چهارشنبه ۰۹ اسفند ۱۴۰۲
۱۰:۳۲ - ۱۷ مهر ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۷۱۲۵۹
موسیقی

۳ سال از خاموشی استاد «شجریان» گذشت

محمدرضا شجریان,سالگرد درگذشت شجریان
اگر به نقطه‌ای رسیده باشیم که شاگرد شایسته‌ای برای فرهنگ و ادب کشور باشیم، باید به خودمان افتخار کنیم و با صدای نازنین استاد شجریان دوباره با این فرهنگ آشنا می‌شویم.

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: محمدرضا شجریان را می‌توان پدیده دهه پنجاه موسیقی ایران دانست؛ هنرمندی که بر دوش استادان پیشین ایستاد و خود به ابرمردی در عرصه آواز بدل شد. پشتکار، نبوغ هنری و خوشه‌چینی از بزرگان گذشته موجب شد او نه‌تنها بر قله بایستد که با ایجاد مکتبی جدید شاگران بسیاری تربیت کند و تاثیر غیرقابل‌انکاری بر موسیقی معاصر بگذارد. آثار به‌یادماندنی او، به‌ویژه در همکاری با نوازندگان و آهنگسازان برجسته‌ای چون فرامرز پایور، پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده، استاد شجریان را به خواننده‌ای ماندگار مبدل کرده که سال‌ها پس از درگذشتش همچنان چندین نسل مشتاق شنیدن میراث جاودان او هستند.

از این رو می‌توان گفت تا زمانی که آثارش در مجموعه «گلهای تازه»، آلبوم‌های بر آستان جان، بیداد، نوا، مرکب‌خوانی، دستان و عشق داند شنیده می‌شود خسرو آواز ایران به حکمرانی بر دل‌ها ادامه خواهد داد. استاد فقید به دلیل جامع‌الاطراف بودن و آشنایی عمیق با شعر کلاسیک و خوش‌نویسی و دیگر هنرها همواره تحسین استادان عرصه‌های مختلف ادب و هنر را برانگیخته است. استاد محمدرضا شجریان انسان کم‌نظیری بود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایش این بود که مدام تلاش می‌کرد بیاموزد و همین ویژگی از او یک چهره منحصر‌به‌فرد ساخت. از یک طرف در آواز بی‌رقیب بود و از طرفی در خوش‌نویسی. در زندگی شخصی‌اش به خیلی چیزهای دیگر اهمیت می‌داد. مثلا در پرورش گل و گیاه تبحر داشت. آنچه می‌خوانید نگاه چهار چهره سرشناس به دستاورد او در زندگی و هنر است.

غلامحسین امیرخانی: ما خوش‌نویسان زانوی ادب زده‌ایم و نسبت به آثار گران‌بهای موسیقی و ادبیات شاگردی دائمی داریم و همه عمرمان این‌طور می‌گذرد. اساسا جنس هنر خوش‌نویسی با ادبیات همراه و هم‌قدم است. من تنها به عنوان ستایشگر استاد شجریان می‌توانم نکته‌ای را درباره ایشان بر زبان بیاورم اما معرفتشان را باید از زبان بزرگان این هنر بشنویم. اگر به نقطه‌ای رسیده باشیم که شاگرد شایسته‌ای برای فرهنگ و ادب کشور باشیم، باید به خودمان افتخار کنیم و با صدای نازنین استاد شجریان دوباره با این فرهنگ آشنا می‌شویم. از این بابت مدیون استاد شجریان هستیم. همه ملت ما به هم‌عصری با استاد شجریان افتخار می‌کنند. در طول تاریخ چراغ‌های روشنی داشته‌ایم که جغرافیای فرهنگی ما را روشن کرده و آنان که مشتاق زیبایی و کمال و لطافت و معرفت و هنر هستند، از صدای آسمانی استاد شجریان، مشام جان خود را معطر کرده‌اند و این بهره‌مندی همچنان ادامه دارد. متاسفانه ملت ما به دلایلی که مفصل است، گویی ماموریت دارد خودش را معرفی نکند.

حسین علیزاده: هیچ‌کس نمی‌توانست به شجریان زور بگوید. او خوش‌سفر بود و در سفرهایمان گاهی سر بار و وسایل بچه‌ها را می‌گرفت و کمکشان می‌کرد. وقتی اجازه ندادند سازهایمان را که تعدادشان زیاد بود، با هواپیمایی در آمریکا جابه‌جا کنیم، او سوار هواپیما نشد و ما نصف روز در فرودگاه ماندیم تا بالاخره یک هواپیما شرایط را بپذیرد. او هرآنچه می‌خواست به دست می‌آورد. این روحیه‌اش باید برای ما درس باشد. اینکه عادت نکنیم صرفا یک خیابان به نامش کنیم. هنر او با شخصیتی شکل گرفته است که در واقع آن است که نمی‌تواند تکرار شود. صدای او صدای عشق است و اگر کسی با عشق خصومتی دارد با او خصومت دارد. هنر شجریان نیاز انسان است. هنر امیدآفرین است و شاید به همین دلیل عده‌ای دوستش ندارند زیرا آنها با زندگی مخالف هستند. محمدرضا شجریان در قلب مردم جای دارد. از روزی که او را از دست دادیم اتفاقا او را بیشتر بین خود داریم.

محمدرضا شجریان,سالگرد درگذشت شجریان

محمدرضا شفیعی کدکنی: من حق و حد خودم نمی‌دانم که درباره هنر شجریان صحبت کنم چون من در موسیقی شنونده مبتدی و بی‌فرهنگی هستم و شجریان در موسیقی، جایگاه حافظ در شعر را دارد. ملودی قوی و اجرای استوار می‌تواند شعر ضعیف را جمع‌و‌جور کند. حنجره شجریان معجزه می‌کند. ما قدر شجریان را نمی‌دانیم. یک نابغه‌ای در مملکت ما در حوزه آواز پیدا شده است. میراث موسیقایی شجریان، برابر میراث موسیقایی تمام خوانندگان ماست. بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد /  وطن، زِ نو، جوان شود دمی دگر برآورد / به روی نقشه وطن، صدات، چون کند سفر / کویر سبز گردد و سر از خزر برآورد / برون زِ ترس و لرز‌ها گذر کند ز مرز‌ها / بهار بیکرانه‎ای به زیب و فر برآورد / سیاهی از وطن رود، سپیده‌ای جوان دمد / چو آذرخشِ نغمه‎ات زِ شب شرر برآورد / شب ارچه های‌و‌هو کند، زِ خویش شست‌وشو کند / در این زلال بیکران دمی اگر برآورد / صدای توست جاده‎ای که می‎رود که می‎رود / به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد.

هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه): شجریان برای من مثل پسرم است، مثل برادرم است، مثل پدرم است. اصلا مخلوط همه این مناسبات است. آخرین باری که باهاش صحبت کردم سال ۹۷ بود. یلدا (دخترم) هم ترتیبی داد که یک دیدار تصویری داشته باشیم. سلام آقای شجریان، سلام، فلان و اینها. من دیدم که نمی‌توانم ادامه دهم؛ یعنی بغض کردم. او شروع کرد به حرف زدن؛ «شما همیشه برای من پدری کردین، فلان کردین و فلان کردین و...»، زد به گریه. من هم تلفن را دادم به یلدا و گفتم بگیر، دیگر هم از این کارها نکن. این آخرین باری بود که من با ایشان صحبت کردم. بعد هم که متاسفانه رفت در کما و ... امکانات صوتی شجریان، جنس صدایش فوق‌العاده شیرین است، پاکیزه است. خودش هم آدم پاکیزه‌ای بود؛ نه اهل الکل بود نه اهل افیون بود. یک استثنا بود در هنرمندان ما. بارها گفته‌ام که نمی‌توانم ایران را بی بودن شجریان تصور کنم. آن‌قدر زنده ماندم که این مصیبت را هم دیدم. برای بزرگی این مصیبت کلمه ندارم. کلماتم سست و ضعیف و کم و کوچک و پوک است. عاجزم از بیان.

  • 14
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱۲
غیر قابل انتشار: ۱۳
جدیدترین
قدیمی ترین
روحش شاد
یادش گرامی روحش شاد
مشاهده کامنت های بیشتر
رودریگو هرناندز بیوگرافی «رودریگو هرناندز»؛ ستاره ای فراتر از یک فوتبالیست | هوش و تفکر رمز موفقیت رودری

تاریخ تولد: ۲۲ ژوئن ۱۹۹۶

محل تولد: مادرید، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست 

پست: هافبک دفاعی

باشگاه: منچسترسیتی

قد: ۱ متر ۹۱ سانتی متر

ادامه
کیلیان امباپه بیوگرافی کیلیان امپاپه؛ اعجوبه جوان فوتبال اروپا

تاریخ تولد: ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

محل تولد: پاریس، فرانسه

حرفه: فوتبالیست

پست: وینگر چپ فوروارد

باشگاه: پاریسن ژرمن

آغاز فعالیت: ۲۰۰۴ تاکنون

ادامه
عین الله دریایی بیوگرافی عین الله دریایی پیشکسوت تئاتر ایران

تاریخ تولد: دهه ۱۳۲۹ 

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر تئاتر و سینما

سال های فعالیت: پیش از انقلاب تاکنون

شهرت: با سریال مگه تموم عمر چندتا بهار

ادامه
مارکوس گالپرین بیوگرافی مارکوس گالپرین؛ میلیاردر آرژانتینی

تاریخ تولد: ۳۱ اکتبر ۱۹۷۱

محل تولد: بوینس آیرس، آرژانتین

حرفه: سرمایه گذار، کارآفرین

شناخته شده برای: یکی از بنیانگذاران MercadoLibre

تحصیلات: دانشگاه پنسیلوانیا، دانشگاه استنفورد

دارایی: ۵.۳ میلیارد دلار 

ادامه
اردشیر کاظمی بیوگرافی اردشیر کاظمی؛ پیشکسوت سینمای ایران

تاریخ تولد: ۲۹ آبان ۱۳۱۷

محل تولد: بندرانزلی، ایران

محل زندگی: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون

آغاز فعالیت: سال ۱۳۴۹ تاکنون

همسر: ندارد

ادامه
ژاوی هرناندز بیوگرافی ژاوی هرناندز؛ فوتبالیست افسانه‌ای و مربی آینده‌دار

تاریخ تولد: ۲۵ ژانویه ۱۹۸۰

محل تولد: تراسا، اسپانیا

حرفه: فوتبالیست سابق، مربی فوتبال

پست: هافبک میانی

باشگاه: بارسلونا

قد: ۱ متر ۷۰ سانتی متر

ادامه
یورگن کلوپ بیوگرافی یورگن کلوپ، یکی از برجسته‌ترین مربیان فوتبال جهان

تاریخ تولد: ۱۶ ژوئن ۱۹۶۷

محل تولد: اشتوتگارت، آلمان

پست سابق: مهاجم، دفاع راست، مدافع میانی

حرفه: بازیکن سابق فوتبال، مربی فوتبال

قد: ۱ متر ۹۴ سانتی متر

ادامه
گیلدا ویشکی بیوگرافی گیلدا ویشکی بازیگر جوان سینما ایران

تاریخ تولد: ۱۰ مهر ۱۳۷۰

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، نوازنده

تحصیلات: ارشد بازیگر از مدرسه گارجنیدزه لهستان

شروع فعالیت: سال ۱۳۹۳ تاکنون

ادامه
اردلان سرافراز بیوگرافی اردلان سرافراز؛ شاعر آهنگ های پرخاطره

تاریخ تولد: ۲۴ تیر ۱۳۲۹

محل تولد: داراب، استان فارس، ایران

محل زندگی: فرانکفورت، آلمان

ملیت: ایرانی

حرفه: شاعر و ترانه سرا

زمینه کاری: ادبیات فارسی

ادامه
دیالوگ های آنشرلی

دیالوگ های آنشرلی در این مقاله از سرپوش به بررسی جذابیت های دیالوگ های آنشرلی در سینما و تئاتر می‌پردازیم. آنشرلی، با تاریخچه‌ای غنی در حوزه فرهنگ و هنر، دارای دیالوگ‌هایی است که علاوه بر ارتقاء داستان، به عنوان نمونه‌هایی برجسته از زبان هنری در این صنایع شناخته می‌شوند. اثر آنشرلی  کتاب "آنشرلی" نوشته لوسی ماد مونتگمری، داستان دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. آن شرلی دختری کنجکاو، مهربان و خلاق است که با دیالوگ های خود، شخصیتی دوست داشتنی و ماندگار در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است. انیمیشن آنشرلی انیمیشن "آنشرلی" که در سال ۱۹۷۹ در ژاپن ساخته شده است، اقتباسی از رمان "آن در گرین گیبلز" نوشته لوسی ماد مونتگمری است. این انیمیشن، داستان دختری به نام آن شرلی را روایت می کند که در یتیم خانه بزرگ شده و به یک خانواده ثروتمند در شهر مونک هاوس نیو برونزویک در کانادا فروخته می شود. شخصیت های آنشرلی شخصیت های اصلی انیمیشن آنشرلی عبارتند از: آن شرلی: دختری کنجکاو، مهربان و خلاق که با موهای قرمز و شخصیت دوست داشتنی خود، یکی از محبوب ترین شخصیت های ادبیات کودکان است. مریلا کاترین کاتبرت: خواهر بزرگ تر ماتیو کاتبرت که با برادرش در مزرعه گرین گیبلز زندگی می کند. مریلا زنی سخت کوش و جدی است که در ابتدا از حضور آن شرلی در خانه خود خوشحال نیست. ماتیو کاتبرت: برادر کوچک تر مریلا که مردی مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیانا براری: دختر همسایه کاتبرت ها که با آن شرلی دوست می شود. دیانا دختری مهربان و ساده دل است که به سرعت با آن شرلی دوست می شود. دیالوگ های انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، از این قرار است که آن شرلی، دختری یتیم که در یتیم خانه بزرگ شده است، توسط خواهر و برادری به نام های مریلا و ماتیو کاتبرت به فرزندخواندگی پذیرفته می شود. مریلا و ماتیو، آن شرلی را برای کمک به انجام کارهای خانه و مزرعه می خواهند. آن شرلی، با موهای قرمز آتشین و شخصیت دوست داشتنی خود، به سرعت با مریلا و ماتیو و همچنین با همسایه آنها، دیانا براری، دوست می شود. آن شرلی، با ماجراجویی ها و شیطنت های خود، زندگی کاتبرت ها را زیر و رو می کند و به آنها یاد می دهد که چگونه از زندگی لذت ببرند. نکات مثبت آنشرلی انیمیشن آنشرلی، از جمله انیمیشن های ماندگار و خاطره انگیزی است که با داستان جذاب و شخصیت های دوست داشتنی خود، مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. از جمله نکات مثبت این انیمیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد: - داستان انیمیشن آنشرلی، همانند داستان رمان، داستانی جذاب و پرکشش است که مخاطبان را از ابتدا تا انتها درگیر خود می کند. - شخصیت های انیمیشن آنشرلی، از جمله آن شرلی، مریلا، ماتیو و دیانا، شخصیت هایی دوست داشتنی هستند که مخاطبان با آنها ارتباط برقرار می کنند. - انیمیشن آنشرلی، پیام های مثبتی مانند اهمیت خانواده، دوستی و امید را به مخاطبان خود منتقل می کند. دیالوگ های شخصیت آنشرلی دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بیانگر شخصیت او هستند. او دختری کنجکاو و ماجراجو است که همیشه به دنبال یادگیری چیزهای جدید است. این ویژگی در دیالوگ های او به وضوح دیده می شود. برای مثال، در یکی از دیالوگ ها، آنشرلی از معلم خود می پرسد: "حتی اگر دنیا بد باشد، همیشه چیزهای خوب هم وجود دارد." " تصور اینکه شما یک ملکه هستید واقعا عالی است. شما بدون هیچ گونه ناراحتی از آن لذت می برید و هر زمان که بخواهید می توانید از ملکه بودن دست بردارید، کاری که در زندگی واقعی نمی توانید انجام دهید." "این یک چیز خوب در مورد این جهان است ... همیشه بهارهای بیشتری وجود دارد." "وقتی فکر می‌کنم قرار است اتفاق خوبی بیفتد، به نظر می‌رسد که بر روی بال‌های انتظار پرواز می‌کنم. و سپس اولین چیزی که متوجه می شوم با یک ضربت به زمین می افتم. اما واقعاً ماریلا، قسمت پرواز تا زمانی که ادامه دارد با شکوه است... مثل اوج گرفتن در غروب خورشید است. من فکر می‌کنم که تقریباً تاوان ضربه را می‌پردازد." "خب، نمی توان یکدفعه عادت دختر بچه بودن را کنار گذاشت." "شاید... شاید... عشق به طور طبیعی از یک دوستی زیبا آشکار شد، مانند گل رز طلایی که از غلاف سبزش می لغزد."  "این یک ایده دوست داشتنی است، دایانا؛ زندگی کردن به گونه ای که نامت را زیبا کنی، حتی اگر در آغاز زیبا نبود... آن را در افکار مردم برای چیزی آنقدر دوست داشتنی و دلپذیر قرار می دهد که هرگز به تنهایی به آن فکر نمی کنند." "شاید، به هر حال، عاشقانه مانند یک شوالیه که سوار اسب می‌شود، با شکوه و هیاهوی وارد زندگی انسان نشده باشد. شاید مثل یک دوست قدیمی از راه‌های آرام به سمت آدم خزید..." "خب، همه ما اشتباه می کنیم، عزیزم، پس فقط آن را پشت سر بگذار. ما باید از اشتباهات خود پشیمان باشیم و از آنها درس بگیریم، اما هرگز آنها را با خود به آینده منتقل نکنیم." "من معتقدم که زیباترین و شیرین ترین روزها، روزهایی نیستند که در آن اتفاقات بسیار باشکوه یا شگفت انگیز یا هیجان انگیزی رخ دهد، بلکه فقط روزهایی هستند که لذت های کوچک ساده ای را به ارمغان می آورند و به آرامی یکدیگر را دنبال می کنند، مانند مرواریدهایی که از یک رشته می لغزند." "من از دوستی بسیار سپاسگزارم. زندگی را بسیار زیبا می کند." "این بدترین دوران بزرگ شدن است و من در حال درک آن هستم. چیزهایی که در دوران کودکی خیلی می‌خواستی، وقتی به آنها دست پیدا می‌کردی، به نظرت چندان شگفت‌انگیز به نظر نمی‌رسند." "آیا خوب نیست که فکر کنیم فردا روز جدیدی است که هنوز هیچ اشتباهی در آن وجود ندارد." دیالوگ های ماندگار آنشرلی "این خیلی خوب است که در مورد غم ها بخوانید و تصور کنید که قهرمانانه از طریق آنها زندگی می کنید، اما وقتی واقعاً آنها را دارید، خیلی خوب نیست" "خیلی آسان است که شرور باشی بدون اینکه بدانی." "اما واقعاً ماریلا، نمی‌توان در چنین دنیای جالبی برای مدت طولانی غمگین ماند، می‌تواند؟" "زندگی ارزش زیستن را دارد تا زمانی که خنده در آن باشد." "تجربه من این بوده است که شما تقریباً همیشه می توانید از چیزهایی لذت ببرید، اگر تصمیم خود را محکم بگیرید که این کار را انجام دهید." "دنیای قدیمی عزیز تو بسیار دوست داشتنی هستی و من خوشحالم که در تو زنده هستم." "چرا مردم باید برای دعا زانو بزنند؟ اگر واقعاً می خواستم دعا کنم به شما می گویم که چه کار می کردم. من به تنهایی یا در جنگل های عمیق و عمیق به یک میدان بزرگ بزرگ می رفتم و به آسمان - بالا - بالا - بالا - به آن آسمان آبی دوست داشتنی نگاه می کردم که انگار پایانی برای آن وجود ندارد. آبی بودن و سپس من فقط یک دعا را احساس می کنم." "این یکی از مزایای سیزده سالگی است که شما خیلی بیشتر از زمانی که فقط دوازده ساله بودید می دانید" "تا زمانی که نمردی هرگز از غافلگیر شدن در امان نیستی" "کیک‌ ها یک عادت وحشتناک دارند که وقتی می‌ خواهید خوب باشند بد می‌ شوند" "آنه تمام عاشقانه هایت را رها نکن اندکی از آن چیز خوبی است البته نه زیاد اما کمی از آن را حفظ کن" دیالوگ های زیبای آنشرلی سخن پایانی درباره دیالوگ های آنشرلی دیالوگ های آنشرلی، بخشی از جذابیت این شخصیت دوست داشتنی هستند. این دیالوگ ها، شخصیت، امید، خوش بینی و عشق به طبیعت آنشرلی را به خوبی بیان می کنند. گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش