سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳
۱۵:۲۲ - ۰۸ بهمن ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۱۱۰۵۱۲
هنرهای تجسمی

رمزگشایی از حراج پایتخت، گران‌بهاسازی برای حراجِ هنر/ ۲۵۰ میلیارد تومان فروش حراج تهران با خریدارانی مجهول

حراج پایتخت, آثار هنری حراج تهران, فروش حراج تهران با خریدارانی مجهول
تاکنون سریال‌های «رقص روی شیشه» و «هیولا» تا «آقازاده» به‌طور علنی از راز‌های پنهان در دنیای حراج پرده‌برداری کرده و با شرح جزئیات پولشویی، فساد مالی و معاملات مشکوک، نقاب از بحران‌های این حوزه برداشتند. همین حاشیه‌ها سبب شد کاربران فضای مجازی از مسئولان ناشناخته این نهاد، درباره مکانیزم حضور تابلو‌هایی از سهراب سپهری، نحوه قیمت‌گذاری میلیاردی بر آثار تازه‌کاران، خریداران و درصدی که به فروشندگان اختصاص پیدا می‌کند، سؤال کنند.

به گزارش اقتصاد۲۴؛  روز گذشته، هتل پارسیان آزادی، میزبان پربحث‌ترین رویداد هنر‌های تجسمی بود. حراج تهران، درحالی نوزدهمین دوره خود را پشت سر گذاشت که در رسانه‌ها، تنها ویترین پرطمطراق آن تصویر و رونوشتی تکراری از آن مطرح شد و این مزایده باز هم در حاشیه امن بولتن‌های تبلیغاتی آرام گرفت؛ حراجی که سال‌هاست برگزاری آن با شائبه‌های مربوط به مدیریت محفلی، سازوکار انحصاری، ناگفته‌های مالی و شیوه قیمت‌گذاری آثار، پیوند خورده است، پیوندی که تنها با نگاهی اجمالی به دوره‌های گذشته این مزایده می‌تواند داده‌های جالب توجهی به دست دهد.

تابلوی سهراب، یک علامت سوال مصور!

۲۹ خرداد سال ۹۱ بود که حراج تهران در قالب یک نهاد خصوصی، با مدیریت علیرضا سمیع‌آذر آغاز به کار کرد. زمانی که نخستین چکش از طریق پیشخوان حراج روی میز خورد، کمتر کسی به ادامه‌دار بودن آن امیدوار بود. با این حال آن حراج، بالغ بر دو میلیارد تومان فروش داشت. (نرخ دلار: دو هزار و ۶۰۰ تومان)

به گزارش اقتصاد۲۴ ، همان‌روز‌ها مساله گردش مالی حراج تهران و درصدی که از عواید این فروش‌های میلیاردی به دست می‌آورد، مورد بحث قرار گرفت.

تا اینکه در سال ۹۲، شخص سمیع آذر به عنوان مدیر اجرایی این حراج، رسما اعلام کرد که ۱۵ درصد از عواید فروش حراج تهران سهم برگزارکنندگان است. البته به ادعای بانیان حراج، این درصد حالا به عدد ۱۰ کاهش یافته است. برای مثال در همین حراج اخیر که ۲۴۱ میلیارد و ۷۲۰ میلیون تومان فروش داشت، ۱۰ درصد یعنی رقمی بیش از ۲۴ میلیارد تومان به جیب کسانی رفت که ناشناس هستند.

حراج پایتخت, آثار هنری حراج تهران, فروش حراج تهران با خریدارانی مجهول

لازم به تاکید است که این رقم، منهای درآمد‌های غیررسمی است. به این ترتیب آثار هنری حراج تهران در دوره دوم، ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۳ هزار و ۱۸۳ تومان)، دوره سوم، ۱۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۳ هزار و ۲۰۰ تومان)، دوره چهارم ۲۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۳ هزار و ۴۰۰ تومان)، دوره پنجم  ۲۵ میلیارد (نرخ دلار: ۳ هزار و ۷۰۰ تومان) و در دوره ششم، ۱۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۴ هزار تومان) به فروش رسیدند.

دوره هفتم این مزایده، اما با ۲۶ میلیارد فروش (نرخ دلار: ۴ هزار تومان)، به نام یکی از پرطرفدارترین هنرمندان معاصر ایران گره خورده است؛ سهراب سپهری.

بهاسازی برای آثار، چرا و چگونه؟

سال ۵۱ بود که سهراب سپهری، یک نقاشی بدون نام کشید و آن را به مجموعه تنه درختان خود، اضافه کرد. اثری دلی که شاید از لحاظ تکنیک و کیفیت در رقابت با دیگر نقاشان مطرح معاصر، حرف چندانی برای گفتن نداشت. آن روز‌ها خود سهراب هم نمی‌دانست که نیم قرن بعد، نامش برند می‌شود و اثر دلی‌اش، راهی جدا از دل را طی و سر از پرحاشیه‌ترین رویداد هنر‌های تجسمی درمی‌آورد، رویدادی که حال در شمایل یک حراج به تمی مهم در جامعه هنر و اقتصاد بدل و آشِ مناسبات مالی‌اش آنقدر شور شده که توجه بسیاری از فیلمسازان در شبکه نمایش خانگی را نیز به خود جلب کرده است.

از سریال‌های «رقص روی شیشه» و «هیولا» تا «آقازاده» که به‌طور علنی از راز‌های پنهان در دنیای حراج پرده‌برداری کردند و با شرح جزئیات پولشویی، فساد مالی و معاملات مشکوک، نقاب از بحران‌های این حوزه برداشتند. همین حاشیه‌ها سبب شد کاربران فضای مجازی از مسئولان ناشناخته این نهاد، درباره مکانیزم حضور تابلو‌هایی از سهراب سپهری، نحوه قیمت‌گذاری میلیاردی بر آثار تازه‌کاران، خریداران و درصدی که به فروشندگان اختصاص پیدا می‌کند، سؤال کنند. سوالاتی که همچنان بی‌پاسخ باقی مانده و نشان‌دهنده این نکته هستند که موضوعات مرتبط با اثرات مشکوک در حراج تهران هنوز هم در پیش‌زمینه بررسی‌ها و گمانه‌زنی‌ها است. چالش‌هایی که در فرآیند حراج به وجود آمده‌اند، نیاز به بررسی‌های دقیق‌تر و جامع‌تر دارند. اما مکانیزم‌هایی که مشکوک به‌نظر می‌رسند، به وضوح نشان‌دهنده بازی‌های قیمتی در حوزه هنر‌های تجسمی هستند.

به بیان ساده‌تر، یک مجموعه‌دار ممکن است اثری را که اتفاقا نمی‌خواهد به فروش برساند، به منظور ایجاد یک حباب قیمتی، به بازار عرضه کند. او ممکن است به دیگر مجموعه‌داران بگوید که این اثر بسیار ارزشمند است و باید سرمایه‌گذاری شود، چراکه ارزش آن در آینده چند برابر می‌شود! این بازی می‌تواند به گونه‌ای باشد که قیمت اثر به طور پیوسته افزایش پیدا کند، حتی امکان جدال‌های مصنوعی نیز وجود دارد، اما در نهایت، مجموعه‌دار اصلی ممکن است خودش اثر را خریداری کند.

به عنوان مثال، اگر یک اثر از سهراب ۵۰۰ میلیون تومان ارزش داشته باشد و در واقعیت هم هیچ معامله‌ای صورت نگیرد، یک حباب قیمتی ایجاد می‌شود تا قیمت آثار سهراب در سراسر دنیا افزایش یابد و به ۳ میلیارد تومان در دوره هفتم و ۲۲ میلیارد تومان دوره نوزدهم برسد! این قیمت‌های بالا در نهایت می‌تواند توجه سرمایه‌داران را به خود جلب کند و اذهان مردم را نیز به این ارقام نجومی در اخبار، عادت دهد!

با همین روند؛

دوره هشتم حراج با فروش ۱۴ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومانی (نرخ دلار: ۴ هزار تومان)

دوره نهم با فروش ۳۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومانی (نرخ دلار: ۱۰ هزارو ۷۰۰ تومان)

دوره دهم با فروش ۳۴ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومانی (نرخ دلار: ۱۰ هزارو ۷۰۰ تومان)

دوره یازدهم با فروش ۴۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومانی (نرخ دلار: ۱۲ هزار و ۶۰۰ تومان)

دوره دوازدهم با فروش ۳۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون (نرخ دلار: ۱۲ هزار و ۶۰۰ تومان)

دوره سیزدهم با فروش ۸۷ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۱۷ هزار و ۱۰۰ تومان)

دوره چهاردهم با فروش ۴۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۲۳ هزار تومان)

دوره پانزدهم با فروش ۱۵۸ میلیارد و ۸۹۰ میلیون تومان (نرخ دلار: ۳۰ هزار تومان)

دوره شانزدهم با فروش ۷۸ میلیارد تومان، (نرخ دلار: ۲۷ هزار و ۲۰۰ تومان)

دوره هفدهم با فروش ۲۰۰ میلیاردی (نرخ دلار: ۵۰ هزار تومان)

دوره هجدهم با فروش ۶۱ میلیارد تومانی (نرخ دلار: ۵۰ هزار تومان)

و در دوره نوزدهم با فروش ۲۶۰ میلیارد تومانی (نرخ دلار: ۵۵ هزار تومان)

برگزار شد و پرش‌های معنادار فروش نهایی در این نوزده دوره، چندان به چشم نیامدند!

خریداران، غریبه‌های آشنای حراج!

به گزارش اقتصاد۲۴ ، در طول دوره‌های متعدد حراج پایتخت، عنوانی که همیشه در پس زمینه حضور داشته و توجه بسیاری را به خود جلب کرده، وجود خریداران بی‌چهره است. خریدارانی که قطعا طی این نوزده دوره توانسته‌اند به جمع مجموعه‌داران بزرگ آثار هنری بپیوندند. در اکثر حراج‌ها، بخش عمده‌ای از آثار توسط خریداران ناشناس به فروش می‌رود. این واقعیت، یک سوال مهم را در ذهن به وجود می‌آورد: آیا این خریداران واقعاً علاقه‌مند به هنر هستند و یا فقط به دنبال ایجاد حباب قیمتی هستند؟ این موضوع، بسیاری را به فکر فرو برده و اغلب به بحث‌های گسترده درباره شفافیت و عدالت در بازار‌های هنری منجر شده است.

اگرچه امری متداول است که هویت خریداران و مالکان آثار هنری مخفی نگه داشته شود، اما مساله اینجاست که در هیچ کجای دنیا، مالک روی اثر خودش چکش نمی‌زند! حتی اگر متوجه این بازی پشت پرده شوند، با فرد خاطی به خاطر تبانی برای ایجاد حباب قیمتی برخورد شدید می‌کنند. به طور کلی نام چند مجموعه‌دار بزرگ از جمله عباس ایروانی (هلدینگ عظام)، حمیدرضا هاشم‌نیا (سامسونگ)، اخوان (گروه صنعتی اخوان‌جم)، امیرمحمد تقی گنجی (مهرام)، گرامی (چای گلستان)، بهبهانی (پورشه)و  دانیال‌زاده (فولاد) در حوزه تجسمی و بخصوص حراج تهران پرتکرار است.

نام‌هایی که در آن واحد ممکن است هم مالک باشند و هم خریدار! مثلا سام سرویس (سام الکترونیک) نمایندگی رسمی سامسونگ در ایران که اسپانسر حراج تهران هم هست گویا خریدار اکثر آثار رکوردشکن از لحاظ قیمت است. چنانچه در حراج چهار دوره پیش، اثر آیدین آغداشلو را نیز خرید. البته نام‌های پرحاشیه دیگری، چون مهدی جهانگیری و بانک گردشگری نیز پیرامون خرید‌های میلیاردی حراج تهران جولان می‌دهند و جالب توجه هستند.

حراج نوزدهم، حاشیه‌ای که بیش از ۲۵۰ میلیارد تومان چکش خورد

۲۴۱ میلیارد و ۷۲۰ میلیون تومان؛ این رقمی است که در نوزدهمین دوره حراج تهران پای معامله تابلو‌هایی پرداخت شد که نه با ملاک‌ها و معیار‌های هنری، بلکه با شیوه معروف به اقتصاد سفته‌ای قیمت‌گذاری شدند؛ قیمت‌گذاری‌هایی که به نظر می‌رسد نه با ارزش‌گذاری منتقدان و کارشناسان نقاشی، بلکه با کل‌کل سرمایه‌داران تعیین می‌شود!

در نوزدهمین حراج تهران ۸۹ اثر از ۶۹ هنرمند، عرضه شد که ۸۲ اثر یعنی ۹۱ درصد آثار به فروش رسیدند. ضمن آن که رکورد این دوره حراج به تابلو بدون عنوان از مجموعه تنه‌درختان سهراب سپهری به قیمت ۲۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان (۲۲ میلیارد و ۴۴۰ میلیون تومان با احتساب درصد حراج‌گزار) اختصاص پیدا کرد.

پس از آن تابلو نقاشی خط «چه کسی می‌نگرد؟» حسین زنده‌رودی به قیمت ۱۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان (۱۵ میلیارد و ۶۲۰ میلیون تومان با احتساب درصد حراج‌گزار) در جایگاه دوم قرار گرفت.

اثر دیگری از مجموعه تنه‌درختان سهراب سپهری نیز با قیمت ۱۴ میلیارد (۱۵ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان با احتساب درصد حراج‌گزار) در جایگاه سوم ایستاد.

تابلو «مرگ و زندگی» از آیدین آغداشلو با قیمت ۱۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون در جایگاه چهارم و تابلو نقاشی‌خط «محبت» محمد احصایی با قیمت ۹ میلیارد تومان در جایگاه پنجم قرار گرفت.

اثری بدون عنوان از منیر شاهرودی فرمانفرماییان به قیمت ۸ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان و اثری از فرامرز پیلارام ۸ میلیارد نیز در جایگاه‌های بعدی حراج نوزدهم ایستادند.

در این دوره از حراج تهران ۶۳ اثر با ارزش بیش از یک میلیارد تومان برآورد قیمت به مجموعه‌داران ایرانی پیشنهاد شد، که در نهایت ۵۷ اثر، بیش از هفتاد درصد از آثار فروخته شده در حراج نوزدهم با قیمت میلیاردی چکش خوردند.

به گزارش اقتصاد۲۴ ، همچنین نگاره‌ای از محمود فرشچیان ۷ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان، مجسمه «نی‌لبک‌زن نشسته» بهمن محصص به مبلغ ۷ میلیارد و ۲۰۰ میلیون، تابلویی از مسعود عربشاهی ۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون، اثری از منوچهر یکتایی ۵ میلیارد و ۴۰۰ میلیون، مجسمه‌ای از مجموعه هیچ پرویز تناولی ۵ میلیارد، اثر دیگری از منیر شاهرودی فرمانفرماییان به قیمت ۵ میلیارد و نقاشی دیگری از مسعود عربشاهی ۵ میلیارد؛ ۱۴ اثری بودند که در حراج نوزدهم هر کدام بالای ۵ میلیارد تومان به فروش رسیدند.

چرا حراج تهران زیر ذره‌بین نمی‌رود؟ 

اما در نگاهی انتقادی به حراج تهران، ضعف‌های چشمگیری در این فعالیت فرهنگی و اقتصادی مشاهده می‌شود که نیازمند توجه از سوی برگزارکنندگان آن است. یکی از مسائل مهمی که برجسته شده است، عدم شفافیت در برگزاری حراج تهران است، مساله‌ای که باعث می‌شود جزئیات و روند این حراج به وضوح به اطلاع عموم نرسد. این امر می‌تواند به شکلی منفی بر تعامل بازار و جذب سرمایه‌گذاران تأثیر بگذارد.

مثلا انتخاب کارشناسان محدود و مجهول یکی از نقایص این حراج است. در حوزه بازار آثار هنری، تعداد زیادی از کارشناسان با تخصص‌های متنوع فعال هستند؛ اما حراج تهران از کارشناسان محدود و ناشناس استفاده می‌کند که موجب ایجاد شبهات و ابهامات درباره قیمت‌گذاری و ارزش واقعی آثار می‌شود. این نقطه ضعف باعث شده تا قیمت‌های آثار به‌طور غیرمعقولی افزایش یابد. با این حال مایه بسی شادی است که در یکی از بخش‌های هنر ایران، این مقدار پول بی‌زبان رد و بدل می‌شود!

اما فارغ از گمانه‌زنی‌های رسانه‌ها و خبرنگاران، سوال اینجاست که آیا قیمت‌ها در حراج تهران در آینده نیز حفظ می‌شوند؟ آیا آثار با همین قیمت به فروش می‌رسند؟ آیا مالکان آثار نهایی هستند یا این آثار بعد از فروش مجدداً به مالکان اصلی بازمی‌گردند؟ این پول‌های کلان که با فروش سالانه سینمای ایران برابری می‌کند، به حساب کجا یا به جیب چه کسانی می‌رود و خرج چه چیز‌هایی می‌شود و نقش دلالان در این حوزه چیست؟ در مواجهه با این انتقادات و شبهات، برگزارکنندگان حراج تهران باید شفافیت بیشتری را در روند برگزاری حراج ایجاد کنند. اطلاعات دقیق‌تر درباره کارشناسان، معاونت‌ها و مکانیزم‌های تصمیم‌گیری باید به صورت علنی اعلام شود تا اعتماد عمومی به این فرآیند افزایش یابد. همچنین، شفافیت بیشتر در مورد سرنوشت آثار و جریان مالی حراج، از جمله چگونگی استفاده از درآمد حاصل از فروش آثار، ضروری است. این اقدامات می‌توانند به حفظ اعتبار حراج تهران کمک و از ایجاد شبهات در مورد نقاط تاریک جلوگیری کند؛ که با این رویه شاید شادی این سود در بستر هنر، شیرین‌تر به کام نشیند!

  • 18
  • 3
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
سوگل خلیق بیوگرافی سوگل خلیق بازیگر جوان سینمای ایران

تاریخ تولد: ۱۶ آبان ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۸۷ تاکنون

تحصیلات: لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

ادامه
شیگرو میاموتو سفری به دنیای بازی های ویدیویی با شیگرو میاموتو

تاریخ تولد: ۱۶ نوامبر ۱۹۵۲

محل تولد: سونوبه، کیوتو، ژاپن 

ملیت: ژاپنی

حرفه: طراح بازی های کامپیوتری و نینتندو 

تحصیلات: کالج هنر کانازاوا

ادامه
عین القضات همدانی زندگینامه عین القضات همدانی عارف و شاعر قرن ششم هجری

تاریخ تولد: سال ۴۹۲ هجری قمری

محل تولد: همدان، ایران

حرفه: حکیم، نویسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقیه

مدت عمر: ۳۳ سال

درگذشت: در ششم جمادی‌الثانی سال ۵۲۵ هجری قمری

ادامه
اسماعیل محرابی بیوگرافی اسماعیل محرابی؛ بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۲۳

محل تولد: تنکابن، مازندران

حرفه: بازیگر سینما و تلویزیون

شروع فعالیت: ۱۳۴۵ تاکنون

تحصیلات: لیسانس تئاتر

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش