جمعه ۰۴ اسفند ۱۴۰۲
۱۰:۵۵ - ۱۹ آبان ۱۳۹۵ کد خبر: ۹۵۰۸۰۰۶۰۱
چهره ها در سینما و تلویزیون

علیرضا جعفری؛ فرفریِ خوش سر و زبان

وقتی اولین قدم‌های بازیگری را بر‌می‌داشت، همه او را به اسم برادرزاده امیر جعفری، می‌شناختند. پسر بچه‌ بانمک و خوش سر و زبانی که با موهای فرفری در نقش‌ها خوش می‌درخشید...

روزنامه همشهری، وقتی اولین قدم‌های بازیگری را بر‌می‌داشت، همه او را به اسم برادرزاده امیر جعفری، می‌شناختند. پسر بچه‌ بانمک و خوش سر و زبانی که با موهای فرفری در نقش‌ها خوش می‌درخشید. آمار بازی او در رده سنی هفت تا ۱۵ سال، آمار جالبی است؛ به‌طوری که او طی این مدت در ۳۰ پروژه سینمایی- تلویزیونی نقش‌آفرینی کرده است. شاید یکی از زیباترین بازی‌های او، بازی اش در مهمان مامان باشد. 

علیرضا جعفری

بازی‌اش نشان می‌دهد كه می‌توان در انتظار روزهای خوبی برای او بود؛  چرا که بازی خوب و تاثیر‌گذاری  در دو اپیزود از این سریال داشته است. همین بازتاب خوب بازی‌اش بهانه‌ای شد تا با «علیرضا جعفری» همراه شویم و از چند و چون شکل‌گیری شخصیت داوود بیشتر بدانیم.

شما  به عنوان بازیگر، حضور در مدیوم‌های مختلف را تجربه کرده‌اید، از کار جدی  تا کمدی. دلیل‌تان برای انتخاب این نقش‌های متفاوت چیست؛ چون نقش‌تان در سریال «چرخ و فلک» بسیار متفاوت از دیگر نقش‌های‌تان است؟ 

هر بازیگری دنبال اصل بازیگری است؛ یعنی احترام گذاشتن به خود و آن نقشی که می‌خواهد بازی کند. اگر نقش حرفی برای گفتن داشته باشد، برایم با ارزش است؛ یعنی شخصیت حداقل نماینده یک قشر از جامعه باشد که من بتوانم خوب بشناسم. دوست دارم این نکته را حتما بنویسید که خانم مژگان خالقی انتخاب بازیگران و بهرام عظیم‌پور کارگردان، به من اعتماد کرده و نقش داوود را به من سپردند. این نقش را در کارنامه‌ام نداشتم. بعد از کمدی ناموفق «آقا و خانم سنگی» پیشنهاد بازی در سریال «چرخ و فلک» داده شد. این موقعیت خوبی برای تغییر فضا بود که با هدایت خانم خالقی و آقای عظیم‌پور نقش در آمد.

سریال «چرخ و فلک» مجموعه داستان‌های واقعی و به قول معروف پندآموزی را به نمایش می‌گذارد. درباره چگونگی شکل‌گیری شخصیت داوود که نان‌آور خانواده است بگویید؟ 

همه عوامل در خدمت یک هدف مشخص و معین بودند، یعنی هدف‌گذاری کار مشخص بود. از سوی دیگر همه اینها تحت نظر هدایت درست کارگردان بود. پیمان معادی جمله زیبایی می‌گوید:« بازیگر نباید خودش را گول بزند، بازیگر حتی در بدترین فیلم باشد و بهترین بازی‌‌اش را ارائه کند، باز هم به چشم نمی‌آید»؛ یعنی بازیگر نمی‌تواند خودش را گول بزند که من در فیلم بد، خوب بازی کردم. در سریال «چرخ و فلک» همه در خدمت گروه بودند و کسی کار اضافه انجام نمی‌داد. داوود هم شخصیتی بود که می‌شناختم و در اطراف خود دیده بودم.

او پدر ندارد؛ از قشر ضعیف جامعه است و دنبال لقمه‌ای نان برای خود و خانواده. در بازی سعی کردم در نگاه و چشمانم معصومیت، مظلومیت، دوگانگی و سر دو راهی ماندن را نشان دهم. البته گریم هم خیلی به درآمدن نقش کمک کرد.  برای مثال موهایم مال خودم نبود  و سرم را تراشیدند و کچل کردند. موها و ریشم را زدند تا سنم پایین‌تر به نظر بیاید. سعی کردم این شخصیت را با تاکید بر نگاه و چشمانم در بیاورم.

فکر می‌کنم بازخورد خوبی از بازی‌تان گرفتید. 

آدم بلند پروازی نیستم، اما آدم‌هایی که تعارف ندارند از بازی‌ام بدشان نیامده بود. بعضی‌ها از کارم خوش‌شان آمد و تعریف کردند. امیدوارم نظر واقعی‌شان باشد. با وجود اینکه در دو اپیزود بازی داشتم خدا را شکر همه راضی بودند.

علیرضا جعفری

نخستین تجربه کاری با بهرام عظیم‌پور چطور بود؟ 

کارگردان با تجربه‌ای است‌. همکاری لذت‌بخشی بود. تلویزیون ما  نیازمند افرادی مانند عظیم‌پور است؛ افرادی که سال‌ها مفاهیم آکادمی‌ و تئوری را کنار هم جمع کرده و اجرا کردند. او مشاور خیلی از کارگردان‌ها مانند ابراهیم حاتمی‌کیا و مخملباف بوده است. او تحصیلکرده و یک هنرمند به تمام معناست. خیلی خوب از همه هنرها مانند نور، رنگ و نقاشی سر رشته دارد. بدون اینکه کوچک‌ترین کاری کند تا کارگردانی‌اش دیده شود همه چیز را در اختیار گروه می‌گذارد. در پشت صحنه هم وجودش سبب قوت قلب برای من و اعضای گروه بود. بدون هیچ تنش و فشاری کار می‌کردیم. اگر سه یا چهار نفر باشند که بخواهم دوباره با آنها کار کنم قطعا یکی از آنها بهرام عظیم‌پور است.

هر بازیگری علاقه دارد کارش دیده شود و نقش پر رنگی در یک اثر نمایشی داشته باشد. وقتی پیشنهاد بازی در سریال اپیزودیک «چرخ و فلک» را دادند که تنها در دو قسمتش کار داشتید، به کوتاهی نقش فکر کردید... 

یاد گرفته‌ام پله پله بالا بروم. توقع بی‌جا از خودم ندارم. درباره استعدادها و توانایی‌هایم  واقع‌بین هستم. به دلیل همین خصیصه نقش اصلی دو اپیزود از سریال فرصت خوبی بود تا خودم را محک بزنم. خدا را شکر تجربه خوبی بود.

استعداد بازیگری در خانواده‌تان ارثی است؛ از متهم گریخت که خیلی کوچک بودید و دیده شدید تاکنون با بازی در دو اپیزود یک سریال بازی درخشان ارائه دادید. قبول دارید که حتی اگر در نقش کوتاه هم با عشق بازی کنید، دیده می‌شوید؟ 

اعتقادی ندارم؛ به نظرم بیشتر از اینکه با عشق بازی کنم، عوامل پشت دوربین که بازیگر را هدایت می‌کنند، برایم اهمیت دارند. دقیقا مثل یک ارکستر سمفونیک است. شما  گیتاریست خیلی با استعدادی را انتخاب کنید، اما  اگر او خارج از سمفونی بزند،  کار را خراب می‌کند. گروه سریال‌ساز هم  این گونه است. در هر اثری که بازی کرده‌ام سعی کردم در خدمت تیم باشم بدون اینکه بخواهم خودم را نشان دهم. یک سری بازیگران را می‌شناسم که حرص دیده شدن دارند که بد نیست، اما خدا را شکر این حرص را ندارم. زمانی هم که مقابل دوربین عظیم‌پور بازی کردم گفتم که اگر خارج بازی کردم،  من را کنترل کنند که همین گونه بود و بازی خوبی که می‌بینید، دلیل راهنمایی کارگردان است. کارهایی بوده که من با تمام وجود بازی کردم، اما از نتیجه‌شان راضی نبودم. بنابراین فقط بازیگر نیست.

مثال بزنم که نوید محمد‌زاده در «ابد و یک روز» درخشید اما این ۵۰ یا ۶۰  در صد خودش، خلاقیت و سال‌های تجربه تئاتری‌اش بود و از حق نگذریم بخشی هم حاصل تاثیرگذاری فیلمنامه و هدایت درست سعید روستایی بود. صادقانه بگویم که بازی پریناز ایزدیار جزو علاقه‌مندی‌هایم نبود، اما وقتی که بازی‌اش را در این فیلم دیدم ترغیب شدم کارهایش را دنبال کنم. بازیگر علاوه بر استعداد به قرار گرفتن در شرایط مناسب نیاز دارد. در واقع باید درست هدایت شود تا استعدادش فرصت بروز پیدا كند.

چقدر در تغییر و تحول کاراکترتان نقش داشتید؟ مثلا جایی نبود که با بعضی رفتارهای شخصیت که در فیلمنامه تعریف شده بود، مشکل پیدا کنید؟ 

مردم ما باهوش هستند. نباید شعار بدهیم و چیزی را به‌اصطلاح توی چشم بیاوریم‌. اکنون با توجه به گسترش شبکه‌های تلویزیونی کافی است که شما شعار بدهید، مخاطب تعارف ندارد و کانال را عوض می‌کند. مظلومیت خاص شخصیت داوود برایم مهم بود که به چشم می‌آمد. البته سعی کردم در بازی اندکی نرمش کنم. خدا را شکر کارگردان با من هم عقیده بود و بدون دادن شعار و تو چشم بودن این را در نقش لحاظ کردیم.

چه حسی دارید وقتی می‌بینید مردم با کار و بازی‌تان ارتباط برقرار کردند؟ 

تصور نمی‌کردم اینقدر بازی‌ام بازتاب داشته باشد. فکر می‌کردم پخش می‌شود و می‌گذرد، اما همان شبی که پخش شد از طریق فضای مجازی و پیامک واکنش‌های خوب و عجیی گرفتم. تصور می‌کردم مردم با تلویزیون قهر هستند و تلویزیون نمی‌بینند. خوشبختانه بازتاب‌ها این گونه بود که همه پای تلویزیون نشسته‌اند و کار را دیدند و این بازتاب نشان دهنده اثری قوی بود. هر چیزی برای ما یک نشانه، پیام و حرف است. وقتی بیننده یک آنونس از بازیگران خوب می‌بیند ترغیب می‌شود آن سریال را دنبال کند. سریال «چرخ و فلک» از یک سری استاندارد‌ها بر‌خوردار است که در این چند وقته تلویزیون بهره‌مند نبود. خیلی امیدوارم که روز به روز این تولیدات بیشتر شود و تلویزیون به روز‌های اوج خود بر گردد و با آدم‌های کار بلد و درست و آزادانه‌تر کار کنند. مثلا سریال «میوه ممنوعه» حسن فتحی ۹۰ درصد بیننده داشت و اگر «شهرزاد» از تلویزیون پخش شود هم مخاطبان بسیاری خواهد داشت؛ چون نه تنها به نفع خود مدیران است بلکه به نفع همه است که مورد تحسین مردم قرار می‌گیرند. به نفع بازرگانی تلویزیون و بخش اقتصادی هم هست. امیدوارم اوضاع تلویزیون بهتر شود.

علیرضا جعفری

اگر روزی بازیگری را کنار بگذارید چه کاری انجام می‌دهید؟ 

خیلی مغز اقتصادی ندارم قطعا در همین سینما کار می‌کنم، شاید روزی به سرم زد فیلمی ‌بسازم یا سراغ کارهای دیگر سینما بروم. اگر هم در سینما نتوانستم کار کنم مجبورم مانند دیگر دوستان هنرمندم کافه یا رستوران بزنم.

چقدر اهل شبکه‌های اجتماعی هستید؟ 

خیلی زیاد. اینستاگرام و تلگرام دارم. اخبار سایت‌های خبری را پیگیری می‌کنم.

فضای مجازی را برای هنرمندان و افراد مشهور فرصت می‌دانید یا تهدید ؟ 

من مانند دیگر هنرمندان کامنت دریافت نمی‌کنم. به عنوان یک مخاطب بگویم که در تمام دنیا فضای مجازی هم می‌تواند فرصت باشد و هم تهدید؛ یعنی بستگی به شخصیت  و رفتار آن هنرمند دارد که چطور با فضای مجازی برخورد کند.

اگر سوالی را جا انداختم، شما درباره‌اش توضیح بدهید. 

بازی در سریال«چرخ و فلک» تجربه لذت بخشی بود. مدت‌ها بود این حس خوب را تجربه نکرده بودم که از بازی‌ام تعریف شده  و درباره‌اش تخصصی اظهار نظر کنند. برای من که ابتدای راه هستم جای خوشحالی دارد. خیلی علاقه‌ای به اینکه روی جلد روزنامه‌ها باشم یا اسمم خیلی جاها باشد، ندارم. برای اکران فیلم‌ها دعوت می‌شوم و نمی‌روم چون فکر می‌کنم هنوز وقتش نشده که در این مراسم حضور پیدا کنم. بعد از ۱۰،۱۲ سال بازی جلوی دوربین هنوز در حال یاد‌گیری هستم. امیدوارم سینما بی‌رحم نباشد و آنهایی را که تلاش می‌کنند و کمی ‌هم استعداد دارند ببیند و جذب کند.

از روندی که در این همه سال بازیگری پشت سر گذاشته‌اید، راضی هستید؟ 

من کوچک‌ترین عضو این حرفه و در حال یاد‌گیری هستم. در کارگاه‌ها شرکت می‌کنم. با اشتیاق فیلم می‌بینم و کتاب می‌خوانم. خیلی زود است که بگویم اشتباه کرده‌ام یا مسیر را درست رفته‌ام. بزرگانی چون پرویز پرستویی، فرهاد اصلانی، امیر جعفری و... می‌توانند درباره اشتباهات‌شان صحبت کنند . فقط سعی می‌کنم خطای فاحش نکنم تا ببینم درآینده چه اتفاقی خواهد افتاد.

علیرضا جعفری

اکنون از جایگاهی که قرار دارید راضی هستید یا فکر می‌کنید هنوز بخشی از توانایی‌تان را به نمایش نگذاشته‌اید؟ 

خدا را شکر راضی هستم. البته هر بازیگری این فکر را می‌کند. شاید بی‌استعداد‌ترین آدم این حرفه  به خودش بگوید كه باید جایی باشد که استعدادهایم را نشان دهم و پر بی‌راه  هم نمی‌گوید. آدم‌هایی از نظر ما بی استعداد بودند و ناگهان با یک کار درخشیدند. من هم مانند همه افرادی که در این حرفه کار می‌کنند دوست دارم مدیوم سینما را بیشتر از این تجربه کنم، نقش خوب را بیشتر از این تجربه کنم. با آدم‌های کار درست همکاری داشته باشم.

خیلی راه دارم‌. همه این مسائل به من بر‌نمی‌گردد و بخشی از آن به تقدیری بر می‌گردد که قرار است اتفاق بیفتد. من به شخصه به شانس اعتقاد دارم. خیلی راه در پیش دارم و سعی می‌کنم از موقعیت‌هایی که برایم پیش می‌آید مانند سریال «چرخ و فلک» استفاده کنم.

  • 16
  • 4
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش