یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
۲۰:۱۹ - ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۱۰۳۱۶۸
چهره ها در سینما و تلویزیون

درس هایی از «درخت» یوجینو باربا

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران,یوجینو باربا

 آمدن یوجینو باربا، یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان امروز دنیا به تهران، به تعبیری شاید بزرگ‌ترین رویداد تئاتری در سال ٩٥ باشد. این آمدن همراه با تحرکات و دگرگونی‌هایی است که باید پیامدش را در سال‌های آتی تماشا کنیم. او کارگردانی تجربی است که ما را متوجه نداشته‌های بسیارمان کرد و به بیانی  غیرمستقیم چراغ سبز را برای رهیافت‌های درست تئاتری برایمان روشن کرد.

 

زبان بدن

به هر تقدیر او مرد بزرگی است و از شاگردان بنام یرژی گروتفسکی است که توانسته در پنجاه‌وچند سال فعالیت هنری (از ١٩٦٢م) در نروژ و بعد دانمارک گروه اودین را راه‌اندازی کند. او ایتالیایی است اما در مقام یک مهاجر به نقاط دیگر اروپا می‌رود و ندانستگی‌های زبانی و کلامی او را به‌سوی تجربه‌های دیگری می‌برد که نمود و نشانه‌هایش را در نمایش درخت هم می‌بینیم که به عبارتی یک نمایش بینافرهنگی و چندزبانی است که در آن زبان‌های مختلف شنیده می‌شود؛ مثل هندی، ایتالیایی، انگلیسی و... و از همه مهم‌تر شاید زبان بدن باشد که بیشترین تأثیر را می‌گذارد و بهترین ارتباط را با همگان به‌دور از اختلافات زبانی و فرهنگی برقرار می‌کند.

 

این شاید درس اولش باشد که نمایشش به زبان تصویری با تکیه بر بیان بدنی ساخته و پرداخته شده است. زبانی که با دیدن نمود عینی می‌یابد و تقریبا نیز با تعابیر نزدیک به هم درک و دریافت خواهد شد و در آن هدف ارتباطی سریع و آنی است که بشود اتفاقات و رویدادهای پیرامونی را کنش‌مندانه ارائه کرد بی‌آنکه زبان کلامی در آن نقشی داشته باشد.

 

بینافرهنگی

هرچند در اجرای درخت، چندزبانی‌شدن نیز دلالت‌های دیگری را برایمان روایت می‌کرد که این دیگر منجر به ارتباط فرهنگی خواهد شد، چنانچه داستان اصلی از آفریقا و داستان فرعی از اروپا بود؛ اما راویان این قصه از هند و اروپا بودند و هریک به زبان مادری‌شان به‌علاوه زبان مشترک جهانی (انگلیسی) سعی می‌کردند اتفاقات را سمت‌و‌سو بدهند و این همان لحن و بیان بینافرهنگی است که در حال دورزدن نفرین بابل است که در آن خداوند امر کرده که انسان‌های نافرمانبردار، به روزگاری بیفتند که هیچ قومی زبان قوم دیگر را نفهمد؛ اما در اینجا نوعی کاربلدی فرهنگی در جریان است که وجوه مشترکی برای فهم یک درام و وضعیت مشترک در یک کشور دیگر (و شاید کشورهای دیگر) آزموده می‌شود؛ بنابراین انسان موجودی است که می‌تواند فرافرهنگی به نظر ‌آید و با وجوه مشترکش خود را به دیگران بفهماند.

 

 هدف تئاتر نیز فهماندن انسان به انسان است و باید رویکردی فرهنگی با وجوه مشترکش چنین فضایی تدارک ببیند که باربا به لحن و بیان درست و آشکاری برای چنین منظوری رسیده و این درس دوم اوست که می‌تواند سکوی پرتابی برای ایجاد گستره‌های فرهنگی و هنری در فضای تئاتری ما باشد.

 

آیین

سومین درسش همانا برگزاری و ایجاد آیین در دل نمایش درخت است؛ انگار که ما به تماشای یک آیین می‌روییم یا میهمانانی هستیم که باید در یک مراسم ویژه شرکت کنیم. هریک از تماشاگران شماره در دست دارند و از سالن انتظار حافظ دور می‌شوند و در یک خیمه و چادر بزرگ پا می‌نهند، در آنجا یوجینو باربا میزبان و میهمانداری است که با سلام و ادای احترام تک‌تک تماشاگران را راهنمایی می‌کند که سر جای مورد نظرشان بنشینند. دو سوی تالار یا خیمه‌گاه که چندان هم بزرگ نیست، نیمکت‌هایی گذاشته‌اند که تقریبا نرم و راحت هم هستند و باید همه در کنار هم در دو ردیف مقابل هم بنشینند. برای ٩٦ نفر هم جا در نظر گرفته شده است. پیش از آغاز باربا ضمن سلام و خوشامد از تماشاگران می‌خواهد موبایل‌هایشان را خاموش کنند و اگر حتی یک نفر از تماشاگران بخواهد عکس یا فیلم بگیرد، سریع بازیگران دستگاهش را خواهند گرفت و بلافاصله اجرا قطع خواهد شد.

 

 

با ضرس قاطع بر قطع‌شدن اجرا تأکید می‌کند و این راسخ‌بودن و صلابت حضور است که در قراردادی قرص و محکم منجر به تمرکزی چندبرابری خواهد شد. در این آیین یا تئاتر، سهم‌خواهی تماشاگر یا مشارکت او نیز در نظر گرفته شده است که در جاهایی با سر فروکردن در پارچه‌هایی سفید وارد ماجرا شده و جزئی از سوگواران خواهند شد. این‌هم از آن نکاتی است که به وجوه شهودی ارتباط می‌افزاید و در واقع در آیین هم همواره به‌دنبال ایجاد وجه شهودی خواهند رفت که انسان را در اتصال با حقیقت و متافیزیک متوجه درونیات نابش خواهند کرد.

 

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران,یوجینو باربا

این نمایش نیز بیشتر از عقلی‌بودن و حسی‌بودن، یک نمایش شهودی است و متادرام‌بودن آن بسیار عیان است، چون انسان به ضابطه روح و روانش است که در این میدان یکه‌تازی می‌کند؛ بنابراین در این روزگار فوق مدرن اروپا، باربا نقبی به گذشته و سنت‌های آیینی انسان زده است و یک‌ بار دیگر مراسم قصه‌گویی را برایمان آشکار می‌کند که در این نمایش بازیگران نقش راویان متعدد درخت را بازی می‌کنند که هریک به لحن و گونه خودش حضورش را بر ما آشکار خواهد کرد. روایت- بازی، ساختار نمایش است که درست مانند نمایش‌های شرقی است که در اینجا همه کلیت اجرا چنین پیش خواهد رفت.

 

قصه‌گویی

آنچه در درخت می‌گویند بسیار ساده اما ژرف است، چون انسان را در پیچ‌وتاب خطاهایش نشان می‌دهند؛ بنابراین چهارمین درس، سهل و ممتنع‌بودن است. در قصه اول دو راهب درختی می‌کارند برای بازگشت پرنده‌ها؛ اما با بازگشت آنها درخت می‌میرد! و آنها به دنبال رماندن پرنده‌ها هستند بی‌آنکه بدانند که چه جنگ و خشونتی پیرامونشان را فراگرفته است و آن بچه‌های دیروز بزرگ شده و لباس سربازی بر تن کرده‌اند و در این بازی خشن کم نمی‌گذارند!! دومین قصه نیز آرزوی دختری است که پدرش برای او درختی می‌کارد و در آن روزگار کودکی آرزو می‌کند که روزی از بالای شاخ‌وبرگ درخت پروازکردن را بیاموزد!

  

اینها قصه‌های بدوی و افسانه‌گونه‌ای هستند که ما را متوجه ابعاد پنهانمان خواهند کرد. انسان به ضرورت آرزوهایش نفس می‌کشد و گاهی دچار خطاها و اشکالاتی می‌شود که باید زودتر متوجه این غفلت‌ها شود. ما باید همواره این خط قصه‌گویی را؛ چه به بیان ساده و چه پیچیده حفظ کنیم وگرنه تماشاگر سردرگم می‌ماند، چنانچه تماشاگر امروز ما از این سردرگمی بیزار است و این همان دلیل تئاترگریزی برخی از مخاطبان است که ترجیح می‌دهند پا به تئاتر نگذارند درحالی‌که تئاتر قصه‌گو همواره خواهان داشته است.

 

تجربی‌بودن

با آنکه باربا یکی از بزرگان تئاتر تجربی در دنیاست، اما با منش و کارش نشان داد که خلاف آمد آن چیزی است که برخی در ایران به‌اشتباه به نام تئاتر تجربی دارند کار می‌کنند. او چندان خود را روشنفکر و پیچیده و گنگ نشان نمی‌دهد. باربا بسیار ساده و صمیمی و در یک کلام انسانی قابل‌فهم نشان می‌دهد؛ انسان بی‌ریا و ساده و شفاف با هر حس و حالتی قابل دیده‌شدن و فهمیدن است.

 

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران,یوجینو باربا

چیزی برای پنهان‌شدن ندارد و باربا با درخت نشان داد که تئاتر تجربی لزوما امری پیچیده و گنگ و مجهول نیست، بلکه خیلی آشکار و شفاف درباره اشتباه‌خوانی‌های انسان می‌گوید که از خلوت و رهبانیت به جنگ و جدال جمعی ره می‌پیماید یا برخی آرزوها همان بهتر که آرزو و رؤیا بمانند که پرواز از درخت یک آرمان نیست، بلکه بلندپروازی انسان در جاهای بهتر و مثلا در دستگیری از دردمندان نمود می‌یابد.  درس پنجم، یادآوری نکات بارزی است که نشان می‌دهد تئاتر تجربی در پیمودن راه به سنت‌ها، آیین‌ها، فرهنگ و زبان، تاریخ و ممزوج‌کردنش با بنیادهای نوین معنادار و حقیقی جلوه خواهد کرد. این درس را نباید فراموش کنیم!

 

پیامد حضور

حضور یوجینو باربا با هر میزان هزینه ریالی برابری می‌کند با آنچه که باید در بخش بین‌الملل تئاتر فجر سراغش را بگیریم؛ یعنی به‌جای ١٠ یا ٢٠ کار کم‌ارزش، همان بهتر با دو، سه کار ارزشمند تئاتر ایران را با حقایق و وجوه پنهان و آشکار تئاتر روز دنیا آشنا کنیم. چنانچه سال گذشته نمایش «هملت» اوستر مایر آلمانی بخشی از این تئاتر بود و امسال درخت یوجینو باربای دانمارکی!

 

 

 

 

 

sharghdaily.ir
  • 18
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش