چهارشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۹
۰۹:۳۴ - ۰۱ آبان ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۰۸۰۰۰۱۲
موسیقی

نامه حجاریان به همایون شجریان: به‌گمانم شما نیز به‌مرور با مصائب پدر روبرو خواهید شد

سعید حجاریان و همایون شجریان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی
سعید حجاریان خطاب به همایون شجریان نامه نوشت و به او در خصوص امکان بروز مشکلات در ادامه حرفه اش هشدار داد.

سعید حجاریان در نامه ای به همایون شجریان که در کانال تلگرامی خود آن را منتشر کرده نوشت:

جناب آقای همایون شجریان

درگذشت استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان را به شما و خانواده محترم تسلیت می‌گویم. قصد داشتم پس از خاکسپاری آن مرحوم نکاتی را با شما در میان بگذارم و وظایفی را که به نظرم جامعه هنری ایران از شما انتظار دارد، متذکر شوم.

۱) مرحوم استاد شجریان، زندگی پرباری داشتند. ایشان، اسلاف آواز ایران همچون ظلی، برومند، قمر، تاج، فاخته‌ای، بنان، طاهرزاده و... را از صافی ضمیر خود عبور دادند و سپس، با نوای آهنگسازانی چون لطفی و مشکاتیان و علیزاده و کلهر و... ممزوج کردند و بدین طریق طرفه معجونی به‌وجود آمد که سالیانی دراز می‌تواند دست‌مایه آموزش آواز ایران قرار گیرد. بنابراین، اولین انتظاری که از شما می‌رود این است که با همکاری سایر شاگردان آن مرحوم ردیف‌های آوازی ایشان را نظم و نسق ببخشید و چنانکه ایشان خود می‌خواستند، این رویه «شاگردپروری سینه به سینه» را ادامه دهید که این سلسله منقطع نشود.

۲) مرحوم استاد شجریان جایگاهی فراگیر داشتند. افغان‌هایی که با بیدل‌خوانی‌های استاد سرآهنگ مأنوس‌اند، ترک‌هایی که به مکتب شوشا عشق می‌ورزند، کردهایی که با آوازهای رزازی سرمست می‌شوند، عرب‌هایی که با لیلیات شبانه‌های خود را می‌گذارنند، جملگی گوهری را در صوت استاد دیدند که با آن احساس یگانگی می‌کنند؛ گویی شجریان نماینده فرهنگی سراسر منطقه ماست. بر این اساس، شناساندن هر چه بیشتر استاد به مردم عادی این کشورها -که اگر رها شوند به سمت موسیقی‌های تُنُک‌مایه روی می‌آورند- شاید وظیفه دیگری باشد که بر عهده شماست.

۳) یکی از کارهایی که شاید در زمان زندگانی استاد باید انجام می‌گرفت و نشد، تهیه مستندی بلند و جامع‌الاطراف از زندگی ایشان بود که من نیز به ایشان پیشنهاد دادم و استقبال هم کردند و کار را به آقای مشکاتیان محول کردند؛ شاهد من هم مژگان خانم هستند. اما نمی‌دانم چرا کار رها شد. اکنون، جای چنین مستندی خالیست و ضروری است کار را به اهل فن واگذار کرد و «راش‌»‌های نادیده زندگی ایشان را به وی سپرد تا چنین کاری صورت بگیرد.

۴) نکته دیگر درباره سبک آوازی شما و مرحوم پدر است. ایشان، تا حد زیادی وفادار به شیوه قدما بود و به همین‌خاطر شاید، بعضی از آوازهای‌شان که طولانی و با مضامین سنگین است، برای جوانان امروز ملال‌آور باشد. اما،‌ سبک شما که خود جوان‌اید و با روحیه جوانان آشنا‌تر هستید، با نشاط‌تر و شاداب‌تر به‌نظر می‌رسد. اگر چه من تمایل بیشتری به کارهای پدر دارم اما گمان دارم جوانان امروز با شما احساس همبستگی بیشتر می‌کنند. زمانی شنیدم مرحوم پدر درباره سنت‌شکنی‌ها و بی‌پروایی‌های آوازی شما نکاتی را متذکر شده‌ بودند که حکایت از ورودتان به شیوه‌‌های آوازی متفاوت داشت. اما، گمان دارم همین بی‌پروایی‌ها و شادابی‌ها باعث جذب جوانان می‌شود تا بعداً از طریق شما به سنت آواز سنتی ما تمایل پیدا کنند. از این رو، گمان دارم ضروری است شما و بعضی شاگردان ایشان همین راه نوآورانه را ادامه دهید و بی‌آنکه از سنت سَلَف تخطی کنید، ابتکاراتی جدید در آثار آینده‌ به‌وجود آورید. به‌عنوان مثال، خواندن شاهنامه از سوی شما، کاری بود سترگ که فقط از عهده شما برمی‌آمد و تحسین پدر را نیز برانگیخت.

۵) استاد شجریان، در زندگی خود همواره جانب مردم را گرفتند و بدین خاطر صدمه‌ها دیدند تا ‌حدی که ممنوع‌الصدا شدند و حتی ربنای‌شان را خاموش کردند. ایشان می‌گفتند، «من صدای خس و خاشاک‌ام». به‌گمانم شما نیز به‌مرور با این مصائب روبرو خواهید شد! اکنون، مراجعی هستند که به‌کلی موسیقی را در زدن بر تشت آن هم هنگام زفاف عروس جایز می‌دانند؛ و صرفاً در مجلس زنانه! همچنین با مراجعی مواجه هستیم که درباره آلات موسیقی چنین گفته‌اند: «استفاده و خریدوفروش و ساختن و تعلیم و تعلم آن‌ها حرام و خانه‌ها و مؤسساتی که برای اجراء این برنامه‌ها تأسیس می‌شود همه خانه فساد است و پولی که از این راه کسب می‌شود و اشتغال در این مراکز همه حرام است و الات آنها باید شکسته شود و هر کس که آن را بشکند ضامن نیست.» با این وصف اگر همچون پدر عنصر سیاست را نیز به نگاه موسیقیایی‌تان بیفزایید، مسئله دوچندان بغرنج می‌شود! لذا باید راه را آهسته و پیوسته طی کرد. چنانکه می‌دانیم مرحوم استاد در آغاز راه و به دلیل نگاه‌های سنتی حاکم، از نام خود گذشتند! البته زمانه متفاوت شده است و نمی‌گویم به قول شاملو، عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...که خود نسبت به ظرائف امر آگاه هستید!

تا به اینجا به خود جرأت داده‌ام و تکالیفی را بر شما بار کرده‌ام. اما، مرحوم شجریان توانایی‌هایی دیگر نیز داشتند؛ خطاطی، ساختن ساز و حتی گل‌آرایی، که نمی‌دانم آن‌ها را هم بر شما بار کنم یا نه...که شاعر می‌گوید:

بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل / چون می‌تواند کشیدن این پیکر لاغر من

ایام‌بکام

سعید حجاریان و همایون شجریان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی

sharghdaily.com
  • 25
  • 5
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
باباطاهر,اشعار باباطاهر,شعرهای باباطاهر زندگی نامه باباطاهر شاعر و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و پنجم

زادگاه: لرستان یا همدان

زاده: ۳۲۶ خورشیدی

پیشه: شاعر، دوبیتی سرا

ملیت: ایرانی

زمینه کاری: شعر، موسیقی

ادامه
لویی پاستور,نظریات لویی پاستور,لوئی پاستور زندگی نامه لویی پاستور دانشمند فرانسوی مشهور (+ تصاویر)

زاده: ۲۷ دسامبر ۱۸۲۲

زادگاه: ایالت دول، ژورا

ملیت: فرانسه

محل تحصیل: اکول نرمال سوپریور، دانشگاه پاریس

فوت: ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵

ادامه
دراگان اسکوچیچ,زندگی نامه دراگان اسکوچیچ,دراگان اسکوچیچ اهل کشور بیوگرافی دراگان اسکوچیچ (+ تصاویر)

زادگاه: رییکا، یوگسلاوی سابق

قد: ۱٫۸۱ متر

زاده: ۳ سپتامبر ۱۹۶۸

پست: هافبک

مدرک تحصیلی: لیسانس حرکت شناسی

پیشه: مربی فوتبال

ادامه
ایلان ماسک,بیوگرافی ایلان ماسک,زندگی نامه ایلان ماسک زندگی نامه ایلان ماسک و کارآفرینی های او (+ تصاویر)

زادگاه: پرتوریا، آفریقای جنوبی

زاده: ۲۸ ژوئن ۱۹۷۱

محل زندگی: لس آنجلس

ملیت: آمریکایی، کانادایی، آفریقای جنوبی

پیشه: مهندس، مخترع، بنیانگذار و کارآفرین

ادامه
محمدحسین کنعانی زادگان,علاقه محمدحسین کنعانی زادگان به پرسپولیس,افتخارات  محمدحسین کنعانی‌زادگان بیوگرافی محمدحسین کنعانی زادگان + تصاویر اینستاگرامی

زادروز: ۳ فروردین ماه ۱۳۷۳

زادگاه: آبادان، ایران

قد: ۱٫۸۸ متر

پست: دفاع وسط / دفاع راست

ملیت: ایرانی

ادامه
جیل بایدن,تصاویر جیل بایدن,بیوگرافی جیل بایدن بیوگرافی جیل بایدن، همسر جو بایدن (+ تصاویر خانوادگی)

زاده: ۵ ژوئن ۱۹۵۱

محل تولد: هامونتن، نیوجرسی

ملیت: ایالات متحده آمریکا 

حزب سیاسی: دموکرات

همسران: بیل استیونسون، جو بایدن

فرزندان: اشلی، بی، هانتر

ادامه
بیدل دهلوی,زندگینامه بیدل دهلوی,بیدل دهلوی زندگی نامه زندگی نامه بیدل دهلوی شاعر پارسی گوی هندی

متولد: ۱۰۵۴ هجری قمری

زادگاه: پتنه هندوستان

فوت: ۴ صفر ۱۱۳۳ (قمری)

آرامگاه: قریهٔ خواجه رواش کابل

پیشه: شاعر

ادامه
پروفسور سمیعی,بیمارستان پروفسور سمیعی در آلمان,پروفسور سمیعی بیوگرافی بیوگرافی پروفسور سمیعی و افتخاراتش (+ تصاویر مجید سمیعی)

زادهٔ: ۲۹ خردادماه ۱۳۱۶

زادگاه: تهران 

محل زندگی: هانوفر، آلمان

ملیت: ایرانی و آلمانی

محل تحصیل: دانشگاه یوهانس گوتنبرگ

پیشه: جراحی مغز و اعصاب

ادامه
هانده دوغان دمیر,بیوگرافی هانده دوغان دمیر,تحصیلات هانده دوغان دمیر بیوگرافی هانده دوغان دمیر، بازیگر جوان ترکیه ای (+ تصاویر)

زاده: ۲۲ نوامبر ۱۹۸۵

زادگاه: آنکارا – ترکیه

قد: ۱۷۰ سانتیمتر 

مدرک: لیسانس رشته جامعه شناسی

شغل: بازیگر

ادامه
انواع دیالوگ های بهروز وثوقی,بهترین دیالوگ های بهروز وثوقی,دیالوگ های بهروز وثوقی

دیالوگ های بهروز وثوقی بهروز وثوقی متولد ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ در شهرستان خوی و از ستاره های سینما و تئاتر اهل ایران است. وثوقی پیش از بازیگری در سینما، کارمند اداره دارایی و بعد دوبلور و گوینده رادیو تلویزیون بود. بهروز وثوقی محبوبیتی افسانه ای بین مردم و سینما دوستان دارد و یکی از محبوب ترین چهره های سینمای ایران بوده است. دیالوگ های بهروز وثوقی بهروز وثوقی را باید ستاره سینمای متفاوت ایران دانست. موج نو سینمای ایران با فیلم قیصر شروع شد و بهروز وثوقی قیصر بود. نقش های متفاوتی که او بازی کرد احتمالا در تاریخ سینمای ایران بی سابقه باشد از قیصر گرفته تا رضا موتوری، سوته دلان، گوزن ها، همسفر، کندو، تنگسیر و بسیاری دیگر....بهروز وثوقی نماد و سمبل خشم و عشق و تنهایی های یک نسل بود، در قیصر و گوزن ها برای نشان دادن اعتراض پاشنه ور کشید و پای حرفش ایستاد، در سوته دلان و داش آکل عاشق شد و انسان هایی دل سوخته را بازی کرد که هر روز کم تر می شدند. بهروز وثوقی همچنان قهرمان خیلی از فیلمسازها، بازیگران و عوامل سینمای گذشته و امروز ایران است. >> دیالوگ های بهروز وثوقی در فیلم داش آکل: کمر مرد رو هیچی تا نمی کنه، جز زن! من بودم و یه طوطی… حالا هم باز منم و یه طوطی، ولی دیگه نه اون طوطیِ و نه من داش آکل …. >> دیالوگ های بهروز وثوقی در فیلم قیصر: این نظام روزگاره… یعنی این روزگاره دایی. نزنی میزننت >> دیالوگ های بهروز وثوقی: اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی، دیگه من، من نیستم! من همینی ام که میبینی! مغازه که نیست دکور بچینم برات! من نه" آرزوی" کسی هستم و نه" آویزون" - ما اگه ظاهرمون به قشنگی خیلیا نیست، پیش خودمون خوشحالیم که باطنمون از خیلیا قشنگتره... - صادقانه" بد" باش! ولی با دروغ و ظاهر ادای آدم خوبا رو در نیار! >> دیالوگ های بهروز وثوقی در فیلم سوته دلان: ساعت زنگ زده ِ دیگه زنگ نمیزنه، چونکه زنگهاشو زده >> انواع دیالوگ های بهروز وثوقی: نـنـه ..! هــر چی بدبختی کشیدیــم گفتی" حکمت خداست" بــیـبــین ننــه ... نیشونـــی این حکمتو بده برم در خــونش بگم دٍ لامصـــب،،، مشکلت با مـــن چیـــه آخه..! ؟ انواع دیالوگ های بهروز وثوقی >> بهترین دیالوگ های بهروز وثوقی: میگن رفیق بازی نكن خراب میشی.... ولی كسی نمیدونه ما خرابه رفیقیم ... خوب نیستم ولی واسه رفیقام جلوی خوبا وایمیسم... >> دیالوگ های بهروز وثوقی: دایی اینو بهت بگم آدم، آدم ول معطله، من، من اینو می خوام، اونو می خوام نداره، ، باهاس دید که ، باهاس دید که اون صاحب مُرده چی می خواد این، این درست نیست دایی، درست نیست، کار از یه جا خرابه حالا از کجا خرابه، باهاس باهاس، وقت گرفت از اوستا کریم پرسید >> زیباترین دیالوگ های بهروز وثوقی: وقتی تــاس آدم بـــد نِشـــست، بد نِشـست. اما من فرار نمـی کنم. فرار آدمـو کوچــیک می کنه. ولـــــــی من تا آخرشـــو مـی رم... >> گزیده ای از دیالوگ های بهروز وثوقی: هی نیگاه کن خشگل بی معرفت اولا که سلام دویما:امیدوارم که گل غنچه همیشه رو لبات شکفته باشه سوما:اون وقتی با کامیون عشقت از سر بالایی پیچ دل ما بالا می رفتی می دونستم چیزی جز گرد و غبارت واسه ما جا نمی مونه چهارمندش:اگه از روی کرمت احوال دل ما رو بپرسی اینقده هستیم که پس نیفتیم پنجمندش:به اندازه یه کاسه ماست خوری سر سفره دوستت دارم >> دیالوگ های بهروز وثوقی در فیلم مجید: هه هه هه هه پنزر خنزر توپ داغونم نمیکنه، چش شیطون کر توپ توپم! این مال و منال مفتی همچی هلو برو تو گلو گیر نیومد حاصل یه عمر جوبگردیه! آقامون ظروفچی بود خودمون شدیم جوبچی, جوبچی! آقا مجید ظروفچیه جوبچی! هه هه هه هه میخ زنگ زده, زنجیر زنگ زده, تارزان زنگ زده, ساعت زنگ زده! حواستو ضرب کن جمع کن ضرب کن جمع کن! ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه چون زنگاشو زده >> گلچینی از بهترین دیالوگ های بهروز وثوقی: بیکارم، چون پــول ندارم، چون پــارتی ندارم، چون قوم خویــش کله گنده ندارم، چون زن ندارم، ممممصبتو شکر، اصلا تو خیال میکنی من کیـــم؟ مهندس میکانیک از یو اس آ؟ صاحاب چهارتا پمپ بنزین؟ هـــه هـــه هـــه هـه، رفیق، به امام رضا من هیــــچی نیستم... >> دیالوگ های بهروز وثوقی: وقتی آدم تنـــــها میشه به خیلی چیـــــزا دل می بنده >> دیالوگ های بهروز وثوقی در فیلم قیصر: خدایا اگه روزی روزگاری قرار بشه هر کی پیر شد دلشم کوچیکشه خدایا مارو هرگز پیر نکن که هیچ حوصلشو نداریم... >> دیالوگ های ماندگار بهروز وثوقی: حبیب:چرا نیومدی در دكون مجید:امروز جمعه است، تعطیلیه حبیب:امروز دوشنبه است، خیلی داریم تا جمعه مجید:نخیییر، تو اون تقویمه كه آقام اون سال خودش با دست خودش بهم عیدی داد امروز جمعه است حبیب: (با پوزخند) اون تقویم باطله است مجید:واسه من جمعه جمعه آقامه، شنبه شنبه آقامه، خواه مرده، خواه زنده، جخ تقلید مرده جائزه، آقا میگه پا منبر، زكی اینوووو.. .. >> دیالوگ های بهروز وثوقی: ما داداشیم... از یه خمیریم... اما تنورمون علی حده است... تنور شما عقدی بود؛ مال ما تیغه ای صیغه ای، کله شماها شد عینهو نون تافتون، گرد و تلمبه قلمبه، کله ما شد عینهو نون سنگک. هه هه هه هه... شكر بربری نشدیم ...( سوته دلان) بهترین دیالوگ های بهروز وثوقی >> بهترین دیالوگ های بهروز وثوقی: خان دایی، این پیرهن خونی رو بده به ننم، بگو خوب بوش كنه تا داغ دلش آروم بگیره، بگو قیصر گفت دو تا دیگه هم برات میارم >> دیالوگ های بهروز وثوقی: من دیگه تو این دنیا کاری ندارم، الا یه کار یعنی ۳کار، اونم این که یکی یکیشونو بفرستم اون دنیا تا کامروا بشن و ملائکها بادشون بزنن گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش