دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
۰۹:۴۶ - ۰۳ دي ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۰۰۰۶۵۶
فیلم و سینمای ایران

گفت‎وگو با ۳ بازیگر «آن ۲۳ نفر» که این روزها روی پرده سینماست

فیلم آن 23 نفر,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«کاش ریش داشتم! لعنت بر نوجوانی که یقه مرا در آن هیر‌ و ویر گرفته ‌بود! از خط سبز پشت لب‌هایم حتی کاری ساخته نبود... سخت بود اما روی زانوهایم کمی بلند شدم. کلاه آهنی هم روی سرم گذاشتم. آخر کلاه آهنی بزرگ و کوچک ندارد... فرمانده که آمده‌بود نوجوان‌ها را از صف اعزام به جبهه جدا کند، رفت و نام من در لیست نهایی اعزام ماند و...». این چندخط، از کتاب «آن بیست‎وسه‏ نفر» است؛ داستان بیست‌وسه نوجوانی که به جبهه می‌روند، اسیر می‌شوند، کلی اتفاق عجیب و غریب را پشت سر می‌گذارند و سال‎ها بعد، خاطرات‌شان در این کتاب، جمع‎آوری می‎شود. حالا از روی این کتاب، فیلمی به همین اسم ساخته شده‎است که درحال اکران است. داستان جذاب آن بیست‎وسه‎ نفر و جایزه بهترین فیلم از نگاه ملی جشنواره فجر، بهانه‎ای شد تا سراغ هنرپیشه‎های نوجوان این فیلم برویم.

مروری کوتاه بر ماجرای آن ۲۳ نفر

«آن بیست‌وسه نفر» شرح خاطرات «احمد یوسف‌زاده» و ۲۲ نوجوان ۱۳ تا ۱۷ ساله‎ای است که در سال‎های دفاع مقدس ، تصمیم می‌گیرند دوشادوش بزرگ ترها به جبهه بروند که البته اصلا کار آسانی نیست. این نوجوانان به خاطر سن کم‌شان، مجبورند از نگاه فرمانده لشکر مخفی بمانند تا مانع رفتن‌شان به جبهه نشود. آن‎ها به هرسختی، موفق می‎شوند خودشان را به جبهه برسانند اما ماجرای اصلی بعد از اعزام به جبهه و اسیرشدن بچه‌ها شروع می‌شود؛ زمانی که آن‌ها را به پادگان نظامی در بصره می‌برند و عراقی‎ها به نسبت رفتارهای خشن و غیر انسانی با دیگر اسرا از آن‌ها به خوبی استقبال می‌کنند. بعدا مشخص می‌شود این کار یک مانور تبلیغاتی برای حکومت صدام بوده‎است تا با ارائه این تصاویر به جهان، وانمود کند با اسرای ایرانی به مهربانی برخورد می‌شود.

اوج ماجرا آن‌جایی است که فیلمِ اسرای ایرانی از تلویزیون دولتی عراق پخش می‌شود و ازقضا، صدام تصویر این نوجوان‌های شجاع را می‌بیند. او دستور می‌دهد اسرای کوچک را به دیدارش ببرند تا از آن‌ها برای تبلیغات دروغین‌اش استفاده کند و به همه بگوید ایران این نوجوان‌ها را به اجبار به جنگ فرستاده‌است. این نوجوان‌ها که نمی‌خواهند دشمن به هدفش برسد، اعتصاب غذا می‎کنند. پس از پنج روز، عراق مجبور می‌شود بچه‌ها را به اردوگاه بقیه اسرای ایرانی ببرد و بقیه ماجرا که بهتر است خودتان ببینید.  

بازیگران نوجوان فیلم از سختی‌ها و شیرینی‌های کار می‌گویند

بزرگمردان کوچک!

۲۳ نوجوان که بیشترشان تجربه بازیگری ندارند جلوی دوربین می روند و با اولین کار، جایزه نگاه ملی جشنواره فجر را می‌گیرند. از دو هفته پیش هم که فیلم به نمایش درآمده، توجه مخاطبان زیادی از جمله کودکان و نوجوانان را به خود جلب کرده‎ است. از آن‎جایی که امکان گفت‎وگو با همه بچه‎ها وجود نداشت، سراغ سه نفرشان رفتیم تا از حال‎وهوای کار برای‏‎مان بگویند.

اصل قصه برای‎مان از شخصیت‎ها مهم‎تر بود

فیلم آن 23 نفر,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«محمد رشنو» اهل تهران است و این روزها در سریالی به نام «ماهور» بازی می‌کند که قرار است ماه محرم سال آینده از تلویزیون پخش شود. محمد درباره نحوه انتخاب بازیگرهای نوجوان فیلم می‌گوید: «گرچه بیشترمان تا قبل از این فیلم جلوی دوربین نرفته‌بودیم اما تقریبا همه ما اهل تئاتر هستیم و از این فضا به سینما وارد شدیم. من هم همین شرایط را دارم.

از شش سال پیش که درکلاس‌های بازیگری «هومن سیدی» شرکت کردم، تئاتر کار می‌کنم. یک روز عوامل فیلم به سالن تئاتر آمدند  و بعد از چند تست بازیگری، من را به بازی در فیلم دعوت کردند.» محمد ادامه می‌دهد: «آن‎هایی که کتاب بیست‎وسه نفر را خوانده‎اند، در فیلم با نام‌هایی روبه‎رو می‌شوند که در کتاب وجود ندارد چون در این فیلم نقش‌ها عوض شده‌است. یعنی اسامی نقش‎هایی که بازی می‌کنیم واقعی نیست و این انتخاب نویسنده و کارگردان بوده‌است. شاید به این دلیل که نمی‌خواستیم روی شخص خاصی تمرکز کنیم. یعنی اصل قصه از جزئیات آن برای‎مان اهمیت بیشتری داشت».

جنگ فقط توپ و خمپاره نیست

فیلم آن 23 نفر,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«روزبه سلطانی» اصالتا کرمانی است. می‎خواهم بدانم برای نزدیک شدن به فضای داستان، با قهرمانان اصلی این ماجرا درارتباط بوده‎اند؟ می‌گوید: «درطول فیلم‌برداری چندین‌بار کسانی که ما نقش‎شان را بازی می‌کردیم، سر صحنه آمدند و با ما صحبت کردند. وقتی آن‎ها را می‎دیدیم که با هم صمیمی بودند و شوخی می‎کردند، بهمان کمک می‎کرد سعی کنیم آن رابطه دوستانه را دربیاوریم و نقش را واقعی‌تر اجرا کنیم. گاهی که آزادگان یکی یکی به دیدارمان می‎آمدند، از فرصت استفاده می‌کردیم و از حس‎وحال آن روزهای‌شان می‌پرسیدیم. خب خیلی فرق می‎کرد خود افراد، از تجربه‎های‎شان بگویند تا این‎که فقط فیلم‎نامه را بخوانیم.

من هم به‎جای تکیه صرف به فیلم‌نامه تلاش می‌کردم تا حس آن روزهای شخصیت‎ها را درک کنم». روزبه ادامه می‌‎دهد: «من قبلا کتاب‌های دفاع مقدس زیادی خوانده‌بودم اما از داستان آن بیست‌وسه نفر اطلاع نداشتم. وقتی فیلم‎نامه را خواندم، فهمیدم که این داستان با همه موضوعات دفاع مقدسی فرق می‎کند چون به آدم‎ها نزدیک‎تر است. ما در فیلم‎های دفاع مقدسی همیشه توپ و خمپاره می‎بینیم اما در این فیلم مهم‎تر از همه، ۲۳ نوجوانی هستند که تصمیم‌شان اتفاقی مهم را رقم می‎زند. این‌که توانستم با این فیلم، به نوجوان‌ها و هم‎سن‌وسال‌هایم نزدیک شوم و نمایی دیگر از دفاع مقدس‌مان را نشان بدهم، خوشحالم».

دوری و دلتنگی را درک کردیم

فیلم آن 23 نفر,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«علی  آزادمند» ۱۶ ساله است و در نقش محسن بازی می‌کند. از او می‌پرسم دیدن فیلمی که قصه‎اش قبلا چاپ شده‎است، چه جذابیتی دارد؟ می‌گوید: «حتی اگر کتاب را خوانده ‎باشید، به نظرم درباره این قصه، پایانِ داستان تنها چیز مهم نیست. مهم روایتی است که از دل قصه بیرون می‎آید؛ دوست داریم بدانیم این جملاتی که از زبان قهرمان‎های قصه می‎خوانیم، در چه فضا و شرایطی به زبان آمده‎است». عباس گریزی می‌زند به سه ماه فیلم‌برداری: «بعضی از بچه‌ها تا قبل از این فیلم تجربه بازی نداشتند برای همین وقتی برای مدتی طولانی از خانواده‌شان جدا شده‌بودند، احساس دلتنگی می‎کردند. این دلتنگی بهشان کمک می‎کرد حال و هوای آدم‎هایی را که سال‎ها از خانه و کشورشان دور بودند، بهتر بفهمند.درواقع دلتنگی و دوری را واقعی‎تر درک کردیم».

مصطفی میرجانیان

khorasannews.com
  • 11
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش