چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۳۹۹
۲۱:۳۷ - ۲۶ شهریور ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۰۶۰۱۶۸۱
چهره ها در سینما و تلویزیون

فاطمه معتمدآریا: رکورددار توقیف و سانسور هستم/ صداوسیما ابتذالش را وارد سینما نکند

فاطمه معتمدآریا,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
فاطمه معتمدآریا از آن دسته بازیگرانی است که چندان اهل مصاحبه نیست و شاید فقط برای «تئاتر» باشد که هر گفت‌وگویی را راحت رد نکند. او این بار برای یکی از فیلم‌هایش پای صحبت نشست که دوست دارد بیشتر دیده شود ولی با نگاه تیز و منتقدانه‌ای که دارد، قطعا حرف‌هایش به همین فیلم ختم نمی‌شود.

به گزارش ایسنا، این روزها فیلم «بنفشه آفریقایی» به کارگردانی مونا زندی در حال اکران آنلاین است؛ فیلمی که تولید سال ۱۳۹۶ بوده و اخیرا در پلتفرم‌های اینترنتی در دسترس مخاطبان و علاقه‌مندان به سینما قرار گرفته است. فاطمه معتمدآریا در این فیلم نقش زنی را ایفا کرده که تلاش می‌کند میان همسر امروز و دیروز خود انسانی‌ترین رفتار و منش را "زندگی" کند.

 این فیلم و نقشی که او بازی کرده بهانه‌ای برای گفت‌وگو شد بخصوص آنکه معتمدآریا «بنفشه آفریقایی» را دارای ارزش‌هایی می‌داند که دوست دارد به هر چه بیشتر دیده ‌شدن آن کمک کند. البته این بازیگر سینما و تئاتر که سال‌ها قبل سابقه کار در تلویزیون را هم داشته و معمولا درباره اتفاق‌های مهم حوزه کاری خود با حساسیت اظهارنظر و نقد می‌کند، در این مصاحبه نیز علاوه بر فیلم، با همان با صراحت کلام همیشگی‌ به برخی مسائل روز اشاره کرد و از دغدغه‌های خود نسبت به سینما گفت.

شروع بحث ایسنا درباره «بنفشه آفریقایی، جذابیت‌ها و به نوعی تابوشکنی نقشی بود که معتمدآریا در فیلم ایفا کرده و اینکه چه چیزی در سناریو او را جذب کرد.

زیبایی، همان گذاشتن یک گُل میان موهای یک زن است

او در این‌باره گفت: هر وقت سناریویی را به من پیشنهاد می‌دهند دنبال این هستم که حتماً موضوع متفاوتی نسبت به فیلم‌های قبلی‌ام داشته باشد. «بنفشه آفریقایی» نه تنها موضوعی متفاوت داشت بلکه نقش شخصیت زن داستان هم  بدیع  بود و من قبلا مشابه آن را بازی نکرده بودم و این‌ها اولین چیزهایی بودند که در فیلمنامه توجهم را جلب کردند.

معتمدآریا که بر متفاوت بودن این نقش‌ تاکید دارد، در پاسخ به اینکه آیا بازی در نقش زن یا مادری مهربان برای خودش تکراری نبوده است؟ بیان کرد: به نظر من در جهانِ نمایش چند موضوع بیشتر وجود ندارد؛ مثل عشق، زندگی و دشمنی که هر کس با یک دید به آن‌ها نگاه می‌کند یعنی مثلا شکسپیر در آثار خود به یک شکل مطرح می‌کند و آقای عیاری به شکلی دیگر. حرفم این است که موضوع‌ها  محدود هستند، اما نگاه انسان‌ به آن‌ها نامحدود؛ در نتیجه از خودگذشتگی، مهربانی و... در هر انسانی  اعم از مادر و همسر و... به  شکل متفاوتی بروز و ظهور پیدا می‌کند و من هم هر قدر و به هر تعداد نقش زن فداکار، مادر مهربان یا همسر جنگجو داشته باشم، می‌توانم به اشکال مختلف آن را بازی کنم تا شبیه دیگری نباشد.

او در مورد اینکه چه  واکنشی از تماشاگران «بنفشه آفریقایی» گرفته است؟ گفت: من فیلم را چند بار در ایران و خارج از کشور همراه مردم تماشا کرده‌ام و متوجه شدم چقدر ذهن تماشاچی امروز نیازمند قصه تعریف کردن است. او دوست دارد همه جزئیات برایش توضیح داده شود و انگار به خاطر سرعت زندگیِ این روزها تحمل خیلی چیزها را ندارد و دوست دارد همه چیز را کامل روی پرده نمایش ببیند. در مورد «بنفشه  آفریقایی» به طور کلی برخوردها خوب بود، همین اواخر آقایی را در خیابان دیدم  که گفت فیلم را تماشا کرده و وقتی نظرش را پرسیدم با صدایی بلند در خیابان گفت: عالی! عالی! مدت‌ها بود چنین واکنشی ندیده بودم و هیجان او در مقابل کسانی که خیلی عادی تعریف و تحسین می‌کنند  حس و حال متفاوتی داشت. این هیجان به نظرم بخاطر موضوع متفاوت فیلم است؛ موضوعی که به وجوه ظریف و انسانی ما می‌پردازد و می‌گوید همه زیبایی‌ها می‌توانند همان گذاشتن یک گل میان موهای یک زن باشد.

«بنفشه آفریقایی» محتاط شد تا سانسور مضاعف نشود

معتمدآیا در پاسخ به اینکه در بسیاری از نقدهای مربوط به فیلم و نیز صحبت‌های خودش به تابوشکنی در «بنفشه آفریقایی» اشاره شده ولی آیا در تمام این چند بار تماشا کردن فیلم، احساس نکرده که اتفاقا بخاطر همان تابوشکنی، فیلم دچار نوعی احتیاط شده است؟ اظهار کرد: حتماً دچار احتیاط شده است، چون ایده اصلی خانم زندی براساس شخصیتی بود که به طور واقعی وجود داشت و داستان فیلم به نوعی از زندگی او الگو برداری شده بود. زنی هم که در سناریو ترسیم شده و من خواندم، خیلی جلوتر از این زنی است که ما در «بنفشه آفریقایی» می‌بینیم؛ برای همین بطور مسلم، می‌دانم برای اینکه فیلم دچار سختگیری‌های سانسور نشود کارگردان خیلی محتاطانه رفتار و عامدانه خود را سانسور کرده تا دچار سانسور مضاعف و بنیان کن نشود. 

سینمای مبتذل با سانسور مشکلی ندارد

بازیگر فیلم‌های «پریناز» و «صد سال به این سال‌ها» در این باره به تجربه خود در فیلم‌های سانسور شده یا توقیف شده‌اش اشاره کرد و با خنده‌ای تلخ یادآور شد: من در خیلی چیزها رکورد دارم، یکی از آن‌ها همین نشان ندادن یا سانسور و توقیف فیلم‌هایم است.

فاطمه معتمدآریا,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

او در پاسخ به اینکه با این حساب، نتیجه این همه احتیاط و خودسانسوری در سینما به کجا خواهد رسید؟ بیان کرد: این روزها یک بحث خیلی صحیح وجود دارد و آن هم حذف سانسور از سینماست و اخیرا هم بیانیه‌ای از طرف عده زیادی از افراد صنف‌های مختلف در این مورد یعنی مخالفت با سانسور منتشر شد. ممکن است برای عده‌ای بخصوص  این سوال پیش بیاید که منظور از حذف سانسور چیست و قرارست جلوی چه چیز و چه حرفی  گرفته نشود؟ جواب این پرسش می‌تواند مثل همان یک نقش و هزار رنگ که در تعریف مثلا مادر مهربان و همسر فداکار وجود دارد، متفاوت باشد. در مورد سانسور و حذف آن تعبیر و تفسیرهای مختلفی وجود دارد. خواسته شخصی من از  حذف سانسور، حذف سانسور تفکر و اندیشه است، چرا که سینمای مبتذل و بی مایه اولا مشکلی با سانسور ندارد و دوما در این روزها نه تنها سانسور نمی شود که  مورد حمایت هم قراردارد. عناوین کریه فیلم‌ها، سلبریتی  بازی‌های دست چندم آمریکایی و جنجال‌های سخیف در فضای مجازی نشان می‌دهد این‌ها  مشکلی ندارند. راهشان باز و کاسبی‌شان داغ است. سانسور متوجه کسانی است که صاحب تفکر و اندیشه هستند و آن‌هایی مشکل دارند که می‌خواهند درد و واقعیتی را بیان کنند یا به شیوه‌ای دیگر سخن بگویند. سانسور با این‌ها مشکل دارد. سانسور سعی می‌کند جلوی حرف‌های تازه و نگاه و اندیشه متفاوت و  بیان واقیعت‌ها را بگیرد و من با این نوع سانسور مخالفم.

او که در طول دوران کاری‌اش چه خود و چه فیلم‌هایش با سانسور و ممنوعیت‌های مختلفی مواجه شده‌اند، ادامه داد: در بین تمام فیلم‌هایم که در تکاپو هستند تا خود را از سانسور بیرون بکشند، یک فیلم زیبا و پر از تفاوت مثل «صد سال به این سال‌ها» ساخته آقای سامان مقدم هم هست که بخاطر حرف یک نفر که معیار قضاوت فیلم شده، ۱۴ سال است در دفتر تهیه‌کننده خاک می‌خورد، در حالی که می‌توانستند  و می‌توانند و باید آن را نمایش دهند.

فاطمه معتمدآریا,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

ادامه این مصاحبه به اینجا رسید که نگاه سختگیرانه و همراه با سانسور، زبان انتقادی و اجتماعی فیلم‌ها را الکن می‌کند در حالی که موضوع‌های مطرح شده در خیلی از این فیلم‌ها چیزی است که در جامعه دیده می‌شود؛ مثل دختر کشی یا حتی همین مسئله"غیرت" در فیلم «بنفشه آفریقایی» که نگاهی انسانی دارد، اما در جامعه تعبیرهای دیگری از آن می‌شود.

غیرتی که خون‌بار نیست

معتمدآریا دراین باره گفت:‌ در «بنفشه آفریقایی» شما یک منشِ انسانیِ با موهبت تفکرِ و محبت  را در رابطه با موضوعی می‌بینید که بطور عُرفی و سنتی تحت عنوان غیرت  می‌تواند خون‌بار باشد ولی این اتفاق نمی‌افتد ، نه بدلیل نفی صفات بشری مثل عشق و نفرت و حسادت؛ بلکه به دلیل نشان دادن مرز های ظریف بین آن‌هاست که باعث می‌شود تماشاچی سنتی هم با این باور همراهی کند که می‌توان به همسر سابق بعنوان انسان مهر ورزید و در عین حال متهم به خیانت نشد. این بخشی از کار سینمای متفکر است که باورهای عوامانه و سطحی در مورد موضوع‌ها و خصوصیت‌های بشری را به چالش می‌کشد که متاسفانه همیشه مورد هراس و سانسور محافظه‌کاران بوده است.

او درباره اینکه در این روزگار کرونایی که روحیه و تحمل آدم‌ها متفاوت از گذشته است، «بنفشه آفریقایی» چه حرف تازه‌ای برای مخاطب دارد؟ گفت: به نظرم مهم‌ترین حرف فیلم، بی‌زمانی و شاید بی‌مکانی آن است که می‌تواند در حافظه تاریخی تماشاگران باقی بماند، مثل حرف «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «روسری آبی»، «هنرپیشه»، «مسافران» یا «یک بار برای همیشه» و «گیلانه» که اسم هر کدام تداعی‌کننده حرف‌هایی است  که در حافظه علاقه‌مندان به سینما باقی مانده و اثرگذار بوده است. درباره «بنفشه آفریقایی» هم به نظرم رسید حرفی دارد که مدت‌هاست کسی درباره آن صحبت نکرده  یا چیزی نساخته است و می‌تواند ماندنی باشد.

حرف‌های مشترک میان کرونا و بنفشه آفریقایی

وی افزود: در مورد کرونا که گفتید، شاید مقایسه جالبی نباشد اما به نظرم این فیلم از جهاتی شبیه شرایط امروز ما است که یک موجود ناشناخته وارد زندگی بشر شد و به همه انسان‌های روی زمین گفت، "یک دقیقه سر جایتان بنشینید"، "یک دقیقه اجازه دهید طبیعت کار خود را بکند"، "اجازه دهید دریاچه‌ها و رودها راه خود را بروند" و.... «بنفشه آفریقایی» هم انگار برای من همین طور است. می‌گوید به خودت فرصت بده، یک لحظه قضاوت نکن، یک لحظه صبر کن، نگاه کن، فکر کن... به همین دلیل است که معتقدم برای دیدن «بنفشه آفریقایی» باید صبر داشت هرچند آن‌هایی هم که برخوردی غیرصبورانه دارند شاید تقصیری ندارند چون ذائقه و سلیقه‌شان اینطور تربیت شده است و تاب و تحمل تغییر و نگاه متفاوت را ندارند.

همکاری با رضا بابک و سعید آقاخانی

معتمدآریا که در این فیلم با رضا بابک به عنوان بازیگر نسل قبلی خود و سعید آقاخانی به عنوان یک نسل جوان‌تر از خود بازی کرده است درباره همکاری با این دو گفت: آقای بابک برای من استادی هستند که در نوجوانی از کارهایشان الگوبرداری می‌کردم. و زمانی این فرصت را پیدا کردم که وقتی نمایش «اولدوز و کلاغ‌ها» را کارگردانی می‌کردند پنج، شش روز جای یکی از بازیگران بازی کنم. فکر می‌کردم با بازی در این نمایش و کار با ایشان جهانم در حال تغییر است. بعدها کار من ادامه پیدا کرد و در بیش از ۶ یا هفت فیلم و سریال و مجموعه‌های عروسکی با آقای بابک کار کردم و تجربه‌ کار دوباره با ایشان در «بنفشه آفریقایی» برایم فوق‌العاده بود.

درباره آقای آقاخانی هم بازی‌هایشان را دنبال می‌کردم، البته نه آن زمانی که در تلویزیون کار می‌کردند. جنس کارشان را دوست داشتم چون متوجه می‌شدم یک دریافت خوبی از سینما و بازیگری در ذهن ایشان است و وقتی هم از نزدیک با هم آشنا شدیم مطمئن شدم که همینطور است و کار کردن با ایشان برایم خیلی راحت بود. ما در «بنفشه آفریقایی» فرهاد صبا را هم داشتیم که به نوعی بنیانگذار شیوه‌ نوین فیلمبرداری در سینما بوده و یک فیلمبرداری رئال از کارهای کودک تلویزیون یا مستندهای آقای تقوایی و بعدتر کارهای آقای کیارستمی انجام داده‌اند که نشان دهنده یک نوع  ساده‌نگری و مینیمال است که فکر می‌کنم خیلی به «بنفشه آفریقایی» کمک کرد.

فاطمه معتمدآریا,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

در بخش دیگری از این مصاحبه حرف از سینما به بهانه روز ملی سینما به میان آمد و بعد هم مراسمی که به همین مناسبت برای افتخارآفرینان سینماگر در بخش بین‌الملل برگزار شد. او در این باره نظری داشت که مطرح کرد و در کنارش به یکی از موضوع‌های روز سینما که به جدالی بین وزارت ارشاد و صدا و سیما تبدیل شده است هم اشاره داشت.

سینما دیگر نمی‌تواند مثل سابق مسیرش را ادامه دهد

این هنرمند ابتدا با اشاره به اینکه هیچ گاه برای هیج مناسبتی مقید به روز خاص و مشخصی نبوده و برای سینما نیز همینطور است گفت: به نظرم زندگی بعد از همه آنچه که در جهان، بعد از شیوع کرونا اتفاق افتاد همچنان ادامه دارد و خواهد داشت، فقط شاید با تعریفی متفاوت. سینمای ایران هم ادامه دارد و باید به خودش یک فرصت بازنگری و دگرگونی بدهد و راه جدیدی پیدا کند. این سینما دیگر نمی‌تواند مثل سابق ادامه دهد چون مردم هم دیگر مردم سابق نیستند. شرایط، شرایطِ گذشته نیست. پس نیاز است یک بازنگری اتفاق بیفتد و آرزو می‌کنم سینمای ایران به استقلال برسد تا به دست خود سینماگران اداره شود.

در مراسم روز ملی سینما قبل از همه باید از پخش‌کننده‌های بین‌المللی تقدیر می‌شد

معتمدآریا که همواره سعی کرده نظرخود را با رعایت انصاف در هر زمینه‌ای مطرح کند، در ادامه به مراسمی که اخیرا برای تجلیل از افتخارآفرینان سینمای ایران در عرصه بین‌الملل برگزار شد اشاره و اظهار کرد:  اینکه تصمیم گرفته شد از طرف جشنواره بین‌المللی سینمای ایران یا بنیاد فارابی با همکاری خانه سینما از کسانی که در سال گذشته سهمی برای معرفی سینمای ایران به دنیا داشتند تقدیر و تجلیل شود، پسندیده و شاید یک دلگرمی در روز ملی سینما بود که بعد ازمدت‌ها توقف دیدار یا برگزاری مراسمی که بخاطر کرونا لغو شد، اتفاق افتاد. اما نکته‌ای که به نظرم خیلی پررنگ آمد و حذف شده بود بی‌توجهی به تشکر و تجلیل از پخش‌کنندگان بخش بین‌المللی سینما است، چرا که همه آنچه از سینمای ایران یا افراد به سینمای دنیا معرفی شده مدیون تلاش بسیار سخت و کوشای پخش‌کننده‌های بین‌المللی ایرانی است که اگر تلاش آن‌ها نبود هیچ وقت از اولین موفقیت‌ها مثل «خانه دوست کجاست» آقای کیارستمی تا فیلم‌های آقای فرهادی و فیلم‌هایی که اخیراً در ونیز درخشیدند و جایزه گرفتند، میسر نمی‌شد. سینمای ایران معرفی در عرصه بین‌الملل را مدیون پخش‌کننده‌های بین‌المللی است که قبل از همه‌ی ما باید از آن‌ها تجلیل می‌شد.

باید تلاش شود تا صدا و سیما ابتذال خود را وارد سینما نکند

او در پایان درباره یکی دیگر از چالش‌های روز سینما که واکنش‌های زیادی را هم در پی داشته، یعنی واگذاری اختیارات شبکه نمایش خانگی از وزارت ارشاد به سازمان صدا و سیما ابراز عقیده کرد: شرایط سریال‌ها و فیلم‌هایی که برای نمایش در شبکه‌های خانگی یا سینماها ساخته می‌شوند با تلویزیون بسیار متفاوت هستند. صدا و سیما با بودجه بسیار کلانی که از درآمد مردم دارد صرفا بدنبال طرح مسائل خودش است و برایش کسب درآمد و بازگشت سرمایه مهم نیست، ولی فیلم‌های سینمایی و سریال‌های شبکه‌های خانگی و اینترنتی عمدتا با پول بخش خصوصی ساخته می‌شوند و ادامه کارشان به بازگشت سرمایه بستگی دارد به همین دلیل ضوابط متفاوتی دارند. 

وی با اشاره به طرح نمایندگان برای تغییر قانون به سود صدا و سیما بیان کرد: این مسئله نیازمند  کار تخصصی آدم‌های همین حرفه‌ است و نه کسانی که کارشان صرفا قانونگذاری است. با این حال به نظرم سینما و در راس آن وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید تلاش کنند تا صدا و سیما ابتذال خود را وارد سینما نکند.

  • 18
  • 3
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
لبرون جیمز,عکسهای لبرون جیمز,قد لبرون جیمز بیوگرافی لبرون جیمز، بسکتبالیست مشهور و با استعداد (+تصاویر)

لقب: کینگ جیمز

متولد: ۳۰ دسامبر ۱۹۸۴

محل تولد: آکرون اوهایو

قد: ۲۰۳ سانتیمتر

وضعیت تأهل: متأهل

ادامه
احمد جنتی,سن احمد جنتی,احمد جنتی بیوگرافی زندگینامه احمد جنتی و فعالیت های او (+ تصاویر)

زاده: ۳ اسفند ماه ۱۳۰۵  

زادگاه: لادان، اصفهان

شروع به کار : ۲۷ اسفند ماه ۱۳۷۵

سمت: پنجمین رئیس مجلس خبرگان رهبری

تحصیلات: اجتهاد

گمارنده: سید علی خامنه ای

ادامه
امام حسین (ع),درباره امام حسین (ع),تصاویر امام حسین (ع) زندگینامه امام حسین (ع) از امامت تا شهادتش

زادگاه: مدینه، حجاز

کنیه: اَباعَبْدِاللّه، ابوعلی

زادروز: ۳ شعبان ۴ ه‍.ق

نقش: سومین امام شیعیان

فوت: ۱۰ محرم ۶۱ ه‍.ق

محل دفن: حرم امام حسین، کربلا، عراق

ادامه
شیخ بهایی,درباره شیخ بهایی,لقب شیخ بهایی زندگی نامه شیخ بهایی شاعر و عارف ایرانی (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۷

زادگاه: بعلبک، لبنان

تاریخ مرگ: ۱ سپتامبر ۱۶۲۱

آثار برجسته: کشکول

محل دفن: حرم امام رضا (علیه السلام)، مشهد، ایران

ملیت: ایرانی

ادامه
محسن ربیع خواه,افتخارات محسن ربیع خواه,بازی های باشگاهی محسن ربیع خواه بیوگرافی محسن ربیع خواه و تصاویری از وی

زادروز: ۳ دی ۱۳۶۶ ‏

زادگاه: تهران

قد: ۱٫۷۹ متر

پست: هافبک دفاعی، مدافع

ملیت: ایرانی

ادامه
مهدی کوشکی,ازدواج اول مهدی کوشکی,گروه لیو مهدی کوشکی بیوگرافی مهدی کوشکی بازیگر و کارگردان سینمای ایران + تصاویر همسرانش

تاریخ تولد: مرداد ماه ۱۳۵۹

محل تولد: خرم آباد، ایران

حرفه: بازیگر، نویسنده

ملیت: ایرانی

تحصیلات: لیسانس ادبیات نمایشی

قد: ۱.۷۰

ادامه
حضرت زینب (س),زندگینامه حضرت زینب (س),سرگذشت حضرت زینب (س) زندگی نامه حضرت زینب (س) از کودکی تا به شهادت رسیدنش

نام پدر: حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

نام مادر: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ناریخ ولادت: پنجم جمادی الأولی سال پنجم (یا ششم) هجری قمری

محل تولد: مدینه منوره

همسر: عبدالله بن جعفر بن ابی‎طالب

وفات: شب یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری قمری

ادامه
خواهران منصوریان,زندگی نامه خواهران منصوریان,زندگینامه خواهران منصوریان بیوگرافی خواهران منصوریان ( شهربانو - الهه - سهیلا ) + تصاویر

ملیت: ایران

زادهٔ: ۸ بهمن ۱۳۶۴

محل تولد: سمیرم

قد: ۱٫۷۵ متر

وزن: ۶۰ کیلوگرم

ورزش: ووشو

ادامه
نظامی گنجوی,کتاب نظامی گنجوی,زندگی نامه ی نظامی گنجوی زندگینامه نظامی گنجوی و آثارش (+ تصاویر)

زادروز: ۵۳۷ هـ. ق گنجه

محل زندگی: گنجه

ملیت: ایرانی

پیشه: شاعر، تاریخ نگار و داستان سرا 

سبک: عراقی

عنوان: حکیم نظامی

ادامه
دیالوگ های عاشقانه,انواع دیالوگ های عاشقانه,دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران

بهترین دیالوگ های عاشقانه با دیالوگ های عاشقانه به آسانی میتوانید حرف دل تان را مخاطب تان برسانید. بعلاوه این دیالوگ های عاشقانه میتوانند به شما کمک کنند که احساسات خویش را در شبکه های اجتماعی و... بیان کنید. یکی از پایه های ماندگاری فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی را باید در دیالوگ هایی جست و جو کرد که در حافظه تاریخی مخاطبانشان نقش بسته اند. دیالوگ های عاشقانه  برخی از دیالوگ ها در فیلم ها و سریال ها به قدری زیبا و تاثیر گذار هستند که پس از دیدن فیلم و سریال در ذهن ما نقش می بندند. خیلی از ما برای بیان احساسات، ابراز علاقه یا رساندن حرف دل خود به مخاطب به سراغ دیالوگ های ماندگار عاشقانه می رویم. در این مطلب بعضی از این دیالوگ های عاشقانه از فیلم های ایرانی و خارجی گردآوری شده اند. دیالوگ های عاشقانه فیلم های ایرانی ۱. دیالوگ های عاشقانه سریال شهرزاد قباد: موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه وجودم دوست دارم. عاشقتم شهرزاد: خواهش می کنم آن قدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی پناه. تو عاشقی؟ تو عاشقی واقعا؟ عاشق چیزی رو با چیزی تاخت نمی زنه … عاشق انقدر ترسو نمیشه که هنوز هایی به هویی نرسیده اینجوری آدمو تنها ول کنه بره. ۲. دیالوگ های عاشقانه مجموعه تلویزیونی شهرزاد قباد: سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد: دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی و‌اگر نه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زائل می کنه آقای قباد دیوان سالار. ۳. دیالوگ های عاشقانه و زیبای سریال شهرزاد هاشم: فرهاد پسرم … همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه... برای همیشه حتی اگه همدیگه رو ترک کنن..! اما این فقط یه طرف سکه است پسرم... این که اگه دنیات اندازه یه نفر کوچیک بشه… یا اون یه نفر اندازه خدا برات بزرگ بشه ..! اگه یه روزی ترکت کنه و بره اون وقت دین و دنیاتو با هم می بازی...! ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم شب های روشن رویا: می دونی همه فکر می کنن اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه. هیچ کس حرف دلش رو راحت نمی زنه خوب اگه نمی خواد می تونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه... استاد: فکر نمی کنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟ رویا: دلیلشون از هم دورشون می کنه، چه دلیلی از عشق مهم تره! دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم پل چوبی امیر( بهرام رادان): وقتی که فکر کردی یکی را از ته دل دوست داری ولش نکن... ممکنه دوباره تکرار نشه... آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر می کنه همیشه براش پیش می یاد... باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده... که حالت با چیز دیگه ای خوب نمیشه... عشق یعنی حالت خوب باشه. ۶. دیالوگ عاشقانه فیلم ستاره بود خسرو شکیبایی: مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده. ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم. مادرم می گفت:گور بابا مخ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه، به خدا گفت، به همین زمین قسم گفت. اندیشه فولادوند: مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟ خسرو شکیبایی: مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن. همه چیو خودشون می دونن. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم قندون جهیزیه عطا:دیدی این" ماشین مسابقه ای ها" رو که با سرعت میرن، یهو ترمز میکنن دور خودشون میگردن ؟! ... معصومه:آره... عطا:اونجوری دورت بگردم! ... ۸. دیالوگ های عاشقانه سریال ارمغان تاریکی سارا( لیلا زارع): من هیچ وقت هم چین عکس بزرگی نگرفته بودم، دستت درد نکنه.. تو کارت خیلی خوبه مجید( آرش مجیدی):سوژه م خوب بود - مجید ؟ - بله ؟ - تو عاشق من شدی مگه نه ؟! - آره... - باورم نمیشه تو مال منی - من مال خودمم نیستم چه برسه به تو - مال خودت شاید نباشی! اما مال منی... - چی گفتی؟! سارا عکسش را بالا و جلوی صورتش میگیرد و آرام میخندد (جلیل سامان) ۹. دیالوگ های عاشقانه فیلم هامون حمید هامون( زنده یاد خسرو شکیبایی) آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست بدست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه … من طلاق نمی دم… ۱۰. دیالوگ های عاشقانه نمایش سه جلسه تراپی و مهمانی خواهرم میگه:عشق هست! من میگم نیست! عشق بالا و پایین شدنِ هورموناست. حتی دانشمندام بهش رسیدن… ۱۱. دیالوگ های عاشقانه سریال سیب ممنوعه این چـه شهریه کـه عاشقش منه سفید مو ام… دیالوگ های عاشقانه غمگین دیالوگ های عاشقانه فیلم های خارجی ۱. دیالوگ های عاشقانه فیلم حقیقت زشت مایک: تو یه روانی هستی و من عاشقتم … اَبی: من روانی نیستم مایک: من الان بهت گفتم عاشقتم، ولی تو فقط کلمه روانیُ شنیدی. این نشونه آدمای روانیه! ۲. دیالوگ های عاشقانه سریال خانه پوشالی هیچگاه از ازدواجت پشیمون شدی؟ نه، نه، من عاشق فرانسیس هستم. الان بیش از قبل من پشیمون شدم، پیش از این که بدونم خودم کی هستم یه یک نفر متعهد شدم!   ۳. دیالوگ های عاشقانه the little prince 2015 اگه آدم گذاشت اهلیش کنن، خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه ... ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا ریک:برای من سواله که واقعا ارزشش را داده که بخاطر اون می جنگید؟ ویکتور لیزلو( پل هنرید):مثله اینه که تو از من بپرسی که چرا نفس می کشیم. خب اگه ما نفس نکشیم می میریم، اگر ما با دشمنان خود نجنگیم جهان میمیره! ریک:خب، چه طور میشه؟ از اینهمه بدبختی نجات پیدا می کنیم. ویکتور لیزلو:میدونی صدات چه طور بنظر میرسه آقای بلین؟ مثل مردی که سعی می کنه خودش را پشت چیزی که بهش اعتقاد نداره مخفی کنه. ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا – ایلسا لاند( اینگرید برگمن):من مطمئن نیستم که تو مثل گذشته باشی. بزار ببینم آخرین باری که ما همدیگه را ملاقات کردیم … ریک بلین( همفری بوگارت):لا بیلا آرورا بود. ایلسا:چه خوب یادته، ولی در واقع اون روزی بود که آلمانی ها پاریس را اشغال کردن. ریک:نمی تونی اون روز را فراموش کنی؟ ایلسا:نه ریک:منم همه جزئیات اون روز را خوب یادمه، آلمانی ها لباس خاکستری رنگ پوشیده بودن و تو لباس آبی. ۶. دیالوگ های عاشقانه فیلم تایتانیک جک: رز، تو پیک نیک نیومدی! می فهمی. تو مثل یه دختر بچه بداخلاق و لوسی، ولی در عین حال حیرت انگیزترین و فوق العاده ترین زنی هستی که من توی عمرم دیدم. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم لافت کسائی که دوسشون داری … اونا تنها کسایی هستند که میتونن بهت آسیب بزنن زیباترین دیالوگ های عاشقانه ۸. دیالوگ های عاشقانه فیلم یک نفس تمام شب خیلی بده که بفهمی دیگه هیچوقت نمیتونی زنی که عاشقش هستی را خوشحال کنی. ۹. دیالوگ های عاشقانه (The Truman Show (1998 کریستوف:« من تو رو بهتر از خودت می‏شناسم.» ترومن:« تو هرگز یه دوربین توی سر من نداشتی.» گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش