سه شنبه ۰۸ اسفند ۱۴۰۲
۰۹:۵۴ - ۱۹ تير ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۴۰۵۵۰۷
چهره ها در سینما و تلویزیون

نیوشا ضیغمی: اول دخترم، بعد بازیگری

نیوشا ضیغمی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
نیوشا ضیغمی، بازیگر خوشرویی است که باوجود سال‌ها فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون و ایفای نقش‌های تلخ و شیرین بسیار، همچنان بی‌حاشیه، پذیرای نقش‌های جدید است. در کارنامه او فیلم‌هایی، چون «تردست»، «شوریده»، «پارک‌وی»، «مواجهه»، «گناه من»، «حس پنهان»، «توفیق اجباری» و «اخراجی‌های ۱ و ۲» و کار با کارگردان‌هایی مانند مسعود جعفری‌جوزانی، محمدعلی سجادی، فریدون جیرانی و مسعود ده‌نمکی به چشم می‌خورد.

به گزارش جام جم، ضیغمی سال‌هاست که به عنوان سفیر انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان تمام تلاشش را جهت توانمندسازی کودکان کار انجام می‌دهد و آرزویش در امروز، روز تولدش این است که تمام مردم سرزمینش شاد باشند. گفت‌وگویی که می‌خوانید به مناسبت ۳۹ سالگی این هنرمند صورت گرفته و او برایمان از فعالیت‌ها و دل‌مشغولی‌های این روزهایش می‌گوید.

در سال‌های اخیر حضورتان کمرنگ شده. این موضوع ناشی از فیلمنامه‌های ضعیف است یا دلایل دیگری دارد؟

من درگیر مسائل شخصی خودم بودم، اما الان دخترم لنا دیگر یک سال و دو ماهش شده و باوجود این‌که خیلی شیطان است و تمام وقت من را می‌گیرد، اما قرار است از ماه آینده دوباره کارم را شروع کنم و به روال طبیعی

زندگی‌ام برگردم.

در مدتی که کار نمی‌کردید حوصله‌تان سر نرفت؟

نه، واقعا. آنقدر هیجان اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده‌مان زیاد و البته شیرین بود که در خانه بودن اذیتم نمی‌کرد. ضمن این‌که در این مدت بعضی از فیلم‌هایی که قبلا بازی کرده بودم اکران و بعضی دیگر از فیلم‌هایم وارد شبکه نمایش خانگی شد. هر زمان هم که وقت داشتم متن‌هایی که به من پیشنهاد می‌شد را مطالعه می‌کردم و اگر بشود قرار است در آینده نزدیک یک کار تئاتر انجام بدهم که در واقع اولین تجربه تئاترم محسوب می‌شود. برای شروع فعالیت مجددم در حال حاضر یک کار سینمایی و یک کار در شبکه نمایش خانگی دارم که، چون هر دو در مرحله پیش‌تولید هستند ترجیح می‌دهم فعلا در موردشان صحبت نکنم. کلا می‌خواهم بگویم در این مدت که در خانه بودم اصلا احساس نمی‌کردم از فضای کاری فاصله گرفتم.

نیوشا ضیغمی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

هنوز هم علاقه دارید به عنوان یک بازیگر در نقش تهیه‌کننده یا سرمایه‌گذار فعالیت کنید؟

من در چند فیلم سینمایی به عنوان سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده سهم داشتم، اما متاسفانه به قدری شرایط اکران پیچیده شده که امروز دیگر ترجیح می‌دهم اگر قرار است کاری انجام بدهم با دید بازتری این کار را بکنم. سال ۸۹ من اولین بازیگری بودم که در یک فیلم سینمایی («پرتغال خونی» به کارگردانی سیروس الوند) سرمایه‌گذاری کردم و این موضوع علنی شد. آن زمان هجمه‌های عجیب و غریبی علیه من به وجود آمد که البته بعد از آن، چون بسیاری از همکارانم هم این کار را انجام دادند، دیگر حساسیت اولیه از بین رفت. اما به هر حال من، چون اولین نفر بودم بابت بعضی حرف‌ها بسیار اذیت شدم و امروز دیگر اگر قرار باشد وارد حوزه تهیه‌کنندگی و سرمایه‌گذاری شوم با پختگی بیشتری این کار را انجام می‌دهم.

شما در تلویزیون و سینما کار‌های زیادی انجام دادید، اما چرا در سال‌های اخیر حضور کمتری در تلویزیون داشتید؟

من بازیگری را با سریال «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری‌جوزانی شروع کردم. همان‌طور که می‌دانید اثر فاخری است، اما بعد از آن هر زمان بین پیشنهاد‌های تلویزیونی و سینمایی قرار می‌گرفتم اهم و فی الاهم می‌کردم که نتیجه‌اش می‌شد بازی در فیلم سینمایی. ولی بدون شک اگر بازی در یک سریال خوب و استاندارد پیشنهاد شود حتما آن را انجام می‌دهم و این مستلزم متن، کارگردان و... خوب است که منجر به خروجی خوب می‌شود. کمااین‌که خیلی از همکاران من شهرتشان را از سریالی که سال‌ها پیش بازی کرده‌اند، دارند.

پس تفاوتی برایتان نمی‌کند که در کدام حوزه کار کنید؟

نه. البته من خودم را بازیگر سینما می‌دانم، اما بازیگر، بازیگر است. درست است که بازی در قاب‌های سینما، تلویزیون و تئاتر با هم تفاوت‌هایی دارد، اما به هر حال شغل یک بازیگر بازیگری است و در مورد من هر زمان متن خوب از هر رسانه‌ای به من پیشنهاد شود آن را انجام می‌دهم.

چرا طی این سال‌ها بیشتر در زمینه طنز فعالیت کردید. فکر نمی‌کنید از این نظر خودتان را محدود کرده‌اید؟

این انتخاب‌های من کاملا اتفاقی بود. شاید به این خاطر بود که حجم کار‌های کمدی در سال‌های اخیر افزایش یافته. در واقع تصمیم‌گیری شخصی نکردم که حتما در ژانر کمدی بازی کنم و از آنجا که احساس می‌کنم به نوعی انگار دارم در فیلم‌های کمدی تثبیت می‌شوم به چند پیشنهادی که از این جنس بودند جواب منفی دادم.

نیوشا ضیغمی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

به نظرتان طنز این سال‌ها چقدر با طنز سال‌های گذشته متفاوت است؟

در سینمای امروز به طور کامل پخش‌کننده تصمیم‌گیرنده است. خواست و نیت پخش‌کننده است که فیلمی دیده شود یا نه، اما در مورد فیلم‌های طنزی که ساخته می‌شود باید بگویم که به نظرم سینمای کمدی ما به سمت شوخی‌های کلامی رفته که قبلا نبود و راستش را بخواهید برای خود من هم چندان جذاب نیست. این در حالی است که از همین روزمرگی‌های اجتماع‌مان نکات طنز جالبی می‌توان برداشت کرد، اما سینمای ما به سمت شوخی‌های کلامی رفته و از آنجا که فیلم‌هایی از این دست خوب در گیشه می‌فروشد، فیلمسازان دیگر هم به این سمت گرایش پیدا کردند که اتفاق خوبی نیست.

پس هنوز هم بعد از سال‌ها بازیگری به تجربه‌های تازه‌تر علاقه‌مند هستید؟

قطعا. هر انسانی در هر سنی باید تجربه‌های جدید را امتحان کند و بیاموزد. اگر کسی بخواهد فکر کند که الان دیگر من کار‌هایی که باید را انجام دادم و دیگر زندگی تجربه جدیدی ندارد به من بدهد، تبدیل به یک موجود راکد می‌شود.

چه شد که به انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان پیوستید؟

من سال‌هاست که با انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان به عنوان سفیر و نماینده این انجمن همکاری می‌کنم و طی این مدت تلاش کردم جامعه درباره کودکان کار شناخت بیشتری پیدا کند، اما به‌تازگی رویکرد انجمن تغییر کرده و به احتمال زیاد فعالیت‌هایش را در قالب دیگری جلو می‌برد که به‌تبع آن شکل و شمایل فعالیت‌های من هم تغییر می‌کند.

انجمن حمایت از کودکان کار و خیابان تا چه اندازه متکی به حمایت‌های دولتی است؟

انجمن ما بیشتر متکی به نهاد‌های مردمی است، اما از آنجا که کودکان کار و خیابان از بزرگ‌ترین مشکلات جامعه ما هستند برای سازماندهی هرچه بهتر آن نیاز به حمایت‌های دولتی است. تعداد بی‌شماری از کودکان سرزمین ما هر شب داخل سطل‌های زباله‌ها به دنبال غذاهایشان می‌گردند و زباله‌گرد هستند. از این بچه‌ها سوءاستفاده‌های بی‌شماری می‌شود و ما نمی‌توانیم این بچه‌ها را نادیده بگیریم. چون با وجود تمام آسیب‌هایی (عقده، تحقیر و...) که در زندگی‌شان دیده‌اند، مشکلات و خطرات زیادی را در بزرگسالی برای جامعه به وجود می‌آورند که جبران‌ناشدنی است. مشکلات این کودکان به قدری وسیع است که انجمن‌های خصوصی بضاعت و توانایی پوشش تمام مشکلات‌شان را ندارد و رسیدگی به این کودکان به‌شدت زیرساختی و مهم است که باید حمایت‌های همه‌جانبه دولتی از آن شود.

نیوشا ضیغمی,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

امروز ۳۹ ساله می‌شوید. چه حس و حالی دارید و آرزویتان در روز تولدتان چیست؟

بله امروز ۳۹ ساله می‌شوم و بزرگ‌ترین آرزویم برای مردم این است که آرامش داشته باشند و آن‌قدر درگیر فشار‌های اقتصادی و بحران نباشند. از بزرگ‌ترین غصه‌های من دیدن مردمی است که زیر فشار روزمرگی، شاد بودن را فراموش کرده‌اند که امیدوارم روزی برسد که این آرزویم برآورده شود. برای خودم و خانواده‌ام هم آرزوی سلامتی دارم، چون می‌دانم بدون سلامتی و آرامش هیچ چیز معنا ندارد. دلم می‌خواد تمام انسان‌ها زندگی پویایی داشته باشند و امروزشان بهتر از دیروزشان باشد.

  • 11
  • 5
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش