مهمترین عناوین خبری
جمعه ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
۰۷:۵۵ - ۱۶ آبان ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۸۰۴۰۷۱
فیلم و سینمای ایران

صدای ناشنیده مردم

فیلم تنگسیر,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

برون‌آوردن عنصرهای تاریخ اجتماعی، هنگام بررسی هر اثر ادبی یا سینمایی به درنگی مهم بر فضای کلی و استخوان‌بندی اثر نیاز دارد. روح کلی اثر از تودرتوی این استخوان‌بندی درک می‌شود و به پیوند میان آنها و آن روح کلی می‌توان به دقت با جزییات پی‌برد. عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و فقر مردم به بهای پرشدن جیب سودجویان، از پدیده‌های مهم تاریخ اجتماعی و مردمی ایران در سده‌های گذشته به شمار می‌آید.

 

این پدیده‌ها در سده‌های متاخر به‌ویژه در روزگار قاجار به فراوانی در دسترس هستند. فشار فقر در آن روزگار، فاصله بسیار میان مردم و حاکمان را در پی آورده بود؛ فاصله‌ای که سرانجام جز با انقلابی اجتماعی و سیاسی روبه‌رو نشد. عدالت در گستره‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، محور اصلی این انقلاب بود. فیلم «تنگسیر» داستان قیام قهرمانی از طبقه فرودست بر فرادستانی مال‌اندوز را به تصویر کشیده است که حق مردم را می‌خورده، اما با وقاحت انکار می‌کرده‌اند.

 

«تنگسیر» روایتی جذاب از قهرمانی، فقر، ایمان و ظلم‌ستیزی ارایه می‌دهد. این فیلم هرچند در نگاه نخست، با رویکرد قهرمانی به نظر می‌آید، اما به روشنی باورهای مردم و بسترهای گوناگون جامعه ایران را در روزگار یادشده بازمی‌تاباند. زائرمحمد، نماد مبارزه با ستمی به شمار می‌آید که در شهر جای خوش کرده است. «تنگسیر» روایتی از ظلم‌ستیزی در اجتماعی کوچک است که مردم در آن به دنبال قهرمانی می‌گردند تا سایه رباخواران، مال‌اندوزان و تفنگچیان را از سرشان بردارد.

 

زائرمحمد همه این ویژگی‌ها را دارد. او در جنگ با انگلیسی‌ها دلیری‌های بسیار نشان داده و تیراندازی ماهر است. بازی سرنوشت اما او را به فقر و فاقه رسانده است. خانواده‌اش در کپری نزدیک ساحل زندگی می‌کنند، خودش نیز ناچار شده است برای همان انگلیسی‌ها کارهای گوناگون انجام دهد؛ ظرف بشوید و برای مردم بندر چاه بکند. زائرمحمد پس از آن‌که سرمایه‌ای چشمگیر می‌اندوزد، از چند بزرگ شهر فریب می‌خورد و آن را سرانجام بر باد می‌دهد. نگرش روایت تنگسیر به جامعه را شاید بتوان چپ‌گرایانه دانست؛ تاجر و وکیل شهر مال می‌اندوزند و با پشتیبانی تفنگچی‌ها، از مردم طلبکار باک ندارند، اما در این میان قهرمانی از متن جامعه پدید می‌آید که بر آن می‌شود انتقام بگیرد.

 

در فیلم می‌بینیم نانوایی به زائرمحمد می‌گوید اینها پول بسیاری را خورده‌اند و تو تنها نیستی. مردم ناراضی، زمانی که از یورش زائرمحمد به مال‌اندوزان آگاهی می‌یابند، او را «شیرممد» خوانده، به هواداری‌اش با تفنگچی‌ها درگیر می‌شوند. کنش زائرمحمد، گویی انقلابی اجتماعی در شهر پدیدار می‌سازد که سرانجام آن کشتن سرمایه‌دارانی است. محور اصلی داستان، قهرمان‌گونگی تنگسیر است. زائرمحمد همان مسیری را می‌رود که مثلا کاوه آهنگر در اسطوره‌های ایرانی، هزاران سال پیش رفته است؛ فردی از طبقه پایین جامعه که شرافت خود را در خطر می‌بیند و برای دفاع از آن برمی‌خیزد و می‌شورد. زائرمحمد، طبقه نوکیسه بازاری و وکلا را عامل بدبختی خود می‌داند که با خوردن پول مردم، جیب‌ها پر کرده‌اند.

 

او پس از چندین بار خواری و التماس نزد آنها، چون نتیجه نمی‌گیرد، با درآوردن تفنگ قدیمی و تیز کردن تبر و خداحافظی از خانواده، در پی یک سرنوشت تاریخی می‌رود. این الگویی کاملا کلیشه‌ای از قهرمان‌گونگی در تاریخ ایران و جهان به شمار می‌آید. این الگو در سینمای ایران نیز در یک سده اخیر جا افتاد و بارها تکرار شد؛ همان‌گونه که در فیلم‌هایی چون قیصر نیز به نمایش درآمد. درباره این قهرمان‌گونگی و پیوند آن با مردم و جامعه اما چه می‌توان گفت. فیلم، تاریخ معاصر ایران را روایت می‌کند. مردم عادی در دوره‌های قاجار و پهلوی در بسیاری از منطقه‌های کشور با کمترین امکانات به سر می‌بردند.

 

فقر گسترده، با نگاه به صحنه‌هایی از زندگی این مردم در فیلم به چشم می‌آید. توسعه نامتوازن در دوره‌های پهلوی اول و دوم موجب شد شهرهایی بزرگ چون تهران و اصفهان با شتابی بیشتر به مدرنیزاسیون روی آورند، درحالی‌که روستا و قصبه‌های دورافتاده از کاروان برنامه‌های حکومت واپس مانده بودند. پیشرفت جزیره‌ای، دستاوردی جز پدیدارسازی شکاف میان طبقه‌های گوناگون جامعه به‌ویژه میان شهر و روستا و منطقه‌های گوناگون جغرافیایی سرزمین در پی نمی‌آورد. کپرنشینی و چاه‌کنی فردی ماهر همچون زائرمحمد نشان می‌دهد جامعه برای او ارزشی درخور قایل نبوده است. مردم در چنین شرایطی، قهرمانی را می‌جویند تا آنان را از شر ستمی رها کند که بر آنها رفته است. فقر نمایان‌شده در فیلم تنگسیر تا آن‌جاست که سکینه با از دست‌دادن گاوش درواقع همه سرمایه زندگی‌اش را از دست‌رفته می‌بیند و همین نقطه شروع ماجرا به شمار می‌آید.

 

زائرمحمد، قهرمان پیشین جنگ با اجنبی، اکنون با ستم داخلی باید بجنگد؛ با افرادی سودجو که شیره جان مردم را می‌کشند و بدبختی آنها را در پی آورده‌اند. تنگسیر روایتی از آتش زیر خاکستر مردمی است که می‌خواهند بر طبقه حاکم شهر و تفنگچیان بشورند. آنها تنها به یک قهرمان نیاز دارند تا جرقه انقلابی را در شهر بزند. از خلال داستان، به ذهنیت اجتماعی و شخصی مردم نیز می‌توان پی برد. حفظ شرافت و عزت‌نفس در برابر تحقیرها، توهین‌ها و زورگویی‌ها یکی از اندیشه‌های آنان به شمار می‌آید.

 

زائرمحمد نیز بر پایه همین توهین به شرافتش برمی‌خیزد و بر نظام موجود در منطقه و شهرش می‌شورد. دفاع از ناموس، شرافت و مردانگی، ازجمله ویژگی‌های سنتی ایرانیان در تاریخ برشمرده می‌شود که همواره به‌عنوان ویژگی‌های مثبت و قهرمان‌گونه برای فرد در نظر می‌آید. برای مثال در یک دیالوگ فیلم می‌شنویم «هر تنگسیری که با گلوله کشته بشه، گوشتش حلاله، مو خودم یک بار تو زندگی به یک همچین خفتی برخوردم، ولی به‌خاطر زن و بچه‌هام، تو خونه موندم و نتونستم تلافی کنم، مردم خندیدند و گفتند رفته زیر چادر زنش قایم شده، دیگه از خفت نتونستم سرم بلند کنم و حالا همه عمرم می‌دونم که گوشتم حرومه». برای تنگسیری مایه ننگ است که از آبروی خود نتواند دفاع کند.

 

امنیه و پلیس نهادهایی نوین در جامعه به شمار می‌آیند که مردان قدیم اعتمادی بدان‌ها ندارند، زیرا آنها را پشتیبان بزرگان و زورمندان، نه ضعیفان می‌دانند. این مردمان بدین‌ترتیب بر پایه سنت نیاکان، خود دست به اسلحه می‌برند تا حق بستانند و انتقام بگیرند. قهرمان داستان فیلم قیصر نیز خود بر آن می‌شود به انتقام خون خواهر و برادر برخیزد و عدالت را برپا دارد. عدالت در نگاه قهرمان آنگاه برپا می‌شود که خون ظالم و متجاوز بر زمین ریزد، نه آن‌که ساکت بنشیند تا او را بی‌غیرت بخوانند. مسعود ریاحی در یادداشتی در وبگاه «کانون فرهنگی چوک» ماجرا را این‌گونه شرح می‌دهد «ممد تنگسیری به تنهایی تصمیم می‌گیرد، تصمیمی درونی با انگیزش درونی و همه چیز را تغییر می‌دهد، تغییری علیه نظم حاکم.

 

بعد از طغیان ممد تنگسیری، شهر دیگر همان شهر نیست و دستگاه حاکم هم دیگر همان نیست و خود ممد تنگسیری هم همان شخصیت ابتدای فیلم نیست، انگار که همه چیز تغییر می‌کند و متحول می‌شود. حال اگر این تغییر را بگیریم ما با یک فیلم کاملا ساده و سطحی روبه‌رو هستیم، ولی در این‌جا اینچنین نیست. تغییراتی که مخاطب شاهد آن است به فیلم درون‌مایه اجتماعی و عمق می‌بخشد، شخصیت‌ها جان می‌گیرند و در واقعیت نفس می‌کشند. ممد تنگسیری یک گلادیاتور یا یک رویین‌تن یا رمبو نیست، او برای همسرش هم پدر بوده، هم برادر و هم همسر و به گفته همسرش بهترین مرد زندگی او است. تفاوت بنیادی او با این افراد، انگیزش درونی و هدفی جمعی است.

 

او مالش را باخته است و تلاشش برای پس‌گرفتن مسالمت‌آمیز آن با شکست مواجه شده، ولی طغیان او دیگر هدفی شخصی ندارد. او یک متعهد است، تعهد به همسر و فرزند، به وطنش تنگسیر و متعهد به قسمی که خورده است. او نمی‌کشد که به منافعش برسد، می‌کشد تا اعتراضش را به گوش همه برساند، اعتراض به حاکمان، به دروغ. او نمی‌جنگد که پولش را پس بگیرد، بلکه می‌جنگد تا حرفی مهمتر بزند، نه کسی او را مجبور کرده بود و نه کسی به او پاداشی خواهد داد، می‌توانست مثل پدرزنش، به اصطلاح زیر چادر همسر پنهان شود، ولی اینچنین نمی‌کند».

 

صدای مردم

تنگسیر، صدای ناشنیده مردم است؛ مردمی زیر فشار فقر و زورگویی کارگزاران حکومت قاجارها! آنها از کمترین امکانات ممکن برخوردارند، درحالی‌که طبقه‌ای کوچک از مال‌اندوزان با پشتیبانی تفنگچی‌ها ثروت می‌اندوزند. این شکاف اجتماعی میان خیل گسترده مردم و طبقه‌ای کوچک از ثروتمندان اما همچون آتشی زیر خاکستر است که شعله برمی‌کشد. عدالت و عدالت‌خانه، مهمترین خواسته مردم در انقلاب مشروطه در دوره قاجار بود. شکاف اجتماعی مانند فلک‌کردن بازرگانان قند یا ستم ماموران دولتی قاجار، نمادی از وضعیتی بود که میان مردم و حاکمان جامعه فاصله انداخته بود؛ فاصله‌ای که مردم با رگ‌وپی حس می‌کردند.

 

آنها باور داشتند جای خالی عدالت در جامعه، فقر و فاقه بیشتر مردم را در پی آورده است؛ همان عدالتی که سرانجام به انقلاب اجتماعی و سیاسی مشروطه انجامید. وضع اقتصادی و اجتماعی مردم در تنگسیر دقیقا روزگار پایانی دوران قاجار را به یاد می‌آورد؛ دوره‌ای که شیرازه حکومت کاملا از هم پاشیده و مردم به حال خود رها شده‌اند. فیلم تنگسیر همچنین مفهومی ضداستعماری نیز در خود دارد. قهرمان فیلم، مبارز کهنه‌کار رویارویی با انگلیسی‌هاست که به دلیل نبود عدالت اجتماعی ناگزیر می‌شود برای آنها کار کند تا روزگارش بگذرد.

 

عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و فقر، سه مضمون اصلی فیلم تنگسیر به شمار می‌آیند. داستان در روایت هر سه مفهوم، کامیاب بوده است. صدای مردم در یک بستر تاریخی در فیلم بازتابی مناسب دارد. آنها با نیروی ایمان مذهبی، سنت و فشار حاکمان، از زائرمحمد، شیرمحمد می‌سازند؛ قهرمان روایت، با گذر از منافع و طلب شخصی، به مبارزه با ساختاری فاسد برمی‌خیزد که موجب شده است او و بسیاری از همشهریانش به نکبت و بدبختی بیفتند.

 

تنگسیر، قهرمان مردم

تنگسیر (اهل تنگستان) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امیر نادری، تهیه‌کنندگی علی عباسی، بر پایه داستانی از صادق چوبک، با هنرنمایی بهروز وثوقی، پرویز فنی‌زاده، جعفر والی، عنایت بخشی، نوری کسرایی، مهری ودادیان، حسین امیرفضلی، عباس ناظریان، رضا رخشانی، روح‌الله مفیدی، علی‌اکبر مهدوی‌فر و نعمت‌الله گرجی است. موسیقی متن دستاورد کار لوریس چکناواریان و فیلمبرداری برعهده نعمت حقیقی بوده است. فیلم در‌سال ١٣٥٢ خورشیدی در سینماهای ایران به نمایش درآمد. داستان فیلم درباره زائرمحمد است که از چند نفر از بزرگان بوشهر، طلب دارد و آنها از بازگرداندن طلب او سر باز می‌زنند.

 

زائر پس از کشتن ناخواسته گاو سکینه، با سرزنش او روبه‌رو می‌شود که به او می‌گوید اگر مرد است، طلب خود را پس بگیرد. این رخداد موجب می‌شود غیرت زائرمحمد به جوش آمده، سراغ بدهکاران خود برود؛ آقا علی وکیل، عبدالکریم حاج حمزه، ابول گنده رجب و شیخ ابوتراب برازجانی. زائرمحمد پس از بارها درخواست طلب و رویاروی‌شدن با خودداری بدهکاران و تحقیرشدن، بر آن می‌شود از شرافت خود به‌عنوان یک تنگسیر دفاع کرده، هر چهار نفر را بکشد. این رخداد موجب می‌شود غیرت زائرمحمد به جوش آمده، سراغ بدهکاران خود برود؛ آقا علی وکیل، عبدالکریم حاج حمزه، ابول گنده رجب و شیخ ابوتراب برازجانی.

 

پس از کشتن سه نفر از آنها، ابول گنده رجب در خانه پناه می‌گیرد و چند تفنگچی به حراست او می‌ایستند. شهرو، همسر زائرمحمد و فرزندانش با قایق می‌گریزند و زائر پس از کشتن واپسین بدهکار، به آنان می‌پیوندد. فیلم تنگسیر، جایزه بهترین بازیگر را برای بهروز وثوقی از جشنواره فیلم دهلی نو به‌سال ١٩٧٥ میلادی و جایزه بهترین کارگردانی را برای امیر نادری از جشنواره فیلم سپاس ١٣٥٣ خورشیدی گرفت. تنگسیر از مهمترین و ژرف‌ترین آثار سینمایی ایران در آن روزگار در شناخت وضع اجتماعی مردمان جنوب در تاریخ معاصر و ذهنیت آنها به شمار می‌آید. داستان زیبا و ماهرانه چوبک، تنها علت اهمیت فیلم نبوده است؛ کارگردانی حرفه‌ای و بازی بی‌نظیر گروه بازیگران، همچنین موسیقی زیبا و اثرگذار متن، آن را به یک اثر تحسین‌برانگیز سینمایی بدل کرده است.

 

 

shahrvand-newspaper.ir
  • 15
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش