مهمترین عناوین خبری
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
۱۸:۰۸ - ۰۲ آذر ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۹۰۰۵۱۷
چهره ها در سینما و تلویزیون

مهدی فخیم‌زاده:

قراردادهای جدید فارابی ترکمنچای است / می‌خواهند ژن خوب به سینما تزریق کنند

مهدی فخیم‌زاده,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
در حالی که علیرضا تابش مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی طی هفته‌های اخیر در مصاحبه‌های متعدد درباره شیوه جدید حضور این بنیاد در تولید فیلم‌ها تبلیغ می‌کند، مهدی فخیم‌زاده با انتشار یادداشتی طولانی و با لحن طنز، این شیوه جدید را زیر سوال برده است. این فیلمساز قدیمی قراردادهای جدید فارابی را با قرارداد ترکمنچای مقایسه کرده و نوشته فارابی با قراردادهای مبتنی بر مشارکت قصد دارد رانت جدید ایجاد می‌کند.

 این یادداشت فخیم‌زاده را بخوانید:

 

من طی این سی‌و‌سه چهارسال که از عمر فارابی می‌گذره هیچ وقت برای گرفتن وام یا تسهیلات فیلمسازی سراغ فارابی نرفتم، یعنی دوطرفه بود، نه فارابی‌چی‌ها مارو تحویل می‌گرفتن، نه ما خودمونو سنگ رو یخ می‌کردیم. فارابی جای آدم‌های خاص با نوع فیلمسازی خاص و روابط خاص بود، بگذریم. اواخر سال‌گذشته من برای فیلمنامه‌ای پروانه‌ساخت گرفتم. ولی این روز‌ها پیدا کردن تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار برای هر نوع فیلمنامه‌ای کارآسونی نیست. چون تهیه‌کننده‌های ما فعلا به یک نوع کمدی بخصوص از نوع لودگی تمایل پیدا کردن. (البته حق دارن بیچاره‌ها‌، چون درحال‌حاضر به‌هر دلیلی این نوع فیلم مورد استقبال مردم قرارگرفته، تهیه‌کننده بخش‌خصوصی هم که مثل موسسه اوج و حوزه هنری و نورتابان سرگنج ننشسته) قصه من از اون نوع نبود، تهیه‌کننده بخش دولتی هم با من و امثال من پالوده نمی‌خورن، اونا مشتری‌های خاص خودشون و سوژه‌های خاص خودشونو می‌طلبن. درنتیجه فکر کردم بهتره خودم سرمایه فیلمو جور کنم، ولی من که یک‌میلیارد و پانصد‌میلیون تا دومیلیارد تومن پول نقد نداشتم.

 

چه کنم چه نکنم به‌فکر فارابی افتادم، به‌خودم گفتم خدا رو چه دیدی شاید برای یه‌دفعه‌‌ام که شده ازاین نمد فارابی یه کلاهی هم واس ما درست بشه. شال و کلاه کردم و تو اردیبهشت امسال فتوکپی شناسنامه و کارت ملی و اصل و خلاصه فیلمنامه و فیش ثبت بانک فیلمنامه وکوفت و زهره‌مارو... بردم تحویل بخش فرهنگی فارابی دادم، گفتن خبر میدیم. یک‌ماه گذشت خبری ندادن. زنگ زدم گفتن منتظرباش خبر میدیم، یه‌ماه دیگه گذشت بازم خبری نشد دوباره زنگ زدم خلاصه چه دردسرتون بدم بعد از دوماه‌نیم یه آقایی تماس گرفت وگفت ما بیشتر از دویست‌میلیون به‌شما نمی‌تونیم وام بدیم، گفتم خیلی‌ممنون دست شما درد نکنه به‌درد من نمی‌خوره. ول کردم و بی‌خیالش شدم. گفتم عجله‌ای نیست باشه ببینیم چی میشه. پونزده، بیست روز بعد آقای ایل‌بیگی که تازه شده بود قائم مقام فارابی زنگ زد وحال واحوال کرد و گفت فلانی تو یه تقاضا‌نامه اینجا داری، می‌خوای دوباره به‌جریان بندازیم؟ گفتم نیکی و پرسش. یه ماه‌و نیم دیگه گذشت باز خبری نشد این‌بار من یه اس‌ام‌اس فرستادم وگفتم آقای ایل‌بیگی...

 

خلاصه تو اواخر شهریور یا اوایل مهر بود که خبردادن بیا برای عقد قرارداد. شال و کلاه کردم، رفتم. مسئول بخش مالی گفت:«کشتی‌بان را سیاستی دگر آمد، فارابی دیگه به کسی وام نمیده، ما مشارکت می‌کنیم.» یه قرارداد پونزده بیست صفحه‌ای گذاشت جلوم. قرارداد رو ورداشتم آوردم خونه و نشستم خوندم، دیدم نوشته ما چهارصد‌میلیون به‌شما وام می‌دیم در عوض به نسبت ۳۲‌درصد از فیلم شریک می‌شیم و هراتفاقی که برای فیلم بیفته ۳۲درصدش مال ماست. درضمن قید کرده بود که طبق این قرار‌داد گرفتن شریک ثالث قدغنه. همچنین بابت این قرارداد همون اول یه چک چهارصد‌میلیونی بدون تاریخ باید بدی.

 

گفتم عجب قراردادی، می‌خوان شریک بشن بعد چکم می‌گیرن. تا حالا شریک اینجوری دیدین؟ به‌هرحال چاره‌ای نبود، می‌خواستم فیلمو بسازم. ولی هرچی فکر کردم دیدم با چهارصد‌میلیون فارابی و نقدینگی خودم نمی‌تونم فیلمو تموم کنم .دوباره بلند شدم و رفتم فارابی و گفتم آقای مسئول مالی، این قرارداد ترکمنچایی قبول، ولی من اگه اینجوری فیلمو شروع کنم نیمه‌کاره می‌مونه، شریک دیگه‌ای هم نمی‌تونم بگیرم، می‌گی چیکار کنم؟ نمی‌شه پنجاه پنجاه بشیم؟ گفت شرمنده، مامورم و معذور. آقای تابش گفته همینی است که هست، بیشتر از این مقدور نیست. منم ول کردم و اومدم. دوباره بی‌خیال ساختن فیلم شدم تا ببینم مزاج سینما کی تغییر می‌کنه و شرایط برای ساختن فیلمی که لوده نباشه کی آماده می شه. تب و تاب ساختن فیلم که ازسرم افتاد تازه فرصت کردم که بشینم و سَکیس دوقوز کنم و به این خط ومشی جدید فارابی خوب دقیق بشم. این دیگه چیه؟ کدوم شیر پاک خورده‌ای نشسته و یه همچین فکرِ بکری کرده؟ فارابی تاحالا وام می‌داد و می‌گفت می‌خوام فیلمسازی رو تسهیل کنم و نقدینگی بچه‌های فیلمسازو تامین کنم که بتونن فیلمی که می‌خوان در ژانرهای مختلف و متنوع بسازن، حالا بگذریم که چی می‌شد و چیکار می‌کردن و به کیا می‌دادن، کدومش درست درمی‌اومد و کدومش غلط، ولی صورت مسئله این بود. ولی صورت مسئله مشارکت چیه؟ کی حاضر می‌شه با این شرایط با فارابی شریک بشه؟ اگرکسی قصد داشته باشه یه فیلم حرفه‌ای و جذاب و پرمخاطب بسازه چرا باید با فارابی شریک بشه؟ خوب خود بچه‌ها و تهیه‌کننده‌ها و دست اندرکاران سینما می‌تونن باهم شریک بشن، یا سرمایه‌گذاری از بیرون جورکنند و فیلم بسازن، همون کاری که الان خیلی‌ها دارن می‌کنن، چرا برن فارابی‌؟ فارابی که معلومه چی‌کار می‌کنه و قدرالسهمش رو چطوری پرداخت می‌کنه. مگه درطی این سال‌ها وام‌هاشو چطوری پرداخت کردن؟ به‌قسط‌های حلوا جوزی. یه قسط اول، یه قسط وسط، یه قسط آخر، یه قسط بعد از صداگذاری... الی آخر. تو پیش‌نویس قرارداد منم همینجوری نوشته‌ بودن.

 

تازه همه می‌دونن فارابی هیچ‌وقت سر موقع پرداخت نمی‌کنه، یه‌سال یه‌سال عقب می‌ندازه، می‌گه ندارم، بودجه‌ام نرسیده، مقدور نیست... کاریش نمی‌شه کرد. فارابی که تهیه‌کننده بخش‌خصوصی نیست که دلش شورسرمایش رو بزنه، بخش دولتیه، با یک نهاد دولتی کاری نمی‌شه کرد. اگه کسی رو شراکت و قول و قرار فارابی حساب کنه و فیلم‌برداری رو شروع کنه، ته‌حسابش با کرام‌الکاتبینه. اگه وسط فیلم مطابق معمول فارابی سهمشو پرداخت نکرد و به‌تعویق انداخت چی‌کار باید کرد؟ فیلم‌برداری رو که نمی‌شه تعطیل کرد تا فارابی پول براش بیاد و احتمالا سهمش رو بده یا نده. شریک دیگه‌ای هم که طبق قرار‌داد نمیشه گرفت. فعل‌وانفعال مالی دیگه‌ای هم رو فیلم نمی‌تونی بکنی و از جایی هم نمی‌تونی پول بگیری چون اول باید موافقت شریکت یعنی فارابی رو جلب‌کنی، جلب کردن چنین موافقت‌هایی هم از یه‌ نهاد دولتی مثل فارابی کار حضرت فیله و باهزار اگر و اما روبه‌رو می‌شی.

 

به هرحال از هرطرف که نگاه می‌کنی نمی‌تونی بفهمی که فارابی چرا یهو همچین ویراژی داده و از وام به شراکت سوییچ کرده. ازمن که گذشت، من چهارصد‌میلیون فارابی‌رو نگرفتم و از خیر وام و شراکتشم گذشتم. ولی آقای تابش‌جون ما بگو این فکر بکر از کجا به کله شما افتاده؟ والله من که چهل‌ساله تو این سینمام و از دور و نزدیک فعل‌وانفعالات سینما رو رصد می‌کنم هرچی فکر می‌کنم نمی‌تونم بفهمم قضیه چیه‌؟ اگه راستشو بخوای، ببخشیدا! تنها منطقی که به‌نظرم می‌رسه اینه که این شراکت یه جور رانت تازه است. وام‌هایی که تا حالا به بعضی فیلم‌ها و آدم‌ها دادین سروصدا راه‌انداخته و اینور اونور نوشتن و بازخواست کردن‌، حالا فارابی می‌خواد به اسم شراکت به فیلم‌های خاص که هیچگونه امکان فروش ندارن و از همون اول معلومه که نمی‌تونن مخاطب‌رو به سالن بکشه و به قصد جشنواره و «هنروتجربه» ساخته می‌شه و سازنده و تهیه‌کننده‌‌اش هم احتمالا از ژن خوب برخورداره به اسم شراکت یه‌پولی برسونه و یه ژن خوب به سینما تزریق کنه. بعدم هر کی بگه چرا یه‌همچین پولی به یه‌همچین آدم و یه‌همچین فیلمی دادین، بگن وام قرض‌الپس‌نده که ندادیم، شریک شدیم، پول بیت‌المال‌و پس می‌گیرم. ولی کدوم پول؟ از کی پس می‌گیری؟ پدربیامرز، شما که به‌قول خودتون از فیلم‌هایی که فروش کردن نمی‌تونین وام‌های کلونی رو که دادین پس بگیرین و به قول خودتون یه اطاق چک برگشتی از بچه‌های سینما دارین، حالا چطوری می‌خواین سهم شراکتتون ‌رو از فیلمی که نفروخته بگیرین؟ از کی پس بگیرین؟ فیلمی که نفروخته و با خاک یکی شده و زیر صد‌میلیون فروخته پولش کجا بود که به‌شما پس بده؟

 

به ‌هرحال سال‌هاست که سینما شده خوکچه آزمایشگاهی، هرکی هرچی به فکرش می‌رسه رو این سینمای بدبخت پیاده می‌کنه و نفر بعدی میاد و می‌گه اشتباه بود، خراب می‌کنه و دوباره یه چیز جدید راه میندازه. من به شما قول می‌دم که این شراکت فارابی هم ازهمون کار‌هاست، امکان نداره پا بگیره و جواب بده، من مرده و شما زنده، خواهید دید که بعد از مدتی یاخودشون کنسل می‌کنن و می‌گن جواب نداد یا جانشینشون اینکار رو می‌کنه. فقط چیزی که می‌مونه اینه که : اجر خود می‌برن و زحمت ما می‌دارن.

 

درپایان لازمه یه ‌تشکری از جناب تابش داشته باشم، چون ایشون با عدم‌موافقت پنجاه‌درصدی باعث شدند که من با فارابی شریک نشم و یه ‌بلای گنده از سرم برداشته بشه، چون اگه موافقت کرده بود و من با طناب پوسیده فارابی تو چاه فیلمسازی رفته بودم الان یه فیلم نیمه‌کاره رو دستم مونده بود. ولی حالا می‌تونم صبرکنم تا این موج لوده‌بازی تو سینما بخوابه و من یه تهیه‌کننده یا شریک درست وحسابی پیدا کنم و فیلمم‌رو بسازم...

 

 

 

 

 

entekhab.ir
  • 10
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش