مهمترین عناوین خبری
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
۱۲:۳۴ - ۲۴ مهر ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۷۰۶۳۷۱
فیلم و سینمای ایران

حمید زرگرنژاد

فیلم «ماهورا» در جشنواره فیلم فجر کاملاً مورد بی‌مهری قرار گرفت

فیلم ماهورا,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«ماهورا» ساخته حمید زرگرنژاد پس از گذشت چند ماه از نمایش آن در جشنواره فیلم فجر، به تازگی روی پرده سینماها نشسته است. فیلم اگر چه در زمان مناسب یعنی در جشنواره فیلم دفاع مقدس و در هفته دفاع مقدس اکران نشده اما موضوعی دارد درباره همین دفاعی که زن و مرد ایرانی از فارس و عرب با ماجراهای عاشقانه و زندگی‌های ساده‌شان دوش به‌دوش هم آن را به بهترین شکل به انجام رساندند تا ذره‌ای از خاک وطنشان به دست بیگانه نیفتد.

 

دعوت به تماشای این فیلم، دعوت به تماشای قصه‌ای است که در آن مظلومیت یک طایفه به نمایش‌ گذاشته شده؛ قوم و طایفه‌ای که کسی به آنها نگفته بود بجنگند و تنها حس تکلیف‌شان به وطنشان بود که سینه‌شان را ستبر کرد تا بمانند و بجنگند. فارس‌ها و اعراب سالیان ‌سال است در کنار هم به مهربانی زندگی می‌کنند و ما خوزستانی‌ها شاید این را بهتر از هرکسی درک کرده باشیم که دوستانمان فارس و عرب و ترک و لر هستند و از این افتراق‌های قومی که این روزها برخی به خبث طینت بر آن می‌کوبند، نداریم و نداشته‌ایم و ندیده‌ایم.

 

فارس‌ها و عرب‌هایی که داستان‌هایی نظیر «ماهورا» را در دل خود ساختند؛ داستان‌هایی که ماهورا فقط یکی از آن‌هاست. فیلم نیز بدون هر گونه شعار زدگی روی مسأله یکپارچگی اقوام در خوزستان تأکید می‌کند و پیش روی تماشاگر می‌گذارد. به گفته خود حمید زرگرنژاد «ماهورا» براساس فیلمی مستند از همین کارگردان به نام «حلقه در خاک» ساخته شده که پیش‌تر این مستند در همین منطقه جغرافیایی یعنی هورالعظیم جلوی دوربین رفته بود و حالا ماهورا در قامت فیلمی نود دقیقه‌ای روایتی دلچسب و ساده دارد از روزهای اولی که جنگ شروع شده بود و... زرگرنژاد که خودش خوزستانی است در روزهای آغازین اکران «ماهورا» در گفت‌و‌گو با «ایران» از فیلمش می‌گوید.

 

ایده ساخت فیلم ماهورا از کجا شکل گرفت و مراحل ساخت آن چقدر طول کشید؟

حدود ۱۰ سال پیش مستندی ساختم که ماهورا در واقع از دل همان داستان بیرون آمده است. نوشتن فیلمنامه‌ «ماهورا» چهارسال طول کشید و همزمان شد با حمله داعش و جنایت‌های یک داعشی به نام «ابوعایشه» که صحنه‌های فجیع و دلخراشی از کشتن مردم دست به دست می‌گشت و همین آدم گفته بود که خوزستان را هم بزودی می‌گیرم و برای گرفتن خوزستان از مردم خود خوزستان کمک می‌گیرم. من خوزستانی هستم و با شنیدن این نقل، خونم بشدت به جوش آمده بود.

