
برونآوردن عنصرهای تاریخ اجتماعی، هنگام بررسی هر اثر ادبی یا سینمایی به درنگی مهم بر فضای کلی و استخوانبندی اثر نیاز دارد. روح کلی اثر از تودرتوی این استخوانبندی درک میشود و به پیوند میان آنها و آن روح کلی میتوان به دقت با جزییات پیبرد. عدالتخواهی، ظلمستیزی و فقر مردم به بهای پرشدن جیب سودجویان، از پدیدههای مهم تاریخ اجتماعی و مردمی ایران در سدههای گذشته به شمار میآید.
این پدیدهها در سدههای متاخر بهویژه در روزگار قاجار به فراوانی در دسترس هستند. فشار فقر در آن روزگار، فاصله بسیار میان مردم و حاکمان را در پی آورده بود؛ فاصلهای که سرانجام جز با انقلابی اجتماعی و سیاسی روبهرو نشد. عدالت در گسترههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، محور اصلی این انقلاب بود. فیلم «تنگسیر» داستان قیام قهرمانی از طبقه فرودست بر فرادستانی مالاندوز را به تصویر کشیده است که حق مردم را میخورده، اما با وقاحت انکار میکردهاند.
«تنگسیر» روایتی جذاب از قهرمانی، فقر، ایمان و ظلمستیزی ارایه میدهد. این فیلم هرچند در نگاه نخست، با رویکرد قهرمانی به نظر میآید، اما به روشنی باورهای مردم و بسترهای گوناگون جامعه ایران را در روزگار یادشده بازمیتاباند. زائرمحمد، نماد مبارزه با ستمی به شمار میآید که در شهر جای خوش کرده است. «تنگسیر» روایتی از ظلمستیزی در اجتماعی کوچک است که مردم در آن به دنبال قهرمانی میگردند تا سایه رباخواران، مالاندوزان و تفنگچیان را از سرشان بردارد.
زائرمحمد همه این ویژگیها را دارد. او در جنگ با انگلیسیها دلیریهای بسیار نشان داده و تیراندازی ماهر است. بازی سرنوشت اما او را به فقر و فاقه رسانده است. خانوادهاش در کپری نزدیک ساحل زندگی میکنند، خودش نیز ناچار شده است برای همان انگلیسیها کارهای گوناگون انجام دهد؛ ظرف بشوید و برای مردم بندر چاه بکند. زائرمحمد پس از آنکه سرمایهای چشمگیر میاندوزد، از چند بزرگ شهر فریب میخورد و آن را سرانجام بر باد میدهد. نگرش روایت تنگسیر به جامعه را شاید بتوان چپگرایانه دانست؛ تاجر و وکیل شهر مال میاندوزند و با پشتیبانی تفنگچیها، از مردم طلبکار باک ندارند، اما در این میان قهرمانی از متن جامعه پدید میآید که بر آن میشود انتقام بگیرد.
در فیلم میبینیم نانوایی به زائرمحمد میگوید اینها پول بسیاری را خوردهاند و تو تنها نیستی. مردم ناراضی، زمانی که از یورش زائرمحمد به مالاندوزان آگاهی مییابند، او را «شیرممد» خوانده، به هواداریاش با تفنگچیها درگیر میشوند. کنش زائرمحمد، گویی انقلابی اجتماعی در شهر پدیدار میسازد که سرانجام آن کشتن سرمایهدارانی است. محور اصلی داستان، قهرمانگونگی تنگسیر است. زائرمحمد همان مسیری را میرود که مثلا کاوه آهنگر در اسطورههای ایرانی، هزاران سال پیش رفته است؛ فردی از طبقه پایین جامعه که شرافت خود را در خطر میبیند و برای دفاع از آن برمیخیزد و میشورد. زائرمحمد، طبقه نوکیسه بازاری و وکلا را عامل بدبختی خود میداند که با خوردن پول مردم، جیبها پر کردهاند.
او پس از چندین بار خواری و التماس نزد آنها، چون نتیجه نمیگیرد، با درآوردن تفنگ قدیمی و تیز کردن تبر و خداحافظی از خانواده، در پی یک سرنوشت تاریخی میرود. این الگویی کاملا کلیشهای از قهرمانگونگی در تاریخ ایران و جهان به شمار میآید. این الگو در سینمای ایران نیز در یک سده اخیر جا افتاد و بارها تکرار شد؛ همانگونه که در فیلمهایی چون قیصر نیز به نمایش درآمد. درباره این قهرمانگونگی و پیوند آن با مردم و جامعه اما چه میتوان گفت. فیلم، تاریخ معاصر ایران را روایت میکند. مردم عادی در دورههای قاجار و پهلوی در بسیاری از منطقههای کشور با کمترین امکانات به سر میبردند.
فقر گسترده، با نگاه به صحنههایی از زندگی این مردم در فیلم به چشم میآید. توسعه نامتوازن در دورههای پهلوی اول و دوم موجب شد شهرهایی بزرگ چون تهران و اصفهان با شتابی بیشتر به مدرنیزاسیون روی آورند، درحالیکه روستا و قصبههای دورافتاده از کاروان برنامههای حکومت واپس مانده بودند. پیشرفت جزیرهای، دستاوردی جز پدیدارسازی شکاف میان طبقههای گوناگون جامعه بهویژه میان شهر و روستا و منطقههای گوناگون جغرافیایی سرزمین در پی نمیآورد. کپرنشینی و چاهکنی فردی ماهر همچون زائرمحمد نشان میدهد جامعه برای او ارزشی درخور قایل نبوده است. مردم در چنین شرایطی، قهرمانی را میجویند تا آنان را از شر ستمی رها کند که بر آنها رفته است. فقر نمایانشده در فیلم تنگسیر تا آنجاست که سکینه با از دستدادن گاوش درواقع همه سرمایه زندگیاش را از دسترفته میبیند و همین نقطه شروع ماجرا به شمار میآید.
زائرمحمد، قهرمان پیشین جنگ با اجنبی، اکنون با ستم داخلی باید بجنگد؛ با افرادی سودجو که شیره جان مردم را میکشند و بدبختی آنها را در پی آوردهاند. تنگسیر روایتی از آتش زیر خاکستر مردمی است که میخواهند بر طبقه حاکم شهر و تفنگچیان بشورند. آنها تنها به یک قهرمان نیاز دارند تا جرقه انقلابی را در شهر بزند. از خلال داستان، به ذهنیت اجتماعی و شخصی مردم نیز میتوان پی برد. حفظ شرافت و عزتنفس در برابر تحقیرها، توهینها و زورگوییها یکی از اندیشههای آنان به شمار میآید.
زائرمحمد نیز بر پایه همین توهین به شرافتش برمیخیزد و بر نظام موجود در منطقه و شهرش میشورد. دفاع از ناموس، شرافت و مردانگی، ازجمله ویژگیهای سنتی ایرانیان در تاریخ برشمرده میشود که همواره بهعنوان ویژگیهای مثبت و قهرمانگونه برای فرد در نظر میآید. برای مثال در یک دیالوگ فیلم میشنویم «هر تنگسیری که با گلوله کشته بشه، گوشتش حلاله، مو خودم یک بار تو زندگی به یک همچین خفتی برخوردم، ولی بهخاطر زن و بچههام، تو خونه موندم و نتونستم تلافی کنم، مردم خندیدند و گفتند رفته زیر چادر زنش قایم شده، دیگه از خفت نتونستم سرم بلند کنم و حالا همه عمرم میدونم که گوشتم حرومه». برای تنگسیری مایه ننگ است که از آبروی خود نتواند دفاع کند.
امنیه و پلیس نهادهایی نوین در جامعه به شمار میآیند که مردان قدیم اعتمادی بدانها ندارند، زیرا آنها را پشتیبان بزرگان و زورمندان، نه ضعیفان میدانند. این مردمان بدینترتیب بر پایه سنت نیاکان، خود دست به اسلحه میبرند تا حق بستانند و انتقام بگیرند. قهرمان داستان فیلم قیصر نیز خود بر آن میشود به انتقام خون خواهر و برادر برخیزد و عدالت را برپا دارد. عدالت در نگاه قهرمان آنگاه برپا میشود که خون ظالم و متجاوز بر زمین ریزد، نه آنکه ساکت بنشیند تا او را بیغیرت بخوانند. مسعود ریاحی در یادداشتی در وبگاه «کانون فرهنگی چوک» ماجرا را اینگونه شرح میدهد «ممد تنگسیری به تنهایی تصمیم میگیرد، تصمیمی درونی با انگیزش درونی و همه چیز را تغییر میدهد، تغییری علیه نظم حاکم.
بعد از طغیان ممد تنگسیری، شهر دیگر همان شهر نیست و دستگاه حاکم هم دیگر همان نیست و خود ممد تنگسیری هم همان شخصیت ابتدای فیلم نیست، انگار که همه چیز تغییر میکند و متحول میشود. حال اگر این تغییر را بگیریم ما با یک فیلم کاملا ساده و سطحی روبهرو هستیم، ولی در اینجا اینچنین نیست. تغییراتی که مخاطب شاهد آن است به فیلم درونمایه اجتماعی و عمق میبخشد، شخصیتها جان میگیرند و در واقعیت نفس میکشند. ممد تنگسیری یک گلادیاتور یا یک رویینتن یا رمبو نیست، او برای همسرش هم پدر بوده، هم برادر و هم همسر و به گفته همسرش بهترین مرد زندگی او است. تفاوت بنیادی او با این افراد، انگیزش درونی و هدفی جمعی است.
او مالش را باخته است و تلاشش برای پسگرفتن مسالمتآمیز آن با شکست مواجه شده، ولی طغیان او دیگر هدفی شخصی ندارد. او یک متعهد است، تعهد به همسر و فرزند، به وطنش تنگسیر و متعهد به قسمی که خورده است. او نمیکشد که به منافعش برسد، میکشد تا اعتراضش را به گوش همه برساند، اعتراض به حاکمان، به دروغ. او نمیجنگد که پولش را پس بگیرد، بلکه میجنگد تا حرفی مهمتر بزند، نه کسی او را مجبور کرده بود و نه کسی به او پاداشی خواهد داد، میتوانست مثل پدرزنش، به اصطلاح زیر چادر همسر پنهان شود، ولی اینچنین نمیکند».
صدای مردم
تنگسیر، صدای ناشنیده مردم است؛ مردمی زیر فشار فقر و زورگویی کارگزاران حکومت قاجارها! آنها از کمترین امکانات ممکن برخوردارند، درحالیکه طبقهای کوچک از مالاندوزان با پشتیبانی تفنگچیها ثروت میاندوزند. این شکاف اجتماعی میان خیل گسترده مردم و طبقهای کوچک از ثروتمندان اما همچون آتشی زیر خاکستر است که شعله برمیکشد. عدالت و عدالتخانه، مهمترین خواسته مردم در انقلاب مشروطه در دوره قاجار بود. شکاف اجتماعی مانند فلککردن بازرگانان قند یا ستم ماموران دولتی قاجار، نمادی از وضعیتی بود که میان مردم و حاکمان جامعه فاصله انداخته بود؛ فاصلهای که مردم با رگوپی حس میکردند.
آنها باور داشتند جای خالی عدالت در جامعه، فقر و فاقه بیشتر مردم را در پی آورده است؛ همان عدالتی که سرانجام به انقلاب اجتماعی و سیاسی مشروطه انجامید. وضع اقتصادی و اجتماعی مردم در تنگسیر دقیقا روزگار پایانی دوران قاجار را به یاد میآورد؛ دورهای که شیرازه حکومت کاملا از هم پاشیده و مردم به حال خود رها شدهاند. فیلم تنگسیر همچنین مفهومی ضداستعماری نیز در خود دارد. قهرمان فیلم، مبارز کهنهکار رویارویی با انگلیسیهاست که به دلیل نبود عدالت اجتماعی ناگزیر میشود برای آنها کار کند تا روزگارش بگذرد.
عدالتخواهی، ظلمستیزی و فقر، سه مضمون اصلی فیلم تنگسیر به شمار میآیند. داستان در روایت هر سه مفهوم، کامیاب بوده است. صدای مردم در یک بستر تاریخی در فیلم بازتابی مناسب دارد. آنها با نیروی ایمان مذهبی، سنت و فشار حاکمان، از زائرمحمد، شیرمحمد میسازند؛ قهرمان روایت، با گذر از منافع و طلب شخصی، به مبارزه با ساختاری فاسد برمیخیزد که موجب شده است او و بسیاری از همشهریانش به نکبت و بدبختی بیفتند.
تنگسیر، قهرمان مردم
تنگسیر (اهل تنگستان) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی امیر نادری، تهیهکنندگی علی عباسی، بر پایه داستانی از صادق چوبک، با هنرنمایی بهروز وثوقی، پرویز فنیزاده، جعفر والی، عنایت بخشی، نوری کسرایی، مهری ودادیان، حسین امیرفضلی، عباس ناظریان، رضا رخشانی، روحالله مفیدی، علیاکبر مهدویفر و نعمتالله گرجی است. موسیقی متن دستاورد کار لوریس چکناواریان و فیلمبرداری برعهده نعمت حقیقی بوده است. فیلم درسال ١٣٥٢ خورشیدی در سینماهای ایران به نمایش درآمد. داستان فیلم درباره زائرمحمد است که از چند نفر از بزرگان بوشهر، طلب دارد و آنها از بازگرداندن طلب او سر باز میزنند.
زائر پس از کشتن ناخواسته گاو سکینه، با سرزنش او روبهرو میشود که به او میگوید اگر مرد است، طلب خود را پس بگیرد. این رخداد موجب میشود غیرت زائرمحمد به جوش آمده، سراغ بدهکاران خود برود؛ آقا علی وکیل، عبدالکریم حاج حمزه، ابول گنده رجب و شیخ ابوتراب برازجانی. زائرمحمد پس از بارها درخواست طلب و رویارویشدن با خودداری بدهکاران و تحقیرشدن، بر آن میشود از شرافت خود بهعنوان یک تنگسیر دفاع کرده، هر چهار نفر را بکشد. این رخداد موجب میشود غیرت زائرمحمد به جوش آمده، سراغ بدهکاران خود برود؛ آقا علی وکیل، عبدالکریم حاج حمزه، ابول گنده رجب و شیخ ابوتراب برازجانی.
پس از کشتن سه نفر از آنها، ابول گنده رجب در خانه پناه میگیرد و چند تفنگچی به حراست او میایستند. شهرو، همسر زائرمحمد و فرزندانش با قایق میگریزند و زائر پس از کشتن واپسین بدهکار، به آنان میپیوندد. فیلم تنگسیر، جایزه بهترین بازیگر را برای بهروز وثوقی از جشنواره فیلم دهلی نو بهسال ١٩٧٥ میلادی و جایزه بهترین کارگردانی را برای امیر نادری از جشنواره فیلم سپاس ١٣٥٣ خورشیدی گرفت. تنگسیر از مهمترین و ژرفترین آثار سینمایی ایران در آن روزگار در شناخت وضع اجتماعی مردمان جنوب در تاریخ معاصر و ذهنیت آنها به شمار میآید. داستان زیبا و ماهرانه چوبک، تنها علت اهمیت فیلم نبوده است؛ کارگردانی حرفهای و بازی بینظیر گروه بازیگران، همچنین موسیقی زیبا و اثرگذار متن، آن را به یک اثر تحسینبرانگیز سینمایی بدل کرده است.
- 15
- 5








































