دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰
۱۹:۲۶ - ۰۸ آذر ۱۴۰۰ کد خبر: ۱۴۰۰۰۹۰۷۱۴
چهره ها در سینما و تلویزیون

چرا سوسن پرور آرایش نمی‌کند؟/ رفتارِ زشتِ و زننده با او هنگام تست بازیگری

سوسن پرور,رفتارِ زشتِ و زننده با سوسن پرور در تست بازیگری
سوسن پرور در برنامه فریدون جیرانی ضمن تعریف‌کردن خاطره‌ای از سال‌های دور، هنگامی که برای دادن تست بازیگری به یک دفتر رفته بود، از علت این که عموما بدون آرایش دیده می‌شود، گفت.

به گزارش خبرآنلاین، سوسن پرور، بازیگر تلویزیون، سینما و تئاتر مهمان فریدون جیرانی در برنامه «کافه‌آپارات» شد.  

او در بخشی از این برنامه در مورد این که عموما بدون آرایش دیده می‌شود، چنین گفت: «من چندان به این موضوع فکر نکردم که بگذار آرایش نکنم چون این‌طوری می‌توانم خاص باشم! چیزی در من نجوشیده است. خاطرم هست در دوره دبیرستان، برای عبور از همان مسیری که همه می‌روند، با همان فرمول انجامش دادم ولی دیدم به نظر من کار احمقانه‌ای می‌رسد و جوابی برایش پیدا نکردم که چرا باید این کار را انجام دهم؟! من چرا باید فرم صورتم را از این که هست خارج کنم؟! (با خنده) راستش را هم بخواهم بگویم اصلا خوشگل نبود و احساس می‌کردم صمیمیت را از من می‌گیرد و من را از خودِ واقعی‌ام دور می‌کند و از خودم پرسیدم چرا باید این کار را انجام دهم وقتی با آن خوشحال نیستم؟!»  

پرور ادامه داد: «من متولد ۵۴‌ام و تا این جایی که آمده‌ام، آن‌قدر درد کشیده‌ام، آن‌قدر باور نشده‌ام و آن‌قدر بی‌جهت فریاد شنیده‌ام که جزو آرزوهایم این است که به جایی برسم، در حالی که انسان باقی مانده‌ام، به جایی برسم که بتوانم دست کسانی را که مستعدند بگیرم.»  

او با اشاره به خاطره سال‌های دور تست بازیگری دادنش، گفت: «من وقتی از آن دفترِ تست بازیگری بیرون آمدم خیلی گریه کردم. من دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها در رادیو پیام در تهران برنامه داشتم و به اراک می‌رفتم و می‌آمدم. وقتی برای تست دادن رفتم از آقایی که پشت میز بود پرسیدم چه قدر طول می‌کشد و کِی نوبتم می‌شود؟ چون می‌خواستم بلیت برگشت اراکم از بین نرود. گفتم می‌خواهم بروم شهرستان و او گفت (با صدای بلند) خانم برو ته صف، یک مشت شهرستانی! از شهرستان بلند شده‌ای آمده‌ای تست بدهی که چه؟! من رفتم و ته صف ایستادم، یک ساعت، دو ساعت، نمی‌دانستم بروم، نروم، گفتم من دیرم می‌شود، بلیت دارم، می‌خواهم بدانم بلیتم را کنسل کنم یا نه؟! گفت تو برو، تو اصلا فرض کن که آمدی و تست هم دادی، فکر کردی قبول می‌شوی؟! چیزی نگفتم و باز صبر کردم تا  نوبتم شد. در تستی که می‌دادیم خبر بدی را تلفنی می‌شنیدیم و باید ایفای نقش می‌کردیم و این با هندی‌کم ضبط می‌شد. وسط تست دیدم چراغ هندی‌کم خاموش است! پرسیدم چرا؟! گفت به تو چه؟! گفتم خب ضبط نمی‌شود! گفت تستِ آن که دلم بخواهد ضبط می‌شود و آن که دلم نخواهد ضبط نمی‌شود. تو کارت را بکن. فکر کن من با چه حالی رفتم اراک. آن‌قدر از این چیزها دارم که برایتان تعریف کنم. نه فقط من، خیلی‌ها از این چیزها دارند.» 

  • 18
  • 4
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
مطالب پیشنهادی,وبگردی
سیاوش یزدانی,بیوگرافی سیاوش یزدانی,زندگینامه سیاوش یزدانی بیوگرافی سیاوش یزدانی فوتبالیست مدافع میانی کشور (+ تصاویر)

متولد:۱۲ اسفند ۱۳۷۰

زادگاه: مشهد

پیشه: بازیکن فوتبال

پست: مدافع میانی/ دفاع چپ

مدرک تحصیلی: کارشناسی ارشد

قد: ۱۹۲ سانتیمتر

ادامه
علي مصفا همسر لیلا حاتمی,عکس پرتره علی مصفا,بیوگرافی علی مصفا بیوگرافی علی مصفا و ماجرای ازدواجش (+ تصاویر خانوادگی)

نام خانوادگی:مصفا

تاریخ تولد:۱۱/۹/۱۳۴۵

فعالیت:در بخش های کارگردان، دستیار کارگردان، نویسنده، بازیگر، تهیه کننده.

مدرک تحصیلی:فارغ التحصیل عمران

نام همسر:لیلا حاتمی

ادامه
زهره کودایی,بیوگرافی زهره کودایی,زندگینامه زهره کودایی بیوگرافی زهره کودایی، گلر تیم ملی فوتبال زنان (+ تصاویر )

متولد:۳ آذر ۱۳۶۸

زادگاه:خوزستان

زمینه فعالیت:ورزش فوتبال

پیشه:دروازه بان فوتبال

ملیت:ایرانی

ادامه
افتخارات یوسف نوری,تحصیلات یوسف نوری,سوابق علمی و پژوهشی یوسف نوری بیوگرافی یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش کشور (+ تصاویر)

زاده:۱۳۴۰

زادگاه:ایلام

ملیت:ایرانی

سمت:سیاست مدار و مدیر اجرایی

دین:اسلام

ادامه
حضرت شیث,بیوگرافی حضرت شیث,زندگینامه حضرت شیث بیوگرافی حضرت شیث، فرزند حضرت آدم علیه السلام

پدر:آدم

مادر:حوا

کنیه:هبة الله

سن:بیش از ۹۰۰ سال

محل دفن:کوه ابوقبیس

ادامه
عنصری بلخی,زندگینامه عنصری بلخی,آثار ابوالقاسم حسن عنصری بلخی زندگینامه عنصری بلخی (ملک الشعرا) و آثار او

نام:ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی

لقب:عنصری بلخی

زاده:۳۵۰ هجری قمری

زادگاه:بلخ

سمت:شاعر پارسی گوی بلخ

وفات:۴۳۱ هجری قمری

ادامه
ابومعشر بلخی,بیوگرافی ابومعشر بلخی,زندگینامه ابومعشر بلخی زندگینامه ابو معشر بلخی بهمراه فعالیت هایش

زادگاه:بلخ

سمت:منجم ایرانی

دوره:خلافت المعتز بالله تا خلافت معتمد رییس منجمان بغداد

ملیت:ایرانی

وفات:واسط

ادامه
تریپل اچ,بیوگرافی تریپل اچ,زندگینامه تریپل اچ بیوگرافی تریپل اچ قهرمان کمربند wwe سنگین‌وزن جهان (+ تصاویر)

زاده:۲۷ ژوئیهٔ ۱۹۶۹

زادگاه:Nashua, New Hampshire

پیشه:کشتی گیر حرفه ای آمریکایی

ملیت:آمریکایی

قد:۱۹۳ سانتیمتر

ادامه
فعالیت های صالح حردانی,صالح حردانی تیم ملی,صالح حردانی و برادرش بیوگرافی صالح حردانی فوتبالیست دفاع راست کشور (+ تصاویر)

زاده:۲۴ شهریور ۱۳۷۷

زادگاه:دیشموک

ملیت:ایرانی

پیشه:فوتبالیست

قد:۱۷۶ سانتی متر

ادامه
جملات زیبای کتاب شازده کوچولو,کتاب شازده کوچولو,متن شازده کوچولو

دیالوگ هایی از شازده کوچولو شازده کوچولو به خاطر برخورداری از یک شخصیت داستانی فوق العاده برای بزرگسالان، بیشتر از کودکان، جذابیت دارد. دیالوگ های بین شازده کوچولو و روباه در نزد بزرگسالان، محبوب دارد؛ به این طریق که زندگی شخصی خود را با استفاده از این دیالوگ ها بهبود می دهند. جملات و دیالوگ هایی از شازده کوچولو در بین انواع رمان های تخیلی قوی می توان به شازده کوچولو زا اشاره کرد. درواقع نویسنده شازده کوچولو که آنتوان دو سنت اگزوپری نام دارد به عنوان نویسنده ای توانمند شناخته میشود که توانسته کتاب بسیار بی نظیر و با متن غنی و پر بار بنویسد که بیشتر مخاطبان را به خود جذب کرده است و مخاطبان از این کتان به عنوان یک اثر هنری بی نظیر یاد می کنند. دیالوگ های بین شازده کوچولو و روباه به دیالوگ هایی اطلاق میشود که انسان از آن ها درس زندگی میگیرد و وقتی که آن ها را می خواند نسبت به زندگی اش از درک بیشتری برخوردار میشود. >> شازده کوچولو:از کجا بدونم که کسی واسم مهمه و بهش وابسته شدم؟ روباه:وقتی که از زندگیت رفت. تا زمانی که توی زندگیته، متوجه اش نمیشی. >> شازده کوچولو گفت:شوخی چیه؟ روباه گفت همونی که آدم ها حرف دلشون را به همدیگه میزنن! >> شازده کوچولو:چطور میشه فهمید که یک جامعه متمدن شده: روباه:وقتی که شعار دادن اون جامعه جای خودش رو به شعور بده! >> شازده کوچولو پرسید:دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟ روباه جواب داد:کدوم یکی برای پرنده مهمتره ؟ بال چپ یا بال راست؟! >> شازده کوچولو به روباه:سلام، با من بازی می کنی؟ روباه:من نمیتونم باهات بازی کنم آخه من که اهلی نیستم! جملات و دیالوگ هایی از شازده کوچولو >> شازده کوچولو:از این بدتر که اومدنت واسه کسی خوش‌حالی نمیاره چی میتونه باشه؟ روباه:این که بری و کسی نفهمه که رفتی. >> شازده کوچولو:کی بفهمم که یکی خیلی میفهمه و یکی اصلاً نمیفهمه؟ روباه:اونی که میفهمه بیشتر ساکته و اونی که نمیفهمه دهنش همیشه بازه. >> شازده کوچولو پرسید:غم انگیزتر از این که بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟ روباه گفت:بری و کسی متوجه نشه! >> شازده کوچولو:چرا بعضی وقتا احساس میکنی که خیلی پوچی؟ روباه:چون آدمایی دورت هستن که پوچن. وقتی کنار آدمای پوچ باشی، خودتم پوچ میشی! >> شازده کوچولو پرسید:کی اوضاع بهتر میشه؟ روباه گفت:از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره >> شازده کوچولو:خجالت آوره که دو نفر عاشق همدیگه میشن اما اونا خیلی جوونن و نمی تونن معنی عشق را بفهمن. منم هنوز خیلی جوونم که بتونم عاشقش بشم. >> شازده کوچولو از گل پرسید:آدم ها کجایند؟ گل گفت:باد به اینور و آنورشان می برد این بی ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده >> شازده کوچولو:تو سواد داری؟ روباه گفت:سواد مال آدماست من شعور دارم >> شازده کوچولو:کی میتونم از همه ی اشتباهاتم آگاه بشم؟ روباه:به جای اینکه از دوستات بخوای نقاط ضعفت رو بگن، به سراغ دشمنات برو و حرفای اونا رو گوش کن. اونا توی گفتن نقاط ضعفت خیلی مهارت دارن. >> شازده کوچولو:چه وقتی میتونم دشمنم رو خیلی ناراحت کنم؟ روباه:وقتی خودت خوشحال باشی؛ دشمنت از همیشه ناراحت تره! این ناراحتی تو هست که دشمنت رو خوشحال میکنه! جملاتی از شازده کوچولو گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش