مهمترین عناوین خبری
شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
۱۵:۰۱ - ۰۱ مهر ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۷۰۰۲۰۳
فیلم و سینمای جهان

گیم آو ترونز

سریال بازی تاج و تخت، پلی میان اسطوره و تاریخ

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

به گزارش هفته نامه کرگدن، آیا جورج. آر. آر. مارتین توانسته با هوشمندی، روایت های مختلف در قرون و اعصار و فرهنگ های متفاوت را بجا و درست کنار هم بنشاند و از آن قصه ای امروزی بسازد؟

 

استقبال گسترده از سریال «گیم آو ترونز» دلایل متنوع و متعددی دارد. در درجه اول می توان به داستان پردازی استادانه و غنای تخیل در قصه های آن اشاره کرد؛ همان چیزی که خواننده یا بیننده را در ابتدای امر مجذوب می کند.رمان سه خط روایی اصلی یا ابرروایت دارد، به علاوه ده ها روایت فرعی وصدها خرده روایت.

 

یکی از سه خط اصلی جنگی است که برای تصاحب سریر آهنین و پادشاهی بر هفت اقلیم در جریان است. خط روایی دوم بر می گردد به دیوار یخی که آن طور که در کتاب گفته می شود، قدمتی هشت هزار ساله دارد و خط سوم ماجرای دختری است که از سلسه تارگرین ها باقی مانده و مادر اژدهاست و سرگذشتش به موازات آن دو رویداد در جریان است.

 

 

این خط روایت تا جلد چهارم مستقل عمل می کند و در جلد پنجم است که با باقی داستان ها دچار تلاقی می شود.اما سوال این جاست که این داستان هاور وایت ها کاملا از تخیل نویسنده اش نشئت می گیرید یا جورج. آر. آر. مارتین توانسته با هوشمندی، روایت های مختلف در قرون و اعصار و فرهنگ های متفاوت را بجا و درست کنار هم بنشاند و از آن قصه ای امروزی بسازد؟

 

اساس این داستان ها در چه دوره ای می گذرند و اشاره به چه تاریخی دارند؟ پاسخ این سوال ها نه ساده است و نه کوتاه. این داستان در جهانی خیالی می گذرد و حتی زمان اسطوره ای است. به طور کلی در تمام داستان های ریز و درشتی که می خوانیم و می بینیم، تلفیقی وجود دارد از تاریخ و اسطوره و واقعیت و افسانه.

 

البته اگر این دوس هم را از یکدیگر مستقل کنیم، سهم واقعیت بیشتر است و جادو حکم چاشنی را دارد. اما چنانچه بخواهیم از سرچشمه های الهام اثر حرف بزنیم، هم می توانیم ردش را در تاریخ بگیریم و هم از آن بیشتر در اسطوره های حماسی کهن.

 

مثلا یکی از منابع الهام غیرقابل انکار مجموعه، ساگاها (یا داستان نامه های وایکینگی و ایسلندی) است. همین طور منظومه حماسی نیلبونگ های آلمانی و کل داستان هایی که حول محور آرتورشاه و شهسواران میزگرد و کاملوت می گردد. تمام داستان های شهسواری اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس را هم به این مجموعه اضافه کنید؛ داستان هایی که دن کیشوت نقطه پایانی بر همه شان بود و درواقع این داستان ها را به هجو گرفت.

 

از طرف دیگر می شود گفت نویسنده از آثار معروف و کهن ادبیات دیگر نیز استفاده  کرده است. یکی از منابع الهام حتما منظومه حماسی چینی ها به نام «رمانس سه اقلیم» است که در سه مجلد براساس رویدادهای تاریخی واقعی که در قرون دو و سه میلادی در چین رخ می دهند، در قرن چهارده نگاشته شده و منسوب به شخصی است به نام اُ کوآنگ چونگ.

 

از منابع الهام دیگر این داستان می شود به منظومه سانسکریت «مهابهاراتا» و «ایلیاد» هومر اشاره کرد که تاثیر این آخری کاملا مشخص است. مثلا آن جا که استانیسلاس (برادر مدعی تاج و تخت رابرت) برای پیروزی در جنگ پیروز، به توصیه زن موقرمز دخترش را قربانی می کند، دقیقا یادآور اییفی گنیادر «ایلیاد» است که به فرمان پدرش، آگامنون، به قربانگاه فرستاده می شود.

 

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

ما در روایت سوم وارد دنیای باستان می شویم و در خط روایی یک و دو قرون وسطای اروپا را می بینیم؛ هم از نظر ظاهر و لباس و... هم از نظر تکنولوژی. البته گوشه چشمی نیز به عصر رنسانس دارد. روایت سوم نیز  دور از اروپاست و بیشتر به خاور دور و آفریقا شبیه است. حضور حاشیه ای رنسانس را در آن جا می توان دید که مثلا کل وقایع خانواده لنیستر دقیقا یادآور خاندان های فاسد اشرافی ایتالیا نظیر خاندان بورجیا یا مدیچی است در دوران «دولت شهرها».

 

رابطه پدر خانواده با دختر و پسرهایش و رابطه آنها با یکدیگر، خاندان بورجیا را تداعی می کند. یا آن جا که مثلا در فصل پنجم فرقه ای به نام گنجشک ها پیدا می شوند و رهبری دارند به نام گنجشک اعظم که جوان ها را دنبال خود جمع می کند، شبیه قیام جیرولامو ساوونارولا در اواخر قرن پانزدهم در فلورانس است که خاندان مدیچی فاسد را از این دولت شهر فراری می دهد.

 

اما نمی توان این روایت ها را الگوبرداری نعل به نعل از منابع الهام شان دانست. نویسنده باز هم با هوشمندی خود توانسته از دل متون کهن قصه های امروزی بیافریند که به مذاق خواننده یا بیننده خوش بیاید. کافی است پرسوناژها را در نظر بگیرید. در گذشته و در داستان های حماسی کهنی که نقل شده، شاهد شخصیت هایی خطی و تخت هستیم، اما شخصیت های این کتاب کاملا مطابق با عناصر دراماتیک رمان مدرن و به شدت پیچیده هستند. به گونه ای که خواننده یا بیننده نمی تواند به آن ها بی تفاوت بماند.

 

ریلیتی شوی شوالیه ها

رامبد خانلری: بازی سیاسی بین سیاستمداران کلان ترانه آتش و یخ بازی مدرنی است و مشخص است که نویسنده مناسبات سیاسی دنیای امروز را در دنیای داستانش لحاظ کرده است.

 

تا صحبت از داستان فانتزی می شود، عده ای این گونه را با استناد به داستان هایی مانند «افسانه بیوولف» یا «هزار و یکشب» از قدیمی ترین گونه های داستان معرفی می کنند، اما حقیقت این جاست که فانتزی یکی از جدیدترین گونه های داستانی است که بیشتر از دویست سال عمر ندارد.

 

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

برای این شکل از داستان نویسی دو استخوان بندی کلی وجود دارد و تمام داستان های فانتزی دنیا در یکی از این دو فرم کلی می نشینند و شکل می گیرند؛ یکی مختصات «دنیای جدید» و دیگری مختصات «فانتزی شمشیر». دنیای جدید یعنی تمام داستان هایی که انسانی معمولی به واسطه دغدغه ای که به نارضایتی از دنیای اطراف دامن می زند، وارد جهانی فانتزی می شود و آن جا خود واقعی شار را به واسطه سختی ها و خطرات دنیای جدید می شناسد و در نقش منجی دنیای جدید وارد عمل می شود و تاریخ سرزمین جدید را عوض می کند.

 

معروف ترین داستان های فانتزی که در این حال و هوا می شناسیم، «آلیس در سرزمین عجایب» و «نارنیا» هستند و در سال های اخیر داستان های موفق دیگری همچون «کرولاین» و فیلمنامه سه گانه موفق «ماتریکس» با توجه ویژه به آن ها نوشته شده اند و دیگری مختصات فانتزی شمشیر که با «افسانه کنان بربر» شروع شد و با مجموعه موفق «ارباب حلقه ها» به اوج شکوفایی خود رسید، نسبت به مختصات اول خشونت بیشتری دارد و طرح و توطئه داستان ها براساس سحر و جادو و جنگ و خونریزی به قصد تصاحب فرمانروایی است.

 

این مختصات از ابتدا در دنیای فانتزی آغاز می شود. دنیای این داستان ها مانند ارباب حلقه های دنیایی برساخته است که جغرافیای خودش را دارد، اقلیم خودش را دارد و حتی جوامع انسانی و غیرانسانی آن مرامنامه و تشکل های خاص خودشان را دارند. اژدها به عنوان کاتالیزور در تمام این داستان ها نقش کلیدی دارد.

 

البته در سال های اخیر مختصات سومی هم شکل گرفته که تلفیقی از دو مختصات قبلی است. «هری پاتر» شبیه تمام قهرمان های دنیای جدید در دنیای خودش موجودی معمولی است که مانند آلیس یا کرولاین با بهانه به دنیای برساخته ای وارد می شود تا تاریخ آن دنیای دیگر را عوض کند. اما دنیای جدید مانند دنیاهای فانتزی شمشیر قوانین خودش را دارد، خون ها و نژادهای مربوط به خودش را دارد و میان این ها جنگی خونین برای تصاحب قدرت حکمفرماست.

 

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

مجموعه داستان های «ترانه آتش و یخ» که سریال «تخت و تاج» از روی آن ها ساخته می شود، یکی از جدیدترین آثار موفق فانتزی با مختصات شمشیر است. نویسنده این داستان تلاش زیادی برای شناخت مردم زمانه خودش کرده است و این شناخت را در نگارش اثر لحاظ کرده است.

 

در حقیقت آنچه موجب موفقیت این داستان نسبت به سایر رقبای خودش در این گونه (که این روزها کم هم نیستند) می شود، همین شناخت نویسنده از خلق و خوی مخاطب و شناخت دغدغه های آنان است. مطالعه ابزار و سرگرمی های فراگیر با حال و هوای فانتزی شمشیر مانند بازی آنلاین «تراوین» در سال های گذشته یا بازی موفق «کلش او کلنز» در سال های اخیر و موفقیت کم نظیر این بازی ها جامعه آمار گسترده ای را در اختیار این نویسنده قرار داده است و مقدمات موفقیت را برای نگارش این داستان ها فراهم کرده است.

 

از طرفی بازی سیاسی بین سیاستمداران کلان ترانه آتش و یخ بازی مدرنی است و مشخص است که نویسنده مناسبات سیاسی دنیای امروز را در دنیای داستانش لحاظ کرده است. ترانه آتش و یخ قهرمان های زیادی دارد، قهرمان هایی که چه از نظر ظاهر و چه از نظر توانایی تفاوت زیادی با هم دارند.

 

گاهی در ساخت یک قهرمان با مفهوم اسطوره ای که ما از قهرمان سراغ داریم برخورد کاریکاتوری شده است (مانند تریون لنیستر که یکی از پرطرفدارترین شخصیت های مجموعه است، اما بیشتر به ضد قهرمان شبیه است) و همین مسئله باعث می شود درصد بیشتری از آدم ها با یکی از این قهرمان ها ارتباط برقرار کنند و مخاطب سریال باشند.

 

آنچه میان قهرمان ها حکمفرماست هم بسیار مدرن است؛ نویسنده از این بستر اساطیری کارکردی شبیه به «ریلیتی شو» گرفته است؛ در نتیجه معلوم نیست که قهرمان مورد نظر شما از هفته بعد با برنامه همراه باشد یا در همین هفته کلکش کنده شود. همه این ها باعث می شود ترانه آتش و یخ مرزهای فانتزی شمشیر را کمی جا به جا کند و خودش را به عنوان یکی از موفق ترین آثار این گونه در تاریخ ادبیات داستانی ماندگار کند.

 

گرگی مقابل خورشید سرخ

محمد میرقاسمی: تاکنون افراد زیادی از زوایای متفاوت درباره این مجموعه و جزییاتش نوشته اند، اما موضوعی که در این متن سعی دارم به آن بپردازم، شعارها و نشان ها (پرچم) است.

 

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

تاکنون افراد زیادی از زوایای متفاوت درباره سریال گیم آو ترونز و جزییاتش نوشته اند، اما موضوعی که در این متن سعی دارم به آن بپردازم، «شعارها و نشان ها (پرچم)» است. در دنیای حماسی پیش از تمدن جدید که رسانه به شکل امروز وجود نداشت، صاحبان قدرت چگونه مانیفست هایشان را به گوش دیگران می رساندند؟

 

می دانید که در آغاز سریال بازی تاج و تخت، هفت فرمانروایی قدرتمند که هرکدام زیرمجموعه هایی دارند، در حال مبارزه برای به دست آوردن تخت فرمانروای هفت اقلیم هستند که هر کدام شعار و پرچمی مخصوص به خود دارند، بیایید با هم مانیفست های این هفت خاندان را مرور کنیم.

 

براتیون ها: «خشم از آن ماست» این شعار براتیون هاست. جوان ترین میان خاندان های بزرگ که در ابتدای سریال، حاکم بر هفت اقلیم اند و پادشاه رابرت که از این خانواده است، بر تختی تکیه زده که تمام جنگ ها بعد از او برای تسخیرش در می گیرد. آن ها مردمانی عصبی و تندخو هستند. پرچمشان گوزنی سیاه بر زمینه ای طلایی است و روی سر گوزن تاجی دیده می شود که بعد از به قدرت رسیدن پیتر به پرچم اضافه شده. شعارشان همه چیز را درباره آن ها می گوید. حاکمانی تندخو و کم خرد که به خشمشان می بالند نه عقلشان.

 

لنیسترها: لنیسترها ثروتمندترین خاندان در هفت اقلیم اند. مالکان سرزمین های غربی، حکومتشان بر پایه زر و زور است و از هیچ بی اخلاقی در راه رسید به قدرت کوتاهی نمی کنند. (چیزی شبیه به عربستان سعودی در دنیای امروز) نشانشان شیری طلایی است بر زمینه ای سرخ و شعارشان این است: «غرش مرا بشنو»؛ شعاری که نسبت به براتیون ها منطقی تر است و بیشتر بهشان می آید. اما نکته کلیدی، در شعار دوم لنیسترهاست. جمله ای مشهور که بارها در مواقع خطر اهالی این خاندان را می رهاند و باعث می شود با دست خالی بتوانند هر کسی را بخرند. آن جمله این است: «یک لنیستر همیشه قرض را می پردازد.»

 

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

استارک ها: استارک ها خاندانی هستند که سریال با آن ها و از دل زندگی آرامشان در قلعه وینترفل آغاز می شود. آن ها محافظان شمالند. مردمانی صلح طلب، عاقبت اندیش و نگران. شعارشان این است: «زمستان در راه است.» جمله ای که برخلاف باقی شعارها، نشانی از خودستایی و قدرت نمایی درش نیست و یک هشدار است. پرچم استارک ها طرح یک دایرولف (نوعی گرگ عظیم الجثه) خاکستری بر زمینه ای به سپیدی برف است. از همین جا برایشان آرزوی موفقیت می کنم.

 

مارتل ها: «سرکوب نشده، سر خم نکرده، شکسته نشده»؛ این شعار چه جور مردمانی می تواند باشد؟ قومی بارها سرکوب شده و گریزان از گذشته خود. مارتل ها خود را نژادی متمایز و برتر می دانند. محافظه کارند و بیش از هر چیز از لنیسترها بیزارند. نشان آن ها نیزه ای فرورفته در یک خورشید سرخ است.

 

سریال گیم آو ترونز,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

تایرل ها: شخصا از این خاندان بدم می آبد. همه چیزشان مشکوک است. بزرگ ترین ارتش در هفت پادشاهی را دارند و روی دوستی شان نمی شود حساب کرد. می پرسید نماد و پرچشمان چیست؟ یک گل رز. بله. رزی طلایی بر زمینه سبز. تظاهری گل درشت و تصنعی به صلح طلبی. پیرزن ها در رده های بالای قدرت این قومند و شعار تایرل ها این است: «قوی رشد کن» به راستی شما می توانید به چنین خاندانی اعتماد کنید؟

 

تارگرین ها: این خاندان نجیب زاده، پیش تر سالیان درازی به لطف قدرت ماورایی اژدهایان نیرومندش در هفت اقلیم سلطنت کرده و حالا باز دختری از این خاندان برخاسته و توانسته آرام آرام لشکری بزرگ فراهم کند و سه اژدهای کوچکش را پرورش دهد برا فتح تاج و تخت. او مادر اژدهایان نام دارد. شعار تارگرین های قدرتمند «آتش و خون» است و نشانشان اژدهایی سه سر و سرخ بر زمینه ای سیاه. همین قدر تخیلی و افسانه ای.

 

گریجوی ها: خاندانی بزرگ و عجیب که بر جزایر آهن حکمرانی می کنند. جزایری غمزده و تاریک. گریجوی ها خودشان هم در قلعه های کم نور و ترسناک زندگی می کنند. مردمانی هستند قوی بنیه، سنتی، بدبین همه، دیوانه و غیرقابل پیش بینی. نشانشان یک کراکن (موجودی افسانه ای شبیه به ماهی مرکب) طلایی است بر زمینه ای سیاه. اما شعار گریجوی ها به نظر نگارنده جالب ترین و در عین حال داستانی ترین شعار در میان این هفت خاندان است. شعاری به پیچیدگی و گنگی خود گریجوی ها: «ما دانه نمی کاریم.»

 

کاوه میرعباسی

 

 

  • 11
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش