یکشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹
۱۰:۲۲ - ۰۲ خرداد ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۰۳۰۰۰۸۷
تئاتر شهر

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال ۹۸

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر
در سال ۹۸ بازیگران مرد حضور فعالانه‌تر و در ضمن خلاقانه تری نسبت به گذشته در صحنه‌های تئاتر داشته اند؛ و این همان پیامد حضور بیشتر و پر رنگ تری است که می‌تواند هر بازیگری را بازیگرتر سازد.

به گزارش میزان، در سال ۹۸ بازیگران مرد حضور فعالانه‌تر و در ضمن خلاقانه تری نسبت به گذشته در صحنه‌های تئاتر داشته اند؛ و این همان پیامد حضور بیشتر و پر رنگ تری است که می‌تواند هر بازیگری را بازیگرتر سازد. مطمئنا در این بررسی برخی از بازیگران به دلیل دیده نشدن کارشان از قلم افتاده اند، اما در کل سعی شده است به نمونه‌های قابل تاملی استناد شود که هر یک به گونه‌ای با بهره مندی از شیوه‌ای درست‌تر وجه تمایزی را برای برجسته شدن بازی هایشان در نظر گرفته اند.

بانیپال شومون/فرانکشتاین

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

شاید بانی پال شومون در نقش فرانکنشتاین به نویسندگی و کارگردانی ایمان افشاریان بهترین این مجموعه باشد که هم به لحاظ فیزیکی و هم برخورداری از گریم و مهمتر از همه شیوۀ بازیگری از چنین وجه تمایزی برای نمایاندن یک نقش دشوار برآمده است.

بازی در نمایشی که برخوردار از وجوه علمی و تخیلی و به دنبال ارائه فضایی مرتبط با نوعی تئاتر وحشت است، به هر تقدیر شیوه و فنون خود را می‌طلبد. بانی پال شومون نیز در این سال‌ها با سخت کوشی و بی ادعا بودن دارد مسیر بهتری را برای بازیگر شدن می‌گذراند. در نقش فرانکشتاین نیز او باید همانند هیولای بی رحم و بی عاطفه برخورد نماید و باید بدن و رفتار زمخت و خشنی داشته باشد که ما را نسبت به ایجاد یک فضای غیر عادی آشنا کند و بازیگر هم باید با رفتار و میمیک و گریم ولباس در این فضا جولان دهد و البته که چنین خواهد شد.

نادر فلاح/کثیرالاضلاع

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

در نمایش کثیرالاضلاع به کارگردانی و بازی نادر فلاح، (و همراهی میترا حجار) اگر مخاطبی بخواهد به استناد میزانسن‌ها کار را نقد کند با برخورد تند و تیز شیرازۀ کار را از هم می‌پاشاند و سویه‌های نقدش مانع از درک درستش خواهد شد، اما اگر به بازیگری و چیره شدن جریان بازی‌ها در کلیت اجرا دقیق شود متوجه خواهد شد که در عین سادگی همه چیز دارد؛ و داوری اش رنگ درست به خود می‌گیرد و فضایی مبتنی بر حضور بازیگر خیلی کنشمندانه در حال شکل گرفتن است که ما را متوجۀ دو تایی‌های مختلف تاریخ می‌کند که هر یک به گونه‌ای دارند بر این وضعیت رو به نابودی و تراژیک صحه می‌گذارند. این بازی با روال دو گانه حضور نادر فلاح و ایفاگر نقش دوم یعنی میترا حجار شکل می‌گیرد.

این اثر نمایش کمدی براساس دوتایی‌های است که برخی از آن‌ها مانند "هیتلر و هیملر" و "دن کیشوت و سانچو پانسا" معروفند و بعضی از آن‌ها چندان شناخته شده نیستند. نمایش با رابطۀ فرانسیسکو گویا نقاش جهانی و اهل اسپانیا و گفتگویش با یک کشیش آغاز می‌شود. بعد نوبت به دن کیشوت و سانچو می‌رسد با آن اسب و خر معروف شان و پای همان آسیابی که پیش از حمله ور شدن دن کیشوت به سوی آن، زمینه ساز یک گپ دو نفره با پذیرفتن‌ها و رد کردن‌های سانچو همراه می‌شود. سپس نوبت به هیتلر و هیملر می‌رسد که دارند با واژگان بزرگ نما شده، وضعیت جنگ را توصیف می‌کنند، اما این جنگ قرار نیست به سود آن‌ها باشد و بازی شکل واژگون می‌گیرد و نابودی هیتلر اتفاق می‌افتد. بعد نوبت به گفتگوی سوفوکل و محمد چرمشیر نمایشنامه نویس می‌رسد که درباره متن‌ها و جهان پیش رویشان حرف می‌زنند. بیشتر یک شوخی است و ما را می‌خنداند از این احضار روح سوفوکل که با آبجویش دارد گفتگو را گرم می‌کند. سرآخر هم سهراب شهید ثالث و سوزنبان پیر و بازنشسته اش در فیلم طبیعت بیجان که خود را بیکار و اخراج شده می‌پندارند، پا به صحنه می‌گذارند و از تلاطم این دو بیشتر یک مفهوم به حالت تک گویی و شاید هم بهتر است بگوییم خطابه شکل می‌گیرد. نادر فلاح فرز و چابک بر آن هست از این نقش به نقش بعدی لباس عوض کند و با فیگور‌هایی باورپذیر و صداسازی‌های کمیک ما را متوجۀ بازی‌های خلاقه اش گرداند.

مجید رحمتی/کریملوژی

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

مجید رحمتی با سازو کار و هدایت رضا بهرامی اشک و لبخند را همزمان به تماشاگر القا می‌کند و ما با روالی نسبتا خلاقه و نوعی مواجهه تازه همراه می‌شویم. نمایش کریمولوژی به نویسندگی مهران رنج بر به دلیل حضور پر رنگ تکنیک‌های متفاوت نمایش‌های ایرانی و به کارگیری درست و به قاعده یشان تبدیل به یک کلاس بازیگری شده است و مجید رحمتی، بازیگر، اندوختۀ بسیار گران بهایی از این همه نمایش ایرانی را در کنار هم چیده است که بتواند بر ارزش‌های معتبر نمایش‌های ایرانی صحه بگذارد.

مجید رحمتی در اجرای دقیق و ظریف کریمولوژی انگار که دارد خلق الساعه کلاس بازیگری برگزار می‌کند و ما در شگفتیم از این همه توش و توانی که این بازیگر دارد و این همه امکان رشدی که شیوه‌های نمایش ایرانی برای هر بازیگری می‌تواند فراهم سازد. اینکه ژست‌ها و فیگور‌ها هر چقدر هم سخت باشند، اما با فراگیری شان بازیگری را مثل آب خوردن می‌کنند، چون دیگر می‌توان با تعریف‌های ویژه نقش‌ها و تیپ‌ها را با کمترین تغییری ارائه کرد. زن پوشی و پادشاه شدن دو مثال بارز است. زنی که با لمیدن و با حرکت دامن تداعی می‌شود و ناصرالدین شاه سبیل از بناگوش دررفته‌ای دارد که با دو سویۀ کلنگ به راحتی نمایان می‌شود. حالا صداسازی مکمل این لحظات نمایشی است و بازیگر به درستی در درازای اجرایش از این تنوع‌ها لذت بسیاری را خوراک روح و روان تماشاگرانش خواهد کرد.

سامان دارابی/سکوت سفید

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

بازیگران در نمایش سکوت سفید نوشته سم شپارد و کار کورش سلیمانی حضور ساده و درستی دارند و در عین حال امکان رشد را از خود سلب می‌کنند شاید متن بیشتر از این هم برایشان نداشته است و اگر هم دارد فعلا با این بازی‌ها معلوم نیست. اما سامان دارابی کودکانه بازی می‌کند و این همان وجه تمایزی است که نقش را کمی برجسته می‌کند نسبت به دیگرانی که در خطوط معلوم‌تر به دنبال درست بازی کردن هستند. شاید همین گذر از خطوط معلوم هست که می‌تواند نقش را برجسته‌تر گرداند و دارابی خطاپذیرانه از بقیه درصدد درک بهتر جان براون بوده و به همین سادگی به مرحله‌ای از کشف بهتر پا نهاده است. یک بازی عجیب‌تر که ما را با جان براون رمزآلود مواجه می‌کند. او در واقع ساده بودن یک آدم را تا سطح یک کودک شیرین بازی می‌کند و به باورپذیری مرموزانه تری دست می‌یابد.

