
اندرو فلمینگ فیلمساز پرتجربه امریکایی که مدتها از صحنه دور بود، با فیلم جدیدش به نام «خانه ایدهآل» بازگشتی خوب به این عرصه داشته است. شاید دوره اوج او در دهه ۱۹۹۰ بوده باشد که فیلمهای خبرسازی مثل «جمع ۳ نفره»،«The Craft» و «دیک» را رو کرد و او البته اولین نسخه بزرگ سینمایی از روی داستان پرطرفدار «نانسی درو» را نیز هدایت و محقق کرد.فلمینگ دهه گذشته را با کار در مدیوم تلویزیون سپری کرد ولی اینک با «خانه ایدهآل» حرفه سینما را یکبار دیگر به افکار تازه و توأم با خلاقیت خویش مزین ساخته است. این فیلم، فلمینگ را یکبار دیگر کنار استیو کوگان معروف قرار داده که در فیلم «هملت ۲» نیز برای او به ایفای نقش پرداخت. این فیلم که پل رود ایفاگر نقش «مرد مورچهای» در این دوگانه کمیک بوکی را نیز در خدمت دارد، خارج از سیستم هالیوودی و بدون سازوکارهای آن و به صورت یک کار مستقل ساخته شده و به همین سبب و البته دلایل متعدد دیگری که مرتبط با فلمینگ و دیدگاههای متنوع اوست، شنیدن حرف های وی درباره این اثر متفاوت و دارای پیامهای پرشمار، الزامی و دارای لطف بسیار است.
پس از مدتها دوری از پردههای نقرهای با فیلمی به صحنه بازگشتهاید که به وضوح یک کار شخصی و نشانگر روحیات شما است. خودتان چه تفاوتهایی را بین این فیلم و کارهای قبلیتان قائل هستید؟
دور ماندن از یک حرفه و سپس رجعت به آن همیشه کار سختی است. ساخت این فیلم زمان زیادی را دربر گرفت ولی من از حاصل نهایی کار راضیام و درمورد شخصی بودن آن و نشأت گرفتن فیلم از ایدهآلهای شخصیام هم باید بگویم این فرآیند کاملاً طبیعی است.
البته برخی تشابههای آشکار نیز بین این فیلم و کارهای قبلیتان قابل رؤیت است.
این یک امر بدیهی است که هر هنرمندی در درجه اول کاری را ارائه کند که ابتدا نشانگر ایدهها و طرز نگاهش به زندگی و دنیا باشد، من درکل به کارهایی میپردازم که برای من مهم باشند و هویت کاراکترهای آن جالب و مواردی با ارزش برای عموم باشد. البته «خانه ایدهآل» چیزهایی فراتر از این را هم شامل میشود و پیامهای آن متنوعتر اتست.
همذاتپنداری شما با کاراکترهای آثارتان و ازجمله این فیلم کاملاً آشکار است. در «خانه ایدهآل» شخصیتهای اوراسموس و پل که با بازی استیو کوگان و پل رود مقابل چشمها قرار گرفتهاند، به گونهای در متن داستان جای داده شدهاند که انگار ابتدا در چنین جایگاهی قرار نداشتند و در افکار ثانوی شما به متن اضافه شدهاند؟
راستش را بخواهید، پل و اوراسموس اصلاً برای این فیلم خلق و ارائه نشده بودند و مدنظر من برای داستانی دیگر قرار داشتند ولی به دلایلی به این نتیجه رسیدم که آنان را در قالب «خانه ایدهآل» قرار بدهم و زبانشان را فعال و وظایف و کارهایی را برای آنها تعیین و اجرا کنم. افکار زیاد و متنوعی به مغزم خطور کرده بودند و داشتم آنها را حلاجی و از بینشان بهترینها را انتخاب میکردم. یکی از دوستانم که از همسرش طلاق گرفته و حضانت از تک بچهشان را عهدهدار شده بود، مبنای کارم و یکی از منابع الهام من قرار گرفت و با خودم فکر کردم داشتن چنین خانوادهای در کنار کاراکترهای اصلی فیلمم تا چه حد فیلم را بسیط تر و بهتر خواهد کرد. یک حسن آنها که به فیلم من و داستانش اضافه میشد و در ظاهر معایب کاراکترهای خانواده مورد بحث بود، این بود که انواع لغزشها و خدشهها در گذشته و امروز آنها رؤیت میشد.
لابد منظورتان این است که اتفاقات تند و غریب مرتبط با آنها داستان فیلمتان را جذابتر میساختند.
دقیقاً، اگر با کاراکترهایی سروکار داشته باشید که هیچ عیبی نداشته و بیش از حد خوب و مفید باشند، اثر هنریتان کسالتبار خواهد شد. اعصار مدرن کاراکترهایی را میخواهد که برخلاف نیمقرن پیش آکنده از لغزش باشند. شاید تصور کنید که از بین این کاراکترها نمیتوانید قهرمانان لازم را بیرون کشیده و ترسیم کنید، اما قرار نیست همه آدمها قهرمان باشند و بواقع جهان امروز سرشار از ضد قهرمانان و موجوداتی است که از مردم عادی دورند و افکارشان فقط برای خود آنها ایدهآلیستی است. حتی نحوه ترسیم پدر و مادرها در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی هم طی دهههای اخیر به وضوح عوض شده و با آدمهایی کاملاً غیرسنتی و دارای کمبودها و ایرادهای متعدد در میان آنها مواجه میشویم و این نتیجه عوض شدن دنیا و حاکم شدن برخی ضدارزشها بر جهان یا به وجود آمدن اهدافی است که به کلی با هدفهای قبلی کاراکترها فرق دارند.
به نظر میرسد شما با این تغییرات نه چندان مثبت، موافق هستید؟
نظرات شخصی من مهم نیست و چه بخواهم چه نخواهم دنیا با معیارهایی متفاوت با گذشته حرکت میکند و زندگیها آهنگ دیگری یافتهاند. لازم است تأکید کنم که شخصاً با این تغییرات موافق نیستم و خصلتهای گذشته را در ادبیات داستانی و در فیلمهای سینمایی ترجیح میدهم.
برخی پیچیدگیها و ابهامها در کارهای شخصیتهای داستانتان قابل لمس است. آیا استودیوهای هالیوودی چیزهای سرراستتری را طلب نمیکنند؟
شاید بپسندند اما من نمیتوانستم چنین چیزی را برای آنها تأمین کنم. داستان اولیه این فیلم از ۱۰ سال پیش توسط من نوشته شده بود و با اینکه من در گذر زمان تغییراتی را در آن ایجاد کردم و بعضی اتفاقات را به روز کردم اما نمیشد ماهیت آدمها را بهکلی تغییر داد. فکر میکنم که داستان فیلم ما در گذر زمان هر روز بهتر و کاملتر شد و با پیوستن استیو کوگان و پل رود به جمع ما همه چیز شکل بهتری یافت.
فیلمهای قبلی شما مانند «جمع سه نفره» و «The Craft» بر کاراکترهای قویتر متکی بودند و شخصیتسازیهای استوارتری در آنها صورت گرفت. آیا شما هم فکر میکنید که این اصل و ساخت و ارائه کاراکترهای قویتر در دل فیلمهای هالیوود شدت و حدت کمتری یافته است و اصولاً زمانه فعلی چنان چیزی را کمتر میطلبد؟
متأسفانه یا خوشبختانه مدتها است که فیلمها از دید استودیوهای غربی به دو دسته عمده تقسیم شدهاند، یکی آثاری که سرشار از جلوه های ویژه قوی و قهرمانان قلابی و خیالی و رؤیاسازیهای افراطی است که هیچ ارتباطی با زندگی طبیعی جاری در دنیا ندارند و دیگری فیلمهایی که درباره مردم عادی و حقیقی و مشکلات زندگی آنهاست. متأسفانه در گذر زمان هر سال تعداد فیلمهای قماش اول بیشتر و آثار دسته دوم کمتر میشوند و آنهایی که قصهسازان برجستهای درباره مردم عادی و زندگیهای جاری آنان هستند دلسرد شده و به سوی مدیومهای دیگر و بویژه تلویزیون کشیده شدهاند. نمیدانم چرا این اتفاقات افتاده است ولی لابد دلایل مالی دارد.
آیا پس از اکران فیلم و بواقع تمام شدن فرآیند تولید افسوسی بر دلتان مانده است؟
بله، اینکه چرا ما خانوادههای بیشتری را پوشش ندادیم و به چه سبب برخی افراد و وابستگان آنها که در متن قصه قرار داشتند، از دایره توصیف ما خارج ماندند. فکر میکنم ابعاد این فیلم و طیف تأثیرگذاری آن از اختیار ما خارج شد و تصور نمیکنم این چیز بدی بوده باشد زیرا خبر از برقراری ارتباطی بیشتر با مردم و چیزی بهتر از آنچه هدف ما بوده است، میدهد.
- 9
- 4

