 

شما خودتان خوزستانی هستید و ما اهل این استان شاید بهتر از هر کسی می‌دانیم و لمس کرده‌ایم که در این خطه از خاک مملکت چه اتفاقاتی افتاده است و مردمش در چه فضایی زندگی کرده و چه سختی‌ها کشیده‌اند. اما همه ما در این استان، بدون توجه به قومیت و زبان و فرهنگمان ایستادیم و از وطنمان دفاع کردیم. صدام فرصت کوتاهی می‌داد و می‌گفت شهر را خالی کنید تا موشک بزند و مردم زیر این تهدید‌ها و آژیرهای خطر و موشک‌ها و حمله‌ها هشت سال زندگی کردند و جفاست که نادیده گرفته شوند. قوم عرب نشان داد در این هشت سال کنار خواهران و برادران فارس، با چه شهامتی با تفاوت‌های آیینی فرهنگی و زبانی‌شان از این خاک و زندگی‌ که در آن داشتند دفاع کردند. چطور باید این‌ها را ندید؟ مثلاً سربازی را که در حادثه تروریستی اهواز جان آن دختر را زیر رگبار گلوله نجات داد مگر کسی دستوری به او داده بود یا مگر وظیفه‌ای داشت؟ نه...

 

داستان ماهورا از روزهای اول جنگ شروع می‌شود. زمانی که خیلی‌ها نمی‌دانستند جنگی به وقوع پیوسته است...

بله دقیقاً درست است. داستان در همان شش روز اول جنگ اتفاق می‌افتد که مردم اصلاً اطلاع ندارند که جنگی شروع شده و دارند کار و زندگی‌شان را پیش می‌برند و طبق معمول درگیر زندگی هستند. فقط وقتی متوجه این اتفاق می‌شوند به این توجه نمی‌کنند که عرب زبان هستند یا فارس، برایشان فقط این مهم است که از خاک وطنشان دفاع کنند و هر کاری از دستشان برمی‌آید برای کمک کردن به حفظ این خاک انجام می‌دهند. آنها حتی نمی‌دانند این جنگ چقدر طول خواهد کشید.

 

اتفاقاً نکته همین‌جاست که این فیلم نه درباره جنگ، که درباره زندگی است...

بله اصلاً فیلم با یک صحنه عروسی شروع می‌شود و مردم آن زمان با مردم کشور عراق رفت و آمدها و پیوندهای فرهنگی و... داشتند. خیلی وقت‌ها می‌رفتند و از عراق لوازمی که نیاز داشتند را تأمین می‌کردند و هر دو طرف داشتند با عزت نفس زندگیشان را می‌کردند. بله این زندگی بود که جریان داشت و نه جنگ و باز هم وقتی جنگ شد زندگی اگر چه با مشکل روبه‌رو شد اما ادامه داشت و به راه خود می‌رفت فقط هویتش تغییر کرده بود.

 

اما به عنوان مثال، عشق که با جنگ از بین نمی‌رود. ساعد سهیلی نقش «امین بوعذار» که شخصیتی حقیقی است را بازی می‌کند. بوعذار پیش از جنگ مرغابی شکار می‌کند و جنگ که شروع می‌شود برای حفاظت از خاکش، مثل مرغابی، دشمن شکار می‌کند. وسط همین جنگ است که می‌بینیم این قوم میهمان‌نواز تا چه حد و اندازه جلوی میهمان هست و نیست خود را می‌گذارند و از او پذیرایی می‌کنند.

فیلم ماهورا,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

 

لوکیشنی که شما برای فیلمبرداری انتخاب کردید، یعنی منطقه هور‌العظیم، لوکیشن بسیار بکری است که خودش انگار داستان‌ها در دل خود دارد... فیلمبرداری در این منطقه سخت نبود؟

به نکته خوبی اشاره کردید. یک نکته که در ساخت این فیلم برای من مهم بود، نمایش و به تصویرکشیدن جغرافیای سرسبز خوزستان بود. کشوری به این حد زیبا و سرسبز در خوزستانش هورالعظیم دارد. هورالعظیم که انگار با آدمی حرف می‌زند. من علاقه بسیاری به این منطقه دارم و متأسفانه علی‌رغم میل باطنی به دلیل مسائل زیست محیطی این تالاب نتوانستم خیلی فیلمبرداری کنم و فقط توانستم گوشه‌هایی از آن را در قالب فیلمم نشان بدهم. همه این جا کنار هم هستند و از سالیان مدید این کنار هم بودن را بی‌توجه به رنگ چهره، و زبان و قوم عشیره تجربه کرده‌اند....

 

بله و این فیلم تأکید دارد که بدون هر گونه تن زدن به شعار روی این مسأله یکپارچگی اقوام در خوزستان تأکید داشته باشد...

کاملاً درست است. خیلی‌ها خوشایندشان نیست که اقوام مختلف در این سرزمین با اتحاد کامل در کنار هم زندگی می‌کنند و این فیلم تأکیدش روی مسأله خاک است. خاک با تمام معنایی که از آن وطن و سرزمین مستفاد می‌شود.شما به بحث شعار اشاره کردید و نکته جالبی در این مسأله وجود دارد. من قصد نداشتم شعار بدهم چون از شعار دادن اصلاً خوشم نمی‌آید. وقتی خود یک مسأله به روشنی تمام قابل لمس و مشاهده است پس چرا باید آن را آنقدر بزرگ کرد و به آن شاخ و برگ داد که از واقعیت به دورش کرد؟ مثلاً ما در دوران مدرسه شعارهای مختلفی سر می‌دادیم و با زبان و لحن خاصی سر صف این شعارها را تکرار می‌کردیم. اما داخل کلاس با همکلاسی‌هایمان به سادگی و با زبانی که جنس واقعی ما بود حرف می‌زدیم و از مسائل روزگار صحبت می‌کردیم.

 

من برای مردم سرزمینم فیلم ساختم. برای مردمی که آن را باور دارند و اگر خودشان را جای شخصیت‌های فیلم بگذارند هیچ احساس غریبگی نخواهند کرد. ساده حرف زدن از سرزمینی که داستان‌های بسیار دارد و قهرمان‌های بسیار، واقعاً کار سختی نیست. فقط باید همان چیزی را که می‌بینی تعریف کنی تا مخاطب هم شما را باور کند.

 

مخاطب آنقدر باهوش است که فرق فیلم گیشه پرکن را با فیلمی که دغدغه دارد و یک ایدئولوژی و اندیشه را منتقل می‌کند می‌فهمد. چیزی که برای من مهم است این وجه اصلی از فیلم است که در فیلم «ماهورا» جنگ در سایه زندگی و عشق و علاقه مردم نسبت به هم قرار گرفته است. این فیلم می‌خواهد بگوید تمام ایرانی‌ها، با هر قومیت و‌نژاد و زبانی، مردمی صلح‌طلب، اهل زندگی و بانشاطی هستند و می‌دانند چیزی که با آن‌ها می‌ماند و ادامه دارد زندگی است...

 

و حرف آخر...

راستش را بخواهید فیلم ما در جشنواره فیلم فجر در مقابل فیلم‌هایی شعارزده که پشتوانه‌های ارگانی و نهادی فراوان داشتند کاملاً مورد بی‌مهری قرار گرفت و بعد از چندین ماه اکران شد. در واقع وقتی فیلم شما را در هفته دفاع مقدس و فیلم دفاع مقدس اکران نمی‌کنند دارند به شما پیامی می‌دهند.

 

انگار به وضوح به شما می‌گویند که ساخت فیلم در این حوزه فقط مختص همین ارگان‌ها و نهادهاست که پول زیادی در اختیارشان است و خودشان را صاحب سینمای دفاع مقدس می‌دانند.

 

به نوعی با این نادیده‌گرفتن‌ها به ما گفتند که حواستان باشد که پا توی کفش ما نکنید وگرنه شما را له می‌کنیم. اما لازم می‌دانم که مردم را به دیدن فیلم «ماهورا» دعوت کنم.

 

این فیلم برای آن‌ها ساخته شده است و در واقع ادای دینی است به مردم سرزمینم. مردمی که هشت سال فارغ از هر برچسب و عنوان و نام قومی و قبیله‌ای کنار هم جنگیدند و داستان‌هایی پرشور از زندگی‌شان به ما رساندند و نادیده‌ گرفتن آن‌ها بی‌انصافی است.

 

محسن بوالحسنی

 

iran-newspaper.com
  • 9
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش