مهمترین عناوین خبری
شنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۲:۰۴ - ۲۴ آذر ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۹۰۶۵۴۰
فیلم و سینمای ایران

تعویض‌های طلایی بازیگران در فیلم‌های ایرانی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران
تعویض و جابجایی بازیگران در پروسه های یک فیلم، اتفاق دور از ذهنی نیست. ربطی به این ندارد که بازیگر تعویض شده ناتوان است و بازیگر جایگزین، توانمند. سلسله اتفاق هایی می تواند باعث شود بازیگر در زمانی مشخص و شرایطی خاص امکان حضور در یک نقش را نداشته باشد و طبیعی است کارگردان برای حفظ فیلمش دست روی گزینه دیگری بگذارد.

البته برعکس این ماجرا هم به وفور دیده می شود. بازیگرانی که بعد از خواندن فیلمنامه، قرارداد بستن یا ضبط چند قسمت، به دلایلی امکان ادامه حضور در پروژه را ندارند و جایشان را به بازیگر دیگری می دهند. این پدیده آن قدر رواج دارد که خیلی وقت ها حتی کار به دعوا و جدل هم نمی کشد و بازیگر تعویض در پروژه ای دیگر، باز هم همکاری اش را با آن کارگردان ادامه می دهد.

خفه گی؛ فریدون جیرانی

 امیررضا پاشا / نوید محمدزاده

چرا تعویض شد؟ فریدون جیرانی تصمیم داشت برای نقش مسعود، سراغ یک چهره ناشناس برود برای همین هم از بازیگری به اسم امیررضا پاشا دعوت به همکاری کرد. بعد از مدتی، با او به نتیجه نرسید و دست روی نوید محمدزاده گذاشت. ماجرا از زمان اکران فیلم، ابعاد مختلفی پیدا کرد. پولاد کیمیایی از آن جا که نقش اش در فیلم به واسطه حضور نوید محمدزاده کم شده بود، در مصاحبه ای اعلام کرد جیرانی از او سوءاستفاده کرده است. بعد هم نام شخصی به اسم پاشا را سر زبان ها انداخت که قرار بود قبل از نوید محمدزاده، نقش مسعود را بازی کند. امیررضا پاشا بعد از این ماجرا مصاحبه مفصلی انجام داد و تاکید کرد که جیرانی او را تحقیر کرده است.

پاشا گفت جیرانی به او قول نقش اول را داده اما از یک جایی به بعد او را کنار گذاشته و حتی جلوی عوامل با صدای بلند و تحقیرآمیز به او گفته: «چقدر دماغت گنده و زشت است» یا « چرا مثل لک لک راه می روی؟» و... نهایتا او را از پروژه حذف کرده. با تمام این اوصاف اما خود جیرانی در مصاحبه مفصلی که با مجله ۲۴ انجام داده، درباره علت این تعویض، توضیح کوتاهی داده و فقط گفته که بازیگر جوان نمی توانست از پس نقش بربیاید و حذف شد.

نتیجه چه شد؟ در این که نوید محمدزاده بازیگر درجه یکی است و به خوبی می تواند از پس چنین نقش هایی بربیاید، شکی نیست. طبیعتا قبل از تماشای فیلم هم می توانستیم حدس بزنیم با بازی دقیق و حساب شده ای از سوی او مواجه هستیم. به همین دلیل هم می توانیم با اطمینان بگوییم که این جا به جایی دقیقا به نفع پروژه بوده و جیرانی برای بهتر شدن فضای فیلمش دست به انجام آن زده است.

روبان قرمز؛ ابراهیم حاتمی کیا

جمشید هاشم پور / پرویز پرستویی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ درباره این تعویض هم روایت های مختلفی وجود دارد. اولین روایت این است که ابراهیم حاتمی کیا طبق عادت همیشگی، قبل از ضبط فیلم، جلسات دورخوانی می گذاشت و فیلم این جلسات را بارها تماشا می کرد تا اگر مشکلی وجود داشته باشد، قبل از ضبط رفع شود.

زمانی که فیلم تمرین دورخوانی را دید، متوجه شد که جمشید هاشم پور خیلی سخت دیالوگ ها را حفظ کرده و از پس بیان دیالوگ های طولانی تر داوود بر نمی آید. سعی می کند مشکل را برطرف کند. مدام تمرین ها را ادامه می دهد تا این که یکی دو هفته مانده به فیلمبرداری، تصمیم می گیرد او را تعویض کند.

روایت دیگر این است که هاشم پور اصلا راضی نمی شود در این جلسات تمرین قبل از ضبط فیلم حاضر شود، چون معتقد است حس بازیگر در شرایط واقعی فیلم به وجود می آید و تمرین جز هرز رفتن این حس کار دیگری نمی کند. برای همین هم همکاری به هم می خورد.

نتیجه چه شد؟ با وجود این که پرستویی خیلی خوب در قالب داوود قرار گرفت اما این نقش جزء فهرست نقش های موفق کارنامه او به ثبت نرسید و به خاطر آن موفقیت خاصی نصیبش نشد.

فرزند صبح؛ بهروز افخمی

جمشید هاشم پور / عبدالرضا اکبری

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ بازی جمشید هاشم پور در نقش میانسالی امام خمینی (ره) در فیلم «فرزند صبح» کاملا قطعی شده بود. تست گریم انجام شده بود و افخمی شکی برای این انتخاب نداشت اما طبق گفته خودش، زمانی که داشتند تست دوربین انجام می دادند، یک مرتبه، در یک لحظه احساس کرده که جنس نگاه هاشم پور شبیه امام (ره) نیست. درواقع حس کرده جمشید هاشم پور را ببینند و تشخیص دهند و این اشتباه است. در حالی که تست گریم هاشم پور شباهت زیادی به تصویر امام (ره) داشت، افخمی با وجود این که شکی در این انتخاب نداشت، هاشم پور را کنار گذاشت و سراغ عبدالرضا اکبری رفت.

نتیجه چه شد؟ فیلم بعد از اکران پرحاشیه اش در جشنواره فجر، اکران دیگری نداشت و مردم آن را ندیدند تا بتوانند درباره این نقش و بازی عبدالرضا اکبری قضاوتی داشته باشند.

مرسدس؛ مسعود کیمیایی

فریبرز عرب نیا / محمدرضا فروتن

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ مسعود کیمیایی بعد از دو همکاری موفق با فریبرز عرب نیا در دو فیلم «سلطان» و «ضیافت» تصمیم گرفت برای فیلم بعدش اش هم دست روی او بگذارد. عرب نیا آن زمان به خاطر موفقیت همین دو فیلم، تبدیل به ستاره سینما شده و در فیلم «بالاتر از خطر» و «شاهرگ» هم نقش اول بازی کرده بود. با کیمیایی شرط کرد در صورتی حاضر است در مرسدس بازی کند که دستمزد بالای یک سوپراستار را بگیرد. کیمیایی هم که خودش و باعث و بانی ستاره شدن عرب نیا می دانست، انتظار چنین برخوردی را نداشت و او را کنار گذاشت.

محمدرضا فروتن تا پیش از مرسدس، بازیگر شناخته شده ای نبود. از سال ۷۳ تا ۷۶ چند فیلم بازی کرده بود که در هیچ کدام مورد توجه قرار نگرفته بود. در چنین شرایطی، مسعود کیمیایی به عنوان جایگزین فریبرز عرب نیا دست روی او گذاشت.

نتیجه چه شد؟ فروتن با همین یک فیلم توانست جای خودش را در سینمای ایران پیدا کند و توجه ها را به سمت خودش برگرداند. او نظر داوران جشنواره شانزدهم را به خودش جلب کرد و اسمش را در فهرست نامزدهای جشنواره به ثبت رساند. بعد از مرسدس بود که جیرانی او را برای قرمز انتخاب کرد.

قرمز؛ فریدون جیرانی

امین حیایی / محمدرضا فروتن

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ امین حیایی تا قبل از این که فریدون جیرانی نقش ناصر در فیلم «قرمز» را برای او در نظر بگیرد، هیچ وقت نقش اول بازی نکرده بود. طبیعتا این اتفاق برایش خوشایند بود. او برای قرمز، تست زد و حتی ۲۰ دقیقه هم بازی کرد اما از یک روز به بعد دیگر سر صحنه نیامد. حیایی سال گذشته در برنامه ۳۵ جیرانی، علت این حذف ناگهانی را شرح داد. گفت آن زمان درگیر ماجرایی بوده و یک انقلاب درونی برایش پیش آمده و باعث شده و تحت آزمایش هایی قرار بگیرد. همزمان خودکشی دوست صمیمی و مرگ خواهرش هم به آن اضافه شده. همه این ها باعث شده که مدتی، جهان بینی اش تغییر کند و تصمیم بگیرد قید این کار را بزند.

نتیجه چه شد؟ آن زمان محمدرضا فروتن، تازه فیلم «مرسدس» را بازی کرده و برای آن نامزد دریافت سیمرغ شده بود اما قرمز، به نقطه عطفی در کارنامه کاری او بدل شد. فروتن بازی درجه یکی از خودش به نمایش گذاشت و سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد را از جشنواره هفدهم گرفت و بعد از آن زندگی کاری اش تغییر کرد.

درباره الی؛ اصغر فرهادی

حامد بهداد / شهاب حسینی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ حامد بهداد جزء بازیگران اصلی درباره الی بود. حتی با گروه اصغر فرهادی به شمال هم سفر کرد اما به خاطر برخی اختلاف نظرها با شیوه کاری اصغر فرهادی کنار نیامد و خیلی زود حذف شد.

نتیجه چه شد؟ فرهادی به جای بهداد، سراغ شهاب حسینی رفت. منتها قضیه کمی پیچیده تر از این حرف هاست. قرار بود بهداد نقشی را که پیمان معادی در درباره الی داشت، بازی کند، پیمان هم نقش احمد را بازی کند، همان کاراکتری که شهاب نقشش را بازی کرد. بعد از کنار گذاشته شدن بهداد از پروژه، شهاب حسینی دعوت به کار شد، با حضور او و بعد از یکی دو جلسه دورخوانی، فرهادی دست به تغییر نقش ها زد. طبق تصمیم او پیمان معادی قرار شد نقش حامد بهداد را بازی کند و شهاب حسینی هم عهده دار نقش احمد شود. اگر به مصاحبه های بهداد رجوع کنید او گفته که پیمان معادی جایگزینش شده، در حالی که معادی از همان روز اول در ترکیب بازیگران قرار داشت و فقط با رفتن بهداد نقش تغییر کرد.

سوپراستار؛ تهمینه میلانی

محمدرضا گلزار / شهاب حسینی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ انتخاب اول تهمینه میلانی برای فیلم سوپراستار محمدرضا گلزار بود. گلزار ابتدا می پذیرد در این فیلم بازی کند اما بعد از این که فیلمنامه را تا انتها می خواند، منصرف می شود. دلیل انصرافش هم این است که همه او را به عنوان سوپراستار سینمای ایران می شناختند و با توجه به مضمون فیلم که تصویر زشتی از سوپراستارها به نمایش می گذارد، احساس می کرد با بازی در این فیلم، یک جورهایی دست به خودزنی می زند.

آن زمان شهاب حسینی برای فیلم های «شمعی در باد» و «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» دو نامزدی سیمرغ را در کارنامه اش داشت اما کماکان یک بازیگر معمولی در سینما بود و هنوز تا تبدیل شدن به ستاره سینما فاصله زیادی داشت. شاید برای همین هم پیشنهاد تهمینه میلانی را پذیرفت.

نتیجه چه شد؟ شهاب حسینی با سوپراستار کاملا دیده شد و اولین سیمرغ بلورین کارنامه بازیگری اش را از جشنواره بیست و هفتم گرفت. این نقش باعث شد نظر بسیاری از کارگردان های مهم سینما به او جلب شود.

تردید؛ واروژ کریم مسیحی

محمدرضا فروتن / حامد کمیلی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ واروژ کریم مسیحی، ۱۸ سال بعد از ساخت «پرده آخر»، تصمیم گرفت یک بار دیگر در جایگاه کارگردانی بنشیند و فیلم بسازد. گروه را جمع کرد تا «تردید» را کلید بزند. محمدرضا فروتن، بهرام رادان و ترانه علیدوستی، سه بازیگر اصلی بودند که کریم مسیحی برای فیلم آخرش دست روی آن ها گذاشت. کار شروع شد و ۲۰ روز پیش رفت. آن ها مشغول ضبط صحنه های داخل سینما بودند که کریم مسیحی دچار یک بیماری شد. کار شش ماه متوقف شد و بعد از این مدت، زمانی که دوباره خواستند آن را ادامه دهند، محمدرضا فروتن درگیر یک پروژه دیگر شده بود و امکان حضور در فیلم را نداشت. مجبور شدند بازیگر را تغییر دهند. به جای محمدرضا فروتن، حامد کمیلی به تردید پیوست و برای این که تصویر بهرام رادان، کنار کمیلی درست دربیاید، تصمیم گرفتند گریم رادان را تغییر دهند. رادان که تا پیش از این با ریش بلند جلوی دوربین رفته بود، ریشش را تراشید و با شکل و شمایل دیگری در فیلم ظاهر شد.

نتیجه چه شد؟ حامد کمیلی به پروژه اضافه شد و با وجود این که خیلی ها معتقد بودند بازی او آن طور که باید بادیگر اعضای گروه، یکدست نشده و انتخاب کمیلی اشتباه بوده، او در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.

شام آخر؛ فریدون جیرانی

آزیتا حاجیان / کتایون ریاحی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ گزینه اول فریدون جیرانی برای شام آخر، آزیتا حاجیان بود. آن زمان چیدمان بازیگران به این صورت بود که محمدرضا شریفی نیا نقش آتیلا پسیانی یا همسر سابق میهن مشرقی را داشته باشد و آزیتا حاجیان هم خود میهن باشد. توافق های اولیه انجام می شود جیرانی فیلمنامه را برای حاجیان می فرستد. او فیلمنامه را می خواند اما به دلایلی دیگر هیچ وقت جواب جیرانی را نمی دهد. جیرانی هم تصمیم می گیرد کلا کست فیلم را تغییر دهد. برای همین هم دست روی آتیلا پسیانی و کتایون ریاحی می گذارد.

نتیجه چه شد؟ حالا که فیلم را دیده ایم و به تمام جوانب آن آشنا هستیم، می توانیم با قدرت بگوییم که این تعویض به نفع فیلم بوده است. اگر شام آخر با بازی آزیتا حاجیان ساخته می شد تا این حد نمی توانست اثرگذار باشد. ظرافت های رفتاری و نمایش احساسات کتایون ریاحی در ایفای این نقش، خاص شخصیت  این بازیگر است و احتمالا حاجیان نمی توانست این احساسات را تا این حد ظریف به تصویر بکشد. اگر حاجیان جای میهن مشرقی قرار می گرفت، نمی توانستیم درک کنیم که چطور یک پسر جوان می تواند دل در گروی او داشته باشد.

مهمان مامان؛ داریوش مهرجویی

محمدرضا گلزار / پارسا پیروزفر

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ درباره دلایل این تعویض، روایت های مختلفی وجود دارد. روایت اول این است که گلزار که آن زمان به خاطر بازی در فیلم های «شام آخر» و «بوتیک» برای خودش سوپراستاری شده بود و فیلم هایش به شدت می فروخت، دستمزد یک سوپراستار را از مهرجویی طلب کرد. مهرجویی هم نپذیرفت و نهایتا همکاری شکل نگرفت.

روایت دوم از زبان خود گلزار شنیده شد. او ۱۰ سل بعد از تولید مهمان مامان، در مصاحبه ای پرده از این راز برداشت و گفت آن زمان خودش را کاملا برای این نقش آماده کرده بوده و حتی سر پل تجریش با گردوفروش ها می نشسته و گردوشکستن تمرین می کرده و هر روز سر دورخوانی ها می رفته تا این که یک مرتبه و بدون اطلاع قبلی، دیگر با او تماس نگرفته اند و نقشش را به پارسا پیروزفر داده اند. گلزار گفته همان زمان محمدرضا شریفی نیا، مسئول انتخاب بازیگران فیلم به امین حیایی گفته دلیلش برای تعویض این بوده که گلزار بدون اطلاع او سر فیلم «کما» رفته و ته ریشش را زده است.

نتیجه چه شد؟ نقش گردوفروش به پارسا پیروزفر رسید و یکی از متفاوت ترین بازی هایش را در این فیلم به نمایش گذاشت. او به خاطر مهمان مامان، نامزد سیمرغ بلورین شد. طبیعتا اگر محمدرضا گلزار با مهرجویی توافق می کرد، این کار می توانست تجربه جدیدی در کارنامه بازیگری اش باشد.

سنتوری؛ داریوش مهرجویی

محمد سلوکی / بهرام رادان

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ داریوش مهرجویی از زمانی که تصمیم به ساخت سنتوری گرفت، قصدش این بود که برای نقش علی سنتوری از یک بازیگر ناشناس استفاده کند. آن زمان، محمدرضا شریفی نیا مسئول انتخاب بازیگران فیلم بود. از چند بازیگر تست گرفتند و نهایتا محمد سلوکی برای این نقش انتخاب شد. سلوکی خودش را برای ایفای این نقش حاضر کرد و حتی برای این که ظاهرش به علی سنتوری شباهت داشته باشد، موها و ریش هایش را هم بلند کرد اما نهایتا ۱۰ روز مانده به شروع ضبط فیلم، شریفی نیا تصمیم گرفت او را تعویض کند. با مهرجویی جلسه گذاشت و پیشنهاد حضور بهرام رادان را داد.

نتیجه چه شد؟ نمی دانیم اگر محمد سلوکی جای بهرام رادان در سنتوری بازی می کرد و با صدای محسن چاوشی به مخاطبان معرفی می شد، چه اتفاقی در کارنامه کاری اش می افتاد. حتی تصورش هم سخت است اما هر چه بود، رادان با سنتوری، درخشید و می شود گفت شاه نقش اش را در این فیلم بازی کرد. او به خاطر سنتوری سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را گرفت. شاید اگر این تعویض انجام نمی شد، الان محمد سلوکی در جایگاه دیگری بود.

خیابان های آرام

هدیه تهرانی / نیکی کریمی

رضا عطاران / حسن معجونی

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

چرا تعویض شد؟ تعویض دو بازیگر فیلم خیابان های آرام، یک جورهایی به هم مرتبط است. قضیه از این قرار است که حضور هدیه تهران و رضا عطاران در فیلم کاملا قطعی شده بود. زمانی که قرار شد تیم تولید فیلم، برای ضبط به ارمنستان سفر کنند، هدیه تهرانی متوجه می شود که به خاطر یک مشکل مالیاتی، اجازه خروج از کشور را ندارد. کمال تبریزی برای این که مشکل رفع شود، ۱۰ روز فیلمبرداری را عقب می اندازد اما مشکل تهرانی حل نمی شود و آن ها مجبور می شوند کار را با بازیگر دیگری پیش ببرند و از نیکی کریمی می خواهند این نقش را بازی کند.

از طرف دیگر، همان زمان رضا عطاران در تدارک این بود که فیلم «خوابم میاد» را بسازد. طوری برنامه ریزی کرده بود که بلافاصله بعد از پایان فیلمبرداری خیابان های آرام، ضبط فیلمش را شروع کند. زمانی که فیلمبرداری به خاطر هدیه تهرانی ۱۰ روز عقب افتاد، رضا عطاران دیگر نتوانست با این تیم همکاری کند و مجبور شد به خاطر ساخت فیلمش از این پروژه انصراف دهد.

نتیجه چه شد؟ طبیعتا اگر خیابان های آرام با بازی هدیه تهران و رضا عطاران ساخته می شد، ساختار کاملا متفاوت و جالب تری پیدا می کرد. حضور رضا عطاران به تنهایی می توانست پروژه را به سمت و سوی دیگری ببرد اما نهایتا چنین اتفاقی نیفتاد. در هر صورت فیلم بعد از نمایش در جشنواره توقیف شد و کلا کسی آن را ندید.

•    مانی حقیقی بعد از ساخت فیلم «پذیرایی ساده» بارها در مصاحبه هایش اعلام کرد که اصلا تمایلی به بازی در آن نداشته و قصدش این بوده که نقش را به محمدرضا گلزار بسپارد. حقیقی گفته بود: «از ابتدا به محمدرضا گلزار فکر کرده بودم و هنوز خیلی متاسفام که آن اتفاق نیفتاد.» با این حال حقیقی کماکان معتقد بود این فیلم در صورت بازی گلزار اثری متفاوت تر می شود و حتی دوست دارد که اگر فرصتش باشد یک بار هم آن را با بازی گلزار بسازد.

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

•    پیمان معادی قرار بود نقش اصلی فیلم «نگار» رامبد جوان را بازی کند اما درست چند ساعت مانده به شروع ضبط به حضورش در این فیلم شک می کند و کنار می رود. تنها کاری هم که از دست رامبد جوان بر می آید این است که از محمدرضا فروتن دعوت به همکاری کند. خود رامبد گفته بود که محمدرضا مثل یک اورژانس به دادش رسیده و اصلا از معادی ناراحت نیست.

•    در فیلم «روباه» بهروز افخمی ابتدا قرار بود محسن تنابنده و رامبد جوان حضور داشته باشند. محسن تابنده به بهانه این که می خواهد اولین فیلم سینمایی اش را بسازد از کار کنار کشید و رامبد جوان هم به دلیل مشغله زیادی که برای خندوانه دارد انصراف داد. نهایتا افخمی هم جای آن ها را با جلال فاطمی و حمید گودرزی پر کرد و روباه هم فیلم موفقی از آب درنیامد.

•    رضا عطاران و محسن تنابنده هم یک تعویض بسیار مهم در کارنامه شان داشتند. آن ها قرار بود در فیلم «سه بیگانه» حضور داشته باشند اما به بهانه بازی در فیلم گینس، انصراف دادند و محمدرضا شریفی نیا و مجید صالحی جایگزین آن ها شدند. این تعویض کاملا به نفع این دو بازیگر تمام شد.

•    در فیلم «عادت نمی کنیم» هم یک تعویض اساسی وجود داشت. قرار بود نیکی کریمی در این فیلم بازی کند. حتی در جلسات دورخوانی فیلمنامه هم شرکت کرده بود اما نهایتا انصراف داد و ابراهیم ابراهیمیان از هدیه تهرانی برای بازی در این نقش دعوت کرد. این نقش آن طور که باید متفاوت و خاص نبود و اثری در کارنامه تهرانی نداشت اما در نهایت به نفع کارگردان شد.

تعویض‌های بازیگران در فیلم‌های ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

مرجان فاطمی

bartarinha.ir
  • 12
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش