پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴
۱۵:۱۵ - ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۳۰۵۹۳۶
چهره ها در سینما و تلویزیون

کارگردان فیلم میترا استاد: آبروی من و ده‌نمکی را بردند

میترا استاد,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

در روز‌هایی که خبر قتل «میترا استاد» فضای مجازی را قبضه کرده بود و اخبار درست و نادرست یکی پس از دیگری دست‌به‌دست می‌چرخید، «صادق پروین آشتیانی» کارگردان فیلم مستند واران به‌واسطه همکاری‌اش با میترا استاد در گفتگو با شهروند درباره شخصیت او در دوران بازیگری روایت‌هایی را بیان کرد.

به گزارش شهروند، حالا بعد از گذشت دو هفته از چاپ این مصاحبه، رسانه غیر رسمی آمدنیوز با دستکاری این روایت و چاشنی دروغ، پیامد‌هایی را رقم زده تا این کارگردان سینما را مجبور به شکایت کند. آمدنیوز که خودش را رسانه‌ای اپوزیسیون می‌داند با نسبت دادن وجود روابط خصوصی میان میترا استاد با صادق پروین آشتیانی و مسعود ده‌نمکی باعث شد تا کاربران فضای مجازی به صفحه آشتیانی در اینستاگرام حمله کنند تا جایی که او ضمن بستن پیجش، از آن‌هایی که این شایعات را منتشر کردند به پلیس فتا شکایت کرد.

آقای آشتیانی! حاشیه‌های زیادی پیرامون انتشار مصاحبه اولی که داشتیم به وجود آمد. خودتان درباره اتفاقات چند روز گذشته بیشتر توضیح دهید.

چند روز پیش، از طرف چند نفر از دوستانم شنیدم که یکی از این رسانه‌های غیر رسمی (آمدنیوز) مطلبی را منتشر کرده است که بخشی از آن را از مصاحبه اول من با روزنامه شما که رسانه‌ای کاملا رسمی است، برداشته بود. مطالبی که از این مصاحبه گرفته بود را به شکلی کاملا ناجوانمردانه تغییر داده بود و درواقع باید بگویم که اساس قضیه دروغ و تهمتی بود که نه‌تن‌ها به من بلکه به چند نفر دیگر هم نسبت داده شد. نمی‌دانم چه تفکر یا رویکردی پشت این مسأله وجود دارد که این افراد و رسانه‌های آن‌ها را واداشته تا ذیل تسویه‌حساب‌های جناحی و سیاسی به تخریب بپردازند و دیگران را قربانی امیال و خواسته‌های پلید خود کنند.

آن‌چه نوشته بودند این بود که خانم استاد در چند‌سال گذشته در جریان فیلم‌هایی که نقش بازی کرده (فیلم من و فیلم اخراجی‌های ده‌نمکی) با این افراد در ارتباط بوده؛ آن هم زمانی که او همسر داشته است؛ نخست این‌که می‌خواستم طی مصاحبه و برای تنویر افکار عمومی مشخص کنم و بگویم که متاسفانه بخشی از مردم گویی آماده‌اند که یک مسأله دروغ را بدون این‌که به اصل ماجرا توجه داشته باشند، سریع قضاوت کنند و عکس‌العمل نشان دهند؛ حتی کلی پیام عجیب هم برای من فرستاده بودند. من قصد دارم با سند و مدرک واقعیات را روشن کنم.

اصل ماجرا چه بود؟

من در سال ٩٢ با خانم استاد فیلمی را به اسم «واران» به پیشنهاد او کار کردم که خود او هم در این فیلم به ایفای نقش پرداخت. شهریور ٩٢ بود که کار فیلمبرداری ما در کرمانشاه به اتمام رسید و روزی که من سکانس آخر را گرفتم، وسایلم را به همراه دیگر عوامل فیلم جمع کردم و به تهران برگشتم. درواقع آخرین باری بود که من خانم استاد را دیدم (یعنی از شهریور ٩٢ تا الان) و بعد از آن دیگر خبری از او نداشتم.

البته در ارتباط با مبلغی که در فیلم به ایفای نقش پرداخته بود و ادعا می‌کرد، به من و تهیه‌کننده پیامک می‌داد و حالا اتفاقاتی افتاد که همان مبلغ پیشنهادی از طریق وکیل خودمان به او داده و تسویه شد. الان ما از او رضایت کامل داریم که نوشته من درواقع حق و حقوقی از این فیلم و از این اشخاص ندارم و مبالغ مدنظر خودم را دریافت کردم و البته خوشبختانه مدارکش را هم داریم. اما در متن این خبر کذایی نوشته شده که تا سال ٩٥ با هم در ارتباط بودند. درواقع اگر من کار خلافی کرده باشم، الان باید محاکمه شوم. فارغ از همه این مسائل، دادسرا، نیروی انتظامی، آگاهی و دیگر عوامل امنیتی و اطلاعاتی می‌توانستند با شگرد‌های مختلف حقیقت را روشن کنند.

ناراحتی من از مردمی است که بدون اطلاع از واقعی یا غیرواقعی بودن این اخبار به صورتی مستمر در شبکه‌های اجتماعی دست به انتشار آن می‌زنند که این مسأله واقعا ناراحت‌کننده و عذاب‌آور است. مردم زمانی این شرایط را درک می‌کنند که تک‌تک آن‌ها مورد قضاوت دروغ دیگران قرار گیرند. می‌خواهم به مردم بگویم زمانی که اطلاعی در مورد مسأله‌ای ندارند، قضاوت نکنند.

در جایی به جایزه‌ای اشاره کرده‌اید که خانم استاد سال ٩٦ بابت بازی در فیلمی دریافت کرده بودند، پیامکی به شما داده بودند از شماره‌ای که شما آن را نداشتید و درواقع شماره را تغییر داده بودند و این آخرین تماس یا ارتباط شما با خانم استاد بود و بعد از آن دیگر هیچ ارتباطی نداشتید و درواقع کات کردید، درست است؟

البته از‌سال ٩٢ که به دلیل مشکل حقوقی سر آن فیلم داشتیم او را ندیدم، ولی الان همه مدارک و البته وکیل من هم حضور دارد که درواقع او در مورد آن ماجرای مالی که با ما داشتند مدتی به من و تهیه‌کننده پیام می‌دادند البته از طرف ما هیچ جوابی داده نمی‌شد.

درنهایت ما مجبور شدیم مبلغی را بابت بازی او یا مشاوره‌هایی که در بحث تولید و لهجه داده بودند به او بدهیم و درنهایت با او تسویه کرده و رسید رضایت را هم گرفتیم. دیگر از آن زمان به بعد خبری از او نداشتیم. سال ٩٦ بود که خانم استاد دو پیامک دادند؛ یکی این بود که گفت: بابت اذیت‌هایی که من در حق شما مرتکب شدم، حلالم کنید و بعد پیامی با این مضمون فرستاد که من در فلان جشنواره جایزه گرفتم و این جایزه را مدیون راهنمایی‌های شما هستم و درواقع تشکر کرد. این آخرین پیامی بود که من از او داشتم و بعد از آن‌سال ٩٧ بود که خبر ازدواجش با آقای نجفی را و سال ٩٨ هم متاسفانه خبر فوت او را شنیدم. این مجموعه اتفاقاتی بود که گفتم و این رسانه‌ها ناجوانمردانه آبروی دیگران را بردند و از همه مهمتر آبروی خانم استاد که دستش از دنیا کوتاه شده است.

بازتاب این شایعات و تهمت‌هایی که منتشر شده به زندگی شخصی‌تان هم لطمه‌ای زده است؟

ما ایرانی‌ها یک مسأله کذب و حاشیه‌ساز را زود باور می‌کنیم، بدون این‌که تلاشی در راستای رسیدن به واقعیت این‌که مسأله چه بوده، کرده باشیم. کامنت‌هایی که من پای خبری که در رسانه‌ای، چون آمدنیوز انتشار پیدا کرده خواندم، اغلب آن‌ها فحش و ناسزا بود و چه اندازه تلخ است که مردم زود باور می‌کنند. طبیعتا تبعات بدی هم برای من داشت و مجبور شدم صفحه‌ام را ببندم، چون مشکلات خانوادگی برای من به وجود آمد. البته بعد از این ماجرا از طریق وکیلم به دنبال کار‌های حقوقی و قضائی‌ام هستم. وکیل من شکایتنامه‌ای را نوشته‌اند.

با توجه به این‌که منبع انتشار دهنده این خبر خارج از کشور است، اما کار خودمان را انجام می‌دهیم و تا جایی که لازم باشد از هیچ تلاشی در محکومیت این افراد و رسانه‌ها دریغ نمی‌کنیم. البته از طریق پلیس فتا هم به دنبال رسیدگی به حاشیه‌ها و مسائلی هستیم که در فضای مجازی اتفاق افتاده است. کسانی که این اخبار را منتشر می‌کنند چه در اینستاگرام و چه در دیگر شبکه‌های اجتماعی آن‌ها را هم پیگیری می‌کنیم. حتی آقای ده نمکی هم می‌توانند شکایت کنند. درواقع ما دو نفر قربانی این فضای بد شدیم.

  • 15
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش