یکشنبه ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۳
۱۰:۵۷ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۳۰۱۶۹۳
فیلم و سینمای ایران

تاریخ ۴۰ ساله فیلم های توقیفی سینمای ایران؛ مورد عجیب اعتراض به اکران «فراری» در رشت

فیلم علیرضا داودنژاد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران
عده‌ای از اهالی شهر رشت در اعتراض به گیلک بودن شخصیت اصلی فیلم بعد از یک هفته مانع اکران فیلم در سینمای میرزا کوچک خان شهر رشت شدند. اعتراض مردم رشت به اکران فیلم فراری ساخته علیرضا داودنژاد اولین اعتراض به اکران یک فیلم نیست و بی‌شک آخرین آن نیز نخواهد بود.

به گزارش رویداد ۲۴، این هم از موارد عجیب در سینمای ایران است که فیلمی بعد از تحمل مشقت‌های فراوان و گذر از سیستم بوروکراسی پیچیده وزارت ارشاد مجوز نمایش می‌گیرد و حتی روی پرده می‌رود اما بعد از اکران به خاطر اعتراض از پرده سینماها پایین کشیده می‌شود. در اکثر این موارد پای گروهی خاص در میان است که هیچ‌کس اعلام نمی‌کند اعضای این گروه چه کسانی هستند و از چه جاهایی خط می‌گیرند.

 

اهالی سینما فقط می‌دانند چنین گروهی وجود دارد و انقدر قدرت دارد که فیلم‌های مجوزدار را هم پایین بکشد.آخرین نمونه چنین اتفاقی را در شهر رشت شاهد بودیم که عده‌ای از اهالی شهر رشت در اعتراض به گیلک بودن شخصیت اصلی فیلم بعد از یک هفته مانع اکران فیلم در سینمای میرزا کوچک خان شهر رشت شدند.

 

عمده اعتراض مردم شهر رشت هم به شخصیت زن اصلی فیلم برمی‌گشت که از اهالی فومن بود و لهجه گیلکی داشت. شخصیت فیلم از خانه فرار کرده بود و در طول فیلم به این نکته اشاره می‌شد که پدرش وقت چندانی برای تربیت او نگذاشته است. همین نکته هم به مذاق اهالی گیلان خوش نیامد و آن‌ها چنین استنباط کردند که منظور علیرضا داوودنژاد و کامبوزیا پرتوی نویسنده فیلم‌نامه (که خودش رشتی است) تمامی اهالی اُستان گیلان است.

 

 فیلم فِراری توهینی به اهالی رشت نکرده است. اگر بنا باشد با چنین منطقی فیلم‌های روی پرده را بررسی شود، اهالی تهران باید هر روز مقابل سینماهای این اُستان تجمع کنند، چرا که فیلم‌سازان ایران بسیاری از اهالی تهران را دزد، کلاهبردار و قاتل نشان می‌دهند. اما این تنها مورد به مشکل برخوردن یک فیلم بعد از اکران نیست. اتفاقات این چنینی در زمان‌های دور هم مسبوق به سابقه است.

 

برزخی‌ها؛ پایان پرونده سوپراستارهای قبل از انقلاب

ایرج قادری این فیلم را در سال ۱۳۶۱ کارگردانی کرد. اما ساخت این فیلم نه برای ایرج قادری و نه برای ستارگانی که در این فیلم مشغول بازی شدند خوش یمن از کار درنیامد و همه بازیگران اصلی این فیلم بعد از ساخت و اکران برزخی‌ها با هم ممنوع‌الکار شدند. داستان برزخی‌ها درباره عده‌ای از مجرمان عادی است که در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از زندان می‌گریزند.

 

آن‌ها که قصد دارند از کشور خارج شوند، در دهکده‌ای مرزی با مردی به نام سید یعقوب آشنا می‌شوند که می‌کوشد با اعمال و گفتارش زندانیان را از فرار باز دارد. آن‌ها ابتدا موعظه‌های سید یعقوب را به ریشخند می‌گیرند، اما به مرور پس از تجاوز ارتش بیگانه به خاک میهن، تحت تأثیر فداکاری سید یعقوب و اهالی دهکده قرار می‌گیرند و از روستا دفاع می‌کنند و جان خود را از دست می‌دهند.

 

فیلم مضمونی منطبق با حال و هوای زمان ساختش دارد. پُر است از شعارهای انقلابی. اما نه این شعارهای انقلابی و نه فروش خیره کننده هشت میلیون تومانی نتوانست مانع توقیف فیلم شود و فیلم بعد از مدت کوتاهی از پرده سینماها پایین کشیده شد.

 

بازیگران فیلم هم یا تا پایان عمر ممنوع‌الکار شدند (مثل فردین و ناصر ملک مطیعی) یا پس از سال‌ها مجوز بازی و کارگردانی گرفتند(مثل سعید راد و ایرج قادری). به هر حال برزخی‌ها بدل به اولین فیلم توقیفی بعد از انقلاب شد. فیلمی که مهر پایانی بود بر پرونده بسیاری از سوپراستارهای سینمای قبل از انقلاب ایران.

 

تحفه هند؛ فیلم توقیفی در زمان مدیریت عزت‌الله ضرغامی

فیلم دیگری که بعد از اکران خبرساز شد و اعتراضات شدیدی را از سوی انصارحزب‌الله به دنبال داشت تحفه هند بود. اعتراضاتی که با تجمع مقابل سینمای قدس آغاز و با مضروب شدن تعدادی از تماشاگران و شکستن شیشه‌های سینما به پایان رسید.

 

تحفه هند داستان جوانی بنام حسن است که به خاطر بیکاری به هر کاری حتی دزدی دست می‌زند تا اینکه دایی او برایش چند محل مختلف کار پیدا می‌کند اما حسن سر هیچ کاری دوام نمی‌آورد تا اینکه بالاخره حسن به عنوان شاگرد حجرهٔ حاجی به کار مشغول می‌شود و در همین هنگام به فرنگیس دختر آقای زمانی که از همسایگان حاجی است علاقمند می‌شود.

 

عمده‌ترین مشکل انصار حزب الله با فیلم رقصیدن اکبر عبدی در چند سکانس فیلم با لباس زنانه بود. نکته جالب توجه درباره تحفه هند این است که عزت الله ضرغامی بعد از گذشت چند سال در دوره ریاستش بر سازمان صدا و سیما فیلم را از تلویزیون پخش کرد تا نشان دهد تصمیمات مدیریت فرهنگی ایران در هر دوره با دوره دیگر متفاوت است.

 

آدم برفی؛ دردسرهای زن پوشی آقای عبدی

آدم برفی عجیب‌ترین و پیچیده‌ترین مسیر اکران یک فیلم در سال‌های پس از انقلاب را طی کرد. فیلم توسط یک کارگردان مورد اعتماد بنام داوود میرباقری ساخته شد. تهیه کننده قدرت‌مندی هم داشت. حوزه هنری تهیه کننده فیلم بود. حوزه در آن سال‌ها تحت مدیریت محمد علی زم دوران پُررونقی را پشت سر می‌گذاشت و در تولید فیلم هم حضور پُررنگی داشت.

 

فیلم‌های تولیدی توسط حوزه هنری هم اکثراً جنجالی از کار درمی‌آمد. دیدار، آدم برفی، مرد عوضی و شوکران از جمله فیلم‌های جنجالی حوزه هنری بودند که یا توقیف شدند یا اکرانی جنجالی داشتند.

 

آدم برفی هم از این قاعده مستثنی نبود. فیلم نمایش محدودی در سیزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر داشت و پس از آن به خاطر اعتراض‌های مردمی توقیف شد. ماجرا آنقدر جدی بود که کار به گرفتن نظر از رئیس جمهور وقت کشید و آیت الله هاشمی رفسنجانی به تماشای فیلم نشست. اما گره اکران فیلم تا زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ باز نشد و تنها بعد از این انتخابات بود که فیلم توانست مجوز اکران بگیرد و اکرانی جنجالی را پشت سر بگذارد.

 

این فیلم هم سال‌ها بعد در زمان ریاست عزت‌الله ضرغامی از تلویزیون پخش شد تا ضرغامی نشان دهد در هر دوره سبک و سیاق متفاوتی در مدیریت نهادهای زیر نظرش دارد.

 

مارمولک؛ ورود به حریم روحانیت

ساخت فیلم درباره روحانیت همیشه با حواشی خاصی همراه بوده است. حساسیت اقشار مذهبی به این قشر خاص باعث شده که فیلم‌سازان قید ساخت فیلم درباره روحانیت را بزنند یا اگر سراغ شخصیت‌های روحانی می‌روند تصویری بی‌حاشیه از این قشر به مخاطبان نشان دهند.

 

مارمولک با هر متر و معیاری یک تابوشکنی در حوزه سینما و تلویزیون بود. داستان سارق خُرده‌پایی بنام رضا مارمولک که لباس روحانیت به تن می‌کند و به امامت جماعت مسجدی در یکی از شهرهای مرزی می‌رسد نمی‌توانست اکران بدون حاشیه‌ای داشته باشد.

 

اعتراض اکثر معترضان هم به نام فیلم و محتوای آن برمی‌گشت که آن را توهین به روحانیت تلقی کردند. فیلم فقط چهار هفته روی پرده سینماها دوام آورد و به فروش خیره‌کننده‌ای رسید. تبریزی کارگردان این فیلم بعد از مارمولک چند فیلم توقیفی دیگر هم ساخت تا از این نظر در سینمای ایران رکورد دار باشد.

 

نقاب؛ اغفال زنان عامل اصلی حواشی ایجاد شده

نقاب با نام اولیه پوکر از همان مراحل اولیه تولید درگیر حاشیه شد. فیلم چند کارگردان عوض کرد تا سرانجام قرعه بنام کاظم راست‌گفتار اُفتاد. فیلم در زمان وزارت صفارهرندی اکران شد و شاید تنها فیلمی باشد که در حین اکران وزیر ارشاد به خاطر اکرانش بیانیه عذر خواهی صادر کرد.

 

عمده مشکل فیلم از دیدگاه معترضان به اغفال زنان توسط دو شخصیت اصلی فیلم برمی‌گشت. دو شخصیتی که با اغفال زنان پولدار کاسبی می‌کردند. فیلم خیلی زود توقیف شد، اما در همین مدت کوتاه هم خوب فروخت.

 

سرانجام نسخه بدون اصلاح فیلم سر از بازارهای زیرزمینی درآورد و بدل به یکی از پُرفروش‌ترین فیلم‌های قاچاق سینمای ایران شد.

 

رستاخیز؛ نشان دادن چهره حضرت عباس(ع)

رستاخیز پروژه بسیار پُرخرجی بود. فیلم با سر و صدای زیادی مراحل تولید را پُشت سر گذاشت و بدل به یکی از پروژه‌های پُر سر و صدای سینمای ایران شد. نسخه سه ساعته فیلم در جشنواره فیلم فجر اکران شد و بازتاب‌های فراوانی را به همراه داشت. بازتاب‌هایی که از شدت آن کاسته نشد و همین بازتاب‌های اعتراضی اکران فیلم را دچار مشکل کرد.

 

عمده‌ترین مشکل فیلم به نمایش چهره حضرت عباس(ع) برمی‌گشت و بعدها عدم تطبیق فیلم با واقعیت‌های تاریخی هم به آن افزوده شد.

 

فیلم بعد از کش و قوس‌های فراوان در روز ۲۴ تیر ۱۳۹۴ اکران شد و بعدازظهر همان روز با صدور بیانیه‌ای توسط سازمان سینمایی اکرانش به پایان رسید. فیلم فقط در دو سانس بلیط فروشی داشت. فیلم همچنان توقیف است.

 

باید دید آیا احمدرضا درویش به انجام اصلاحات مدنظر مخالفان تن می‌دهد یا خیر. اگر احمدرضا درویش اصلاحات مورد نظر مخالفان را انجام دهد فیلم اکران خواهد شد. وگرنه بعید است رستاخیز راهی به پرده سینماها پیدا کند.

 

خانه پدری؛ از خشونت تا فیمینیسم

عیاری فیلم خانه پدری را بلافاصله پس از اتمام مجموعه روزگار قریب کلید زد. فیلم بلافاصله بعد از ارائه به جشنواره فیلم فجر اسیر حواشی شد. در ابتدای امر اعتراضات صرفاً به صحنه‌های خشونت‌بار ابتدای فیلم بود. اما بعد پای گرایشات سیاسی و فیمینیستی کارگردان هم به ماجرا باز شد تا اوضاع برای فیلم عیاری پیچیده شود.

 

فیلم بعد از کش و قوس فراوان فیلم به مدت یک روز در سینماهای ایران اکران  و در همان  روز از پرده سینماهای کشور پایین کشیده شد. حتی تغییر دولت هم کمکی به اکران فیلم نکرد و فیلم پشت خط اکران ماند. فیلم همچنان بلاتکلیف است و عیاری هم قید اکران آن را زده و به تلویزیون برگشته تا سریال جدیدش را کارگردانی کند.

 

گشت ارشاد و خصوصی؛ طوفان اکران سال ۱۳۹۱

گشت ارشاد و خصوصی هر دو در جشنواره فیلم فجر سال ۹۰ اکران شدند. از همان اولین نمایش‌های جشنواره‌ای مشخص بود که گشت ارشاد و خصوصی فیلم‌های بحث برانگیز اکران سال آینده خواهد بود.

 

اولین اشتباه درباره اکران هم زمان این دو فیلم را شورای صنفی نمایش آن زمان مرتکب شد. هر دوی این فیلم‌ها در نوروز ۱۳۹۱ به صورت هم‌زمان و در کنار هم اکران شدند. جنجال‌ها بلافاصله پس از اکران و در اواسط فروردین ماه آغاز شد و کار حتی به خطبه‌های نماز جمعه و تظاهرات خیابانی هم کشید و برخی از مردم برای پایین کشیدن این دو فیلم مقابل ساختمان وزارت ارشاد تجمع کردند.

 

مشکل معترضین (با محوریت انصار حزب الله) با گشت ارشاد به کنایه‌های سیاسی فیلم و نگاه هزل‌گونه کارگردان با پدیده گشت امنیت اخلاقی بر می‌گشت. انصار حزب‌الله خصوصی را هم به داشتن صحنه‌های اروتیک متهم و گوشه و کنایه‌های سیاسی فیلم را تقبیح کرد.

 

گشت ارشاد ۳۱ و خصوصی ۲۴ روز در چرخه اکران دوام آوردند و بعدها به شبکه نمایش خانگی راه پیدا کردند و گشت ارشاد در شبکه نمایش خانگی فروش بسیار بالایی هم داشت. فروشی که در نهایت منجر به ساخت قسمت دوم این فیلم شد.

 

۵۰ کیلو آلبالو؛ یک زن و دو همسر

۵۰ کیلو آلبالو یک فیلم تجاری از مانی حقیقی بود. فیلمی که نسبتی با کارنامه این کارگردان متفاوت سینمای ایران نداشت. حقیقی بارها در مصاحبه‌های خود عنوان کرده بود که عامدانه ۵۰ کیلو آلبالو را ساخته است.

 

حقیقی روی این نکته تاکید می‌کرد که دوست داشته ساخت فیلم تجاری را هم تجربه کند. تجربه‌ای که برای حقیقی خوش یمن بود و ۵۰ کیلو آلبالو با اکران در یکی از رویایی‌ترین اکران‌های نوروزی فروشی استثنایی را تجربه کرد. اما نقدها کم کم جای خود را به اعتراض‌های دامنه دار داد و معترضین شروع به حمله به ۵۰ کیلو آلبالو کردند.

 

اصل اعتراض آن‌ها به ازدواج شخصیت زن فیلم با دو مرد بر می‌گشت که البته چنین برداشتی از فیلم سخت‌گیرانه به نظر می‌رسید. اما کار تا به آن‌جا پیش رفت که وزیر ارشاد مجبور به عذرخواهی شد و فیلم را بعد از فروش ۱۵ میلیارد تومانی توقیف کرد. فیلم بعدها با ممیزی فراوان در شبکه نمایش پخش شد و در آن‌جا هم توانست مخاطبان زیادی را جذب کند.

 

اکران در سینمای ایران داستان پچیده‌ای دارد. در حال حاضر حتی داشتن مجوزهای قانونی هم تضمینی برای یک اکران بی‌دردسر نیست.

 

گروه‌های سیاسی آماده‌اند تا عرصه را برای اکران فیلم‌هایی که مطابق ارزش‌ها نمی‌دانند تنگ کنند. به همین خاطر تهیه‌کنندگان و عوامل یک فیلم سینمایی فقط به دنبال این هستند که فیلم‌های خود را اکران کنند تا به مشکل برنخورند. همین امر در نهایت منجر به فیلم‌سوزی‌هایی می‌شود که اکران در سینمای ایران را آشفته می‌کند و اجازه نمی‌دهد فیلم‌ها به سقف ظرفیت خود در جذب مخاطب دست پیدا کنند.

 

مازیار وکیلی

 

 

  • 18
  • 6
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
ابراهیم بن جعفر ابی طالب زندگینامه ابراهیم بن جعفر ابی طالب

نام پدر: جعفر بن ابی طالب

سن تقریبی: بیشتر از ۵۰ سال

نسبت های مشهور: برادر محمد بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر ابی طالبزندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

زندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب فرزند جعفر بن ابی طالب بوده است، برخی از افراد ایشان را همراه با محمد از نوه های جعفر می دانند که عمال بن زیاد وی را به شهادت رساند. برخی از منابع می گویند که ابراهیم و محمد هر دو از لشکر ابن زیاد فرار کرده بودند که بانویی در کوفه آنها را پناه می دهد، اما درنهایت سرشان توسط همسر این بانو که از یاران ابن زیاد بود از جدا شد و به شهادت رسیدند. 

ادامه
مریم طوسی بیوگرافی مریم طوسی؛ سریع ترین دختر ایران

تاریخ تولد: ۱۴ آذر ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: ورزشکار، دونده دوهای سرعت

تحصیلات: کارشناسی تربیت بدنی از دانشگاه تهران

قد: ۱ متر ۷۲ سانتی متر

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
سوگل خلیق بیوگرافی سوگل خلیق بازیگر جوان سینمای ایران

تاریخ تولد: ۱۶ آبان ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۸۷ تاکنون

تحصیلات: لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر تهران

ادامه
شیگرو میاموتو سفری به دنیای بازی های ویدیویی با شیگرو میاموتو

تاریخ تولد: ۱۶ نوامبر ۱۹۵۲

محل تولد: سونوبه، کیوتو، ژاپن 

ملیت: ژاپنی

حرفه: طراح بازی های کامپیوتری و نینتندو 

تحصیلات: کالج هنر کانازاوا

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش