پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
۱۷:۵۲ - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۲۰۹۴۸۷
چهره ها در سینما و تلویزیون

سعید ملکی بادیگارد شخصیت‌های معروف از حرفه‌اش می‌گوید

حفاظت از سلبریتی‌ها روزی نیم‌میلیون

سعید ملکی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

اگر بخواهیم برنامه‌ها، جشن‌ها و کنسرت‌های دهه گذشته را مرور کنیم تقریبا از مردان کت و شلوارپوش قوی‌هیکل که گام‌به‌گام در کنار سلبریتی‌ها راه بروند چیزی یادمان نمی‌آید. «محافظان شخصی» یا همان «بادیگاردها» در ایران مشاغل نوظهوری هستند و تا پیش از این‌که حضورشان در همه جشن‌ها محرز شده باشد، فکر می‌کردیم که آنها فقط باید مراقب چهره‌های سیاسی باشند.

 

اما شاید در اوایل دهه ٩٠ با پهن شدن فرش قرمز در برج میلاد، نخستین جرقه تیم‌های تشریفاتی در مراسم زده شد و حالا دیگر محال است برنامه‌ای بدون بادیگاردها اجرا شود. سعید ملکی یکی از معروف‌ترین بادیگاردهای ایران است که با یک متر و ٩٧ سانتیمتر قد و ١١٠ کیلوگرم وزن در کنار هنرمندان و سلبریتی‌ها و ورزشکاران زیادی راه رفته و از آنها محافظت کرده است. او که بعد از چهار ‌سال فعالیت در این حرفه، مدیریت تیم‌های تشریفاتی را برعهده دارد از تجربیاتش می‌گوید و معتقد است که این حرفه مهم در ایران هیچ جایگاهی ندارد و همین دلیل کافی است تا تصمیم بگیرد کشورش را ترک کند و بادیگارد بازیگران ترکیه شود. ملکی در این گفت‌وگو از مصائب و مشکلات حرفه‌ای و خاطرات جالبش از برخورد مردم با بادیگاردها می‌گوید.

 

ببخشید به‌عنوان سوال اول رُک می‌پرسم، چرا این‌قدر چهره بادیگاردها خشن و سرد است؟  

در ایران بیشتر بحث استایل و قیافه است.

 

یعنی براساس چهره و استایل‌تون برای این حرفه انتخاب می‌شوید؟ اگر کسی چهره معصومی داشته باشه، نمی‌تونه بادیگارد بشه؟

بادیگاردها آموزش یا دوره خاصی نمی‌بینند، برای همین طبیعتا قیافه و استایل ملاک مهمی برای انتخابشون است.

 

انتخابشون چه ملاکی دارد؟

قد بلند، چهارشانه و صورتی که یک کم جدی و سرد باشد.

 

چرا بادیگاردها کت‌وشلوار می‌پوشند و عینک دودی می‌زنند؟

ژست است.

 

البته می‌گویند باید کت‌وشلوار بپوشید که مشخص نباشد زیر کت‌وشلوار چه چیزی وجود دارد. مثلا سلاح یا گاز اشک‌آوری، چیزی. عینک دودی هم برای این است که جهتی که چشم نگاه می‌کند، مشخص نباشد. درست است؟

بله؛ ولی خب ما بادیگاردهای شخصی هستیم و اجازه حمل سلاح نداریم، برای همین این نوع پوشش برای ما بیشتر ژست است. عینک دودی هم معمولا به کار بادیگاردهایی می‌آید که از شخصیت‌های سیاسی محافظت می‌کنند تا کسی نبیند کجا را نگاه می‌کنند.

 

بادیگارد کدام شخصیت‌های معروف بودی؟

امیر قلعه‌نویی، محسن ابراهیم‌زاده، محمدرضا گلزار و سحر قریشی. خیلی‌ها بودند الان برای بقیه حضور ذهن ندارم.

 

کدام سلبریتی‌ها بیشتر طرفدار دارند؟ فوتبالیست‌ها؟ خواننده‌ها یا بازیگرها؟

مسلما خواننده‌ها.

 

دخترها بیشتر برای دیدن سلبریتی‌ها و امضا گرفتن سرودست می‌شکنند یا پسرها؟

معمولا دخترها.

