغییر جنسیت او(+ تصاویر)

نام خانوادگی:صالحی لرستانی

تاریخ تولد:۳۱ خرداد ۱۳۴۵

تحصیلات:فوق لیسانس فیلمنامه نویسی

سالهای فعالیت:از ۱۳۶۴ تاکنون

ملیت:ایرانی

وضعیت تاهل:مجرد

ادامه
عکس های امیرحسین اسفندیار,امیرحسین اسفندیار والیبالیست,امیرحسین اسفندیار در پاریس بیوگرافی امیرحسین اسفندیار؛ بازیکنن حرفه ای والیبال ایران

تاریخ تولد: ۴ بهمن ۱۳۷۷

محل تولد: ایران، آمل

حرفه: بازیکن حرفه ای والیبال

قد: دو متر و ۹ سانتی متر

وزن: ۱۱۰ کیلوگرم

ادامه
ریکاردو ساپینتو,بیوگرافی ریکاردو ساپینتو,تصاویر ریکاردو ساپینتو بیوگرافی ریکاردو ساپینتو، بازیکن سابق و مربی فوتبال (+ تصاویر)

تاریخ تولد:۱۰ اکتبر ۱۹۷۲( ۱۸ مهر ۱۳۵۱)

محل تولد:پرتغال

حرفه:بازیکن و مربی فوتبال

وضعیت تاهل:متاهل

قد:۱٫۷۸ متر

ادامه
امین اسماعیل نژاد,بیوگرافی امین اسماعیل نژاد,زندگینامه امین اسماعیل نژاد بیوگرافی امین اسماعیل نژاد، فوق ستاره جدید والیبال آسیا و دنیا (+ تصاویر)

تاریخ تولد:۲۷ آذر ۱۳۷۵

محل تولد:ملکان تبریز

قد:۲۰٣ سانتیمتر

پیشه:ورزشکار( والیبالیست)

پست:پشت خط زن

ادامه
عکس های فرانسوا پینو,بیوگرافی فرانسوا پینو,بیوگرافی میلیارد معروف فرانسوا پینو زندگی نامه فرانسوا پینو؛ کارآفرین و بازرگان میلیاردر فرانسوی

تاریخ تولد: ۲۱ اوت ۱۹۳۶

محل تولد: کوت-دارمور، فرانسه

حرفه: کارآفرین و بازرگان فرانسوی

دارایی: ۱۵ میلیارد دلار

فرزندان: فرانسوا هنری پینو

ادامه
دوئین جانسون,فیلم های دوئین جانسون,زندگی نامه دوئین جانسون بیوگرافی دوئین جانسون معروفترین بازیگر هالیوود + عکس همسر و فرزندانش

تاریخ تولد: ۲ مه ۱۹۷۲

محل تولد: هیوارد، کالیفرنیا، ایالات متحده

حرفه: کشتی‌گیر حرفه‌ای، بازیگر و تهیه ‌کننده

قد: ۱۹۶ سانتی متر

وزن: ۲۶۰  پوند

ادامه
دیالوگ های ماندگار حامد بهداد,دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در فیلم سعادت آباد,دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش منصور خانه دختر

دیالوگ های ماندگار حامد بهداد حامد بهداد، فارغ التحصیل رشته بازیگری تئاتر میباشد و در کارنامه ی خود، کارهای بسیاری انجام داده است. گاهی اوقات یک بازیگر در سینما و تلویزیون به بیان دیالوگ بسیار زیبا و مفهومی می پردازد که از دیالوگ های ماندگار است و ملکه ذهن می شوند. در این مطلب از سرپوش با تعدادی از دیالوگ های ماندگار حامد بهداد آشنا می شوید. دیالوگ های ماندگار حامد بهداد حامد بهداد در شهر مشهد در تاریخ ۲۶ آبان ماه سال ۱۳۵۶ دیده به جهان گشود. محل سکونت او در دوران کودکی و نوجوانی، شهرهای مشهد، تهران و نیشابور است ولی مجددا به شهر مشهد در دوران دبیرستان برگشت. حامد بهداد، در دانشگاه آزاد اسلامی تهران در رشته تئاتر در مقطع کارشناسی بازیگری، فارغ التحصیل شده است. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش محسن- سعادت آباد: محسن:راستی چی بود تو وسط این دعواها و اینا حالت به هم خورده بود؟ یاسی:چه فرقی میکنه برای تو؟ اصلاپرسیدی من برای چی رفتم دکتر؟ محسن:خب دکتر رفتی دیگه آدم مگه دکتر نمیره! دکتر رفتی که رفتی، بعدشم تو فکر کردی من مثل اون مرتیکه دیوانم...! >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش منصور- خانه دختر: یه چیزایی رو هیچوقت به من نگو. هیچوقتِ هیچوقت. شاید تیریپ بی غیرتی بردارم ولی از توو داغون میشم. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش مسعود – آرایش غلیظ: تو اگه دلت میخواد رو تخت بخوابی و رو میز غذا بخوری منم دلم میخواد ویلا و پنت هاووس و BMW داشته باشم چون شما جاتونو رو زمین میندازین منو نفرست رو هوا. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش حامد- نارنجی پوش: لیلا:تبریک میگم. حامد:برای چی؟ لیلا:دادگاه رو بردی. حامد:کاشکی تو رو می بردم. دیالوگ های کوتاه حامد بهداد >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش حبیب- محاکمه در خیابان: هر روز خدا تا تموم بشه یه کرور آدم یا می بره بالا یا زمین می زنه، نه میشه گفت بیخیال نه میشه گفت به قول تو زنبور، نه میشه گفت بدش تعطیل خوبش باز، راستش تو عمرم دل اینکه خبر بد بدم نداشتم اما یه ورش رفیقمه یه ورشم خبر بد. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش داوود- زندگی جای دیگریست: من خیلی ها رو از مرگ نجات دادم، خیلی هام زیر دستم مردن. فکر میکردم مرگ برام عادی شده نگو مرگ دیگران برام عادی شده بود. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش فواد- روز سوم: تو مال من باش، من این لباسا رو آتش می زنم. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش بهرام- حس پنهان: آدمایی که چشماشون رو میدوزن و پائین رو نگاه میکنن و رو صورتشون هیچ لبخندی نیست، دارن از خودشون فرار میکنن. خوش بر و رویی اما ﺍﺯﺍﻭﻥ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﺖ ﺟﺴﺪﺕ ﺑﻮ گند ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ. همه ی موجودای زنده پس از مرگشون فاسد میشن و آدما قبل از مرگشون. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش حسین- نیمه شب اتفاق افتاد : زیبا:تو چیکارمی؟ شوهرمی؟ پدرمی؟ پسرمی؟ چرا باید بهت محل بذارم؟ حسین:من می خوام همش باشم! >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش عماد – دلخون: میدونی مثل چی میمونه؟ مثل این که ۱ جنگل آتیش گرفته و تو میخوای با ۱ فنجون آب خاموشش کنی. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش حامد – پله آخر: به هر حال خیلی کودکانست آدم هر جور دوست داره رفتار کنه در یک شغل اینقدر حرفه ای با یه عذرخواهی فکر کنه همه چیز تموم میشه. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش مهرداد – بوتیک: من تا الان فکر می کردم بهش گفته بودم خوب ویترین میزنی... نگفته بودم خوبم تار می زنی. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش حمید – آدمکش: مرده شور این زندگی رو ببرن. همه چی داری... خونه، ماشین، مستغلات، پول. عشق که نداری یعنی هیچی نداری. >> دیالوگ های ماندگار حامد بهداد در نقش حاج محسن- کیمیا و خاک: امیر:تعطیله حاج آقا حاج آقا:سلام علیکم، در حال حاضر که کل مملکت تعطیله دیالوگ های جذاب حامد بهداد >> فرزاد- چه خوبه که برگشتی: فرزاد:سی، چهل سال دیگه فکر نکنم از من باقی مونده باشه. کامبیز:سی، چهل سال با این شکم؟ برو بابا. فرزاد:هر چی، بیست سال، ده سال، بگو دو سال، دلم می خواد جانانه عاشق بشم، قلبم بزنه، گریه کنم، فریاد بکشم، محبنون بشم... کامبیز:عاشقی کیلو چنده مرد حسابی! گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش