مهمترین عناوین خبری
دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴
۰۹:۴۵ - ۰۲ دي ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۰۰۰۳۵۸
فیلم و سینمای ایران

ورشکستگی سینمای ایران حقیقت دارد؟ +جزئیات

فیلم سینمایی شبی که ماه کامل شد,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران
مروری گذرا بر جدول فروش فیلم‌هایی که از ابتدای امسال تا پایان آذر روی پرده آمده‌اند، حکایت از واقعیتی غم‌انگیز دارد. از ‌ابتدای امسال تاکنون، براساس این واقعیت که «تنها حدود ٣٠‌درصد از قیمت بلیت سینما به تهیه‌کننده بازمی‌گردد»

«سینمای ما ورشکسته است و گردش مالی اسفناکی دارد. سالی صد فیلم ساخته می‌شود و در مجموع ممکن است پنج، ‌شش یا نهایت ۱۰فیلم گیشه موفقی داشته باشند، بقیه متحمل ضرر می‌شوند. سینمای ما جمعیتی ٦‌هزار نفری است با یک ‌گردش مالی ۲۵۰‌میلیارد تومانی که به‌طور متوسط به هر کسی ۴۰‌میلیون تومان می‌رسد. این ٤٠‌میلیون تومان را اگر تقسیم ‌بر ١٢ماه کنید ماهی ٣میلیون تومان می‌شود.»‌

به گزارش شهروند، اینها صحبت‌های سیدجمال ساداتیان تهیه‌کننده فیلم «متری شیش‌ونیم» درباره وضع اقتصادی سینما و سینماگران ایران است. ‌تهیه‌کننده یکی از معدود فیلم‌هایی که امسال توانسته گلیم خود را در گیشه از آب بیرون بکشد، نگاهی چنین تلخ به وضع‌وحال ‌سینمای ما دارد.‌

سیدضیاء‌هاشمی تهیه‌کننده‌ دیگری است که منادی ورشکستگی سینمای ایران شده: «سینمای ما سینمای ورشکسته‌ای است و از ‌اول انقلاب تا به امروز به دلیل نبود زیرساخت مناسب شاهد این رخداد تلخ هستیم‌. به‌طور مثال‌سال گذشته که بهترین ‌سال نمایش ‌از نظر سودآوری بود ۲۴۰‌میلیارد تومان فروش داشتیم و پرمخاطب‌ترین فیلم تنها سه و نیم‌میلیون مخاطب داشت. با این ‌واقعیت که حدود ٣٠‌درصد از قیمت بلیت سینما یعنی حدود ٨٠‌میلیارد تومان به سینماگر بازمی‌گردد، اگر این را با هزینه تولید ‌و پخش فیلم‌ها که در‌سال گذشته ٢٢٠‌میلیارد تومان بوده قیاس کنیم، با یک حساب سرانگشتی می‌‌‎بینیم که ١٤٠‌میلیارد تومان ‌کسری داریم که این یعنی سینمای ما کاملاً ورشکسته است.»‌

مروری گذرا بر جدول فروش فیلم‌هایی که از ابتدای امسال تا پایان آذر روی پرده آمده‌اند، حکایت از واقعیتی غم‌انگیز دارد. از ‌ابتدای امسال تاکنون، براساس این واقعیت که «تنها حدود ٣٠‌درصد از قیمت بلیت سینما به تهیه‌کننده بازمی‌گردد» تنها هفت فیلم ‌‌«متری شیش‌ونیم»، «مطرب»، «تگزاس۲»، «رحمان ۱۴۰۰»، «شبی که ماه کامل شد»، «ایکس‌لارج» و «چشم و گوش ‌بسته» از بین ۵۷فیلم اکران شده در سینمای ایران توانسته‌اند هزینه خود را برگردانند که البته این امر در مورد فیلم‌های آشکارا ‌پرهزینه‌ای چون «متری شیش‌ونیم» و «شبی که ماه کامل شد» محل تردید است. ‌

به بیان دیگر، به گزارش سایت ستاره سینما حداقل ٥٠فیلم در اکران شکست خورده‌اند! هفت فیلمی که توانسته‌اند هزینه خود ‌را بازگردانند و به سود برسند از مجموع فروش گیشه سینماها، نمایش‌خانگی و نمایش خارج از کشور بوده است. در این میان ‌‌«ایکس‌لارج» و «چشم و گوش بسته» به دلیل هزینه منطقی ساخت، به‌رغم فروشی در حدود شش‌ونیم تا هفت‌ونیم‌میلیارد و ‌پانصد‌میلیون تومان به سوددهی رسیده‌اند. نکته آماری دیگر اینکه از میان هفت فیلم موفق گیشه پنج فیلم متعلق به سینمای کمدی ‌بوده و «متری شیش‌ونیم» و «شبی که ماه کامل شد» ادعا می‌کنند که با احتساب جایزه‌های داخلی و خارجی و نمایش خارج از ‌ایران در کنار گیشه بیش از بیست‌میلیارد تومانی و نمایش‌خانگی و اینترنتی توانسته‌اند هزینه‌های ساخت را جبران کنند.

در شرایطی که واقعیت‌های اقتصادی و مالی حکایت از ورشکستگی می‌کنند، اما تولید در سینمای ایران بی‌وقفه ادامه دارد، ‌دستمزدهای نجومی همچنان به برخی از بازیگران پرداخت می‌شود و کمتر تهیه‌کننده‌ای است که به دلیل شکست اقتصادی ‌فیلم‌هایش توان ادامه فعالیت را از دست داده باشد. در این سال‌ها تهیه‌کنندگانی را دیده‌ایم که بعد از شکست فیلم‌های پرهزینه‌شان ‌بی‌اینکه خم به ابرو آورند، مسیر حرفه‌ای خود را امتداد داده و به انباشت فیلم‌های نمایش‌داده نشده و شکست‌خورده‌ سال ‌به‌سال ‌ادامه می‌دهند. این تهیه‌کنندگان را چه انگیزه‌های مادی به ادامه کار ترغیب می‌کند؟ آیا منطقی است تهیه‌کننده‌ای سال‌های متمادی ‌و متوالی ضرر روی ضرر انباشته کند و باز هم مشتاق ادامه روند کاری خود باشد؟

سیدضیاء‌هاشمی این امر را به داستان قماربازی شبیه می‌داند که به امید بردن بازی می‌کند: «می‌گویند چرا در چنین شرایطی ‌ادامه می‌دهید! یک فیلم در سینما تولید می‌کنیم که فروش خوبی دارد، اما ۱۰ فیلم دیگرمان متضرر می‌شود، واقعیت سینمای حال ‌حاضر این است. در تمام دنیا به غیراز آمریکا که سودآورترین صنعت سینما را دارد، همواره از آثار حمایت می‌شود. فرانسه از ‌فیلم‌های خارجی ۲۵‌درصد عوارض می‌گیرد و به سینمای داخلی خود کمک نقدی می‌کند که این جدای از بحث کمک‌ها و ‌معافیت‌هاست. در اروپا نیز می‌گویند چنانچه فعالیت فرهنگی داشته باشید به حساب مالیات منظور می‌شود، این درحالی است که ‌ما داعیه فرهنگ داریم، اما از این هنر ورشکسته مالیات طلب می‌کنیم!‌»

البته عده‌ای نیز هستند که این امر را به دلیل ساختار معیوب سینمای ایران می‌دانند. منصور لشگری قوچانی، تهیه‌کننده جنجالی ‌سال‌های اخیر می‌گوید که «اگر قانون و ضوابطی برای اقتصاد سینما گذاشته نشود، سینمای ایران  در بلند مدت از بین می‌رود‎ ‎‎.‎سینما متشکل از هنر، صنعت و رسانه است که مهم‌ترین بخش آن یعنی صنعت در سینمای ایران بسیار مهجور واقع شده است. ‌هر صنعتی گردش مالی مشخصی دارد،  سینما هم  از این قاعده مستثنی نیست، اما به دلیل اینکه سینما در کشور ما به سمت ‌صنعتی شدن حرکت نکرده، هیچ‌وقت شاهد گردش مالی استانداردی  نبوده  است.»

تهیه‌کنندگان رسمی به دلیل معذوریت‌های حرفه‌ای برخی از مسائل را به وضوح و روشنی نمی‌توانند بیان کنند. ابهام جملات ‌منصور لشگری‌قوچانی نیز ریشه در این معذوریت‌ها دارد. درحالی‌ که زمزمه‌های درگوشی و شنیده‌های پشت پرده ساختار ‌معیوب سینمای ایران را به شکلی دیگر ترسیم می‌کند. در واقع شاید بتوان مشکل اصلی اقتصاد سینمای ایران را غیرشفاف‌بودن ‌آن عنوان کرد. موضوعی که باعث می‌شود روند مرسوم اقتصاد سینما به هم ریخته و روندی دیگر جایگزین آن شود که با ذات ‌سینما نسبتی ندارد.‌ هاتف علیمردانی می‌گوید: «سینما تا وقتی نتواند از سرمایه خودش ارتزاق کند، اقتصاد استانداردی نخواهد ‌داشت‎.‎‌ اقتصاد استاندارد سینما نیز یعنی اینکه فیلمی ساخته می‌شود، می‌فروشد و درآمدش منبعی می‌شود برای ساخت فیلم بعدی. ‌این چرخه استاندارد سینماست».‌

بسیاری از دست‌اندرکاران سینما بر این باورند که مشکل سینمای ما در نبود چرخه استاندارد است که باعث شده تعاریف و قواعد ‌سینمای ما تغییر کند. در یک اقتصاد غیرشفاف تهیه‌کننده چون سودش را در مرحله تولید و حتی گاه پیش از آن از طریق ‌سرمایه‌گذاران جدید نجومی برده، در پی اکران مناسب فیلمش نیست و کاری به ادامه مسیر فیلم ندارد. چنین می‌شود که چرخه ‌نرمال سینما مبتنی بر مسیر طبیعی تولید، توزیع و بازتولید شکل نمی‌گیرد. به همین دلیل نیز هست که تهیه‌کنندگانی را در این ‌سینما می‌بینیم که فیلم‌ پشت فیلم می‌سازند و پشت هم شکست می‌خورند. آیا ادامه این روند به این معنا نیست که سود تهیه‌کنندگان ‌و انگیزه آنها برای ادامه این کار از جایی غیر از گیشه‌های فروش تأمین می‌شود؟

مرغ تخم‌طلای سینما

صحبت‌های درگوشی حکایت از این دارند که وقتی به هر دلیل و با هر انگیزه‌ای (که می‌تواند شهرت باشد یا پولشویی یا حتی ‌دغدغه فرهنگی) سرمایه‌گذاری با اسپانسری پیدا می‌شود، برخی تهیه‌کنندگان از هر یک‌میلیارد دریافتی اگر سخاوتمند باشد، ‌٧٠٠-٦٠٠‌‌میلیون تومان را صرف ساخت فیلم می‌کند و بقیه‌اش را هم به‌عنوان دستمزد خودش برمی‌دارد؛ این یعنی سود در تولید. ‌یعنی فیلم اگر یک‌میلیون تومان هم نفروشد، باز چیزی از جیب تهیه‌کننده نرفته و او سود مناسب خود را از این پروژه برده ‌است. این یعنی که دیگر انگیزه چندانی برای ارایه مناسب و تبلیغات تهییج‌کننده برای فیلم وجود ندارد. در این شرایط تهیه‌کننده به ‌سرعت می‌رود سراغ تولید فیلم بعدی و ادامه این روند پول‌سازی!‌

کهکشانی دیگر

در سینمای دنیا حتی فیلمسازی چون مایکل چیمینو هم (که یکی از بهترین فیلم‌های دهه٧٠، به نام شکارچی گوزن را ساخته ‌بود که از هرنظر برایش موفقیت به بار آورد) وقتی فیلم بعدی‌اش شکستی تام و تمام خورد، در غبار شکست گم شد و به علت ‌این شکست اقتصادی حضورش در سینما کمرنگ شد. یا فرانسیس فورد کاپولا سازنده پدرخوانده ١ و ٢ و مکالمه بعد از شکست ‌اقتصادی اینک آخرالزمان تا سال‌ها نتوانست کمر راست کند.  این حکایت ‌هالیوود است. سینمایی که برای ادامه کار باید همیشه ‌در اوج باشی و هربار با آخرین فیلمت مورد ارزیابی و قضاوت قرار می‌گیری.

دنیایی که چرخه سینما به درست‌ترین شکل ‌ممکن در آن در جریان است. سینمای ایران اما حکایتی دیگر دارد. اینجا اما با اینکه در سال‌های اخیر تلاش شده تا فاصله نجومی ‌این سینما با جریان روز دنیا کاهش یابد و با اینکه مناسبات مالی و حرفه‌ای تا حد زیادی شفاف‌تر و بسامان‌تر شده و حجم و ‌شدت پشت پرده‌های شگفت‌انگیز و دیدنی و شنیدنی این سینما به شکلی ملموس کم شده، اما باز هم انگار دنیا و کهکشانی دیگر ‌است- و نکته مهم اینکه ریشه اغلب این تفاوت‌های بنیادین را می‌توان در مناسبات مالی حاکم بر سینما ردیابی کرد.

مناسباتی که ‌در سینمای دنیا مبتنی بر قواعد تثبیت شده و امتحان پس داده بازار رقم می‌خورد و اینجا با قواعد و قوانینی که نه مبتنی است بر ‌قواعد بازار و نه اینکه محاسن اقتصاد دولتی را با خود دارد. سینمایی غیرشفاف که نه دولتی است و نه خصوصی. از بودجه‌های ‌نهادها تغذیه کرده و ادعای استقلال می‌کند. سفره‌ای است که عده‌ای پایش نشسته و از نعمات این سفره بهره‌مندند.‌

  • 15
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش