مهمترین عناوین خبری
سه شنبه ۰۲ تیر ۱۴۰۵
۱۴:۵۷ - ۱۳ تير ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۴۰۳۸۵۸
فیلم و سینمای جهان

اندرو فلمینگ درباره فیلم «خانه ایده‌آل» می‌گوید

دشواری ترسیم کاراکترها در یک عصر مخدوش

فیلم خانه ایده‌آل,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,اخبار سینمای جهان

اندرو فلمینگ فیلمساز پرتجربه امریکایی که مدت‌ها از صحنه دور بود، با فیلم جدیدش به نام «خانه ایده‌آل» بازگشتی خوب به این عرصه داشته است. شاید دوره اوج او در دهه ۱۹۹۰ بوده باشد که فیلم‌های خبرسازی مثل «جمع ۳ نفره»،«The Craft» و «دیک» را رو کرد و او البته اولین نسخه بزرگ سینمایی از روی داستان پرطرفدار «نانسی درو» را نیز هدایت و محقق کرد.فلمینگ دهه گذشته را با کار در مدیوم تلویزیون سپری کرد ولی اینک با «خانه ایده‌آل» حرفه سینما را یک‌بار دیگر به افکار تازه و توأم با خلاقیت خویش مزین ساخته است. این فیلم، فلمینگ را یک‌بار دیگر کنار استیو کوگان معروف قرار داده که در فیلم «هملت ۲» نیز برای او به ایفای نقش پرداخت. این فیلم که پل رود ایفاگر نقش «مرد مورچه‌ای» در این دوگانه کمیک بوکی را نیز در خدمت دارد، خارج از سیستم هالیوودی و بدون سازوکارهای آن و به صورت یک کار مستقل ساخته شده و به همین سبب و البته دلایل متعدد دیگری که مرتبط با فلمینگ و دیدگاه‌های متنوع اوست، شنیدن حرف های وی درباره این اثر متفاوت و دارای پیام‌های پرشمار، الزامی و دارای لطف بسیار است.

پس از مدت‌ها دوری از پرده‌های نقره‌ای با فیلمی به صحنه بازگشته‌اید که به وضوح یک کار شخصی و نشانگر روحیات شما است. خودتان چه تفاوت‌هایی را بین این فیلم و کارهای قبلی‌تان قائل هستید؟

دور ماندن از یک حرفه و سپس رجعت به آن همیشه کار سختی است. ساخت این فیلم زمان زیادی را دربر گرفت ولی من از حاصل نهایی کار راضی‌ام و در‌مورد شخصی بودن آن و نشأت گرفتن فیلم از ایده‌آ‌ل‌های شخصی‌ام هم باید بگویم این فرآیند کاملاً طبیعی است.

البته برخی تشابه‌های آشکار نیز بین این فیلم و کارهای قبلی‌تان قابل رؤیت است.

این یک امر بدیهی است که هر هنرمندی در درجه اول کاری را ارائه کند که ابتدا نشانگر ایده‌ها و طرز نگاهش به زندگی و دنیا باشد، من درکل به کارهایی می‌پردازم که برای من مهم باشند و هویت کاراکترهای آن جالب و مواردی با‌ ارزش برای عموم باشد. البته «خانه ایده‌آل» چیزهایی فراتر از این را هم شامل می‌شود و پیام‌های آن متنوع‌تر اتست.

همذات‌پنداری شما با کاراکترهای آثارتان و ازجمله این فیلم کاملاً آشکار است. در «خانه ایده‌آل» شخصیت‌های اوراسموس و پل که با بازی استیو کوگان و پل رود مقابل چشم‌ها قرار گرفته‌اند، به گونه‌ای در متن داستان جای داده شده‌اند که انگار ابتدا در چنین جایگاهی قرار نداشتند و در افکار ثانوی شما به متن اضافه شده‌اند؟

راستش را بخواهید، پل و اوراسموس اصلاً برای این فیلم خلق و ارائه نشده بودند و مد‌نظر من برای داستانی دیگر قرار داشتند ولی به دلایلی به این نتیجه رسیدم که آنان را در قالب «خانه ایده‌آل» قرار بدهم و زبان‌شان را فعال و وظایف و کارهایی را برای آنها تعیین و اجرا کنم. افکار زیاد و متنوعی به مغزم خطور کرده بودند و داشتم آنها را حلاجی و از بین‌شان بهترین‌ها را انتخاب می‌کردم. یکی از دوستانم که از همسرش طلاق گرفته و حضانت از تک‌ بچه‌شان را عهده‌دار شده بود، مبنای کارم و یکی از منابع الهام من قرار گرفت و با خودم فکر کردم داشتن چنین خانواده‌ای در کنار کاراکترهای اصلی فیلمم تا چه حد فیلم را بسیط‌ تر و بهتر خواهد کرد. یک حسن آنها که به فیلم من و داستانش اضافه می‌شد و در ظاهر معایب کاراکترهای خانواده مورد بحث بود، این بود که انواع لغزش‌ها و خدشه‌ها در گذشته و امروز آنها رؤیت می‌شد.

لابد منظورتان این است که اتفاقات تند و غریب مرتبط با آنها داستان فیلم‌تان را جذاب‌تر می‌ساختند.

دقیقاً، اگر با کاراکترهایی سر‌و‌کار داشته باشید که هیچ عیبی نداشته و بیش از حد خوب و مفید باشند، اثر هنری‌تان کسالت‌بار خواهد شد. اعصار مدرن کاراکترهایی را می‌خواهد که بر‌خلاف نیم‌قرن پیش آکنده از لغزش باشند. شاید تصور کنید که از بین این کاراکترها نمی‌توانید قهرمانان لازم را بیرون کشیده و ترسیم کنید، اما قرار نیست همه آدم‌ها قهرمان باشند و بواقع جهان امروز سرشار از ضد‌ قهرمانان و موجوداتی است که از مردم عادی دورند و افکارشان فقط برای خود آنها ایده‌آلیستی است. حتی نحوه ترسیم پدر و مادرها در فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی هم طی دهه‌های اخیر به وضوح عوض شده و با آدم‌هایی کاملاً غیر‌سنتی و دارای کمبودها و ایرادهای متعدد در میان آنها مواجه می‌شویم و این نتیجه عوض شدن دنیا و حاکم شدن برخی ضد‌ارزش‌ها بر جهان یا به وجود آمدن اهدافی است که به کلی با هدف‌های قبلی کاراکترها فرق دارند.

به نظر می‌رسد شما با این تغییرات نه چندان مثبت، موافق هستید؟

نظرات شخصی من مهم نیست و چه بخواهم چه نخواهم دنیا با معیارهایی متفاوت با گذشته حرکت می‌کند و زندگی‌ها آهنگ دیگری یافته‌اند. لازم است تأکید کنم که شخصاً با این تغییرات موافق نیستم و خصلت‌های گذشته را در ادبیات داستانی و در فیلم‌های سینمایی ترجیح می‌دهم.

برخی پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در کارهای شخصیت‌های داستان‌تان قابل لمس است. آیا استودیوهای هالیوودی چیزهای سرراست‌تری را طلب نمی‌کنند؟

شاید بپسندند اما من نمی‌توانستم چنین چیزی را برای آنها تأمین کنم. داستان اولیه این فیلم از ۱۰ سال پیش توسط من نوشته شده بود و با اینکه من در گذر زمان تغییراتی را در آن ایجاد کردم و بعضی اتفاقات را به روز کردم اما نمی‌شد ماهیت آدم‌ها را به‌کلی تغییر داد. فکر می‌کنم که داستان فیلم ما در گذر زمان هر روز بهتر و کامل‌تر شد و با پیوستن استیو کوگان و پل رود به جمع ما همه چیز شکل بهتری یافت.

فیلم‌های قبلی شما مانند «جمع سه نفره» و «The Craft» بر کاراکترهای قوی‌تر متکی بودند و شخصیت‌سازی‌های استوارتری در آنها صورت گرفت. آیا شما هم فکر می‌کنید که این اصل و ساخت و ارائه کاراکترهای قوی‌تر در دل فیلم‌های هالیوود شدت و حدت کمتری یافته است و اصولاً زمانه فعلی چنان چیزی را کمتر می‌طلبد؟

متأسفانه یا خوشبختانه مدت‌ها است که فیلم‌ها از دید استودیوهای غربی به دو دسته عمده تقسیم شده‌اند، یکی آثاری که سرشار از جلوه های ویژه قوی و قهرمانان قلابی و خیالی و رؤیاسازی‌های افراطی است که هیچ ارتباطی با زندگی طبیعی جاری در دنیا ندارند و دیگری فیلم‌هایی که درباره مردم عادی و حقیقی و مشکلات زندگی آنهاست. متأسفانه در گذر زمان هر سال تعداد فیلم‌های قماش اول بیشتر و آثار دسته دوم کمتر می‌شوند و آنهایی که قصه‌سازان برجسته‌ای درباره مردم عادی و زندگی‌های جاری آنان هستند دلسرد شده و به سوی مدیوم‌های دیگر و بویژه تلویزیون کشیده شده‌اند. نمی‌دانم چرا این اتفاقات افتاده است ولی لابد دلایل مالی دارد.

آیا پس از اکران فیلم و بواقع تمام شدن فرآیند تولید افسوسی بر دل‌تان مانده است؟

بله، اینکه چرا ما خانواده‌های بیشتری را پوشش ندادیم و به چه سبب برخی افراد و وابستگان آنها که در متن قصه قرار داشتند، از دایره توصیف ما خارج ماندند. فکر می‌کنم ابعاد این فیلم و طیف تأثیرگذاری آن از اختیار ما خارج شد و تصور نمی‌کنم این چیز بدی بوده باشد زیرا خبر از برقراری ارتباطی بیشتر با مردم و چیزی بهتر از آنچه هدف ما بوده است، می‌دهد.

  • 9
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش