مهمترین عناوین خبری
شنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۰:۵۷ - ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۱۰۵۶۳۰
موسیقی

آثار تقلیدی در کمین موسیقی ایرانی

شهرام ناظری,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی

استاد شهرام ناظری به جرئت، نمونه عالی یک اصالت در هم تنیده از ادب و آواز و عرفان است. او را با همان سیمای همیشگی و لحنی که هنوز اصالت کلام کُردی در آن موج می‌زند، ملاقات کردیم. دیدار با استاد ناظری ظهر روز سه‌شنبه اتفاق افتاد. وقتی به هتل محل اقامتش رسیدیم که برای صرف ناهار به رستوران هتل رفته بود و ما، او را در حالی که آرام در انتهایی‌ترین قسمت سالن با همراهانش مشغول ‌گفت‌و‌گو و صرف ناهار بود به تماشا نشستیم. او مهمان بود اما به شیوه مهمان‌نوازیِ صاحب خانه‌ای گشاده‌دست از مسئولان هتل خواسته بود که مهمانش باشیم. در حقیقت، ویترینی که از استاد، شهرام ناظری می بینیم ، وجود سراسر متواضع و مهربان اوست. با استاد شهرام ناظری که به تازگی در روز ملی بزرگداشت عطار در نیشابور، طرحی نو از آواز درانداخته و حدود هفت هزار نفر را مهمان صدای شورانگیز و موسیقی فاخر خود کرده است، به مدت یک ساعت، به گفت‌و گو نشستیم. او روزنامه خراسان را روزنامه اصیل و استخوان‌داری دانست که بازگوکننده مشکلات مردم است. از اصالت گفت و از این که پشت چهره باشکوه او مادری بوده که عاشق فرهنگ و هنر ایران بوده و همچون آن شعر معروف، «دستم بگرفت و پا به پابرد»، در دنیای این روزهایش قرار داده است. او می‌گفت مردم و مسئولان در نیشابور همکاری زیادی با او داشته‌اند و از این که با آواز و موسیقی فاخر ایرانی که بسیار راه گشاست آرامش و شادی را به آن‌ها هدیه داده، خوشحال است. با او که تا حدود ۱۰ روز دیگر شاهد رونمایی از آلبوم خاص و ویژه‌اش هستیم درباره مسائل مختلفی مانند اوضاع فعلی موسیقی ایرانی و جهانی شدن آن گفت‌و‌گو کردیم که در ادامه، آن را می‌خوانید.

 

جهان خواستار آواز و عرفان و موسیقی ایرانی است

استاد ناظری یک خواننده پیشرو است. او اولین بار شعر نو «می‌تراود مهتاب» نیما یوشیج را در سال ۵۶  به صورت آواز ایرانی روی صحنه برد و این کار را با شعرهای اخوان ثالث و سهراب و دیگر شاعران شعر نو ادامه داد. او با اشاره به روزهای کودکی خود که در درجه اول با موسیقی و بعد با ادبیات و صدا در هم آمیخته بود، می‌گوید: «حساسیت خاصی به ادبیات و به خصوص تلفیق شعر با موسیقی و زیبا شناختی تلفیق شعر و موسیقی دارم. موسیقی طی دو سه قرن گذشته، مشکلاتی را از سر گذرانده و طبیعتا مانند ادبیات محیط بازتری نداشته است. حضور بزرگان ادبیات از یک سو و از سوی دیگر، این که در ادبیات لازم نبوده جمع و گروهی با هم کار کنند و ناگهان یک نفر فردوسی‌ می‌شود که یک آدم بشری است و برای تمام بشریت کافی است از دیگر دلایلی است که موسیقی نتوانسته همپای ادبیات‌مان پیش برود چرا که ادبیات ما نه تنها نسبت به موسیقی‌مان که نسبت به شعر جهان نیز پیشتاز است. ایران کشور عشق و عرفان و ادب است. ما فرهنگ، ادبیات، اصالت، عرفان و معنویت داریم که می‌توانیم به جهان بدهیم و جهانیان هم خواستارش هستند.»

 

با استاد شجریان، معلم آواز کانون چاووش بودیم

شهرام ناظری می‌گوید نه تنها مشهد که ایران، کشور معنویت است. او با همان لحن آمیخته به اصالت کرمانشاهی خود اضافه می‌کند:«دست ما نیست که کی و کجا چه دستگاهی بخوانیم، هر کجا حسی هست عشق و آواز خود می‌تراود.» او با اشاره به این که زمانی به همراه استاد ناصرپور و استاد شجریان، معلم آواز کانون چاووش بوده است، می‌گوید: «استادان خوبی در کانون چاووش داشتیم و از هم پاشیدن این کانون اتفاق بدی برای موسیقی بود. بعد از آن من چند سالی در دانشکده هنرهای زیبا درس دادم ولی خب محیط دانشگاه آن قدر محیط دانشجویی نبود، دانشجوها انگیزه لازم را نداشتند و حس می‌کردم آن جا را نمی‌شناسم. احساس کردم روحیه خودم هم خوب نیست و همین باعث شد تا آن جا را رها کنم. حالا طی چند سال گذشته چند شاگرد خصوصی داشته‌ام و همین فعالیت‌های داخل و خارج از کشورم. هیچ وقت هم زمینه‌ای حاصل نشد که مراکز فرهنگی یا صدا‌وسیما به من کمک کنند چون از من چیزهایی می‌خواستند که از من برنمی آمد و به همین دلیل به تنهایی همه آثارم را ساختم.»

 

منزلم صدا‌و‌سیما بود و از خانه‌ام دور مانده‌ام

موسیقی ایرانی برای داشتن مخاطب بین‌المللی باید تلاش کند. این را شهرام ناظری که چهل و چند سال‌ از عمرش را بی‌وقفه صرف احیای موسیقی و آواز ایرانی کرده است، می‌گوید. او موسیقی سنتی را شعبه کوچکی از موسیقی مقامی می‌داند و می‌گوید: «چون در کشور ما موسیقی هدایت جدی نشده و در کل برای مسائل فرهنگی و هنری، خیلی زیاد برنامه‌ریزی نمی‌شود، طبیعی‌است که این حوزه عقب بماند. به نظر من، نه برای موسیقی مقامی و قومیت‌های ایران که در حقیقت موسیقی اصیل ماکه شبیه یک اقیانوس چند هزار ساله است و نه موسیقی سنتی که کوچک و در مقام مقایسه یک استخر از آن اقیانوس عظیم است و هر دو با ارزش‌اند، به طور جدی چه در داخل و چه در خارج تلاش جدی نشده است. در گذشته، منزلم صدا و سیما بود. حال، از خانه‌مان دور مانده‌ایم که این هم به ضرر موسیقی، هنرمندان و اجتماع است. حال آهنگ‌های من بدون اجازه و هیچ قراردادی پخش می‌شود و پیگیری‌‌هایم برای حق و حقوق خود به جایی نمی‌رسد.»

 

حافظ ناظری را مردم قضاوت می‌کنند

خانه امن کودکی، شهرام ناظری را با آواز، موسیقی و ادبیات هم سفره کرده است. حال، خانه او وضعی مشابه دارد و می‌توان آن را دانشگاه تخصصی موسیقی و آواز ایرانی دانست که در آن می‌توان رشد کرد و به بالندگی رسید. او درباره پسر خود حافظ ناظری و البته همه حافظ‌های ایران می‌گوید:«در درجه اول نسبت به نسل جدید چه پسر من و چه پسر دیگری باشد، خیلی نمی‌توان قضاوت کرد. باید زمان بگذرد و آن‌ها امتحان خودشان را پس بدهند. باید دید در چه راهی، چطور و چگونه حرکت می‌کنند. تنها چیز خوبی که حافظ داشت این بود که حداقل توانست در یکی از دانشگاه‌های آمریکا در رشته موسیقی تحصیل کند. من نمی‌توانم قضاوت کنم و بعدها باید تاریخ و مردم، نتیجه عملکرد این جوان‌ها را بدهند، چون جوانان نسل امروز مثل ما نیستند و نمی‌توان صد در صد روی‌شان حساب کرد. امکان دارد سه سال خوب جلو بروند و بعد ناگهان شروع کنند به خرابکاری. توصیه ای نمی‌توانم بکنم چون فکر نمی‌کنم توصیه هیچ‌کس به گوش دیگری فرو رود. هرکس با ژن خود و درونی که دارد جلو می رود و آدم‌هایی در این راه ماندگار می‌شوند که این راه را تا آخر خوب می‌روند. ما نسل آرمان خواهی بودیم. به قول فرخی یزدی: دامن محبت را گر ز خون کنی رنگین، آن وقت می‌توان گفت تو هنرمندی و این واژه برازنده توست. به هر حال فقط یک صدای خوب و دانستن تکنیک ردیف موسیقی برای هنرمند کافی نیست و هزار نکته باریک‌تر از مو این جاست که باید آن‌ها را رعایت کرد و خون جگر خورد تا هنرمند شد.»

 

خواننده‌هایمان خودشان را پیدا نکرده‌اند

صحبت از جوان‌ها که می‌شود از مشکلات امروز موسیقی می‌گوید. او تقلید در آواز را آفت موسیقی امروز می‌داند و می‌گوید: «بیشتر خواننده‌های سال‌های اخیر، مقلد هستند. صدای بیشتر آن‌ها با وجود خوب بودن، به هم شبیه شده و این، بسیار خطرناک است. شبیه‌خوانی نشان می‌دهد محیط طوری بوده که آن‌ها از نظر فرهنگی، فکری و حتی موسیقایی خوب پرورش پیدا نکرده‌اند. شاید هم از طرفی گناهی نداشتند، از اوایل انقلاب بیشتر استادهای بزرگ که هر کدام از ستون‌های موسیقی بودند، بر اثر کهولت سن یا بیماری فوت کردند و این‌ها به نسل جدید که هیچ راهی برای خوب آموزش دیدن نداشتند، ضربه‌های زیادی زد.» اوآینده موسیقی را این طور پیش‌بینی می‌کند:«من آینده خیلی خوبی را متصور نیستم. چون وقتی هدایت لازم از سوی مراکز فرهنگی اعمال نمی‌شود، هرج‌و‌مرج به وجود می‌آید که الان در موسیقی به وجود آمده است که به یکی از آن‌ها مانند شبیه خواندن اشاره کردم. بدتر این که این خواننده‌ها وقتی متوجه اشتباه‌شان در تقلید می‌شوند باز دوباره تقلید از شخص دیگری را شروع می‌کنند. در واقع آن‌ها، شخصیت خودشان را از نظر هنری پیدا نکرده‌اند که صاحب سبکی شوند. اصلا زیبایی آواز ایرانی در همین صاحب سبک بودن است و با روال فعلی همه چیز به تکرار افتاده است.»

 

در خط مقدم حرکت می‌کنیم

 ناظری گذری بر موضوع کنسرت های خیابانی هم دارد. او معتقد است جامعه قانون‌گذار و مردم، هنوز آمادگی پذیرش چنین اتفاقی را ندارند و به نظرش در مقطع فعلی این کار نشدنی است و ‌به قول حضرت مولانا شرح این هجران و این خون جگر/ ای زمان بگذار تا وقت دگر. او که آرزوی برآورده بسیاری در موسیقی است، بزرگ‌ترین آرزوی خود را این گونه به زبان می‌آورد:«روزی که مشکلات اجتماعی مردم حل شود و مردم روان‌تر و راحت‌تر و با احترام متقابل زندگی کنند. به هر حال ما مانند سرداری هستیم که در خط مقدم حرکت می‌کنیم. امکان دارد آدم چند بار شکست بخورد ولی باز به سمت آن خطر و هدف می‌رود. به هر حال چه خوب، چه بد و چه کم یا زیاد حاصل عشق من، تقریبا حدود ۵۰ اثری است که من از چهل و چند سال پیش تاکنون به تنهایی ساختم و تقدیم جامعه خود کردم. همه این آثار را در منزل خودم و بدون حمایت هیچ مرکز فرهنگی یا صدا‌وسیما‌، با عشق و بودجه شخصی خودم و به کمک برخی دوستان به وجود آوردم.»

 

 

khorasannews.com
  • 10
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش