سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰
۱۰:۳۷ - ۲۷ آبان ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۰۸۰۱۵۸۴
موسیقی

استاد شجریان به روایت «نادر مشایخی»

نادر مشیخی و محمدرضا شجریان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی

 نگاه موسیقیدانی که در عرصه ارکسترال آن‌هم در نوع غربی‌اش فعالیت کرده به موسیقی ایران و آوازخوانی شناخته‌شده در این عرصه می‌تواند برای مخاطبان جذاب باشد. در این میان شاید این‌که این موسیقیدان مقدمات همکاری با آوازخوان شهیر موسیقی ایران محمدرضا شجریان را هم فراهم کرد، اما این فرصت به دست نیامد که با او اثر مشترکی را منتشر کند، به‌احتمال می‌تواند به جذابیت فضای موردنظر کمک کند.

 نادر مشایخی آهنگساز و نوازنده موسیقی غربی که در کارنامه‌اش تجربه حضور روی صحنه‌های مختلف به‌عنوان رهبر ارکستر و البته اجرای آثاری از او به‌عنوان آهنگساز به چشم می‌خورد، درباره استاد محمدرضا شجریان حرف‌هایی شنیدنی دارد. او که سال‌ها در وین اتریش به تحصیل درزمینه موسیقی غربی مشغول بود، روزگاری را در یاد دارد که آوازه سیاوش و البته بعدها محمدرضا شجریان کم‌کم ایران‌گیر شد و او که مشغول درس خواندن در خارج از ایران بود، وصف حضور شجریان در عرصه موسیقی ایران و البته آثار او را می‌شنید.

نادر مشیخی و محمدرضا شجریان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی

مشایخی همواره در گفت‌وگوهایش با اهالی رسانه، نشان داده که به پدیده‌ها و موضوعات پیرامونش درست منطبق با طرز و شیوه دیگران، نمی‌نگرد و همین تفاوت می‌تواند تجربه مصاحبت با او را برای هر روزنامه‌نگاری جذاب کند. حالا خبر رسیده به‌زودی خیابان فلامک به نام استاد محمدرضا شجریان تغییر نام خواهد یافت. حجت نظری عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از ابلاغ مصوبه شورای شهر برای نام‌گذاری خیابانی به نام استاد محمدرضا شجریان خبر داده و گفته پس از پیگیری‌های چندین‌باره اعضای شورای شهر و نیز مطالبه مردم، سرانجام شهردار تهران مصوبه پیشین شورای شهر تهران در خصوص نام‌گذاری معبری به نام استاد محمدرضا شجریان را برای اجرا ابلاغ کرد و به‌زودی خیابان فلامک که پیش‌ازاین با مصوبه شورای شهر به نام این استاد موسیقی و آواز ایرانی نام‌گذاری شده بود، به استاد محمدرضا شجریان تغییر نام خواهد یافت. به همین بهانه با نادر مشایخی هم‌کلام شده‌ایم تا برایمان از ظهور سیاوش جوان در نیمه‌های دهه چهل بگوید و البته درباره مسیری که محمدرضا شجریان با گام زدن در آن، به جایگاه امروزش رسید. 

گفت‌وگو با نادر مشایخی را در ادامه می‌خوانید:

عده‌ای آوازهای آقای گلپایگانی را در دوران جوانی شما، جلوه‌ای از نسخه روزآمد موسیقی ایرانی در آن ایام می‌دانستند. شما هم در آن روزگار همین نگاه را داشتید؟

آقای گلپا تکنیک دیگری در آوازخوانی داشت و در آثار او تعداد و چگونگی ارائه تحریر بود که اهمیت پیدا می‌کرد. مدگردی و مرکب‌خوانی کاری بود که پیش از شجریان برای مخاطب موسیقی ایرانی چندان آشنا نبود و با ظهور او به مردم ایران معرفی شد. او تأثیر مثبتی روی موسیقی ایرانی گذاشت. پیش از او دایره مخاطبان موسیقی ایرانی تنها محدود به تعداد معینی طرفدار بود، اما بعد از او این دایره وسعت گرفت و بعد از انقلاب با آثار او بود که موسیقی ایران بدل به هنری فراگیر در ایران شد.

بعد از انقلاب آقای شجریان برای برگزاری کنسرت مدام به اروپا رفت‌وآمد داشت. در آن ایام با توجه به حضور شما در وین آیا ملاقاتی با او داشتید؟

بله. من خوب به خاطر دارم که در آن روزها و درحالی‌که من در وین مشغول تحصیل بودم، اخبار فعالیت‌های آقای شجریان درزمینه موسیقی در ایران همه‌جا پیچید. در ادامه او کنسرت‌هایی پی‌درپی در اروپا و به‌خصوص وین روی صحنه برد و این ماجرا، برای من توفیقی به وجود آورد که طی آن سعی می‌کردم هرگاه آقای شجریان به اتریش می‌آید، به سراغش بروم تا هم اجراهایش را تماشا کنم و هم درباره موسیقی ایرانی با او حرف بزنم. آن‌وقت‌ها خیلی دوست داشتم آقای شجریان درباره موسیقی ایرانی حرف بزند، چون آن زمان مسائل مختلفی در موسیقی ایران وجود داشت که تئوری مناسبی برایش در نظر گرفته نشده بود. البته هنوز هم گمان می‌کنم درباره بخشی از موسیقی ایرانی این وضعیت وجود داشته باشد.

در این میان باید توضیح بدهم که کتاب آقای طلایی درباره تحلیل ردیف اثری بود که آن را خواندم و به گمانم بسیاری از ابهامات در آن کتاب پاسخ داده شده است، اما آن اثر درباره ردیف سازی است و هنوز درزمینه ردیف آوازی چالش‌ها و ابهامات زیادی وجود دارد. خوب به خاطر دارم که در همان زمان مطالبی که آقای شجریان درباره ردیف آوازی ارائه می‌داد، برای من خیلی جذابیت داشت و می‌توانست راهگشا باشد. آن زمان من از موسیقی به sound رسیده بودم، نه از کلام. با این توضیح، اعتقاد داشتم که اصلاً کلام برای موسیقی نیاز نیست. استدلال من هم این بود که موسیقی هنری مستقل است. آقای شجریان اما درباره موسیقی ایرانی تعریفی را مطرح کرد که به گمانم تا همین امروز کامل‌ترین و البته ساده‌ترین تعریف دراین‌باره بود. او گفت:«دلیل حضور موسیقی ایرانی در این نقطه آن است که بتواند زاویه‌های گوناگون متنی را که می‌خوانید، برایتان روشن کند و برای شنونده امکانی را ایجاد کند که طی آن زوایای عاطفی عمیق دیگری را از متن اولیه بیرون بکشد.» به گمان من این تعریف نه‌تنها تعریفی کامل برای موسیقی ایرانی است که باید آن را به‌طور کل تعریفی بر پایه عادات شنیداری به‌حساب آورد. با این توضیح، یکی از این عادت‌ها، عادت‌های شنیداری در موسیقی ایرانی است. این ویژگی در موسیقی ایرانی را می‌توان شبیه به موسیقی دوره باروک دانست. در آن موسیقی هم متن نقش بسیار مهم و پررنگی را ایفا می‌کند. کسی همچون باخ آهنگ‌ساز ایده است نه صدا. او می‌خواهد ایده‌اش را از طریق موسیقی منتقل کند و این روند در موسیقی ایرانی هم هست.

از نگاه شما موسیقی ایرانی چه پیشینه‌ای داشت که آقای شجریان توانست آن را با بیانی نو ارائه کند؟

دراین‌باره می‌توانم به نقلی که از ابوالحسن‌خان صبا به ما رسیده استناد کنم. ظاهراً او به شاگردانش توصیه می‌کرد که برای درک و دریافتی درست از موسیقی ایرانی پای منبر مداحان بنشینند و از آن‌ها ایده بگیرند. البته آنچه از ذهن آقای صبا از نوحه‌خوانی وجود داشته مربوط به همان زمان بوده و ارتباطی بین آن و مداحان امروز نیست. تا آنجا که من می‌دانم نوحه‌خوانی یک ویژگی مهم و جذاب داشت و آن، این بود که هرکدام از ائمه گوشه مخصوص به خودشان را در ردیف موسیقی ایرانی داشتند. این گوشه‌ها امروز در دستگاه‌های مختلف موسیقی ایرانی وجود دارد و از میان آن می‌شود به گوشه حسینی اشاره کرد.

برای مثال کسی که می‌خواست برای حضرت زینب(س) نوحه بخواند، حتماً باید نوحه‌خوانی در آواز بیات ترک خوانده شود یا نوحه حضرت علی (ع) لزوماً باید در دستگاه شور باشد. نکته جالب دراین‌باره آن است که در این نوع استفاده از ردیف، موسیقیدان یا نوحه‌خوان از موسیقی بهره‌ای می‌برد که لزوماً موسیقایی نیست بلکه با معنویت ارتباط پیدا می‌کند. در موسیقی دوره باروک چنین نگاهی را می‌شود سراغ گرفت. در موسیقی آن دوره بیش از پانصد فیگور وجود داشت که هرکدامش معنایی مشخص می‌داد. برای نمونه می‌شود از فیگور نفرت و فیگور عشق نام برد. در این میان خوب است مثالی از کتاب‌های موسی معروفی بیاورم. اگر در آثار مکتوب او دیده باشید، آقای معروفی بر سر هر گوشه‌ای، بیتی شعر آورده است. آن بیت شعر یک یادآوری برای کسی است که می‌خواهد آن گوشه را اجرا کند تا همیشه یادش باشد اگر خواست در آن گوشه بخواند باید شعری را انتخاب کند که حال و هوا و فضای آن بیت را داشته باشد.

با توجه به توضیحات شما، آیا موافقید که میان خوانندگان مختلف درزمینه موسیقی ایرانی پیش از انقلاب تفاوت وجود داشت و در اصطلاح مخاطب با صداهایی مواجه بود که از نظرگاه‌های مختلف، باهم فرق می‌کردند؟

در آن ایام هر خواننده‌ای ویژگی‌ها و مختصات خودش را داشت. بر همین اساس هم بود که از آقای بنان انتظاری داشتیم که با انتظارمان از آقای قوامی یا آقای شهیدی فرق می‌کرد. از اکبر گلپایگانی هم انتظاری می‌رفت که با انتظاری که از سیدجواد ذبیحی داشتیم، متفاوت بود.

در این مسیر چه اتفاقی رخ داد که به تعبیر برخی از منتقدان، موسیقی ایرانی بعد از انقلاب تک‌صدایی شد؟

در دهه اول و تا نیمه‌های دهه دوم پس از انقلاب تنها دو خواننده درزمینه موسیقی ایرانی امکان فعالیت رسمی داشتند؛ شهرام ناظری و محمدرضا شجریان. البته یکی دو نفر دیگر هم ازجمله محمد گلریز به‌عنوان خواننده کار می‌کردند که مخاطبان آنان را به‌عنوان خوانندگان سرودهای انقلابی می‌شناختند.

با مدنظر قرار دادن کارنامه هنری آقای شجریان، از نگاه نادر مشایخی میراثی که این هنرمند برای موسیقی ایرانی باقی مانده، دقیقاً چیست؟

کارنامه هنری آقای شجریان بسیار پربار و قابل‌توجه است، اما گاهی گروهی از طرفداران این هنرمند بزرگ تلاش می‌کنند این گزاره را جا بیندازند که آقای شجریان بالاترین سطح موسیقایی ممکن در طول تاریخ، از سوی او ارائه شده و بر همین اساس می‌گویند مثلاً موسیقی ایران در طول تاریخ یک ستون اصلی داشته و دارد و آن‌هم آقای شجریان است. درحالی‌که یکی از افراد نزدیک به آقای شجریان دراین‌باره می‌گفت شخص آقای شجریان به این معتقد نیست که قبل و بعد از او درزمینه موسیقی در ایران هیچ هنرمندی وجود نداشته و نخواهد داشت و این تنها منم که باید به‌عنوان قله موسیقی ایران معرفی بشوم.

آقای شجریان در طول حدود ۵دهه فعالیت مستمر و در سطح حرفه‌ای آثار گوناگونی را روانه بازار موسیقی کرد اما اگر بخواهیم هر یک از این آثار را در دهه‌های مختلف فعالیت او بررسی کنیم به‌احتمال با کیفیت‌هایی متفاوت روبه‌رو خواهیم شد. گروهی هم بر این عقیده‌اند که آثار سال‌های پایانی فعالیت آقای شجریان از نظر کیفی قابل‌مقایسه با سطح کیفی آثار منتشرشده با صدای او در سال‌های قبل، نیست. نظر شما درباره این گزاره چیست؟

به‌هرحال سن و سال هر انسانی در گذر زمان، بالا می‌رود و در این رهگذر توانایی صوتی آدم‌ها هم دچار تغییر می‌شود. از نگاه من هم ممکن است این گزاره صحیح باشد که آقای شجریان در کارهای آخرش در قیاس با سال‌های قبل، به‌عنوان یک خواننده آن‌قدر سرحال نبوده است. به هر شکل همان‌طور که توضیح دادم و البته واضح است، همه آدم‌ها با گذر عمر به پیری و خستگی هم می‌رسند و هرکسی در ایام جوانی در قیاس با ایام کهولت توانمندی‌های بیشتری دارد. در ادامه باید به این نکته هم اشاره کنم که در اروپا یک آوازخوان درنهایت تا سن ۵۵ سالگی به خواندن ادامه می‌دهد و شاید در همه دوران تعداد کسانی که به کارشان درزمینه خوانندگی ادامه داده‌اند، به ۱۰ نفر هم نرسد. با این توضیح، باید توجه کنیم که توانایی کامل حنجره تا سن و سال مشخصی حفظ می‌شود و بعدازآن دیگر کشش و انعطاف گذشته را نخواهد داشت.

در این رهگذر هم می‌توان به این نتیجه رسید که یک خواننده در مقایسه با یک آهنگساز زمان بسیار کمتری را برای ارائه اثر هنری در اختیار دارد چون به‌طور میانگین هر خواننده می‌تواند نهایتاً سی‌وپنج سال به فعالیت حرفه‌ای بپردازد، درحالی‌که یک آهنگساز گاهی این امکان را دارد که تا صدسالگی هم آهنگسازی کند. الیوت کارتر برای توضیح درباره این موضوع می‌تواند مثال خوبی باشد. او تا سن ۱۰۷سالگی زندگی کرد و ۱۰۶ سال سن داشت که روی صحنه رفت و کنسرت پیانویش را برگزار کرد. یادم می‌آید که یک‌بار با او تماس گرفتم تا جویای احوالش شوم. از او پرسیدم امروز چطوری؟ حالم زیاد خوب نیست. گمان می‌کنم امروز ۱۰۵ ساله شده باشم. گفتم چطور وقتی ۱۰۴ ساله هستی، حالت خوب است اما وقتی ۱۰۵ سال می‌شود، حالت بد می‌شود؟ منظور او این بود که در ۱۰۵ سالگی پیر شده‌ام.

آیا در این لحظه خاطره جالبی از آقای شجریان در ذهن دارید که بخواهید برای ما بازگو کنید؟

بله. به یاد دارم که یک کارگردان هلندی قرار بود فیلمی بسازد و از آقای شجریان هم دعوت کرد، بیاید و در بخشی از آن فیلم حرف بزند و البته آوازی هم بخواند. آقای شجریان بااین‌که سنش بالا بود، آمد و به‌خوبی در آن فیلم سخن گفت و در ادامه به زیبایی تمام، بدون هیچ نقصی و بدون هیچ الگویی، چنان آوازی خواند که آن کارگردان هلندی مات و مبهوت شد. آن کارگردان بعد از فیلم‌برداری گفت که بدون بلد بودن فارسی و بعدازاین‌که آقای شجریان آوازش را خواند، فهمیدم چه گفت؟ این سخن نشان می‌دهد که آن کارگردان هم اثر را تأویل کرده و از شنیدنش لذت برده است. به نظر من این اتفاق، اتفاق بسیار زیبایی بود، چون طی آن یک آوازخوان ایرانی با هنرش توانست به یک هلندی موسیقی ایرانی را بفهماند. آن آواز، ازنظر فرم، ساختار و تکنیک بسیار عالی خوانده شد.

* رضا نامجو

hamdelidaily.ir
  • 13
  • 1
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
مطالب پیشنهادی,وبگردی
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
مسیح مهاجری,زندگینامه مسیح مهاجری,فعالیت های مسیح مهاجری زندگینامه مسیح مهاجری سیاستمدار ایرانی (+ تصاویر)

زاده:۱۳۲۶ 

زادگاه:تنکابن،  ایران

ملیت:ایرانی

پیشه:مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی

دین:اسلام

ادامه
شفیعی کدکنی,دکتر شفیعی کدکنی,محمد رضا شفیعی کدکنی زندگینامه شفیعی کدکنی شاعر معاصر ایران (+ تصاویر)

زاده:۱۹ مهر ۱۳۱۸

زادگاه:کدکن،  نیشابور

ملیت:ایرانی

پیشه:شاعر،  استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده

دین:اسلام

ادامه
سرگی برین,زندگینامه سرگی برین,جوایز سرگی برین بیوگرافی سرگی برین موسس شرکت گوگل (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۲۱ اوت ۱۹۷۳

قد: ۱.۷۳ متر

ملیت: آمریکایی

زادگاه: مسکو، روسیه  SFSR، اتحاد جماهیر شوروی

مذهب: یهودی

ادامه
رودکی,شاعر رودکی,آثار رودکی سمرقندی زندگی نامه رودکی استاد شاعران و پدر شعر فارسی + آثار

زادروز:۱۱ رمضان ۲۴۴( قمری)

زاد گاه:پنجکنت، تاجیکستان کنونی

زمینهٔ کاری:شاعر، موسیقی دان

ملیت:ایرانی

مرگ:۳۲۹( قمری)

در زمان حکومت:سامانیان

ادامه
حسین یاری,حسین یاری و خانوده اش,حسین یاری و همسرش بیوگرافی حسین یاری (بازیگر و کارگردان سینما) و آثار وی + تصاویر

تاریخ تولد: ۱۶ دی ۱۳۴۶

زادگاه: تهران

وضعیت تاهل: متاهل

فرزندان: سروش، سارا و علی

سالهای فعالیت: از ۱۳۵۸ تاکنون

ملیت:ایرانی

ادامه
حضرت ابوالفضل (ع),روز شهادت حضرت ابوالفضل (ع),نام همسر حضرت ابوالفضل (ع) زندگینامه حضرت ابوالفضل (ع) و نحوه ی به شهادت رسیدنش

کنیه:ابوالفضل، ابوالقاسم

زاده:۴ شعبان سال ۲۶ق.

زادگاه:مدینه

درگذشت:۱۰ محرم سال ۶۱ قمری

مدفن: کربلا

ادامه
آریگو ساکی,افتخارات ملی آریگو ساکی,زندگی نامه آریگو ساکی بیوگرافی آریگو ساکی سرمربی سابق تیم ملی ایتالیا (+ تصاویر)

زاده:۱ آوریل ۱۹۴۶

زادگاه:فوزینیانو،  ایتالیا

ملیت:ایتالیایی

قد:۱٫۷۰ متر

سمت:سرمربی 

ادامه
ژونگ شان شان,میزان ثروت ژونگ شان شان,عکس های ژونگ شان شان زندگینامه ژونگ شان شان ثروتمندترین آب‌معدنی‌فروش چین (+ تصاویر)

زاده:۱۹۵۴

زادگاه:هانگژو، چین

ملیت:چین

سمت:اهالی کسب وکار

شناخته‌شده برای:Founder, Nongfu Spring

Owner, Wantai

ادامه
عباس عراقچی,تیم مذاکرات هسته ای عباس عراقچی,سید عباس عراقچی اراک بیوگرافی عباس عراقچی سیاستمدار کشور و سوابق شغلی اش (+ تصاویر)

زاده:۱۳۴۱

زادگاه:تهران

ملیت:ایرانی

سمت:دیپلمات و سیاستمدار ایرانی ، معاون سیاسی وزارت امور خارجه

دین:اسلام

ادامه
دیالوگ های داریوش ارجمند,دیالوگ های داریوش ارجمند در سریال ستایش,دیالوگ های داریوش ارجمند در فیلم ستایش

بهترین دیالوگ های داریوش ارجمند در ستایش دیالوگ های ماندگار سینمای ایران بسیار گسترده شده اند. با این که دیالوگ ها توسط فیلمنامه نوشته می شود، ولی میزان تاثیرگذاری آن ها به عواملی چون طرز گفتن و حس بازیگران در هر صحنه ای ربط دارد که یکی از آن ها دیالوگ های داریوش ارجمند می باشد. دیالوگ های داریوش ارجمند دیالوگ های هر سریالی میتوانند آموزنده و زیبا باشند.  باتوجه به همین اصل یکی از پایه های ماندگاری فیلم ها را باید دیالوگ هایی دانست که هر بازیگر بکار می برد. در ادامه با بهترین دیالوگ های داریوش ارجمند آشنا شوید: > دیالوگ های داریوش ارجمند در سریال ستایش روزی که جناره ی منو بدن به خاک اونیکه بیشتر اذیتم کرده بیشتر گریه میکنه اونیکه نخواسته منو ببینه میاد برا دیدن جنازم اونیکه دستمو نگرفت جلوتر از همه میره زیر تابوتم اونیکه نخواست سلامم کنه میاد واسه خدافظی عجب روزیه اون روز... > دیالوگ های داریوش ارجمند میگن یه روز یه پدر و پسر باهم راه میرفتن دست پدر رو شونه پسر بود پدر یهو پرسید من زورم از تو بیشتره یا تو زورت ازمن. پسر نه گذاشت و نه برداشت گفت: من! خیلی به پدر برخورد خیلی اومد کنار دیوار وایساد به پسرش نگاه کرد گفت آره شاخ شمشاد قد کشیدی، بازوت کلفت شده بایدم بی تعارف بگی زورت بیشتره گفت نه پدر! زور شما بیشتره! پدر گفت دکی تو که دو دیقه پیش یه چیز دیگه گفتی! پسر گفت اونموقع که گفتم  زورم بیشتره دست شما رو شونم بود! واسه همین از همه دنیا قویترم! افتاد؟!!! انواع دیالوگ های داریوش ارجمند > دیالوگ های به یادماندنی داریوش ارجمند ببین تا حالا شنیدی یه پرنده وقتی رو یه شاخه میشینه ترس اینو داشته باشه که شاخه بشکنه؟ راستش ازش نپرسیدم ولی فکر کنم نه نشنیدم واسه چی؟ نمیدونم ببین واسه اینکه پرندهه اطمینانش به بال خودشه نه به شاخه به پریدنشه نه به این شاخه نشد یه شاخه ی دیگه افتاد؟!!! > دیالوگ داریوش ارجمند دمت گرم خوشم اومد، اهل معامله ای یه چیزی میگیری، یه چیزی جاش میدی من راضی هستم > انواع دیالوگ های داریوش ارجمند من عادت کردم غصه هر اتفاق بدو یدفعه بخورم نه تمام عمر هر اتفاق بدی رو، باید یه روزی یادت بره  تموم شد و رفت رفتنی رفت، تموم حالا باید به فردا فکر کنیم به چیزای خوبی که هست به چیزای خوبی که باید باشه > دیالوگ های کوتاه داریوش ارجمند درمورد مجموعه ستایش میدونی حاجی داشتم فکر میکردم شب اول قبرم نکیر و منکر میان سراغم میپرسن.... حشمت فردوس تو این همه سال زندگی... یه روز دل خوش داشتی؟!! میگم نه میگن یه دفعه از ته دل خندیدی؟!! میگم نه میگن مسافرت رفتی؟!! میگم نه دریارو دیدی؟!! جنگل رفتی؟!! میگم نه میدونی؟!! اونوقت اونا میگن وقت مارو بیخودی نگیر مرد حسابی تو به جهنم عادت کردی برو اونطرف بهترین دیالوگ های داریوش ارجمند > دیالوگ های کوتاه داریوش ارجمند در سریال ستایش ببین آدم سه تا حرفه آ دال میم ولی آدم بودن خیلی حرفه > دیالوگ های داریوش ارجمند در فیلم جرم خدا اگه به پرنده ای آشیونه نده، خونه نده همه ی عمر مجبور به پروازش می کنه خدا! ما آشیونه نداریم. به ما پرواز بده. گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش