جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴
۱۸:۱۲ - ۱۰ دي ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۰۰۲۷۷۲
فیلم و سینمای جهان

وداع احتمالی با کاراکتر وولورین

بازیگران هالیوود,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

 «لوگان» نهمین فیلم از مجموعه آثار «مردان ایکس» است و شاید بهتر باشد بگوییم این نهمین فیلمی است که کاراکتر وولورین که از مردان «شاخص ایکس» بوده، با بازی هیو جکمن استرالیایی و مشهور در بردارد و دومین باری است که وولورین که نه دست های چنگگ مانند خود را دارد و نه با چنین اسمی نامیده می شود (او را لوگان می نامند) به تنهایی و در بطن یک فیلم و به عنوان قهرمان اصلی آن ظاهر می شود، در قسمتی از فیلم کاراکتر چارلز زاوی یر (با بازی پاتریک استوارت) پیرتر از همیشه روبروی تلویزیون نشسته و مشغول تماشای وسترن کلاسیک سال ۱۹۵۳ جورج استیونس یعنی «شین» است و لوگان در اتاق کناری حضور دارد.

 

هر دو در حال فرار از دست شخصیت های بد قصه اند و گذارشان به نقاطی در دور دست واقع در منتهی الیه غرب آمریکا افتاده است. تلاش و توجه آنها متمرکز بر دخترکی ۱۱ ساله به نام لورا (دافنی کین) است که برخلاف پیکر کوچکش یک ماشین قتل و کشتار است و نمی توان او را موجودی غریب و متفاوت ندانست. دخترک در کنار زاوی یر می نشیند و سکنات و کارهای استقلال طلبانه و قهرمانانه الن لد ایفاگر رل اصلی «شین» را می بیند و به تدریج مثل زاوی یر جذب این فیلم و کاراکتر «لد» می شود و شاید قسمت هایی از وجود وی و حرکات رهایی طلبانه وی را در خود می یابد. بر این اساس نیک و شر مقابل یکدیگر ایستاده اند و البته کودکانی بسیار پرگناهتر از گذشته در بین آنها سرگردان اند و «لوگان» نیز ادغامی از مولفه های وسترن با قابلیت های برجسته ابرقهرمانان خیالی به تصویر کشیده شده در کمیک بوک ها نشان می دهد و ضد قهرمانی مثل لوگان مانند اکثر شخصیت های کلینت ایست وودی، یاغی نظم خواهی است که خوب و بد را گم کرده و نمادی از هر دو است. ببینیم جیمز منگولد کارگردان «لوگان» این همه تضاد را چطور توجیه و توصیف می کند.

 

آقای منگولد، ظاهراً شما هم از ارادتمندان پرشمار به وسترن کلاسیک «شین» هستید.

– همین طور است و طی این سال ها حتی وقتی در سال ۲۰۱۳ فیلم وولورین را که اولین کار سینمایی مستقل پیرامون این کاراکتر است، می ساختم و به تبع آن با کلی افکار کمیک استریپی سر و کله می زدم، باز شین را در ذهنم داشتم.

 

ظاهراً شما به تازگی نطقی هم در تحسین «شین» ادا کرده اید.

– ماجرا از این قرار بود که آکادمی علوم سینمایی و هنرهای تصویری برنامه ای در معرفی و بزرگداشت وسترن های برتر دهه ۱۹۵۰ گذاشته بود و مرا هم دعوت کردند. آن جا پسر جورج استیونس از من خواست در مراسم پس از اتمام نمایش «شین» فردی باشم که راجع به این فیلم حرف می زند و من نیز پذیرفتم، بخصوص که در همان ایام نسخه ترمیم و شفاف شده ای از «شین» نیز به بازار فیلم های ویدئویی روانه شده بود و من با دیدن آن در آیین «آکادمی» یک بار دیگر از حس و لمس قواعد انسان مدارانه ای که در متن قصه «شین» می آید لذت بردم و مجدداً حیرت زده شدم. همان شب با خودم عهد کردم «لوگان» را با همان آرمان خواهی شین بسازم.

 

واقعاً چه شباهت هایی بین «لوگان» و «شین» هست؟

– هر دو به لحاظ بصری زیبا هستند و فیلم هایی ناتورالیستی از آب در آمده اند. فیلم هایی که Cast و مجموعه بازیگرانی اندک دارند ولی می توانند ما را با قهرمانان اصلی خویش همسو سازند. قهرمانانی که نمی دانند برای خوب بودن چقدر باید از وجوه بد خود را کسر و حذف کنند و با افکار خویش در ستیزند.

 

فکر ساخت «لوگان» کی و چگونه به مغزتان خطور کرد؟

– ابتدا این را بگویم که سابقه دوستی و همکاری من و هیو جکمن به سال ۲۰۰۱ و زمان ساخت فیلم کمدی رمانتیک «کیت و لئو پولد» برمی گردد اما در زمان ساخت «وولورین» به سال ۲۰۱۳ بود که درباره «لوگان» و امکان و ادوات ساخت آن حرف زدیم و قرارهایی در این زمینه گذاشتیم. وقتی هم که سفرهایی به قصد تبلیغ درباره «وولورین» و شروع پخش آن در اینجا و آن جا داشتیم، فرصتی پیش آمد تا بیشتر درباره «لوگان» فکر و برنامه ریزی کنیم.

 

تفاوت های نه چندان وسیع اما آشکار بین «لوگان» و «وولورین» از کجا می آید و چگونه رقم خورده است؟

– اولین قرار و شرطی که برای ساختن «لوگان» بین من و جکمن برقرار شد، این بود که بین این شخصیت و وولورین تفاوت ها محسوس و قابل ذکر باشد و بهتر بگویم چیزی که می سازیم متفاوت با گذشته باشد و امور نویی را نصیب بینندگان کند. در غیر این صورت ساختن یک فیلم تازه اما با مضامین تکراری چه ارزشی می داشت؟ هیو جکمن هم احساس می کرد کاری مثل کلینت ایست وود را در زمان ساختن فیلم کلاسیک «نابخشوده» انجام می دهد. آن فیلم به منزله وداع ایست وود با ژانر وسترن بود که سالها در آن درخشیده بود و جکمن هم باور داشت شاید «لوگان» آخرین مرتبه حضور وی در رل وولورین باشد.

 

خود شما در این فیلم چه می دیدید؟

– با خودم فکر کردم چه چیزی ممکن است در این دنیا باشد که لوگان بیش از سایر امور از آن بترسد و حتی از فکر کردن درباره آن نیز بپرهیزد. بعداً به این نتیجه رسیدم که چنین چیز ترسناکی نه فقط یک کاراکتر بد و ویرانگر و نه حتی مرگ و نه نابود شدن کل پدیده زیست و دنیا بلکه از دست رفتن روابط نزدیک و محو شدن عنصر خانواده است. این چنین است که در «لوگان» کاراکتر اول و به واقع وولورین را بدون نشانه های نخست شناسایی اش که آن چنگک های وصل شده به دستش است، در شرایطی می یابیم که غم ابتلای پدرش- چارلز زاوی یر- به تومور مغزی و یک مرگ اجنتاب ناپذیر برخاسته از آن را می خورد. از این نقطه به بعد است که دخترک دارای ویژگی های غیرمعمول و یک سری چالش هایی هم که من به سوی لوگان روانه می کنم، وارد متن قصه و فهرست اتفاقات می شوند.

 

شما پیشینه ای طولانی و غنی از پرداختن به ژانرهای مختلف و ادغام آنها با یکدیگر دارید و بازسازی وسترن «۱۰/۳ تایوما» و فیلم نیمه موزیکال «Walk The Line» و همچنین تبدیل کتاب خاطرات سوزانا کایسن به فیلم «دختر مغشوش» در سال ۱۹۹۹ بخش ها و نمونه هایی از آن است. آیا همه اینها به گونه ای با یکدیگر نزدیک و مرتبط نیستند؟

– حقیقت امر این است که من موافق قاطی کردن موضوعات مختلف و پیچیده تر کردن اوضاع نیستم بلکه معتقدم باید در هر فیلم یک خط داستانی صریح و شفاف داشته باشم و هر چیزی سر جای خودش باشد و حواس بیننده را نیز پرت نکنیم. باور من البته در تضاد با روش کار در کمیک استریپ ها است که آنقدر کاراکترها را زیاد و تعداد اتفاقات درجه دوم و شاخ و برگ ها را زیاد می کنند که دیگر نمی توان هر چیزی را به آسانی از سایرین تفکیک کرد. از حالا هم طرح های تا ۵ سال بعد اینگونه فیلم ها را ریخته اند که چطور و چه زمانی قهرمان بعدی کمیک استریپی سر بر می آورد و یا کدام قهرمان در کنار سایر قهرمانان این داستان ها قرار می گیرد و بر سر ائتلاف شان چه مسائلی شکل می گیرد.

 

کار به جایی کشیده که هر فیلمی، ویرانگری و مرگ های بیشتری را بیافریند نسبت به سایرین با توفیق بیشتری مواجه می شود. از این طریق تعداد قهرمانان واقعی و غیرفانتزی بسیار کاهش یافته است و به همین خاطر من سعی کرده ام قهرمانی از این دست را در بطن «لوگان» قرار بدهم. قهرمانی که اهداف با ارزشی داشته باشد و ترحم نه آخرین اصل مورد نظر وی بلکه اولین باشد.

 

 

 

 

 

banifilm.ir
  • 13
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش