پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
۱۴:۱۷ - ۰۲ مرداد ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۵۰۰۴۴۲
فیلم و سینمای جهان

نگاهی به سریال پر رمز و راز حادثه کترینگ

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان,سریال حادثه کترینگ
درباره سریال «حادثه کترینگ» که در ژانر گوتیک تاسمانیایی ساخته شده است؛ در این سریال وقایع عجیب و غیرقابل باوری رخ می دهد که بیننده را برای پیدا کردن علت ها تا انتها با خود همراه می کند.

در این سریال وقایع عجیب و غیرقابل باوری رخ می دهد که بیننده را برای پیدا کردن علت ها تا انتها با خود همراه می کند.

 

این جواب کدام سوال است؟

توقع نداشتم؛ یعنی فکر می کردم آن شروع طوفانی و جالب توجه، نتیجه دیگری داشته باشد. اگر بخواهم در یک جمله بگویم، «حادثه کترینگ» سریالی است که توقع شما را بالا و بالاتر می برد و آخر با سر زمین می زند. انگار نه انگار که دقیقه به دقیقه سوال ریخته توی دامن شما و قرار است بابت این سوال ها جواب پس دهد.

 

با دل راحت، سوالات را پشت هم قطار می کند و شما به امید این که روزی گره ها باز خواهندشد، پیش خواهید رفت؛ اما در قسمت آخر باز هم یک مشت جواب می ریزد جلویتان که باید آن ها را از هم سوا کنید و ببینید کدام جواب به کدام سوال می خورد. دست آخر باز هم با توده ای از پرسش و پاسخ ها مواجه هستید که هیچ سنخیتی با هم ندارند و جور در نمی آیند.

 

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان,سریال حادثه کترینگ

 

نویسنده خواسته جنون و آدم فضایی ها و مسئله محیط زیست و کلانتر به ظاهر خوبِ در باطن نه چندان خوب و پلیس باهوش و مردم شهر کوچک که سرشان توی زندگی هم است و قتل و آدمربایی را با هم بیامیزد و یک سریال جذاب هشت قسمتی بسازد، اما در نهایت این کلاف سردرگم راه به جایی نمی برد. اعصاب شما را می گذارد لای در و آخر هم حرف درست و درمانی برای گفتن ندارد. درواقع همین است که هست؛ بودی که وار!

 

داستان درباره دختری به نام آنا میسی است که سال ها پیش طی اتفاقی دوستش را در جنگل گم می کند، اما از آن اتفاق جز حرف های باقی آدم ها چیزی در خاطر ندارد. در حال حاضر پزشک کاردرستی است در لندن و اتفاق از جایی شروع می شود که آنا درب و داغون و خسته گوشه شهر پیدا می شود و اصلا یادش نیست چند ساعت گذشته را چه کرده و چه بلایی سرش آمده است.

 

چیزی نمی گذرد که باز هم زمان را گم می کند و این بار بلیت به دست، خودش را در شهر زادگاهش می بیند؛ شهری که سال هاست به آن سر نزده است.

 

تا همین جا را داشته باشید که به یک نمونه از سوال های پاسخ داده نشده اشاره کنم. هیچ کجای سریال به شما نمی گویند آن شب که با بدن له و لورده و کبود، پلیس کنار آشغال ها آنا را پیدا می کند، چه بلایی سرش آمده و چطور از آن جا سر درآورده است. انگار نویسنده امیدوار است با گره های پشت سر همی که در قصه می اندازد، کسی یاد آن اتفاق کوچک و ابتدایی داستان نیفتد.

 

می توانم بگویم مخاطب را به شکل عجیبی دست کم می گیرد، غافل از این که بیننده سریال های امروز، حرفه ای تر از آن است که از روی این اتفاقات بگذرد.

 

بیایید کمی جلوتر برویم و برسیم آن جا که معلوم می شود آنا در مورد گم شدن دوستش، جیلیان، در مظان اتهام بوده و زیر ناخن های آنا خون دختر گمشده را پیدا کرده اند و چون پدرش رییس پلیس شهر بوده، قضیه را ماستمالی کرده است؛ اما هیچ وقت معلوم نمی شود ابتدای داستان چرا آنا و جیلیان کنار جنگل با دوچرخه می روند و آنا به او می گوید هیچ وقت به خانه بر نمی گردند.

 

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان,سریال حادثه کترینگ

 

 

حادثه کترینگ آدم را خسته و خموده می کند و در نهایت هم تو را میان زمین و هوا جا می گذارد و توقع دارد برای کف بزنی و هورا بکشی و یک «دمت گرم» جانانه بگویی که توانسته مدل جدیدی از داستان آدم فضایی ها خلق کند. داستان یخ زده و بی سر و ته حادثه کترینگ با همه سر و صداهایش، دستش خالی است و چیز زیادی برای گفتن ندارد.

 

به دنبال یوفوها

 

رامبد خانلری: وقتی از سریال «تبار» می نوشتیم گفتم که نظر من در ارتباط با این سریال نظر معتبری نیست، چون طرفدار پر و پا قرص این سریال هستم. در مورد سریال «حادثه کترینگ» هم وضع به همین شکل است.

 

در میان تمام مینی سریال هایی که در سال گذشته دیدم، این یکی بیشتر به دلم نشست، چون بیشتر با سلیقه ام سازگار بود. بهتر دیدم همین ابتدا این را صادقانه بگویم. این که تبار و حادثه کترینگ تبدیل به سریال های مورد علاقه من در یکی، دو سال اخیر شده اند نشان می دهد من علاقه زیادی به دارم طبیعت گرا دارم.

 

در یکی از یادداشت هایی که در مورد این سریال خواندم، دیدم بسیاری از افرادی که تبار سریال مورد علاقه آن هاست، به این سریال هم علاقه زیادی نشان داده اند. آن وقت فهمیدم ژانر من درآوردی درام طبیعت گرا شاید صاحب کرسی نباشد، اما طرفداران خودش را دارد.

 

شاید جذاب ترین عنصر در سریال حدثه کترینگ داستان آن باشد؛ داستانی پر از معما و پر از موتیف های شگفت که مدام شما را به دنبال خود می کشد و همراه با خودش نگه می دارد. باید اعتراف کنیم که این یکی هم مثل سریال «گمشدگان» در پهن کردن معماها بسیار موفق عمل می کند، اما در جمع کردن معماها ضعیف است.

 

پایان بندی شتاب زده ای دارد، اما تنه داستان این قدر قدرتمند است که این پایان بندی شتاب زده لطمه زیادی به سریال نمی زند. اگر مینی سریال «چیزهای غیرطبیعی تر» را تماشا کرده اید و از تماشای آن لذت برده اید، حادثه کترینگ هم برای شما سریال جذابی خواهدبود.

 

این سریال تولید استرالیاست و در جنگل های تاسمانی فیلمبرداری شده است. آدم های زیادی را می شناسم که علاقه زیادی به سریال های امریکایی دارند و در حقیقت زرق و برق سریال است که آن ها را وادار به تماشا می کند، اما ودمو یخلی های دیگری را می شناسم که با این رویای امریکایی و زرق و برق و هنرپیشه های خوشگل میانه خوبی ندارند.

 

ما غیرامریکایی ها را بیشتر می پسندیم و به بازیگران زشت «عرقگیرپوش» عادت کرده ایم. اگر شما هم مثل ما هستید و علاقه ای به تماشای زرق و برق امریکایی ندارید، از تمشاای این سریال لذت زیادی خواهید برد، در غیر این صورت تماشای این سریال را توصیه نمی کنم.

 

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان,سریال حادثه کترینگ

 

این مینی سریال سال گذشته در هشت قسمت پخش شد و جایزه ویژه هیئت داوران در جشنواره مانیا را از آن خود کرد. استخوان بندی داستانی سریال به استخوان بندی داستان های جنایی شبیه است، اما خرده روایت هایی که بر داستان می نشیند، پای موجودات فرازمینی را به ماجرا باز می کند؛ در خلاصه داستان سریال آمده است: «طی یک حادثه عجیب «جیلیان باکستر» بهترین دوست «آنا میسی» در جنگل های کترینگ ناپدید می شود. به خاطر این حادثه آنا، کترینگ را ترک می کند.

 

 

حالا پانزده سال از آن روزگار گذشته است، اما حادثه جنگل کترینگ هنوز بر زندگی آنا تاثیر دارد. او که به عنوان یک پزشک مسئولیت بیماران را در یک مرکز پزشکی بر عهده دارد، رفتاری عجیب از خود نشان می دهد و شغلش در خطر است. آنا خود را در کترینگ می یابد، ولی اوضاع دیگر مثل سابق نیست.

 

شهر درگیر خشونت بین طرفداران محیط زیست و شرکت محلی تولید الوار است. آنا در تلاش برای یافتن علت ناپدیدشدن جیلیان، دختر دیگری را هم به همان شکل از دست می دهد و اجرا شکل می گیرد؛ این که او در گم شدن جیلیان نقشی داشته است؟»

 

وقتی هر شب دو ماه طلوع می کند

 

روناک حسینی: دو دختر نوجوان با دوچرخه در جاده ای جنگلی می رانند که نورهای عجیب ظاهر می شوند. جیلیان به دنبال نور و صدای مهیبی که از جایی در دل جنگل می آید، میان درخت ها می دود و آنا تنها می ایستد و فریاد می زند و از جیلیان می خواهد برگردد. جیلیان می رود و ناپدید می شود.

 

این حادثه، نقطه عطف تاریخ معمولی و خطی منطقه کترینگ است. مردمی که هر روز، در شهر ساحلی کوچکی در استرالیا، زندگی یکنواخت و معمولی شان را می گذراندند، با اشیای پرنده نورانی در آسمان مواجه می شوند و به گمانشان بشقاب پرنده ها به شهر هجوم آورده اند. دختری گم می شود و دختر دیگر را به آن سوی اقیانوس فراری می دهند.

 

آنا پزشکی است در لندن که با حفره های زمانی و مکانی مواجه است. هر از چندی ساعاتی از شبانه روز را در جایی می گذارند که هیچ خاطره ای از آن در ذهنش نمی ماند. آنا به خانه پدری باز می گردد و در حالی که هیچ کس از بازگشت او خوشحال نیست، ماجراهای عجیب و غریب هم دوباره راه می افتند.

 

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان,سریال حادثه کترینگ

 

نویسندگان سریال تا جای ممکن در دادن اطلاعات به مخاطب خساست می ورزند. حتی برای فهمیدن ساده ترین واقعیت ها هم باید صبور باشید. آشوب و آشفتگی زندگی در حوالی جنگل کترینگ قسمت به قسمت بیشتر می شود.

 

فضای سریال «حادثه کترینگ» یک عصر جمعه طولانی را تداعی می کند؛ حال و هوای جنگلی با درختان قدیمی پوشیده در خزه، دریایی با ساحل صخره ای، هوای گرفته و آدم هایی که چیزی به هیجانشان نمی آورد و هیچ چیز انگار احساساتی شان نمی کند.

 

همه این ها حس و حال عصر جمعه ای است که خودش را در دقیقه به دقیقه این سریال جدا کرده است. انگار معمایی باشد که در خواب و بیداری برایتان می گویند و در همان حال هم آهسته آهسته جوابش را می فهمید.

 

نه در شروع داستان قطعیتی در کار است، نه در طول ماجرا و نه در آخرین قسمت فصل اول سریال.  اگر در پایان قسمت آخر ننویسند که ماجرای حادثه کترینگ تمام شد، پایان را باور نخواهید کرد. در این سریال، واقعیت و خیال جوری در هم تنیده اند که به سختی می توان از هم تفکیک شان کرد. برای چنین روایتی هم به حق، حال و هوای عصر جمعه مناسب ترین است.

 

مردم کسل و خسته و بی قاعده ای که در نزدیکی جنگل کترینگ زندگی می کنند و زندگی شان وابسته به ماهی دریا و چوب جنگل است؛ نه درست و حسابی بلدند بخندند و نه مثل آدمیزاد گریه می کنند. انگار هیچ کس عمیقا دیگری را دوست ندارد و همه پذیرفته اند تنهاتر از آنند که وجود دیگری را به رسمیت بشناسند.

 

زندگی اهالی کترینگ در مه غلیظی فرورفته که هر از گاهی آهسته به کناری می رود و رویدادها قدری واضح می شوند. در سرتاسر سریال، ترسی کرخ کننده شما را احاطه می کند که لابد خاصیت گوتیک تاسمانیایی است که می گویند سریال در حال و هوایش نوشته و ساخته شده است.

 

این سریال آزمون خواب را ناپلئونی قبول می شود. یعنی اگر خوابتان بگیرد، احتمالا سعی خواهید کرد ادامه اش دهید، اما احتمال این که خواب را بر تماشا ترجیح دهید هم کم نیست. شاید هم ایراد از داستان نیست، مقاومت در برابر یک عصر جمعه کشدار و ابدی سخت است. با این حال شاید برایتان جالب باشد که بدانید، چرا در کترینگ هر شب دو ماه طلوع می کند.

 

مختصر و مفید درباره سریال «حادثه کترینگ»

 

•    سریال «حادثه کترینگ» یک سریال جنایی استرالیایی است که اولین قسمت آن در جولای ۲۰۱۶ از کانال فکستل پخش شد. این سریال در ژانر جدیدی که اسمش را «گوتیک تاسمانیایی» گذاشته اند، ساخته شده است و یادآور فیل های نوآر دهه پنجاه میلادی است.

 

اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان,سریال حادثه کترینگ

 

•    این سریال اطراف شهر کترینگ و جزیره برانی در تاسمانی ساخته شده و محصول مشترکی از کمپانی های اسکرین استرالیا، اسکرین تاسمانی، فکستل و بی بی سی است.

 

•    شهر کترینگ یکی از مشهورترین شهرهایی است که در سال ۱۹۷۶ نامش به دلیل دیده شدن یک شیء ناشناس پرنده در آسمان منطقه سر زبان ها افتاد و پس از آن به نقطه ای محبوب برای جست و جوهای کسانی تبدیل شد که معتقدند موجودات فرازمینی به زمین رفت و آمد دارند.

 

•    با توجه به استقبال مخاطبان از فصل اول این سریال، تهیه کننده حادثه کترینگ، ویکتوریا مدن اعلام کرده که ساخت دومین فصل آن هم کلید خورده و در حال حاضر در مراحل ابتدایی کار قرار دارد. آن طور که مدن به رسانه ها اعلام کرده در فصل دوم با سریالی عمیق تر و تاریک تر از فصل اول طرف خواهیم بود.

 

•    الیزابت دبیکی که پیش از این در فیلم سینمایی «گتسبی بزرگ» با لئوناردو دی کاپریو هم بازی شده بود، نقش اول این سریال را بر عهده دارد. او برای بازی در نقش دکتر میسی در این سریال نامزد دریافت جایزه آکادمی هنرهای تلویزیونی و سینمایی استرالیا (AACTA) شد و توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را از آن خود کند.

 

•    حادثه کترینگ اولین سریال استرالیایی است که در تاسمانی ساخته شده است. بودجه این سریال چیزی حدود پانزده میلیون دلار بوده است.

 

•    دو اپیزود افتتاحیه این سریال ۱۱۵ هزار بیننده داشت که آن را به پرمخاطب ترین برنامه غیرورزشی در تاریخ فعالیت شبکه فکستل تبدیل کرد.

 

•    متیو زینگل و مکس لیاندورت به خاطر ساخت موسیقی «آنا» برای این سریال جایزه بهترین موسیقی سریال را از آکادمی هنرهای تلویزیونی و سینمایی استرالیا دریافت کردند. حادثه کترینگ همچنین برای دریافت جایزه بهترین مینی سریال تلویزیونی از AWGIE، بهترین کارگردانی، بهترین نقش مکمل زن و بهترین فیلمنامه از آکادمی هنرهای تلویزیونی و سینمایی استرالیا نامزد شد و در سال ۲۰۱۶ جایزه ویژه هیئت داوران را از فستیوال Series Mania دریافت کرد.

 

 

bartarinha.ir
  • 10
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش