پنجشنبه ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
۱۴:۱۳ - ۰۹ آبان ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۸۰۲۳۳۳
فیلم و سینمای ایران

آسیب شناسی فیلم های کمدی سینمای ایران که در۶ ماه نخست امسال اکران شدند‌

فیلم های کمدی سینمای ایران,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

سینما در کشورمان با وجود اندک آثار شاخصی که در کارنامه خود دارد همچنان در بی هویتی محض به سر می‌برد.اگر مسیری را که سینمای ایران برای جذب مخاطب انتخاب کرده نگاه کنیم با رویکردهای سخیف و سطحی سازندگان از جامعه زیسته خود مواجه می شویم که این رویکردها هرکدام نشان از طمع شهرت و ثروت و ناآگاهی از شرایط فرهنگی دارند . برای موشکافی بیشتر به طور کوتاه آثار کمدی عرضه شده و پر مخاطب را بررسی می کنم .

 

هزارپا

ابولحسن داوودی با «هزار پا» در میان قشر خوش خنده سینمای ایران به محبوبیت رسید . نه تنها رضا عطاران و جواد عزتی به شهرت و قدرتی چندباره رسیدند بلکه مولف به طور خالصانه برای ریسه رفتن مخاطب تحت هرشرایطی نبوغ خود را به کار گرفته تا ثابت کند مخاطب ایرانی چنین سینمایی را می پسندد نه «من دیگو مارادونا هستم» یا «در دنیای تو ساعت چند است» .

 

اولین نقدی که به این فیلم وارد می شود این است که سینما وظیفه بالابردن سطح سلیقه مخاطب را دارد . در واقع این سینماست که نشان می دهد جامعه در حال پیشرفت است یا خیر ؟ اکنون با دو دستگی موجود میان سینماگرانی که مخاطب را سرگرم می کنند و فیلمسازانی که با شعارهای‌شان احساسات مخاطب را به بازی می گیرند روبه رو هستیم. پس نمی‌توان این اُبژه را به طور گسترده برای این جامعه استفاده کرد اما می توان ریشه این دو دستگی را در برابر شرایط خلق یک اثر تا میزان استقبال آن از سوی مخاطب عنوان کرد .

 

فیلمساز از ساختن یک فیلم جدی و استقبال کم آن از سوی مخاطب هراس دارد و از سویی دیگر فیلم‌هایی مانند «به وقت شام» ، «تنگه ابوقریب» ، «لاتاری» و ... فارغ از در نظر گرفتن کیفیت به هر شکل و شمایلی تلاش می‌کنند مخاطب خاص خود را به سینما ها آورند . مطمئنا نمی‌توان گفت داوودی فیلمساز بدی است چرا که در چنین شرایطی کار نیکی برای مخاطب عام سینمای ایران انجام داده است و لحظات خوشی را در سالن ها به ارمغان آورده . اما باید اعتراف کرد این فیلم هم به لحاظ تکنیکی که نمونه تجمل یافته ای از «نهنگ انبر» مقدم است و هم به لحاظ لحن و روایت برای سینمای ایران نوعی پوشش خارج از عرف محسوب می شود .مخاطب هم می داند این اثر یک شوخی مسخره است و هم می خواهد این شوخی را با آشنایانش شریک باشد .

 

در نتیجه نه تنها این اثر بلکه هر فیلم دیگری که در جامعه ایرانی با ژانر کمدی معرفی شود و چهره های شناخته شده و محبوبی در این زمینه به خدمت بگیرد صد‌در صد از سوی مخاطب مورد استقبال قرار خواهد گرفت و این استقبال کوچک‌ترین دستاورد فرهنگی – هنری ای نخواهد داشت .

 

مصادره

مهران احمدی با ورودش به گیشه، سینمای کمدی زده ایران را «مصادره» کرد. سینمایی که بی هدف تاریخ را نقل می کند، آن را مورد انتقاد قرار می دهد و در آن به دنبال مابه‌ازای کنونی برای احوالات جامعه می گردد ، خائن به معقوله کاتارسیس (پالایش توسط هنر ، نظریه ارسطو) است. به این جهت که سینما برای ساخته شدن نیاز به پژوهش و پشتوانه فکری عمیقی دارد و تا این دو عنصر در کنار یک دیگر قرار نگیرند عملا هنری به وجود نخواهد آمد.

 

بزرگ‌ترین مشکلی که همه فیلم های کمدی و مشخصا «مصادره» به عنوان یک سینما و بالاتر از آن هنر به دوش می کشند این است که مُهر سینمایی بودن و هنری بودن را برای فرهنگ این کشور به پیشانی زده اند . در صورتی که هیچ کدام از آثار کمدی ایرانی که اگر «ورود آقایان ممنوع» و «سن پترزبورگ» را جدا کنیم کمترین شاخصه ای در این زمینه نخواهند داشت . بزرگ‌ترین نکته منفی «مصادره» در داستان پردازی آن است . داستان مدام در حال لو دادن خود است و به جای آنکه به مخاطب نشان دهد و ثابت کند می‌خواهد پیش بینی مخاطب را بر هم بریزد ؛ این بدترین اتفاقی است که یک اثر سینمایی با آن روبه رو می‌شود و ارزش‌هایش را از دست می دهد .

 

سینما باید درام داشته باشد و درام به معنای تعلیق و شخصیت پردازی است . متاسفانه داستان در روایت های کمدیِ سینمای ایران نقش اول را بازی نمی کند و همان‌طور که می بینیم رضا عطاران با حضور خود در این اثر گوی رقابت را در زمینه دلقک بازی برای مخاطب از دیگران ربوده . با وجود اینکه عطاران دارای جنبه های روانی بالایی برای بازیگری است و هرچه زودتر از ژانر کمدی خداحافظی کند، خدمت بزرگی به سینمای ایران کرده است .

 

تگزاس

مسعود اطیابی نیز مانند دیگر فیلمسازان می‌خواهد مخاطب را از افسردگی نجات دهد . «تگزاس» نسبت به دو اثر قبلی سطحی تر به جامعه و فرهنگ ایرانی نگاه می کند . اگر بتوان چنین نگاهی را سینما گذاشت باید فاتحه هرچه بازی خوب از حمید فرخ نژاد دیده ایم را بخوانیم . یک بازیگر نسبت به نقشی که ایفا می‌کند مسئول است و وظیفه دارد در برابر بازخورد ها پاسخگو باشد به اندازه کارگردان و شاید بیشتر از وی. تگزاس را نمی توان زیر تیغ نقد اجتماعی – فرهنگی قرار داد چرا که حرفی که می زند بسیار کوچک است و در بیان همان اندازه ناچیز ابتر مانده .

 

فرم و محتوا هماهنگی لفظی و تماتیک ندارند و قرار نیست اتفاق دراماتیکی در این اثر بلا نسبت کمدی شاهد باشیم.گاهی شوخی هایی اتفاق می افتد که مخاطب از سر تعلق خاطر نداشتن خواهد خندید و این خنده ها کمترین بازده روانی برای وی به همراه نخواهند داشت.چرا که در روان‌شناسی اگر فردی به اتفاق یا شوخی ای بدون تامل و آگاهی از پیشینه آن واکنش مثبت نشان دهد همچنان دارای نا امیدی و سرگردانی است ؛ با این تفسیر آثاری که تا به این جا مورد بررسی قرار دادیم حتی قابلیت شاد کردن یک جامعه افسرده را ندارند .

 

نه با مولفان ژانر کمدی مشکلی دارم و نه می خواهم شاهد گرایش کمتر جامعه به این قابلیت ابر رسانه فرهنگی – هنری باشم . بلکه از نظر من سینما در حال حاضر می‌تواند با روشن‌اندیشی مناسب و نگاه بدون بغض تنها راه حل فرهنگی جامعه ای باشد که در سراشیبی آشفتگی روانی و آینده نگری منفی قرار گرفته . همان‌طور که جامعه نمی داند از روز بعد خود چه می خواهد فیلمسازان به صورت بزن در رو اثری را تحویل مخاطب می دهند که نسبت به آن کوچك‌ترین احساس مسئولیتی نمی‌کنند.

 

از طرفی فیلم هایی کوبنده و شعاری را شاهد هستیم که در آرمانگرایی افراطی به سر می‌برند و از سویی دیگر فیلم هایی سخیف و مخرب را می‌بینیم که به اصطلاح روشنفکرانه و امروزی هستند و تناقض عجیبی در کارنامه سینمایی کشورمان به وجود آورده‌اند . ریشه این تناقض ها عمیقا از دل خانواده‌های ایرانی گرفته شده است .خانواده هایی که پدران و مادران به تماشای «به وقت شام» می نشینند و فرزندان‌شان برای چندمین بار «هزارپا» را با دوستان نگاه می کنند . این یک فاجعه فرهنگی برای جامعه ای است که می خواهد متمدن شود و از تکنولوژی غیر ضروری ترین استفاده را می کند .

 

علی رفیعی ورد‌نجانی

 

ghanoondaily.ir
  • 16
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش