دوشنبه ۰۷ اسفند ۱۴۰۲
۱۱:۰۸ - ۱۲ آبان ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۸۰۸۰۶
شبکه نمایش خانگی

۱۰ زن سینمای ایران که باید مثل سمیرای زخم کاری از آن‌ها ترسید

برترین‌ها | تیپ‌های شخصیتی در فیلم و سریال‌ها انقدر زیادند که شاید بتوان لیست بلند بالایی از آنها نوشت و بازی بازیگرانی که در هر یک از این تیپ‌ها ایفای نقش کردند را تحلیل و بررسی کرد، اما برخی شخصیت‌ها به دلیل ویژگی‌های متفاوت‌شان بیشتر در ذهن بیننده ماندگار می‌شوند و حتی تا سال‌ها مخاطبان بازیگر را با آن نقش به خصوص به خاطر می‌آوردند. این اتفاق در طول این سال‌ها درباره بازیگر زیادی افتاده و بازیگران زن در نقش‌هایی ظاهر شدند که برای مخاطب تازگی و جذابیت زیادی داشته. 

طبق آمار و تحقیقات مختلف، جامعه ایران در سال‌های اخیر عصبی‌تر از قبل شده و همه‌مان هم مصادیق آن را در زندگی روزمره‌مان می‌بینیم، پس بیراه نیست که در فیلم و سریال‌ها هم کاراکترهای هیستریک و پرخاشگر بیش از گذشته خودنمایی کنند. بازیگران زن نسبتا زیادی شخصیت‌هایی با این ویژگی‌ها را در مجموعه های مختلف جلوی دوربین بردند، اما با پخش سریال «زخم کاری» مخاطبان با چهره‌ای متفاوت‌تر یا شاید بهتر باشد بگوییم ترسناک‍تر از هر آنچه تا به حال از یک زن عصبی دیده بودند روبرو شدند که برایشان تازگی داشت.

سمیرای «زخم کاری» بهانه‌ای شد تا مروری داشته باشیم بر بازیگرانی زنی که در فیلم و سریال‌های مختلف شخصیت‌هایی را بازی کردند که عصبی بودند و همه از آنها حساب می‌بردند!

رعنا آزادی‌ور در «زخم کاری»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

اما در میان همه شخصیت‌هایی که در فیلم و سریال‌های مختلف از یک زن پرخاشگر و عصبی به تصویر کشیده شدند، سمیرای «زخم کاری» همچنان رتبه ترسناک‌ترین را دارد. شخصیت عصبی، پرخاشگر و تهاجمی او به خصوص در فصل اول مخاطب را واقعا می‌ترساند تا جایی‌که این ویژگی‌های او، دست به زن داشتنش که حتی روی مردها هم دست بلند می‌کند و یقه می‌گیرد دستمایه شوخی‌های زیادی میان کاربران فضای مجازی شده بود و همه از او به عنوان شخصیتی دریده یاد می‌کردند. با «زخم کاری» خیلی‌ها بعد از خدا از سمیرا می‌ترسند!

پروین ملکوتی (عزیز السلطنه) در «دایی جان ناپلئون»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

نمایش تصویر زن عصبی و پرخاشگر به قبل از انقلاب برمی‌گردد، ناصر تقوایی را شاید بتوان از اولین کارگردانانی دانست که شخصیت یک زن با ویژگی‌های متفاوت را در سریالش به نمایش گذاشت. پروین ملکوتی که علاوه بر بازیگری، دوبلور مطرحی هم بود، در سریال «دایی جان ناپلئون» و در نقش عزیزالسلطنه شخصیت زنی را بازی می‌کرد که همه از او می ترسیدند و به دلیل تسلطی که بر شوهرش، دوستعلی خان و برخی دیگر از اطرافیانش داشت به کاراکتری تبدیل شده بود که در آن زمان و حتی بعدتر برای خیلی ها تازگی داشت. ناگفته نماند که صدای پرابهت ملکوتی به برجسته شدن ویژگی‌های نقشی که بازی می‌کرد کمک زیادی کرده بود.

جمیله شیخی در «پاییز صحرا»، «پدر سالار» و «لیلا»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

جمیله شیخی در طول سال‌های بازیگری‌اش در میان همه نقش‌هایی که بازی کرده بود، چند شخصیت منفی را هم جلوی دوربین برده بود، بازی او در نقش ماهرخ در «پاییز صحرا» او را تبدیل به نماد مادرشوهری بدجنس کرده بود. شیخی در فیلم «لیلا» مرحوم مهرجویی هم بار دیگر نقش مادرشوهری را بازی کرد که با دخالت در زندگی پسرش، رابطه او با عروسش را شکرآب می‌کند. در «پدر سالار» اما نقش شیخی جذبه و ابهت بیشتری داشت که انصافا هم این بازیگر قدیمی به خوبی توانسته بود آن حس اقتدار را به بیننده منتقل کند و تصویر زنی قدرتمند را به نمایش بگذارد. مقتدر بودن مولود زمانی بیشتر به چشم می‌آمد که اسدالله خان با همه آن ابهتش در مقابل او کم می‌آورد و به قول معروف از او حساب می برد.

رویا نونهالی در «خواب و بیدار»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

اسم رویا نونهالی با بازی در نقش ناتشا در سریال «خواب و بیدار» تا سال‌ها بر سر زبان‌ها بود، ناتشا هم یک زن ترسناک بود که روی همه تسلط داشت و با نقشه‌هایش همه چیز را به نفع خودش پیش می‌برد. البته بعد خلافکار بودن ناشای قصه «خواب و بیدار» شاید کمی بیشتر از عصبی بودن او به چشم می‌آمد اما نباید از یاد ببریم که اصغر کپک با بازی مهدی فخیم‌زاده وقتی مقابل او قرار می‌گرفت و چطور موش می‌شد و از او و نقشه‌هایش می‌ترسید.

بیتا فرهی «پارک وی» و «هامون»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

بیتا فرهی با بازی در نقش مهشید در فیلم «هامون» تصویری تازه از یک زن مدرن امروزی که دنیای متفاوتی دارد و هیستریک است را به نمایش گذاشت. او به خوبی توانسته بود از پس این نقش با ویژگی‌های خاصی که داشت بربیاید و آن پرخاشگری‌های معروفش در مقابل حمید هامون را به تصویر بکشد. او سال ها بعد در فیلم سینمایی «پارک وی» فریدون جیرانی هم نقش زنی را بازی کرد که مشکلات روحی و روانی دارد و همین باعث شده دست به کارهای ترسناکی بزند و شخصیتی عصبی از خود به مخاطب ارائه دهد.

مریم امیر جلالی در سریال‌های طنز

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

مریم امیرجلالی هنوز هم به عنوان یک زن جیغ جیغو شناخته می‌شود، تهاجمی صحبت کردن او در فیلم و سریال‌های طنز این تصویر را در ذهن بیننده ساخته و البته به نظر می‌رسد این بازیگر خیلی هم از اینکه با این ویژگی بین طرفدارانش شناخته شود مسئله‌ای ندارد! کامنت‌هایی که از او در فضای مجازی منتشر می‌شود و دستمایه شوخی کاربران قرار می‌گیرد هم لحن تند و عصبی او را نشان می‌دهد، مثل همان لحنی که با آقا ماشالله و هاشم خان در سریال‌های عطاران داد و فریاد می‌کرد.

پریناز ایزدیار «شهرزاد»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

شیرین با بازی پریناز ایزدیار در سریال «شهرزاد» هم از آن نقش‌هایی بود که ویژگی‌هایی یک شخصیت عصبی و پرخاشگر را داشت، زنی که سنتی بود اما می‌خواست مدرن باشد و همین تناقض هم بر پرخاشگری‌هایش دامن می‌زد. عشق هیستریک شیرین به قباد از او تصویر یک زن فوق‌العاده حساس تهاجمی ساخته بود. مواجهه او با شهرزاد هم آتش خشم و عصبانیت او را شعله‌ورتر می‌کرد و و در نهایت او را تبدیل به شخصیتی کرده بود که اطرافیانش هم از او می‌ترسیدند.

ساره بیات در «عاشقانه»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

ساره بیات در سریال «عاشقانه» هم نقش زنی پرخاشگر و عصبی را بازی کرد، پگاه همسر سهیل (با بازی محمدرضا گلزار) زنی بود که مدام در حال جر و بحث با شوهرش بود، او را تحقیر می‌کرد، هر چه جلوی دستش بود را می‌شکست و با داد و فریادهایش اعصاب بیننده را حسابی خورد می‌کرد. پگاه هم نماد یک زن ستیزه جو و عصبی بود که مخاطب را می ترساند. 

ویشکا آسایش در «ورود آقایان ممنوع» 

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

در لیست بازیگران زنی که نقش‌های عصبی و پرخاشگر را بازی کردند، باید اسم ویشکا آسایش را هم به نوعی بیاوریم، او در فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» مدیر مدرسه‌ای بود که همه از او حساب می‌بردند، خانم دارابی شخصیتی ضد مرد داشت و با حضورش در هر جایی لرزه به تن خیلی ها می‌انداخت، درست است که کلیت قصه فیلم کمدی بود اما شخصیت خانم دارابی زنی بود که کسی جرات نداشت به او نزدیک شود و برای خیلی‌ها ترسناک بود.

صهبا شرافتی در «نون خ»

سریال زخم کاری,زنان بدجنس سینمای ایران

اگر در یک کلمه بخواهیم شخصیت روناک در سریال «نون خ» را توصیف کنیم باید بگوییم او یک دختر قلدر است، دختری با ابهت که با وجود طنزش، خشنوت زیادی هم در شخصییتش موج می‌زند. صهبا شرافتی بازیگر نقش روناک اتفاقا به خوبی توانسته مرز میان کمدی و جدی را در نقشش رعایت کند و حتی بر مردهای اطرافش هم مسلط شود!

  • 15
  • 4
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش