
فیلمهای هنری یا آثاری با تجربههای نوجویانه به مشکلی پیچیده در اکران سینمای ایران تبدیل شده بود. در ادوار مختلف برای سامان بخشیدن به اکران فیلمهای متفاوت طرحهای مختلفی اجرا شد که تقریباً اکثر آنها با شکست مواجه شد. در دهه هشتاد طرح نسبتاً موفق اما کوتاه مدتی برای اکران این دست آثار با عنوان «آسمان باز» اجرا شد که در ادامه ناکام ماند. در سال ۸۶ طرحی مشابه در قالب اکران فیلمهای مخاطب خاص به اجرا درآمد که نسبت به طرح قبلی تجربهای ناموفق بود و به نتیجه مطلوب نرسید.
بسیاری از فیلمسازانی که فیلمهایشان در این طرح بهروی پرده میرفت اغلب به کیفیت سالنهای سینمایی نمایش دهنده و همچنین اکران تک سانس و ضعف اطلاعرسانی انتقاد داشتند. یک سال پس از استقرار دولت یازدهم و جابهجایی مدیران سینمایی طرح تازهای برای اکران فیلمهای هنری و آثار کوتاه، مستند و تجربههای نوی سینمای ایران به اجرا درآمد. مبنای این طرح بر این اصل استوار بود که به جای پرداخت یارانه دولتی در بخش تولید این یارانهها در بخش اکران به این دست آثار تعلق بگیرد. بر همین اساس با حمایت سازمان سینمایی هزینه سالنهای سینمای گروه بهعنوان یارانه این گروه سینمایی «هنر و تجربه» پرداخت شد و صددرصد فروش فیلمها در گیشه به صاحبان فیلمها تعلق گرفت. شورای سیاستگذاری این برنامه تلاش کرد با تخصیص سالنهای نمایش مناسب به فیلمسازان و مخاطبان خاص این آثار احترام بگذارد و مانع تکرار سرنوشت تجربه ناموفق گذشته شود.
همچنین از سوی دیگر با لحاظ کردن حساسیت سینمای بدنه برای جلوگیری از تلاقی این دو بخش سینمایی در اکران حداکثر از در اختیار گرفتن سینماهایی که گروه نمایش دهنده فیلمهای سینمایی بدنه هستند خودداری کرد. این طرح از سیزدهم مهرماه ۹۳ با در اختیار گرفتن ۴ سالن نمایش در تهران و یک سالن در مشهد آغاز به کار کرد و بتدریج با درخواست داوطلبانه شهرهای مختلف به دیگر استانها هم گسترش پیدا کرد. گروه سینمایی هنر و تجربه زمانی آغاز به کار کرد که تعداد زیادی از آثاری که تجربههای هنری متفاوتی داشتند از چرخه اکران خارج شده و سالها در بایگانی مانده بودند. تجربه موفق اکران پرفروش فیلم «ماهی و گربه» شهرام مکری، تماشای فیلم «خواب تلخ » محسن امیر یوسفی ۱۲ سال پس از تولید و استقبال خوب از «آتلان» معین کریمالدینی و... تجربه خوشی را برای فعالیت این گروه رقم زد. با گذشت حدود دو سال از اجرای این برنامه تعداد سالنهای نمایش دهنده سینمای گروه «هنر و تجربه» به ۱۰ سالن افزایش پیدا کرده است اما با وجود این سینماگران فعال این عرصه و علاقهمندان سینما معتقدند پراکندگی سینماها و سانسهای نمایش چندان مناسب اکران این دست آثار نیست و مشابه همان اتفاقی که در سالنسازی سینما با پردیسهای سینمایی افتاد باید در الگویی کوچکتر برای این گروه سینمایی لحاظ شود. تحلیلگران سینمایی معتقدند که پراکندگی و آشفتگی در سانس نمایش باعث جذب کمتر مخاطب میشود.
از سوی دیگر نمایش این دست آثار نیاز به فضای گفتوگو و تعامل بیشتر فیلمسازان و مخاطبان دارد که این امر در یک پاتوق فرهنگی شکل میگیرد. همچنین طبقهبندی و انضباط در انتخاب فیلمها از جمله انتظارات اهالی سینماست تا این گروه سینمایی هویت و اعتباری مستقل پیدا کند. درباره اهداف، عملکرد و نقاط ضعف و قدرت این برنامه با حجتالله ایوبی رئیس سابق سازمان سینمایی و بنیانگذار گروه «هنر و تجربه» گفتو گو کردهایم که در ادامه میخوانید:
وقتی بعد از پایان کارتان بهعنوان رایزن فرهنگی ایران در فرانسه به ایران بازگشتید و در سمت رئیس سازمان سینمایی، گروه هنر و تجربه را تشکیل دادید گروهی بر این گمان بودند که میخواهید سناریوی سینمای دولتی فرانسه را پیاده کنید و سینمای بدنه را تغییر دهید. آن زمان خود شما با چه دغدغهها و افق نگاهی این گروه را راهاندازی کردید؟ هدفتان که تبدیل سینمای بدنه به یک سینمای تجربی نبود؟
از نخستین روز ورود به سازمان سینمایی مهمترین هدفم ایجاد ارتباط بین مردم و سینما بود. معتقد بوده و هستم که اگر سینماگران برای مردم فیلم بسازند، اقتصاد سینما رونق پیدا میکند. فاصله گرفتن از سینمای دولتی یا سینمای پرورشی و گلخانهای یکی از اهداف اصلی در این راستا بود تا سینماگرها برای مردم فیلم بسازند و مردم فیلم را ببینند. با مردمی شدن سینما اما بخش دیگر یعنی سینمای فرهنگی و تجربی یا سینمای با مخاطب خاص، نیاز به حمایت ویژه داشت؛ سینمایی که اصلاً قرار نیست با سینمای بدنه رقابت کند و فیلمها از همان ابتدا برای مخاطبان خاصی ساخته میشوند. این فیلمها زیر دست و پای سینمای بدنه از بین رفته و له میشد؛ اتفاقی که پیش از این افتاده بود و بهعنوان مثال سینماگران ما رغبتی برای دادن سرگروهی به سینمای کیارستمیها نداشتند، چرا که سینمای کیارستمی سینمای همه مردم نیست. از عالیترین سطح مثال زدم تا برسد به جوانانی که فیلمهای تجربی میسازند؛ فیلمهایی که اتفاقاً برند سینمای ایران هستند و بیشترین حضور را در جشنوارههای خارجی دارند و دنیا، سینمای ما را با این نوع سینما میشناسند. بر این اساس فیلمهایی که شاید خیلی شانس و موفقیت اکران را در سینمای بدنه و سالنهای بدنه نداشتند برای گروه دیگری به نام هنر و تجربه جدا کردیم.
در واقع با این تفکر به جای یارانه در ساخت، به این دست آثار در اکران فیلم کمک کردید.
یکی از مسائلی که همیشه مطرح است اما در عمل سینماگران به آن وفادار نمیمانند همین موضوع است که حمایتهای پیش از تولید به حمایتهای بعد از اکران منتقل شود. در سینمای بدنه عملی شدن این خواسته در بنیاد فارابی، به دلیل کم رونقی گیشه کار سختی بود اما در گروه «هنر و تجربه» این آرزو به بهترین نحو برآورده شد. گروهی کارشناس در بین دهها فیلم، آثار شایسته حمایت را برای اکران معرفی میکنند و این امر با کمک در ساخت فیلم قابل مقایسه نیست.
این نگرانی وجود نداشت که راهاندازی این گروه به تنهایی به درِ ورودی سینما تبدیل شود و آثار تولید شده بیشتر متکی به وجه هنری و تجربی آن شود و تجربه کردن تبدیل به فضیلت کل سینما شود؟
البته این نگرانی همیشه وجود داشته و دارد ولی در عمل با سیاست خوبی که گروه هنر و تجربه در پیش گرفت این اتفاق نیفتاد. ما در این گروه فیلمهایی را داریم که اگر گروه هنر و تجربه نبود امکان نمایش نداشتند و کسانی را داریم که با بودجههای پایین فیلم میسازند و به درآمدهای بسیار بسیار اندک راضی هستند. حقیقتاً ایدهها و اندیشههای آنها دیدنی است. از سوی دیگر در سینمای بدنه بعد از تجربه خوب ارتباط گیری با مخاطب، سینماگران خودشان را با ذائقه مردم تطبیق میدهند و بر اساس درخواست و ذوق و سلیقه مدیران سینمایی فیلم نمیسازند. در این میان مدیران این وظیفه را احساس کردند که از فیلمهایی که بهدلیل محتوا و مضامین ، هنری و تجربی بودند حمایت کند.
شاید یکی از دلایل این ترس و نگرانی همین عنوان گروه بود. این عنوان این شائبه را ایجاد میکند که فیلمهای دیگری که در این دسته اکران نمیشوند هنری نیستند یا تجربهای در آن اتفاق نیافتاده است.
قبل از ورود به این عرصه تجربیات کشورهای مختلف درباره تعارض بین سینمای هنری و تجاری یا سینمای گیشه و اندیشه را مرور کردم. در برخی کشورها سینمای تجاری موفق و پیروز شد و سینمای هنری و فرهنگی به کلی از بین رفت اما برخی از کشورها مثل فرانسه و لهستان تصمیم گرفتند در کنار سینمای تجاری و پرفروش از سینمای هنریشان هم حمایت کنند. در زمان مطرح شدن ایده شکلگیری «هنر و تجربه»، در جلسات متعدد و کارگروههایی که داشتیم برخی از افراد که الان هم عضو شورای سیاستگذاری این گروه هستند اسامی مختلفی را مطرح کردند اما درنهایت در این کارگروهها بهترین اسمی که پیشنهاد شد همین گروه «هنر و تجربه» بود. در شورای سیاستگذاری علاوه بر فیلمهایی که فیلمهای مخاطب خاص هستند تصمیم بر این بود که گاهی فیلمهای پرفروشی را که جزو سینمای بدنه محسوب میشود اما وجه هنری و تجربیشان محسوس است هم در این گروه نمایش بدهند اما بعدها شورای صنفی تفکیک قائل شد و اعلام کرد فیلمهایی که از سوی شورا برای آنها سالن نمایش اختصاص مییابد دیگر در این گروه حق نمایش ندارند.
برای کسانی که از منظر اقتصادی نگاه میکنند وجه حمایتی دولت از سینما در زمان اکران مطرح است و این مسأله میتواند انتقاد برانگیز باشد که اصلاً سینمای یارانهای چه فایدهای دارد. به نظر میرسد از ابتدا اهداف اقتصادی در راهاندازی این جریان لحاظ نشده است.
کل یارانهای که این گروه سینمایی از دولت میگیرد به اندازه یک فیلم متوسط نه چندان پر هزینه نیست. کل هزینه «گروه هنر و تجربه» از سینمایی با بودجه ۱۵۰ میلیارد تومانی در سال گذشته، حدود ۲ تا دو و نیم میلیارد تومان بود. با هزینه ساخت یک فیلم بیش از صد فیلم در سال حمایت میشود و این فیلمها با احترام در کشور به نمایش در میآیند. شخصاً به جاهای مختلف رفتم و آن ذوق و شوق جوانهایی را که احساس میکردند هیچ فرصتی در کشورشان برای اکران احترامآمیز فیلمشان وجود ندارد دیدهام؛ گروهی از نسلی که تصمیم داشتند از ایران بروند اما با هنر و تجربه در این کشور ماندند. «هنر و تجربه» بسرعت به یک برند تبدیل شد هم برای مخاطبان خاص و هم برای کسانی که فیلمشان در گروه هنر و تجربه مورد پذیرش هستند. من از خانم بنی اعتماد نقل میکنم که ایشان میگقتند هر وقت فیلمهایمان را نمایش میدهیم، جوانها میآیند و میگویند خب ما هم دوست داریم فیلمهایمان دیده شود ما چه کار کنیم و من همیشه ناراحت بودم جوانانی که فیلمهای فرهنگی و هنری و تجربی میسازند کجا میتوانند فیلمهایشان را اکران کنند؛ به عبارت دیگر ما با هزینه ساخت یک فیلم متوسط در سال فرش قرمزی را که سینماگران در کشورهای خارجی به دنبالشان میگشتند در خانه پدری، در منزلشان، زیر پایشان پهن کردیم.
بواقع سینمای هنر و تجربه را نماد سینمای امید و امیدواری برای جوانان کشور میدانم و به اعتقاد من اینکه چقدر برای آن هزینه میکنیم یک بحث کاملاً حاشیهای است. ضمن اینکه فراموش نکنیم گروه هنر و تجربه در حال حاضر حدود ۱۰ سالن بیشتر ندارد و اطمینان داشته باشید اگر این تعداد به ۵۰ سالن افزایش پیدا کند «هنر و تجربه» دیگر نیازی به همین اندک مساعدت دولت هم نخواهد داشت و میتواند روی پای خودش بایستد. خیلی علاقهمند نیستم که درباره سینما صحبت کنم و دلم میخواهد مدیریت جدید سینما که هم دانش و هم تجربه این کار را دارند با خاطری آسوده مسائل را بررسی کنند و راجع به سینمای ایران تصمیم بگیرند، اما در گذشته برای سینمای فاخر حدود ۵۰ و ۶۰ میلیارد هزینه میشد در حالی که نهایتاً بیش از ۶ میلیارد هم فروش نداشت. آن زمان که بیش از ۵۰ میلیارد برای فیلمهایی هزینه میشد که کسی آنها را نمیدید صدای کسی به اعتراض بلند نمیشد اما الان از هزینه شدن سالانه حدود دو میلیارد تومان برای ۱۰۰ فیلمی که با اکران آن موج شادی و شعف و امیدواری به آینده ایجاد شده است برخی انتقاد میکنند. آن هم فیلمهای خوبی مثل «خواب تلخ» محسن امیر یوسفی که ۱۲ سال اکران نشده بود یا «ماهی و گربه» شهرام مکری و... که همه بر شایستگی آن تأکید دارند.
یعنی با راهاندازی این گروه جلوی سینمای زیرزمینی چیزی شبیه آنچه در حوزه موسیقی در سالها قبل شکل گرفته بود هم سد شد.
همانطور که بارها در جلسات هنر و تجربه گفتهام این گروه جایی نیست که فیلمهای مسألهدار یا فیلمهای غیرقابل نمایش یا دارای ممیزیهای سخت آسانتر امکان نمایش پیدا کنند. من معتقدم که به جای فیلمهای جنگی پرهزینه که بودجه کل سینما را میخورد فیلمهای ارزشی، دینی و روایتهای هنری از دفاع مقدس داشته باشیم. میتوانیم با هزینههای کم فیلمهای خوبی بسازیم که هم در ایران دیده شوند و هم این شانس را داشته باشند که در جشنوارههای مختلف فرهنگ دفاع مقدس و فرهنگ دینیمان را با نگاه هنری و تجربی ترویج کنند.
در صحبت هایتان به سالنسازی برای این گروه اشاره کردید؛ یکی از مشکلات این گروه سینمایی مسأله اجاره نشینی است. میشود برای این جریان سینمایی مرکزی ایجاد کرد تا سالنهای اصلی را اشغال نکند.
یکی از مطالبات گروه سیاستگذاری هنر و تجربه همین بود که ساختمانی برای آن در نظر گرفته شود و اگر ممکن است مجتمعی ایجاد کنیم تا مرکز و پاتوقی در تهران برای این گروه شکل بگیرد و آرام آرام در شهرستانهای مختلف هم این اتفاق بیفتد. به اعتقاد من زمینه آن هم وجود داشت اما به هر حال این گروه جدید و امکانات ما محدود بود. چندین بار سراغ سالنهایی رفتیم که میشد آنها را خرید، این ماجرا در دست اقدام بود ولی خب فرصت نشد. معتقدم اگر امروز شاهد رونق فروش سینمای ایران هستیم یکی از دلایل آن همین راهاندازی گروه «هنر و تجربه» است که با تخصیص یافتن به سانسها و سالنهای خاص فرصت اکران برای دیگر فیلمهای پرفروش هم ایجاد شد. همیشه گفتهام که سینمای «هنر و تجربه» را نباید با تعداد مخاطبانش سنجید؛ مثل کتابهای علمی و دانشگاهی که قرار نیست همه مردم آن را بخوانند. بر این اساس در ازای یکی دو میلیاردی که صرف این گروه میشود چندین برابرش در سال به سینماداران هم برمیگردد لذا باید قدر هنر و تجربه را بدانند.
اما همین تلاقی در اکران هم با گلایه فیلمسازان سینمای بدنه همراه است. بهعنوان مثال اختصاص سینما فرهنگ که دورهای جزو پنج سالن پرفروش ایران بود به نمایش آثاری که شاید تعداد تماشاگرهایش زیاد نباشد با انتقاد مواجه شده است.
بله روزگاری سینما فرهنگ جزو سالنهای پر فروش سینما بود ولی آن روزها سپری شده است و الان با وجود پردیسهای سینمایی عملاً دیگر سینما فرهنگ به هیچ وجه معنا و مفهوم و کارکرد فروش را ندارد. اتفاقاً این سینما متناسب با عنوانش مناسب این گروه است. صد سالن سینما شبیه کوروش در حال ساخت و ساز است. شاید به آرامی جامعه سینمایی کشور خودشان پیشنهاد بدهند که کل سینمای گروه هنر و تجربه را به سینما فرهنگ بیاورید و کل سینما فرهنگ را به این گروه اختصاص دهید. اگر از دست من عصبانی نمیشوند من به این دوستان سینمایی که خیلی هم دوستشان دارم میگویم که خوشحال باشند که من رفتم اگر میماندم کل سینما فرهنگ را به نام گروه «هنر و تجربه» میکردم. (با شوخی و خنده)
مثل سالنهای خصوصی حوزه تئاتر میشود نهضت سالنسازی برای گروه هنر و تجربه شکل بگیرد. اگر چه توقع این است که سالنهای این گروه سینمایی شکل و شمایل متفاوت از سالنهای دیگر داشته باشند و فضای پاتوقگونه و گفتوگو شکل بگیرد. کارگردانهایی که برای نخستین بار وارد این عرصه شدهاند علاقهمندند که با مخاطب در ارتباط باشند و حتی مخاطب این دست آثار که متفاوت از مخاطب عام است نیز حرف برای گفتن دارد. نگاه ایدهآل شما به سالنهای نمایش دهنده این آثار چه بود؟
برای من جالب است که تشکیل گروه هنر و تجربه در ماههای آخر مدیریت من جزو مطالبات استانهای مختلف شد. یکی از خواستههای بسیاری از مدیران کل از بنده و حتی نمایندگان مجلس، تأسیس گروه هنر وتجربه در استانهای مختلف بود. هنگام بازدید از سالنهای سینمایی در دست ساخت یک سالن VIP با تعداد صندلیهای کمتر و یک سن هم وجود داشت که برای گروه هنر و تجربه در نظر گرفته شده بود. عملاً هنر و تجربه حتی در ساخت و ساز سالنهای سینمایی هم دارد جای خودش را پیدا میکند. الان هم فضای نمایش آثار این گروه متفاوت است؛ صاحبان فیلم نقد و بررسی و گفتوگو دارند و هنر و تجربه در حال تبدیل شدن به یک پاتوق است. به هیچ وجه این مطلوب من و اعضای گروه نیست که در سینماهای معمولی یکی دو سانس هم به هنر و تجربه اختصاص پیدا کند. هنر و تجربه در درجه اول یک پاتوق است یعنی جایی است که سینمادوستان، کسانی که سینما را میفهمند و نگاهشان به سینما نگاه عالمانهتری است در فضایی متفاوت فیلم را ببینند؛ این آرزویی است که کم کم به آن خواهیم رسید.
«هنر و تجربه» یک آدرس محتوایی درباره آثار به نمایش درآمده در این گروه میدهد اما ما فیلمهایی در این گروه میبینیم که شامل همه نوع دستهبندی کوتاه، بلند، مستند و داستانی میشود. اگر این وسواس لحاظ شود تکلیف مخاطب با این دست آثار مشخصتر است و وقتی سراغ این گروه نمایشی میآید میداند که قرار است چه اثری را ببیند. امکان طبقهبندی وجود ندارد یا اینکه عامدانه تصمیم به این نوع اکران گرفتید؟
گروه سیاستگذار و مشاور «هنر و تجربه» از آقای صانعی مقدم و شهرام مکری و هوشنگ گلمکانی تا سیفالله صمدیان و جمال امید و امیرحسین علم الهدی و... ؛ اتفاقاً برای این نوع سینما یعنی ژانر سینمای هنری و تجربی شایستهترین گروهی هستند که میتوانند تصمیم بگیرند بویژه اینکه در کنارشان چهرههایی مثل کیانوش عیاری و پیش از این عباس کیارستمی هم بودند که دایماً نظر و پیشنهاد میدادند.
سر کار خانم بنی اعتماد، آقای داودنژاد و... کسانی هستند که همراه این گروه هستند و به آنها مشورت و همفکری میدهند. من بهعنوان مدیر سینمایی به این نتیجه رسیده بودم که به شکل کامل از تصمیمات این گروه حمایت کنم چون این گروه را متخصصترین و شایستهترین افراد این مملکت میدانم که میتوانند در این باره تصمیمگیری کنند. برای به ثمر رسیدن تجربهای که تازه آغاز شده و در کشور مشابه شکست خورده دارد، باید صبوری کرد.
کسانی که در شورا هستند در طول زمان برای اصلاح تجربیاتش، خودشان بهترین راهها را پیدا میکنند. معتقدم که راه، با رفتن درست میشود. کدام یک از مسیرهایی که الان در موسیقی و تئاتر و دیگر حوزههای فرهنگی وجود دارد راه بیعیب و نقصی است که ما متوقع باشیم گروه «هنر و تجربه» دو ساله با این موفقیت خوب و استقبالی که از آن شده است بیعیب و نقص باشد؟ البته طبیعتاً باید همه نظرات مطرح شود و برای رسیدن به وضعیت مطلوب، وضعیت موجود را آسیب شناسی کنیم.
به موارد مشابه این طرح در سالهای گذشته اشاره کردید. از ابتدا چه تفاوتی بین فعالیت گروه هنر و تجربه و دیگر گروههای مشابه مثل «آسمان باز» قرار دادید که دچار سرنوشت این گروهها نشود؟
حداقل دو کار مهم را انجام دادیم. اول اینکه از همان ابتدا بشدت با این تفکر مخالف بودیم که سالنهای کم رونق و بیفروغ به این گروه اختصاص یابد. دلمان میخواست سالنهای نمایشدهنده در سینما فرهنگ، کوروش و موزه سینما باشد. تصمیممان این بود که سالنهای درجه یک را به این امر اختصاص بدهیم و برای مخاطبان احترام قائل باشیم. دوم اینکه تفکیک جدی بین شورای صنفی نمایش و شورای سیاستگذاری گروه «هنر و تجربه» قائل شدیم به این معنا که به هیچ وجه در تفکر شورای پروانه نمایش و شورای صنفی این گونه تلقی نشود که فیلمهایی را که به دردشان نمیخورد و آثاری دست دوم و سوم هستند ولی باید یک فکری برایشان بکنند، به گروه «هنر و تجربه» بفرستند. از همان روزهای نخست در پاسخ به این سؤال که آمال شما از تشکیل این گروه چیست گفتم که دلم میخواهد این گروه به یک برند تبدیل شود و آنقدر در انتخاب فیلمها سخت بگیریم که هر کس فیلمش برای نمایش در این گروه پذیرفته میشود، گو اینکه در یک جشنواره معتبر پذیرفته شده است. من حقیقتاً تصور نمیکردم با این سرعت به این جایگاه و برند برسد. البته حضور چهرههای شاخصی که الان عضو این شورا هستند به ما این نوید را میداد.
چقدر این احتمال وجود دارد که آثار این گروه در جشنوارهای مستقل و مختص به خود به رقابت بپردازند؟
پیشنهاد و خواسته من هم همین بود که برای گروه «هنر و تجربه» جشنوارهای جدا از جشنواره فجر برگزار شود حتی دوستان برای محل برگزاری در بازدیدهای مختلف استانها را مورد بررسی قرار دادند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که رشت محل مناسبی برای برگزاری جشنواره این گروه است. همچنان هم به اختصاص جشنواره ویژه این گروه معتقدم اما با توجه به اهمیت جشنواره فجر و اینکه همه گروهها میخواهند در فجر دیده شوند و به دلایل دیگر این امکان میسر نشد. باز هم معتقدم که گروه هنر و تجربه میتواند جشنوارهای مستقل و متعلق به خودش داشته باشد و اتفاقاً بهتر است که در تهران نباشد.
هر طرح تازه با جابهجایی دولت مورد بیمهری قرار میگیرد. شما یک موجودیتی را ساختید اما اگر این نهاد در اختیار افرادی قرار بگیرد که به نظرشان ساختار جذابی نباشد آن را تغییر میدهند. چه تدبیری کردهاید این گروه از تأثیر مناسبات سیاسی در امان بماند؟
از روزهای اولیه تأسیس، افرادی به این گروه آمدند که برای موفقیت و ثبات این گروه همفکری کنند اما در کشور ما که همه چیز هر وقت میتواند دستخوش تغییرات مختلف قرار بگیرد همیشه این احتمال وجود دارد که با جابهجایی دولتها این گروه هم مشمول تغییر شود و فعالیت آن تداوم نیابد؛ اما اگر قرار باشد به این اتفاقها فکر کنیم برای هیچ کس دل و دماغ انجام هیچ طرحی باقی نمیماند چرا که هر لحظه ممکن است عمر مدیریت کوتاهش به پایان برسد اما ما چون اعتقاد داشتیم که باید کار کرد، با عشق و علاقه هر کاری را که از دستمان برمیآمد انجام دادیم.
با گذشت بیش از دو سال از فعالیت این گروه در یک ارزیابی منصفانه چقدر فعالیت این گروه را به آرمانهای اولیه خود نزدیک میبینید و فکر میکنید در چه بخشی باید همت بیشتری شود؟
گر چه بهتر است قضاوت را به دیگران واگذار کنیم اما فضای خوبی که برای سینماگران جوان ایجاد شده بیش از توقع و انتظار من بود. من فکر میکردم حداقل باید ۴ سالی بگذرد تا سینمای «هنر و تجربه» به یک مطالبه در شهرهای مختلف تبدیل شود. این گروه و مدیریت آن امیرحسین علمالهدی که باید از تلاشهای صادقانهاش تشکر کنم جزو گروههایی است که عاشقانه کار میکنند و در برابر شهرستانهایی که متقاضی راهاندازی این گروه هستند مسامحه ندارند و هر جایی این برند را مصرف نمیکنند. در جمعبندی کلی به اعتقاد من با این عمر دو ساله و سالنهای اندک عملکرد «هنر و تجربه» موفق بوده است.
پیشنهاد شما برای سیاستگذاران این گروه چیست و توصیه میکنید چه برنامهای در اولویت برنامهها قرار بگیرد؟
در کل سینمای ایران سالنسازی یک اولویت است و در آن تردیدی نیست. در برخی از شهرها مثل شیراز سالنهای «هنر و تجربه» در محل مناسبی نبود اما وقتی وارد یک مجموعه سینمایی با کافه و رستوران و باغ شد استقبال از آن هم دو چندان شد. در بازدید آخری که داشتم بلیتها تا یک هفته، پیش فروش شده بود. نکتهای که شما میفرمایید کاملاً درست است. گروه «هنر و تجربه» در ساخت سالنهای سینما باید متفاوت از بقیه سالنها باشد و محل گفتوگو شود. میتواند حتی یک لابی برای نمایشگاه پشت صحنههای فیلم داشته باشد و کارگاههای کوچکی برگزار کند. «هنر و تجربه» یک سینما- مدرسه است و میتواند با انجمن سینمای جوان همکاری کند. سالنسازی یکی از اولویتها است اما اولویت مهمتر جا افتادن این گروه در ذهن مخاطبان است. همه بناهای بزرگ باید اول در جان و دل و ذهن مردم خلق شوند و بعد راحت تر میشود برای فضای بیرونی آن اقدام کرد. ما گاهی بناهایی را در بیرون خلق میکنیم اما راهی برای ورود به ذهن و اندیشه مردم پیدا نمیکند. این بنا در ذهن مردم ایجاد شده است و مهمتر از همه کارهای نرم افزاری است که بخوبی صورت میپذیرد از جمله دقت در انتخاب فیلمها، تبلیغات مناسب و برگزاری حلقههای گفتوگو که تا به الان هم خوب بوده است.
و سخن پایانی.
نمی دانم سخن گفتن در این باره چقدر به مصلحت است و امیدوارم کسی به دل نگیرد. آن را بهعنوان توصیه یک معلم کوچک دانشگاه تلقی کنید و نه یک مدیر. نگاهی انتقادی را که در مقابل این جریان وجود داشته و هنوز هم هست نمیتوانم بفهمم. در مقابل سیل جوانانی که میخواهند فیلم بسازند و فیلمهایشان هم جزو فیلمهای کوچک و کم هزینه است و بیشتر صاحبان اندیشه و ایده هستند یک نگاه تقابل گرایانه وجود دارد که بر این باور است وقتی زیرساختهای لازم را نداریم چرا این همه کارگردان جدید باید وارد سینما شوند.
تفاقاً این نگاه در بین بزرگان سینما که از فیلمسازان قدیمی هم هستند رواج دارد و من این نگاه را نمیتوانم بفهمم. مثل این است که به شعرا بگوییم شما شعر نگویید چون ما کاغذ نداریم هر وقت صنعت چاپمان رونق گرفت ما به شما میگوییم تا شعر بگویید و شعرهایتان را چاپ کنیم. چطور میشود در دنیایی که دنیای تصویر است و این عطش در جامعه و دنیا وجود دارد به آنها بگوییم وارد سینما نشوید چون سالن نداریم. به جای این کار باید آستین را بالا بزنیم و سالن سینما بسازیم، همه هم فیلم بسازند برخی آثارشان را ببرند به سینما و برخی تلویزیون و تعدادی هم فضای مجازی و گروهی هم به کشورهای اطراف بفروشند. جلوی خلاقیت و نهضت تولید را نباید بگیریم، بلکه خودمان را با این توان و قدرتی که وجود دارد تطبیق بدهیم. VOD درگاهی است که هر چقدر در آن محتوا بریزیم جا دارد.
برنامههای من در سازمان طرفداری مطلق از ورود جوانان به سینما بود و هر وقت هم دسترسی داشته باشم این کار را انجام میدهم.
- 18
- 4

