 

یک‌سری از بادیگاردها رفتار‌های عجیبی دارند. مثلا همین چندوقت پیش در کنسرت یکی از خوانندگان روی استیج بادیگاردها پا به پایش راه می‌رفتند تا مبادا یک‌نفر به صحنه نزدیک شود. این رفتار توهین‌آمیز نیست؟

ببینید، اتفاقا ما وقتی در کنسرت‌ها هستیم، همه مردم صف می‌بندند که با خواننده عکس بیندازند و ما هم با طرفداران کاری نداریم.

 

بادیگاردهای بدون سلاح

گفته بودی که به بادیگاردشدن علاقه داشتی. چطور از این حرفه خوشت آمد؟ چون خیلی کار روتینی نیست که هرکسی به آن فکر کند.

چون قد بلند و هیکل درشتی داشتم، همیشه این حرفه در ذهنم بود.

چه ورزشی می‌کنی؟

بدنسازی، کشتی، بوکس و دفاع شخصی.

 

 از چه کاری عصبانی می‌شوی؟

راستش من در کارم خیلی عصبانی نمی‌شوم.

 

ولی بادیگاردها که خیلی خشن به نظر می‌رسند.

بادیگارد فقط چهره‌اش خشن به نظر می‌رسد اما باید خونسرد باشد. اگر بادیگارد عصبانی شود، خب طبیعتا باید برخورد کنند و این مغایر کار ماست و ما باید اگر دعوا یا درگیری هم پیش می‌آید، جمع‌اش کنیم نه این‌که خودمان وارد دعوا شویم.

 

خیلی‌وقت‌ها در فضای مجازی کلیپ‌هایی منتشر شده که بادیگاردهای سلبریتی‌ها با مردم درگیر می‌شوند.

ممکن است که در کار برای بعضی‌ها پیش بیاید ولی تیم ما هیچ‌وقت وارد دعوا و درگیری نمی‌شود، چون اصلا رسالت یک بادیگارد این نیست که دعوا راه بیندازد بلکه باید اگر دعوایی هم می‌شود، ما برویم وساطت کنیم.

 

گفتید محافظ امیر قلعه‌‌نویی بودید. استقلالی هستید یا پرسپولیسی؟

پرسپولیسی.

 

پس اگر پرسپولیسی هستی، واقعا از آقای قلعه‌نویی مراقبت می‌کردی؟

در کار، آبی و قرمز برایم فرقی نمی‌کند و بحث فوتبالی نمی‌کنم. چند‌سال پیش هم افتتاحیه رستوران علیرضا منصوریان بود و من برای محافظت به مراسم رفتم. می‌خواهم بگویم جنبه کار با علاقه‌های شخصی فرق می‌کند.

 

اصلا مردم جرأت می‌کنند به شماها بدوبیراه بگویند؟

آدم بی‌ادب زیاد است (می‌خندد) وقتی در ماشین هستیم، البته تا زمانی که سوار ماشین هستیم ولی وقتی از ماشین پیاده می‌شویم، با لبخند خودشان را عقب می‌کشند. (می‌خندد) چندوقت پیش هم برای مراسم تشریفات یک عروسی رفته بودیم که یکی از میهمانان حال خوشی نداشت و کلی به ما بدوبیراه گفت و داد می‌زد ولی آخر شب که حالش بهتر شد، از ما عذرخواهی کرد.

 

به عنوان بادیگارد باید چه برخوردی با طرفداران سلبریتی‌ها داشته باشی؟

فقط باید با حرف‌زدن طرف مقابل را قانع کنیم.

 

یعنی هیچ‌وقت برخورد فیزیکی نمی‌کنید؟

نه؛ اصلا درگیری فیزیکی نداریم. فقط اگر کسی دست‌درازی یا کاری کند ما باید سر جای خودمان بایستیم و فقط همکاران دیگرمان را صدا بزنیم و بعد بادیگاردهای دیگر که جمع شدند همه با هم طرف را از مراسم به بیرون راهنمایی کنیم. (می‌خندد)

 

سلاح با خودتان دارید؟

نه؛ ما بادیگارد شخصی هستیم. فقط بادیگاردهایی که محافظ شخصیت‌های سیاسی هستند، سلاح دارند؛ البته آنها هم وابسته به ارگان یا سازمان‌هایی هستند که از آن‌جا مجوز حمل سلاح گرفته‌اند.

 

اگر یک نفر به  جان شخصیتی که از او محافظت می‌کنید سوءقصد کند، برای محافظت از جانش چه کاری می‌کنی؟ مثلا ممکن است مثل فیلم‌سینمایی‌ها خودت را جلوی گلوله بیندازی؟

راستش من بادیگارد هنرمندان هستم و خب طبیعتا فرض محال است که کسی بخواهد سوء قصدی به جان آنها داشته باشد. به ‌هر حال خدا را شکر که تا به حال برایم پیش نیامده بخواهم جان‌نثار باشم.(می‌خندد)

 

فکر می‌کردم شغل بادیگاردی کار خطرناکی هم باشد. بالاخره همیشه در مقابل یک جمعیت یک تنه باید دفاع کنید؛ ولی ظاهرا همه چیز آرام است.

راستش در ایران کار خطرناکی نیست؛ فقط شلوغی‌های خودش را دارد.

 

می‌خواهم تجربه خارج از ایران داشته باشم

چند ‌سال است که به ‌طور حرفه‌ای بادیگارد هستی؟

٤ سال.

 

از کارت راضی هستی؟

راستش ٥٠، ٥٠ است.

 

چرا؛ سختی‌های کارت چیست؟

من از کارم راضی هستم اما از شرایط کارم راضی نیستم. در حرفه ما متاسفانه رقابت زیاد است؛ رقابت‌های ناسالم و چون یک‌سری از بادیگاردها به همکار بادیگاردشان حسادت می‌کنند، یک مقدار سرد شدم.

 

صنف یا اتحادیه‌ای ندارید که به تخلفات و مشکلات‌تان رسیدگی کند؟

نه؛ هیچ چیزی نداریم چون در ایران بادیگاردی شغلی رسمی نیست؛ در حالی‌ که در بیشتر کشورها بادیگاردها دوره‌های آموزشی می‌بینند و حتی مدرک می‌گیرند.

 

بیمه هم نیستید؟ چون بالاخره در کار شما ممکن است هر اتفاقی پیش بیاید.

نه؛ هیچی نداریم. بحث بیمه هم گران است و به  هر حال کارفرماها ترجیح می‌دهند با هزینه کم مراسم‌ها را جمع‌وجور کنند. جایی هم که به این مسائل رسیدگی نمی‌شود، برای همین هم کلا کار ما با این‌که خیلی از جاها به آن نیاز دارند ولی مهجور مانده است.

 

وضعیت درآمدش چطور است؟

درآمدش روزانه است و بد نیست؛ مثلا من روزی بین ٣٠٠ تا ٥٠٠ هزارتومان درآمد دارم.

 

فکر می‌کنم اگر به این حرفه بها داده شود با توجه به درآمدزایی خوبی که دارد، حداقل باعث می‌شود خیلی از کسانی که ممکن است از اندا‌م‌شان در جهت کارهای خلاف استفاده کنند، سر کار بروند.

درست است من هم خودم خیلی‌ها را سرکار بردم ولی حمایت نمی‌شویم دیگر.

 

اگر در یک برنامه‌ای اتفاقی بیفتد و به قول خودتان  برای وساطت یا خاتمه‌دادن به دعوا وارد شوید و بعد حین این ماجرا غیر عمد به کسی ضربه‌ای وارد کنید هیچ قانونی از شما حمایت نمی‌کند؛ درست است؟

بله. بادیگارد در ایران یک شهروند عادی است و حرفه‌اش هیچ ارزشی ندارد. برای همین هم است که من برای آینده شغلی‌ام تصمیم دارم یک سالی به یکی از کشورهای خارجی بروم.

 

چه کشوری؟

ترکیه.

 

 از آن‌جا پیشنهاد کار داری؟

در ترکیه کلاس‌های آموزشی برای بادیگاردها وجود دارد می‌خواهم این کار را به صورت حرفه‌ای آموزش ببینم و مدرک معتبر بگیرم؛ البته پیشنهاد کار هم دارم. به ‌هر حال رزومه کاری خوبی است.

 

 می‌دانی در ترکیه قرار است بادیگارد چه شخصیت‌هایی شوی؟

بازیگران ترکیه.

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 11
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش