پنجشنبه ۰۳ اسفند ۱۴۰۲
۱۵:۵۲ - ۰۹ خرداد ۱۴۰۱ کد خبر: ۱۴۰۱۰۳۰۹۶۱
فیلم و سینمای ایران

چرا مردم از جایزه نخل طلای زهرا امیرابراهیمی خوشحال شدند؟

زهراامیرابراهیمی, برنده نخل طلای بهترین بازیگر زن جشنواره کن

زهرا امیرابراهیمی از بین سه بازیگر زن ایرانی، برای بازی در فیلم عنکبوت مقدس برنده نخل طلای بهترین بازیگر زن جشنواره کن شد. رقبای او گلشیفته فراهانی برای بازی در فیلم «برادر و خواهر» ساخته علی عباسی و ترانه علیدوستی برای فلیم «برادران لیلا» به کارگردانی سعید روستایی بودند اما در نهایت زهرا امیرابراهیمی موفق به دریافت جایزه شد.فرآیند نامزدی نخل طلا تا اعطای جایزه به عرصه‌ای برای بیان اعتراض به هنرمندانی تبدیل شد که به نمایندگی از جمهوری اسلامی در جشنواره‌های بین المللی حضور پیدا کرده بودند. سابقه زهرا امیرابراهیمی در ایران هم به تعمیق این دو قطبی کمک کرد.

چرا زهرا امیرابراهیمی برنده جایزه کن شد؟

عنکبوت مقدس داستان واقعی سعید حنایی قاتل زنجیره‌ای زنان در مشهد است. حنایی با هدف آنچه «پاکسازی فاحشه‌های فاسد خیابانی» می‌خواند، در یک ماموریت به زعم او مقدس بود، در مشهد دست به قتل بیش از ۱۶ زن زدت. خود سعید حنایی و خانواده او هرگز از ارتکاب به قتل ابراز پشیمانی نکردند، بلکه برعکس از او چهره یک قهرمان ساختند.

زهرا امیرابراهیمی در این فیلم نقش یک روزنامه‌نگار خیالی را در حال تحقیق درباره این قاتل زنجیره‌ای بازی کرده است. اهمیت حضور او در این فیلم شباهتی است که زندگی‌اش به طور نمادین با داستان فیلم داشته است. ماجرای قربانی شدن زنان در جامعه مردسالار و متحجر.

امیرابراهیمی سال ۱۳۸۵ در پی انتشار فیلم رابطه جنسی‌اش مجبور به ترک بازیگری و بعد‌ها خروج از ایران شد. امیرابراهیمی در سال‌های اول تلاش کرد ماجرا را انکار و شباهت فرد به خودش را یک اتفاق بخواند، اما بعدها گفت که چنین اتفاقی افتاده و در نهایت سال ۱۳۹۸ در برنامه شبکه ام.بی.سی پرشیا توضیح داد که فردی به نام مجید بهرامی از بازیگران سینمای ایران فیلم رابطه خصوصی او با دوست پسرش را پخش کرده است.

بعد از این حادثه زهرا امیرابراهیمی چندین سال از حرفه بازیگری کنار رفت، اما از سال ۲۰۱۶ بار دیگر وارد این عرصه شد. عنکبوت مقدس اولین فیلمی است که توانسته تا این مرحله از یک جشنواره بین المللی بالا بیاید. اینکه جشنواره کن تصمیم گرفته بین سه زن ایرانی (که به خودی خود نامزدی هر سه آن‌ها به نوعی اعتراض به جمهوری اسلامی بود)، دست به انتخاب زنی بزند که به طور نمادین راوی همه ابعاد ضد زن جامعه ایران است، اتفاقی نیست.

سویه ایدئولوژیک و سیاسی جشنواره‌های بین المللی بر کسی پوشیده نیست و به تبع اینکه چرا جشنواره فیلم کن زهرا امیرابراهیمی را به عنوان برنده انتخاب کرده، به اندازه چرایی خوشحالی مردم ایران از این انتخاب اهمیت ندارد. انتخاب امیرابراهیمی به دوگانه هنرمند «حکومتی-مردمی» دامن زده است.

دو قطبی هنرمند حاکمیتی-هنرمند مردمی

دوگانه هنرمند حکومتی و هنرمند مردمی یک پدیده باسابقه است که البته در سال‌های اخیر نمود آن بیشتر شده است. انتخابات سال ۸۸ شاید نقطه عطفی برای این دوقطبی بود؛ زمانی که برخی بازیگران و سینماگران نظیر محمدرضا شریفی‌نیا، محمد صالح‌علا و محمدرضا ورزی، سیروس مقدم، مجید مظفری و ... بدون توجه به اعتراضات مردم به نتیجه انتخابات و برخورد با معترضان، در مراسم تنفیذ محمود احمدی‌نژاد شرکت کردند.

از این تاریخ تحولات با سرعت به سمت تعمیق این دوگانه پیش رفت. بعد از انتخابات سال ۹۶ سیاست مرجعیت‌زدایی از هنرمندان هم به این دوگانه دامن زد. بخشی از حاکمیت از اینکه در هر انتخاباتی، بازیگران و چهره‌های سرشناس فرهنگی و هنری بخش قابل توجهی از جامعه را به سمت کاندیدای جریان مقابل سوق می‌دهند، راضی نبود و همین مساله استارت طرح افشاگری علیه هنرمندان را زد. گزارش هفته‌نامه یالثارات علیه ترانه علیدوستی، اصغر فرهادی و مانی حقیقی را باید ذیل این سیاست تحلیل کرد.

همزمان در یک جبهه دیگر هم دوقطبی هنرمند حاکمیتی و هنرمند مردمی در حال فربه شدن بود. هنرمندانی که در کشور فعالیت می‌کردند، وارد پروژه‌های پولساز نهاد‌ها و موسسات فرهنگی نزدیک به حاکمیت شدند. نزدیکی آن‌ها به این نهاد‌ها و درآمد‌های میلیاردی آن‌ها از پروژه‌های حاکمیتی، خشم مردمی را که درگیر مشکلات معیشتی‌اند به همراه داشت. کم‌کم یک مطالبه به دال مرکزی رویکرد مردم نسبت به هنرمندان تبدیل شد: هنرمندان یا باید نسبت به مشکلات جامعه واکنش نشان می‌دادند و در بزنگاه‌ها در کنار مردم می‌ایستادند یا برچسب حکومتی می‌خوردند.

با همین استدلال هنرمندانی نظیر امین حیایی برای بازی در فیلم قلاده‌های طلا و حضورش در برنامه عصر جدید صداوسیما، شهاب حسینی برای زدن واکسن فایزر در آمریکا و انتقاد از هنرمندانی که جشنواره فیلم فجر سال ۹۸ را در اعتراض به سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین تحریم کرده بودند، رامبد جوان برای دعوت مردم به رژیم گرفتن برای کاهش هزینه‌های اضافی در شرایط بد اقتصادی و همزمان تولد فرزندش در کانادا و پرویز پرستویی به دلیل همکاری با پروژه‌های امنیتی سینما و ... داغ هنرمند حکومتی بر پیشانی‌شان خورد.

انتقاد تند مردم به اصغر فرهادی بابت سکوتش در جشنواره فیلم کن نسبت به اعتراضات مردم خوزستان به کم‌آبی، فرهادی را مجبور کرد در صفحه اینستاگرام خود از کانون کارگردانان بخواهد به جای نصب بنر و عکس او برای تبریک دریافت جایزه بزرگ هیات داوران فیلم کن در خیابان‌های تهران، جملات مادر معترض سوسنگردی را در گوشه گوشه شهر نصب کنند.

در جشنواره کن امسال دوگانه هنرمند حکومتی-هنرمند مردمی به گونه دیگری بازتولید شد. ترانه علیدوستی به عنوان نماینده‌ای که از ایران به کن رفته و بازیگری که در سریال شهرزاد به تهیه‌کنندگی سیدمحمد امامی بازی کرده و سود خوبی به جیب زده بود، با پوششی عجیب و محافظه‌کارانه روی فرش قرمز جشنواره فیلم کن ظاهر شد.

از نظر مردم موضع نگرفتن و همزمان تن دادن به استاندارد‌های حاکمیت به منزله خروج هنرمندان از دایره مردمی بودن است. در مقابل علیدوستی که به لحاظ ظاهری و مالی نماینده وضع موجود در کن محسوب می‌شد، گلشیفته فراهانی و زهرا امیرابراهیمی قرار داشتند که سابقه آن‌ها در مخالفت با جمهوری اسلامی بیشتر علیدوستی بود. جالب آنجا که علیدوستی در همان فرانسه علیه سیاست‌های جمهوری اسلامی و عدم آزادی زنان مصاحبه کرد و موضع تندی گرفت، اما همین مواضع را هم کسی باور نمی‌کرد؛ چه آنکه مخاطبان می‌گفتند نمی‌شود همزمان پول‌های کثیف میلیاردی در همین ساختار به جیب زد و از آن سو زست اپوزیسیون هم گرفت. چنانچه زمانی در مورد حامد بهداد هم وقتی می‌گفت «اسم کثیف سلبریتی را از جلوی ما بردارید چون ما خود مردیم»، کسی باور نمی‌کرد و پاسخ می‌شنید او که در میانه اعتراضات مردم کنار سواحل آمریکا استراحت می‌کرده، چگونه خود مردم است؟

دیگر هنرمندان حاضر در جشنواره هم وضعیت بهتری نداشتند. تابوشکنی نوید محمدزاده و فرشته حسینی در مراسم فرش قرمز در حالی که مردم آبادان درگیر فاجعه فروریختن ساختمان متروپل بودند، نه تنها مردم را به وجد نیاورد که خشم آن‌ها را به همراه داشت.

همه این اتفاقات در حالی است که زمان خیلی زیادی از اسکار اصغر فرهادی نمی‌گذرد؛ آن زمان بسیاری از مردم از این ماجرا شادمان بودند، اما اکنون اتفاقی افتاده که ذوقی برای چنین جایزه‌هایی نیست؛ چنانکه از نگاه بخشی از مردم برندگان این جوایز در داخل کیسه‌های خود را با پروژه‌های مختلف مالی پر می‌کنند. اساسا هشتگ «ما مثل هم نیستیم» در توصیف همین فضاها ایجاد شد و عملا نشانگر دوقطبی‌های به وجود آمده بود؛ یک سو مردمی که در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کنند و سوی دیگر کسانی که سبک زندگی دیگری دارند و در همین شرایط سخت، اوضاع مالی بهتری دارند. از این منظر، شادی بخشی از مردم به خاطر اعطای جایزه نخل طلایی به امیرابراهیمی از یک جنبه بیان شرمندگی نسبت به واکنش‌های جامعه‌ای است که ۱۵ سال پیش خواسته یا ناخواسته مسیر زندگی امیرابراهیمی را تغییر داد و از سوی دیگر بیان اعتراض به رقبای او در جشنواره است.

فراموش نکنیم زیست حرفه‌ای هنرمندانی که به هر دلیلی انتخاب کرده‌اند در ایران فعالیت کنند، مستلزم برخی اقدامات محافظه‌کارانه است؛ اما شواهد نشان می‌دهد آستانه تحمل مردم نسبت به تسامح هنرمندان با وضع موجود روز به روز کمتر شده است.

  • 15
  • 5
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی: ۹
غیر قابل انتشار: ۱۲
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
کارلو آنچلوتی بیوگرافی استاد فوتبال کارلو آنچلوتی و تاکتیک های او

تاریخ تولد: ۱۰ ژوئن ۱۹۵۹

محل تولد: رجیولو، ایتالیا

حرفه: فوتبالیست سابق، سرمربی

پست: هافبک

باشگاه کنونی: رئال مادرید

قد: ۱ متر و ۷۹ سانتی متر

ادامه
آناهیتا افشار بیوگرافی آناهیتا افشار، بازیگر سینما، تلویزون و تئاتر (+ تصاویر)

چکیده بیوگرافی آناهیتا افشار

نام کامل: آناهیتا افشار

تاریخ تولد: ۷ مرداد ۱۳۶۵

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

شروع فعالیت: ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: لیسانس نقاشی

ادامه
غلامرضا تختی زندگینامه جهان پهلوان، غلامرضا تختی و ماجرای مرگ او

تاریخ تولد: ۵ شهریور ۱۳۰۹

محل تولد: تهران

حرفه: ورزشکار، کارمند راه‌آهن

حزب سیاسی: جبهه ملی ایران

درگذشت: ۱۷ دی ۱۳۴۶

آرامگاه: گورستان ابن‌بابویه، شهر ری

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش