پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲
۱۹:۱۳ - ۱۵ آذر ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۹۰۹۲۶
چهره ها در سینما و تلویزیون

در ماجرای فوت بیتا فرهی کسی مقصر بود؟/ مهسا قریشی: پزشکان معالجش در فرانسه بهت زده شدند او به این زودی رفتنی نبود

بیتا فرهی,مقصران فوت بیتا فرهی
دختر بیتا فرهی درخصوص مرگ مادرش صحبت کرد.

به گزارش خبرآنلاین، دختر بیتا فرهی گفت: در روزهای پایانی وضعیت ریه رو به بهبود رفته بود که صبح روز ۴ آذر گفتند که او خونریزی داخلی کرده است! با این حال همچنان حرف می‌زد و هوشیار بود.

مهسا قریشی متنش را که اینگونه آغاز کرده است: "با قلبی آکنده از درد و سوگ می‌نویسم؛

‌غم از دست دادن مادر به ‌خودی خود غم بزرگی‌ست اما وقتی این سوگ با سوالاتی بی‌پاسخ نیز همراه شود بهت و اندوه مرا دوچندان می‌کند و ای کاش برای سوالاتم جوابی داشتم.

مادرم، سال‌ها درگیر یک بیماری قلبی و ریوی بود. اما این بیماری کنترل شده بود و مادر بدون مشکل زندگی می‌کرد. در طول سال‌های بیماری‌اش با توجه به کنترل شدن آن، بیتا فرهی در چندین فیلم و سریال به ایفای نقش پرداخت و به جرات می‌نویسم که هیچ‌کس متوجه بیماری او نشد. حتی بسیاری از دوستان و همکاران مادرم از بیماری او مطلع نشدند چرا که او در وضعیتی کاملاً عادی قرار داشت و مثل تمامی انسان‌ها به زندگی روزمره‌اش مشغول بود.

مادرم حدوداً یک سال پیش ما در پاریس اقامت داشت و تحت آزمایشات کامل پزشکی بود. اما تمایل زیادی داشت به خانه‌اش و ایران برگردد، بنابراین با تایید پزشک‌اش در فرانسه اجازه پرواز گرفت و ۶ آبان‌ماه به ایران برگشت. پیش از سفر حالش خوب بود و در شرایط جسمانی عادی به ایران سفر کرد و تمام آزمایشات شرایط پایدارش را تایید می‌کند. "

مهسا قریشی در بخش دیگری از این یادداشت مراحل درمان مادرش را اینگونه شرح می دهد: "مادرم دو روز پس از رسیدن به ایران دچار عفونت ریه و به اورژانس بیمارستان منتقل شد و سپس با اکسیژن پایین و دی اکسیدکربن بالا به ای سی یو رفت و دو روز بعد در اوج بیماری برای یک نصفه روز از ای سی یو به بخش منتقل شد و سپس به دلیل اصرار مادر برای ترخیص از بیمارستان، در کمال ناباوری از آنجا مرخص شد! همراهان مادر اعتراض کردند و پاسخ این بود که حق بیمار است که نظر بدهد!

مادرم در شرایط نامساعد با آمبولانس به منزل منتقل شد و سه روز بعد با حالی وخیم‌تر مجددا به بیمارستان و بخش مراقبت‌های ویژه برگشت. سوالم این است که بیمار با عفونت ریه کنترل نشده به چه علت باید به منزل منتقل شود؟ آیا این ضمانت وجود دارد که وضعیت او در منزل تهدید کننده نشود و حیاتش به خطر نیفتد؟ سوال من این است که این بیمار است که باید راجع به ترخیص تصمیم بگیرد یا پزشک؟ روند انتقال مکرر مادرم از بخشی به بخش دیگر در بیمارستان مدام تکرار می‌شد. چند روز آی سی یو بعد سی سی یو و در حالی که هنوز عفونت و مشکلات دیگر سرجایشان بود.

همزمان به تعدادی از دوستان پزشک مادرم که پزشک‌های معالجش نیز بودند، زنگ زدم و از آنها خواهش کردم که او را ویزیت کنند، آنها نپذیرفتند. درخواست کردیم یک گروه پزشکی برای هم‌فکری تشکیل شود تا روند درمان تغییر کند اما این اتفاق هم نیفتاد. آنچه اندوه و افسوس من را بیشتر می‌کند این است که مادرم رفتنی نبود. او بیمار بود اما پیش از سفر به ایران توسط پزشکان در فرانسه مکرر چکاب می‌شد.

در روزهای پایانی وضعیت ریه رو به بهبود رفته بود که صبح روز ۴ آذرماه گفتند که او خونریزی داخلی کرده است! با این حال همچنان حرف می‌زد و هوشیار بود. بیتا فرهی وضعیت پایداری داشت. او با پای خودش به ایران آمد اما از دنیا رفت و پزشکان معالجش در فرانسه بهت زده هستند. او به این زودی رفتنی نبود.

مهسا قریشی یادداشت‌اش را اینگونه به پایان برده است: نه تنها من بلکه تعدادی از همکاران، اعضای خانواده و دوستان نزدیک مادرم که در این مدت بی‌وقفه در کنارش بودند، همچنان نمی‌دانیم که دقیقا چه اتفاقی برای مادر افتاده است چرا با چنین سرعتی؟ آیا روند درمان مادر به درستی انجام شد؟ چرا عفونت ریه او در طول سه هفته کنترل نشد؟ چرا به ناگاه دچار خونریزی داخلی شد و با چنین سرعتی از پا درآمد! و من پاسخ این پرسش را از چه کسی بگیرم که چرا مادرم در یک وضعیت پایدار جسمانی، با پاهای خودش به این سفر آمد و بر اثر یک عفونت ریوی قابل کنترل در ۶۵ سالگی از دنیا رفت.

  • 10
  • 2
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
یزدگرد سوم زندگینامه یزدگرد سوم؛ آخرین پادشاه حکومت ساسانی

تاریخ تولد: ۶۲۴ میلادی

محل تولد: استخر، ایران شهر

سلطنت: ۶۳۲ – ۶۵۱ میلادی

خاندان: ساسانی

پدر: پسر شهریار

جانشین: مرگ او همراه با نابودی حکومت ساسانی بود

ادامه
فابیو کاپلو بیوگرافی فابیو کاپلو؛ اسطوره فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۸ ژوئن ۱۹۴۶

محل تولد: سن کانزیان دیسونزو، ایتالیا

لقب: دن فابیو

حرفه: فوتبالیست پیشین و سرمربی 

پست: هافبک پیشین و مربی 

آغاز فعالیت: ۱۹۶۴ تاکنون

ادامه
ارنست رادرفورد زندگینامه ارنست رادرفورد؛ نابغه‌ای که اتم را دگرگون کرد

تاریخ تولد: ۳۰ اوت ۱۸۷۱

محل تولد: حومه برایت‌واتر شهر نلسون، ساحل شمالی جزیره جنوبی، نیوزیلند

ملیت: بریتانیایی

حرفه: فیزیک دان، استاد دانشگاه

محل تحصیل: دانشگاه کانتربوری، دانشگاه کمبریج

درگذشت: ۱۹ اکتبر ۱۹۳۷

ادامه
مجتبی حیدرپور بیوگرافی مجتبی حیدرپور هندبالیست تیم ملی ایران

تاریخ تولد: ۲۹ شهریور ۱۱۳۶۷

محل تولد: سرخس

حرفه: هندبالیست

پست: گوشه چپ

باشگاه کنونی: سپاهان

قد: ۱ متر ۸۰ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش