جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳
۱۰:۵۴ - ۲۲ دي ۱۴۰۰ کد خبر: ۱۴۰۰۱۰۲۱۴۵
شبکه نمایش خانگی

ناگفته‌های بازیگر «نیسان آبی»‌ که معلم ریاضی است!

سیروس همتی,نیسان آبی
 سیروس همتی،بازیگر نقش «جهان» در سریال طنز نمایش خانگی ،در گفت و گو با خراسان از شغل معلمی و سابقه همکاری با ابراهیم حاتمی کیا می گوید

سیروس همتی از آن دست بازیگرانی است که فعالیت خود را از بازی روی صحنه تئاتر آغاز کرده و بعد پایش به سینما و تلویزیون باز شده است. این بازیگر ۴۹ ساله که در رشته ریاضی تحصیل کرده، اکنون به عنوان معلم ریاضی تدریس هم می کند. همتی علاوه بر بازیگری در جلوی صحنه، در پشت صحنه هم فعال است و نویسندگی و کارگردانی انجام می دهد. از جمله آثاری که سیروس همتی بازی کرده، می توان به فیلم‌ها و سریال‌هایی چون «مارمولک»، «خداحافظ بچه»، «کارگر ساده نیازمندیم»، «زن‌ها فرشته‌اند ۲»، «خوب، بد، زشت» و «صبح آخرین روز» اشاره کرد. او که سریال «آهوی من مارال» را آماده توزیع در شبکه نمایش خانگی دارد، اکنون با سریال «نیسان آبی» مهمان خانه‌هاست و این بهانه گفت و گوی ما شد.

این روزها مشغول انجام چه کاری هستید؟

در شهرستان مشغول بازی در مسابقه «۷۷ساعت» هستم که کارگردانی اش را سعید ابوطالب بر عهده دارد. من و چند بازیگر دیگر با گروه هایی که مهارت های علمی و فردی دارند، همراه می شویم.

بازی تان در سریال «نیسان آبی» به پایان رسیده است؟

خیر، چند سکانس از بازی ام باقی مانده است.

نقش تان چه ویژگی داشت که با وجود حضور کم رنگ نسبت به دیگر بازیگران، بازی در «نیسان آبی» را پذیرفتید؟

نقش «جهان» در طرح اولیه یک خطی به من ارائه شد؛ نگهبان گاوداری، اما تعاملم در سریال های گذشته و شناخت بنده از منوچهر هادی، سبب شد نگران نباشم و در نهایت نقش «جهان» را پذیرفتم.   اکنون تماشاگران و مردم نقش «جهان» را مورد لطف خود قرار داده اند و بازتاب های خوبی گرفته ام.

«جهان» یکی از شخصیت های دوست‌داشتنی قصه است. با وجود جدی بودن نقش، در موقعیت های مختلف مخاطب را می خنداند و لج او را هم درمی آورد. به عنوان یک بازیگر و کارگردان کاربلد چه طراحی برای نقش کردید؟

سخنان تان را درباره «جهان» تایید می کنم و به شدت به ویژگی هایی که اشاره کردید در طول بازی فکر می کردم. جهان شخصیتی خوش مشرب، دوست داشتنی و بامرام است اما در بحث مالی اصلاً کوتاه نمی آید. از این گونه شخصیت ها که هم دوست داشتنی و هم ناخن‌خشک باشند، کم داشتیم و من در سریال یا اثری ندیدم که به آن رجوع کنم. از بازی در نقش لذت بردم و به عقیده بنده هر چیزی که در پشت دوربین اتفاق بیفتد به راحتی در جلوی دوربین هم جواب می دهد. حس و حال و شور و لذتی با نقش خودم داشتم و مهم تر از همه، دیگران با نقش من داشتند و معلوم بود که اگر نقش توانسته عوامل پشت صحنه را متقاعد و ارتباط برقرار کند، در بازی موفق بوده ام.

با این توضیحات و علاقه ای که به نقش «جهان» نشان می دهید برایتان کوتاهی و بلندی نقش فرقی نمی کند؟

خیر. نقش کوتاه و به شدت پرمحتوا را دوست دارم. به نظرم نقش کوچک و بزرگ وجود ندارد و مهم تاثیرگذاری آن است. بعضی از بازیگران نقش خوبی در اثری دارند اما در واقعیت تاثیری را که باید نمی گذارند. معتقدم نقش حتی اگر یک سکانس تاثیرگذار باشد به آن سیمرغ جشنواره فیلم فجر را می دهند.

از چه مقطعی تصمیم گرفتید وارد این حرفه شوید؟

به اصرار تقی همتی نیا، پسر دایی ام این اتفاق افتاد. او دستم را گرفت و پا به پا همراهم بود. خیلی از بازیگران و هنرمندان بنام همچون رحمان سیفی آزاد، کیومرث مرادی، مرحوم علی سلیمانی، فرشاد خدایی و کریم رجبی ‌هم دوره من بودند و ما زیر نظر حسین پرستار، سید جواد هاشمی و آتیلا پسیانی بودیم.

نخستین اثری که توسط آن دیده شدید، کدام است؟

در «خاک سرخ» ابراهیم حاتمی کیا دیده شدم. به واسطه آشنایی ام با بهرام عظیم پور که انتخاب بازیگران را بر عهده داشت و در تئاتر دستیارش بودم و حبیب رضایی که بازیگردان «مارمولک» بود، وارد گود بازیگری شدم و در این سریال نقش آفرینی کردم.

سال ها در این حرفه خاک صحنه خوردید و در آثار سینمایی و نمایشی متعددی نقش‌آفرینی کردید. قبول دارید که بیننده شما را با آثار کمدی تان می شناسد؟

خیر، این طور نیست، بلکه نگاه من به دنیا در کتاب ها و نمایش نامه هایی که چاپ کرده ام، نگاه طنز است. یک نقش هرچقدر هم که جدی باشد، لایه های طنزی دارد که مطمئن باشید بازیگر به آن لایه ها فکر نکرده است. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که نقش های جدی هم داشتم مثل «کارگر ساده نیازمندیم»، «ضربه فنی» و «صبح آخرین روز». معتقدم بازیگر کمدی می تواند از پس نقش جدی برآید مثل جواد عزتی، رضا عطاران و علیرضا خمسه، اما بازیگر نقش جدی شاید نتواند نقش کمدی بازی کند. نکته مهمی که در انتخاب کارهایم دارم این است که فقط بازیگر نقش کمدی نباشم و در انتخاب هایم دقت و ثابت کنم که دایره و دامنه ارائه نقش هایم گسترده و متفاوت است و در هر نقشی می توانم بازی کنم چون من یک بازیگرم.

سیروس همتی در کنار بازیگری، معلم ریاضی هم هست. دانش آموزان تان از شما تقاضا نمی کنند آن ها را برای بازی معرفی کنید؟

من سر کلاس لذت می برم. دانش آموزانم چیزهایی درباره بازیگری از من می پرسند و من می گویم به شرطی که درس بخوانند و کنفرانس بدهند، من به سوالات بازیگری شان پاسخ می دهم. اکنون همچنان تدریس می کنم.

  • 11
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
علی نصیریان بیوگرافی علی نصیریان؛ پیشکسوت صنعت بازیگری ایران

تاریخ تولد: ۱۵ بهمن ۱۳۱۳

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر، نویسنده و کارگردان

آغاز فعالیت: ۱۳۲۹ تاکنون

تحصیلات: دانش آموخته مدرسه تئاتر در رشته هنرپیشگی

ادامه
پاوان افسر بیوگرافی پاوان افسر بازیگر تازه کار سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۷ تیر ۱۳۶۳ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر 

آغاز فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

تحصیلات: لیسانس رشته ی مدیریت بازرگانی

ادامه
امین پیل علی بیوگرافی امین پیل علی بازیکن تازه نفس فوتبال ایران

تاریخ تولد: ۱۷ دی ۱۳۸۱

محل تولد: گیلان

حرفه: فوتبالیست

پست: هافبک

تیم: تیم ملی فوتبال ایران

شماره پیراهن: ۱۵

ادامه
ابوطالب بن عبدالمطلب زندگینامه ابوطالب بن عبدالمطلب پدر امام علی (ع)

تاریخ تولد: ۳۵ پیش از عام‌الفیل

محل تولد: مکه

دیگر نام ها: عبدالمطلب، عبدالمناف، عمران

دلیل شهرت: رئیس قبیله بنی هاشم، پدر امام علی (ع)، عمو و حامی حضرت محمد (ص)

درگذشت: سال دهم بعثت

آرامگاه: مکه در گورستان ابوطالب

ادامه
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
موسی التماری بیوگرافی موسی التماری بازیکن فوتبال اردنی

تاریخ تولد: ۱۰ ژوئن ۱۹۹۷

محل تولد: امان، اردن

حرفه: فوتبالیست

باشگاه کنونی: باشگاه فوتبال مون‌پلیه فرانسه

پست: مهاجم

قد: ۱ متر ۷۶ سانتی متر

ادامه
اوسمار ویرا بیوگرافی اوسمار ویرا سرمربی تیم پرسپولیس

تاریخ تولد: ۳ ژوئیه ۱۹۷۵

محل تولد: ریو گرانده دو سول ، برزیل

حرفه: سرمربی تیم فوتبال

باشگاه کنونی: پرسپولیس

آغاز فعالیت: سال ۱۹۹۴

ادامه
اوستون ارونوف بیوگرافی اوستون ارونوف بازیکن فوتبال ازبکی در تیم های ایرانی

چکیده بیوگرافی اوستون ارونوف

نام کامل: اوستون رستم اوگلی اورونوف

تاریخ تولد: ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰

محل تولد: نوایی، ازبکستان

حرفه: فوتبالیست

پست: هافبک تهاجمی

باشگاه کنونی: پرسپولیس

ادامه
اکرم عفیف بیوگرافی اکرم عفیف بازیکن برتر تیم ملی قطر

تاریخ تولد: ۱۸ نوامبر ۱۹۹۶

محل تولد: دوحه، قطر

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر

باشگاه کنونی: السد قطر

قد: ۱ متر ۷۶ سانتی متر

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش