شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲
۱۸:۳۷ - ۱۲ دي ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۰۰۳۳۴۵
چهره ها در سینما و تلویزیون

مهران رجبی: دلم برای معلمی تنگ شده!

مهران رجبی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
مهران رجبی خود واقعی‌اش در فیلم‌ها و سریال‌هاست؛ همین‌طور بذله‌گو، شاداب، صمیمی و خنده‌رو. کافی است با او برای حتی چند دقیقه هم‌صحبت شوید، آن وقت است که در همان چند لحظه کوتاه همراهش می‌خندید.

به گزارش  جام جم: استعداد این بازیگر طناز در عرصه بازیگری به واسطه رضا میرکریمی که همکلاس او در دانشگاه بود، کشف شد و رجبی را راهی تلویزیون و سینما کرد. نخستین تجربه او در عرصه بازیگری به سال ۱۳۷۶ برمی‌گردد که در مجموعه تلویزیونی «بچه‌های مدرسه همت» به کارگردانی رضا میرکریمی بازی کرد. او در این مجموعه نقش ناظم را بازی کرد؛ ناظمی که به جایش منضبط و هر وقت هم لازم بود، مهربان و طناز می‌شد. این بازیگر با بازی در این سریال و فیلم «زیر نور ماه» مورد توجه قرار گرفت و با سریال «روزگار قریب» در میان مردم شهره شد. او در مجموعه‌هایی همچون لیسانسه‌ها، دوران سرکشی، سرزمین کهن، دردسرهای عظیم، پرده‌نشین، روزهای بد به در و... نقش‌های متفاوتی را بازی کرده است. رجبی این روزها همزمان در دو سریال «۸۷ متر» به کارگردانی کیانوش عیاری و «مرد» ساخته فریدون حسن‌پور بازی می‌کند. به بهانه تولد ۵۶ سالگی این بازیگر با او به گفت‌وگو نشستیم.

 

خود واقعی هستم

برخی به من می‌گویند بازی نمی‌کنم و خودم هستم. به نظرم ایرادی به این حرف نیست و اتفاقا حسن حساب می‌شود. آقای عیاری پنج سال پیش مصاحبه‌ای با یکی از روزنامه‌ها انجام داده و نام مرا آورده بود که جزو بازیگران خوب ایران هستم که البته به این مساله کاری ندارم، اما در ادامه گفته بود آنچه در بازی ایشان می‌بینم، عدم وجود هنر بازیگری است. بعد از خواندن این مطلب به ایشان گفتم این‌که برایم بد شد، اما او گفت وقتی بازیگر از خودش دور می‌شود تا یک نقش را بازی کند، مسلماً چیز دیگری می‌شود؛ ولی وقتی خودت باشی و همان را بازی کنی، حسن است. خوشحالم بهترین کارگردان ایران درباره من این حرف را زد که بازیگر، خود واقعی‌اش باشد؛ بهتر است. این‌که کسی خوشنویس باشد، بهتر است یا ادای خوشنویس را دربیاورد. خود واقعی بودن ارزشمند است.

 

مهران رجبی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

سبک کاری ندارم

بعضی تاکید می‌کنند سبک کاری دارم، درحالی که من نام این کار را سبک نمی‌گذارم. عده‌ای هم می‌گویند خودم را تکرار می‌کنم. تکرار خوب اشکالی ندارد. به عنوان مثال، علی کریمی همیشه خوب بازی می‌کند، به همین دلیل ایرادی به تکرار خوب بودن نیست. تکرار بدی، مشکل است و نه تکرار خوبی. این‌که بگوییم این بازیگر مثل همیشه خوب بازی می‌کند. جمله بدی نیست.

 

داشتن شانس در بازیگری

در طول روز تعداد علاقه‌مندان به کار بازیگری خیلی زیاد است و از طریق اینستاگرام پیام می‌دهند. من هم معرفی می‌کنم، اما به هر حال تعداد خیلی است. اتفاقا یک روز سر ضبط مجموعه روزگار قریب به آقای عیاری گفتم اگر امکان دارد از میان ۶۰ نفری که معرفی کردم، حداقل یکی از آنها برای یکی از صحنه‌های عبوری استفاده شود. همان موقع ایشان به دستیارش آقای سجادی گفت، پوشه افرادی را که فرم معرفی کرده‌اند، بیاور. وقتی پوشه را دیدم با تعداد زیادی فرم روبه‌رو شدم که حتی درباره رنگ پوست و رنگ چشم متقاضیان در آنها ذکر شده بود. به هر حال تعداد این افراد کم نیست، اما واقعاً چند نفر بازیگر یا فوتبالیست حرفه‌ای می‌شوند. من همیشه به جوانان می‌گویم واقعاً باید خدا بخواهد و شانس هم بیاورید تا بازیگر شوید. برایتان مثال دیگری می‌زنم، خیلی‌ها بودند که ۳۰ برابر مهدوی‌کیا دویدند، اما چون شانس نیاوردند، هرگز نتوانستند به رده‌های بالا راه پیدا کنند.

 

فیلَم یاد هندوستان می‌کند

من سه فرزند دارم. دختر بزرگم استعدادی در زمینه بازیگری ندارد و تا به حال هم چیزی نگفته است، اما دختر دومم ابراز تمایل کرده، اما پسرم که آخرین نسل بازمانده خانواده‌ام است و ۱۳ سال دارد، علاقه زیادی به بازیگری دارد و گاهی او را سر کارهایم می‌برم. درحال حاضر هم در مجموعه «لیموترش» که روزهای جمعه از شبکه دو پخش می‌شود، پسرم علیرضا هم حضور دارد. همچنین از فریدون حسن‌پور هم خواستم برای سریال مرد که من نقش مدیر مدرسه را بازی می‌کنم، علیرضا هم یکی از شاگردان مدرسه باشد که دلتنگش نشوم و فیلَم هم یاد هندوستان نکند.

 

مهران رجبی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

دلم برای معلمی تنگ شده

راستش دلم برای دنیای معلمی تنگ شده است. فکر می‌کنم در آن دنیا مواخذه می‌شوم که چرا معلمی را رها کردم. به یاد دارم وقتی سریال «سه در چهار» پخش می‌شد در مقطع پیش‌دانشگاهی تدریس می‌کردم و به محض این‌که وارد حیاط مدرسه می‌شدم، ۳۰۰ و ۴۰۰ دانش‌آموز مرتب فریاد می‌زدند آقا سیروس آقا سیروس! به همین دلیل برایم سخت شده بود. البته آموزش و پرورش کرج به من التفات داشت و بازخریدم کردند، اما من همیشه از آموزش و پرورش گلایه دارم. باید معلم‌های اینچنینی مثل من حفظ می‌شدند، چون حقوق آموزش و پرورش جذابیت مالی ندارد، اما حضورم می‌توانست در مقاطع مختلف کمک حال باشد.

 

بازیگر نباید خودش را بگیرد

اگر خودم را بگیرم، چون بازیگر هستم؛ به نظرم نشانه بی‌سوادی‌ام است. به قول مولوی، روستایی گاو در آخر ببست/ شیر گاوش خورد و بر جایش نشست/ روستایی شد در آخر سوی گاو/ گاو را می‌جست شب آن کنجکاو/ دست می‌مالید بر اعضای شیر/ پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر/ گفت شیر از روشنی افزون شدی/ زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی/ این چنین گستاخ زان می‌خاردم/ کو درین شب گاو می‌پنداردم

بنابراین باید همیشه مراقب رفتار و کردارمان باشیم.

 

خودم را خیلی بازیگر می‌دانم

من به غیر از بازیگری، کار دیگری بلد نیستم و خودم را خیلی بازیگر می‌دانم. به هر حال ۲۱ سال است که به صورت حرفه‌ای و مدام درگیر این حرفه هستم، حتی اگر بی‌سواد هم بودم، با این سابقه کاری، دکترای این کار را گرفتم. با توجه به تلفن‌هایی که برای کار به من می‌شود، متوجه این مساله شدم. همین الان هم همزمان در دو سریال بازی می‌کنم. اگر بازیگر خوبی نبودم با این همه پیشنهاد روبه‌رو نمی‌شدم. ممکن است از میان این افراد چند نفر رفیق من باشند، اما با بقیه که رفیق نیستم. درمجموع یکی از کارهای سخت کارگردان، انتخاب بازیگر است و باید باوسواس انتخاب کند. بنابراین این کار شوخی‌بردار نیست و دوستان هم به خاطر سابقه کاری خوبم پیشنهاد بازی می‌دهند، البته عذرخواهی می‌کنم که خیلی رک حرف می‌زنم.

 

مهران رجبی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

به خاطر حسن...

اگر بخواهم بازیگری را در کشورمان در یک خط تعریف کنم، باید بگویم اگر کسی از ما خوشش بیاید برای کار دعوت می‌کند، در غیر این صورت دستمان به جایی بند نیست. بنابراین حرفه بازیگری به لحاظ درآمد لب مرز است. لذا شغل خوبی نیست. به همین دلیل بازیگران همیشه در کنار این کار سعی می‌کنند درآمد دیگری هم داشته باشند. به عنوان مثال، بازیگر اگر بقالی هم بزند به خاطر دیدنش هم که شده به سراغش می‌آیند. همچنین بازیگران خیلی علاقه‌مند به راه انداختن فست‌فود هستند، چون هم کلاس دارد و هم این‌که اگر زلزله هم بیاید، مردم دوست دارند برای غذا خوردن به رستوران بروند. البته من فست‌فود ندارم، اما ملکی در کرج دارم که شراکتی کار می‌کنیم و تولیدی لحاف، روتختی و... داریم. البته دوستم رستورانی در کرج دارد که من خیلی به او سر می‌زنم. به همین دلیل بیشتر مردم به اشتباه فکر می‌کنند آنجا برای من است، اما به خاطر دوستم، حسن می‌روم. (با خنده) اتفاقا حسن ده میلیون هم از من پول قرض گرفته که امیدوارم با خواندن این مصاحبه، پول ما را پس بدهد.

 

خنده مردم

آدمی که بانمک است، حتی اگر مردم در مجلس ختم او را ببینند، ناخودآگاه با دیدنش شاد می‌شوند. به هر حال وقتی کارگردان از بازیگرانی مثل مهران غفوریان، مهران رجبی، علی مشهدی و... دعوت می‌کند، توقع دارد فیلمنامه را مال خودمان کنیم. دخترم گفت وقتی برای دیدن فیلم «ثبت با سند برابر است» به سینما رفته بود، همه مردم با دیدن من روی پرده می‌خندیدند.

 

مهران رجبی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

آرزوی خوشبختی برای زوج‌های جوان

دخترم در شرف رفتن به خانه بخت است. امیدوارم عاقبت‌بخیر شود و میثم، دامادمان همیشه موفق باشد. این اولین تجربه من و همسرم است که فرزندمان را به خانه بخت می‌فرستیم و حس خیلی خوبی داریم. آرزو می‌کنم همه زوج‌های جوان موفق باشند و باهم بسازند. واقعاً آمار طلاق ناراحت‌کننده است. امیدوارم با درک یکدیگر، خدا به زندگی‌شان برکت بدهد.

 

 

 

 

 

  • 16
  • 3
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
محمد بن راشد آل مکتوم بیوگرافی محمد بن راشد آل مكتوم حاکم موفق دبی

تاریخ تولد: ۱۵ ژوئیه ۱۹۴۵

محل تولد: دبی

ملیت: امارات متحده عربی

لقب: والاحضرت شیخ محمد

حرفه: حاکم دبی

ادامه
یزدگرد سوم زندگینامه یزدگرد سوم؛ آخرین پادشاه حکومت ساسانی

تاریخ تولد: ۶۲۴ میلادی

محل تولد: استخر، ایران شهر

سلطنت: ۶۳۲ – ۶۵۱ میلادی

خاندان: ساسانی

پدر: پسر شهریار

جانشین: مرگ او همراه با نابودی حکومت ساسانی بود

ادامه
فابیو کاپلو بیوگرافی فابیو کاپلو؛ اسطوره فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۸ ژوئن ۱۹۴۶

محل تولد: سن کانزیان دیسونزو، ایتالیا

لقب: دن فابیو

حرفه: فوتبالیست پیشین و سرمربی 

پست: هافبک پیشین و مربی 

آغاز فعالیت: ۱۹۶۴ تاکنون

ادامه
ارنست رادرفورد زندگینامه ارنست رادرفورد؛ نابغه‌ای که اتم را دگرگون کرد

تاریخ تولد: ۳۰ اوت ۱۸۷۱

محل تولد: حومه برایت‌واتر شهر نلسون، ساحل شمالی جزیره جنوبی، نیوزیلند

ملیت: بریتانیایی

حرفه: فیزیک دان، استاد دانشگاه

محل تحصیل: دانشگاه کانتربوری، دانشگاه کمبریج

درگذشت: ۱۹ اکتبر ۱۹۳۷

ادامه
مجتبی حیدرپور بیوگرافی مجتبی حیدرپور هندبالیست تیم ملی ایران

تاریخ تولد: ۲۹ شهریور ۱۱۳۶۷

محل تولد: سرخس

حرفه: هندبالیست

پست: گوشه چپ

باشگاه کنونی: سپاهان

قد: ۱ متر ۸۰ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش