
فیلم سینمایی «آشغالهای دوست داشتنی» حال بعد از ۶ سال بالاخره روی اکران در سینماهای سراسر کشور را دید. در واقع میتوان در همان سکانس ابتدایی، دلیل توقیف چند ساله فیلم را دریافت. فیلم در فضای التهابات سال ۸۸ در ایران آغاز میشود و اتفاقا محسن امیریوسفی کارگردان اثر به خوبی توانسته است در خلق فضاهای آن روزهای ایران موفق عمل کند و تصویری قابل باور برای مخاطبی که شرایط آن روزها را درک کرده، ارائه دهد.
به واقع نمیتوان گفت «آشغالهای دوست داشتنی» یک شاهکار سینمایی و یا اثری حیرتآور است اما بیشک روایتی بیپیرایه دارد و با طنز ظریف و هوشمندانهای که در فیلم شکل گرفته است فضایی گروتسک را توام با تلخی و شیرینی برای مخاطب خود ایجاد میکند.
این فیلم به هیچ وجه فیلم پیچیده نیست اما فیلمساز با بازیهای زمانی با وقایعی از تاریخ معاصر این سرزمین به خوبی توانسته است فیلم را از تخت بودن نجات دهد اما شاید نیازمند آن بود که فیلمساز با اشارههایی پررنگتر و عمیق تر به این حوادث، غنای بیشتری به روایت خود میداد.
نکته قابل توجه دیگر در ساختار سومین ساخته محسن امیریوسفی فضاسازیِ شبهه فانتزی فیلم است که بازیگران اثر از درون قاب عکس به مواجهه و مجادله با یکدیگر میپردازند.
این فضاسازی اگر چه میتواند نگاهی خلاقانه از سوی کارگردان اثر قلمداد شود اما به همان اندازه هم میتواند برای مخاطب کسل کننده باشد و در واقع به نوعی راه رفتن بر لبه تیغ است که اگر به خوبی و درستی از آب درنیاید فیلم را به شکست میکشاند.
به واقع آنچه که فیلم «آشغال های دوست داشتنی» را در این ساختار کمک می کند روایتِ به شدت بی پیرایه فیلم است که مخاطب را به خود نزدیک میکند در حالی که زمان برایش کشدار نمیشود.
فیلم اگرچه در لحظاتی به شعار نزدیک میشود اما شعار زده نیست و کارگردان توانسته است در اوج لحظات جدی و دعواهای ایدئولوژیکی میان کاراکترها با خلق فضاهایی طنز و شوخیهایی سرحال، فضای فیلم را تلطیف کرده و از افتادن در دام شعارزدگی رها کند.
نکته قابل توجه دیگر در فیلم «آشغالهای دوست داشتنی» در عین روایت ساده و غیر پیچیده، عناصر نمادین است که در لایههای زیرین اثر نهفته است.
کاراکتر «مادر» با بازی خوبِ شیرین یزدان بخش در این فیلم نشانه هایی است از ایران و روزهای تلخ و شیرین رفته بر این سرزمین است و مخاطب می تواند با تعمق در لایههای زیرین اثر به آن نزدیک شود.
شاید چیزی که می توانست اثر امیریوسفی را به اثری ماندگارتر در سطح سینمای ایران نزدیکتر کند، کمی پختگی در فیلمنامه و تعمق بیشتر در وقایع و حوادثی بود که بر تاریخ این سرزمین گذشته است، حوادثی که فیلمنامه نویس به گونهای تیتر وار و در سطح، نهایتاً در چند دیالوگ یا پلانِ ساده از کنار آن عبور میکند بی آنکه موضوع را برای مخاطبِ فیلم جدی کند.
«آشغالهای دوست داشتنی» به لحاظ رنگ، نور و طراحی فضا و صحنه نیز فیلم موفقی است و فیلمساز توانسته است با توجه به فضاهای شبهه فانتزی فیلم، موقعیتی قابل قبول را برای مخاطب خود ایجاد کند.
حمیدرضا کاظمی پور - منتقد سینما و تئاتر
- 12
- 3











