کاظم هژیر آزاد/یک مرد و یک زن

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

در نمایش یک مرد و یک زن به نویسندگی الکسی آربوزف ترجمه مهین اسکویی و کارگردانی هوشمند هنرکار که داستانی عاشقانه را روایت می‌کند؛ دو شخصیت حضور دارند که کاظم هژیرآزاد و ناهید مسلمی ایفاگر نقش آن‌ها خواهند بود. عاشقانه جذاب، لطیف و طنازی است برای میانسالی. لیدیا (ناهید مسلمی) بیمار آسایشگاهی است که رادیون (کاظم هژیرآزاد) مدیر آن است و نمایش قصه ارتباط متفاوت، زیبا، عاشقانه و طنزآمیز این دو است

بازی کاظم هژیرآزاد در یک زن و یک مرد تماشایی است و خیلی متمرکز است که این زوج را از یک تلاقی و تصادف به پیوندی ابدی و شورانگیز نزدیک‌تر کنند. این همان روالی است که می‌تواند بستر نمایش را قابل باور سازد و ما به تدریج از تماشایش دچار حس وحال خوبی شویم.

از سوی دیگر این دو بازیگر و هوشمند هنرکار ریشه در مکتب تئاتری آناهیتا دارند که حالا به ضرورت اجرایی در کنار هم قرار گرفته اند که به گونه‌ای آن روزگار به سرانجام نرسیده از سوی مصطفی و مهین اسکویی را در یک اجرای کوچک، ساده، اما بسیار موثر پیش رویمان قرار دهند. به هر روی این هم بخشی از هویت تئاتر ماست که همچنان ریشه دار مسیر خود را می‌پیماید و با چیره شدن بر سد‌ها و برداشتن آنها، همچنان تئاتر را به شکل درست و آرمانی و با تکیه بر اصالت هایش پیش رویمان قرار می‌دهد. کاظم هژیرآزاد هم به دنبال القای مفاهیم و احساساتی است که واقعیت‌های مبتنی بر شکل گرفتن یک رابطه عاطفی را پس از سال‌ها لمس تجربه‌های تلخ و تراژیک برایمان باورپذیر سازد.

آیت نجفی/ استاد نوروز پینه دوز

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

بازیگران حضور فعالی در اجرای نمایش استاد نوروز پینه دوز نوشته احمد کمال الوزاره محمودی و کار رحمت امینی دارند و آیت نجفی با تسلط بر آواز، حرکات موزون و تیپ سازی برجسته در نقش استاد نوروز تمام توانش را ارائه می‌کند و بسیار هم در آنچه باید تداعی شود تلاش کرده است. او بازیگری است در برون فکنی احساسات وجه تاکیدی رفتارهایش را بر شیوۀ بازیگری نمایش‌های ایرانی قرار می‌دهد و این گونه است که از ترکیب این تکنیک‌ها و شیوه‌ها به برداشت و برآیند درستی از نقش و نقش نمایی یک مرد زنباره ایرانی که تا نابودی حانواده اش اصرار بر زن گرفتن دارد، پیش خواهد رفت. به هر روی می‌دانیم که بازیگری در نمایش‌ها کمدی ایرانی برخوردار از فنون و توش و توان ویژه‌ای است که آین نجفی به درستی بر آن‌ها تاکید می‌ورزد و بازی در خوری را برایمان به نمایش می‌گذارد.

امیر نوروزی/لانچر ۵

نگاهی به بازیگران مرد تئاتر در سال 98,اخبار تئاتر,خبرهای تئاتر,تئاتر

شاید شیوۀ ناتورالیستی بیشتر از هر شیوۀ دیگری بتواند بازی بازیگران را با برانگیختگی احساسات به همذات پنداری با نقش و در عین حال محبوبیت همراه کند. چنانچه در اجرای لانچر ۵ چنین شیوه‌ای بازیگرانی را که برای نخستین بار در یک اجرای عمومی و حرفه‌ای حضور دارند، بیش از بسیاری از بازیگران که از پیشینیه برخوردارند، مطرح می‌سازد.

این نمایش بازی‌های در خور تاملی دارد و نمی‌توان بازی هیچکدام را بی اهمیت دانست، چون هر دو کارگردان به درستی انتظاراتشان را در هدایت بازیگران مطرح کرده اند و اتفاقا از هر دو شیوه ناتورالیستی و اتکای به ژست و فیگور برای واقع نمایی بهتر نقش‌ها بهره‌مند شده اند و حیف است که این بازی‌ها در چشم و دل مخاطبان حقیقی تئاتر ایران ننشیند.

بازی‌ها روان و باور پذیر است و هیچ یک از بازیگران با آنکه ناشناخته اند و شاید از تجربۀ کافی نیز برخوردار نباشند، اما به درستی هدایت شده اند و با نکات ریز و درشت ما را متوجه این روانی در رفتار و گفتارشان خواهند کرد. کارگردانی اثر این فرآیند بازی‌ها را دچار نوعی هماهنگی عجیب بین بازیگران کرده است که پیامدش همانا

تسلط شیرین و دوست‌داشتنی بازیگران در لحظه لحظۀ کار شده است.

امیر نوروزی (در نقش شایگان) شاید به دلیل داشتن شخصیت محوری بیشتر دیده می‌شود و ما را متوجۀ بازی اش می‌کند. بازیی که باید مزورانه باشد و ما را دچار بازتابی از آن شرایط کند که او برای خودخواهی هایش از هیچ نوع رفتار زشت و پلیدی چشم نمی‌پوشد. افسری که دسیسه می‌کند و از تهدید بهره می‌برد تا حقایق تلخ یک جنایت را در پادگان نظامی آشکار کند، اما پس از افشای حقیقت همه چیز را انکار می‌کند، چون خواسته او ماندن در لباس و ترفیع درجه است و نه چیزی بیش از این. امیر نوروزی از شکنجه بهرۀ لازم را می‌برد تا بی رحمانه و سنگدلانه بودن شایگان را بهانه قرار دهد برای برجسته شدن نقشی که همه را متاثر می‌سازد؛ بنابراین گاهی بازی منفی بر مثبت می‌چربد و باعث جولان دادن بازیگرش در صحنه خواهد شد، چون دور بودن از نقش است که مسیر را دشوار و نایاب می‌کند، اما بازیگری که بازیگر باشد از پس آن برخواهد آمد.

  • 10
  • 4
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
شیخ بهایی,درباره شیخ بهایی,لقب شیخ بهایی زندگی نامه شیخ بهایی شاعر و عارف ایرانی (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۷

زادگاه: بعلبک، لبنان

تاریخ مرگ: ۱ سپتامبر ۱۶۲۱

آثار برجسته: کشکول

محل دفن: حرم امام رضا (علیه السلام)، مشهد، ایران

ملیت: ایرانی

ادامه
محسن ربیع خواه,افتخارات محسن ربیع خواه,بازی های باشگاهی محسن ربیع خواه بیوگرافی محسن ربیع خواه و تصاویری از وی

زادروز: ۳ دی ۱۳۶۶ ‏

زادگاه: تهران

قد: ۱٫۷۹ متر

پست: هافبک دفاعی، مدافع

ملیت: ایرانی

ادامه
مهدی کوشکی,ازدواج اول مهدی کوشکی,گروه لیو مهدی کوشکی بیوگرافی مهدی کوشکی بازیگر و کارگردان سینمای ایران + تصاویر همسرانش

تاریخ تولد: مرداد ماه ۱۳۵۹

محل تولد: خرم آباد، ایران

حرفه: بازیگر، نویسنده

ملیت: ایرانی

تحصیلات: لیسانس ادبیات نمایشی

قد: ۱.۷۰

ادامه
حضرت زینب (س),زندگینامه حضرت زینب (س),سرگذشت حضرت زینب (س) زندگی نامه حضرت زینب (س) از کودکی تا به شهادت رسیدنش

نام پدر: حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

نام مادر: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ناریخ ولادت: پنجم جمادی الأولی سال پنجم (یا ششم) هجری قمری

محل تولد: مدینه منوره

همسر: عبدالله بن جعفر بن ابی‎طالب

وفات: شب یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری قمری

ادامه
خواهران منصوریان,زندگی نامه خواهران منصوریان,زندگینامه خواهران منصوریان بیوگرافی خواهران منصوریان ( شهربانو - الهه - سهیلا ) + تصاویر

ملیت: ایران

زادهٔ: ۸ بهمن ۱۳۶۴

محل تولد: سمیرم

قد: ۱٫۷۵ متر

وزن: ۶۰ کیلوگرم

ورزش: ووشو

ادامه
نظامی گنجوی,کتاب نظامی گنجوی,زندگی نامه ی نظامی گنجوی زندگینامه نظامی گنجوی و آثارش (+ تصاویر)

زادروز: ۵۳۷ هـ. ق گنجه

محل زندگی: گنجه

ملیت: ایرانی

پیشه: شاعر، تاریخ نگار و داستان سرا 

سبک: عراقی

عنوان: حکیم نظامی

ادامه
محمود فکری,عکس محمود فکری,تعداد بازی ملی محمود فکری بیوگرافی محمود فکری و فوتبالیست شدن او (+ تصاویر)

زادروز: ۴ مرداد ۱۳۵۲

زادگاه: جوی بار، ایران

پُست: مدافع

ملیت: ایرانی

سال فعالیت: ۱۳۶۵

ادامه
سحر قریشی,طلاق سحر قریشی از همسرش,زندگی نامه سحر قریشی بیوگرافی سحر قریشی و علت مشهور شدنش (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۶ دی ماه ۱۳۶۶

زادگاه: تهران

قد: ۱٫۷۰ متر

محل زندگی: تهران

ملیت: ایرانی

پیشه: بازیگر، مدل

ادامه
مارکوپولو,زندگینامه مارکوپولو,کتاب سفرهای مارکوپولو بیوگرافی مارکوپولو و کتاب سفرهای او (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۱۵ سپتامبر ۱۲۵۴

زادگاه: ونیز، ایتالیا

تاریخ مرگ: ۹ ژانویهٔ ۱۳۲۴

ملیت: ونیزی

حرفه: تاجر و جهانگرد

ادامه
دیالوگ های عاشقانه,انواع دیالوگ های عاشقانه,دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران

بهترین دیالوگ های عاشقانه با دیالوگ های عاشقانه به آسانی میتوانید حرف دل تان را مخاطب تان برسانید. بعلاوه این دیالوگ های عاشقانه میتوانند به شما کمک کنند که احساسات خویش را در شبکه های اجتماعی و... بیان کنید. یکی از پایه های ماندگاری فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی را باید در دیالوگ هایی جست و جو کرد که در حافظه تاریخی مخاطبانشان نقش بسته اند. دیالوگ های عاشقانه  برخی از دیالوگ ها در فیلم ها و سریال ها به قدری زیبا و تاثیر گذار هستند که پس از دیدن فیلم و سریال در ذهن ما نقش می بندند. خیلی از ما برای بیان احساسات، ابراز علاقه یا رساندن حرف دل خود به مخاطب به سراغ دیالوگ های ماندگار عاشقانه می رویم. در این مطلب بعضی از این دیالوگ های عاشقانه از فیلم های ایرانی و خارجی گردآوری شده اند. دیالوگ های عاشقانه فیلم های ایرانی ۱. دیالوگ های عاشقانه سریال شهرزاد قباد: موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه وجودم دوست دارم. عاشقتم شهرزاد: خواهش می کنم آن قدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی پناه. تو عاشقی؟ تو عاشقی واقعا؟ عاشق چیزی رو با چیزی تاخت نمی زنه … عاشق انقدر ترسو نمیشه که هنوز هایی به هویی نرسیده اینجوری آدمو تنها ول کنه بره. ۲. دیالوگ های عاشقانه مجموعه تلویزیونی شهرزاد قباد: سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد: دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی و‌اگر نه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زائل می کنه آقای قباد دیوان سالار. ۳. دیالوگ های عاشقانه و زیبای سریال شهرزاد هاشم: فرهاد پسرم … همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه... برای همیشه حتی اگه همدیگه رو ترک کنن..! اما این فقط یه طرف سکه است پسرم... این که اگه دنیات اندازه یه نفر کوچیک بشه… یا اون یه نفر اندازه خدا برات بزرگ بشه ..! اگه یه روزی ترکت کنه و بره اون وقت دین و دنیاتو با هم می بازی...! ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم شب های روشن رویا: می دونی همه فکر می کنن اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه. هیچ کس حرف دلش رو راحت نمی زنه خوب اگه نمی خواد می تونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه... استاد: فکر نمی کنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟ رویا: دلیلشون از هم دورشون می کنه، چه دلیلی از عشق مهم تره! دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم پل چوبی امیر( بهرام رادان): وقتی که فکر کردی یکی را از ته دل دوست داری ولش نکن... ممکنه دوباره تکرار نشه... آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر می کنه همیشه براش پیش می یاد... باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده... که حالت با چیز دیگه ای خوب نمیشه... عشق یعنی حالت خوب باشه. ۶. دیالوگ عاشقانه فیلم ستاره بود خسرو شکیبایی: مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده. ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم. مادرم می گفت:گور بابا مخ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه، به خدا گفت، به همین زمین قسم گفت. اندیشه فولادوند: مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟ خسرو شکیبایی: مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن. همه چیو خودشون می دونن. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم قندون جهیزیه عطا:دیدی این" ماشین مسابقه ای ها" رو که با سرعت میرن، یهو ترمز میکنن دور خودشون میگردن ؟! ... معصومه:آره... عطا:اونجوری دورت بگردم! ... ۸. دیالوگ های عاشقانه سریال ارمغان تاریکی سارا( لیلا زارع): من هیچ وقت هم چین عکس بزرگی نگرفته بودم، دستت درد نکنه.. تو کارت خیلی خوبه مجید( آرش مجیدی):سوژه م خوب بود - مجید ؟ - بله ؟ - تو عاشق من شدی مگه نه ؟! - آره... - باورم نمیشه تو مال منی - من مال خودمم نیستم چه برسه به تو - مال خودت شاید نباشی! اما مال منی... - چی گفتی؟! سارا عکسش را بالا و جلوی صورتش میگیرد و آرام میخندد (جلیل سامان) ۹. دیالوگ های عاشقانه فیلم هامون حمید هامون( زنده یاد خسرو شکیبایی) آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست بدست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه … من طلاق نمی دم… ۱۰. دیالوگ های عاشقانه نمایش سه جلسه تراپی و مهمانی خواهرم میگه:عشق هست! من میگم نیست! عشق بالا و پایین شدنِ هورموناست. حتی دانشمندام بهش رسیدن… ۱۱. دیالوگ های عاشقانه سریال سیب ممنوعه این چـه شهریه کـه عاشقش منه سفید مو ام… دیالوگ های عاشقانه غمگین دیالوگ های عاشقانه فیلم های خارجی ۱. دیالوگ های عاشقانه فیلم حقیقت زشت مایک: تو یه روانی هستی و من عاشقتم … اَبی: من روانی نیستم مایک: من الان بهت گفتم عاشقتم، ولی تو فقط کلمه روانیُ شنیدی. این نشونه آدمای روانیه! ۲. دیالوگ های عاشقانه سریال خانه پوشالی هیچگاه از ازدواجت پشیمون شدی؟ نه، نه، من عاشق فرانسیس هستم. الان بیش از قبل من پشیمون شدم، پیش از این که بدونم خودم کی هستم یه یک نفر متعهد شدم!   ۳. دیالوگ های عاشقانه the little prince 2015 اگه آدم گذاشت اهلیش کنن، خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه ... ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا ریک:برای من سواله که واقعا ارزشش را داده که بخاطر اون می جنگید؟ ویکتور لیزلو( پل هنرید):مثله اینه که تو از من بپرسی که چرا نفس می کشیم. خب اگه ما نفس نکشیم می میریم، اگر ما با دشمنان خود نجنگیم جهان میمیره! ریک:خب، چه طور میشه؟ از اینهمه بدبختی نجات پیدا می کنیم. ویکتور لیزلو:میدونی صدات چه طور بنظر میرسه آقای بلین؟ مثل مردی که سعی می کنه خودش را پشت چیزی که بهش اعتقاد نداره مخفی کنه. ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا – ایلسا لاند( اینگرید برگمن):من مطمئن نیستم که تو مثل گذشته باشی. بزار ببینم آخرین باری که ما همدیگه را ملاقات کردیم … ریک بلین( همفری بوگارت):لا بیلا آرورا بود. ایلسا:چه خوب یادته، ولی در واقع اون روزی بود که آلمانی ها پاریس را اشغال کردن. ریک:نمی تونی اون روز را فراموش کنی؟ ایلسا:نه ریک:منم همه جزئیات اون روز را خوب یادمه، آلمانی ها لباس خاکستری رنگ پوشیده بودن و تو لباس آبی. ۶. دیالوگ های عاشقانه فیلم تایتانیک جک: رز، تو پیک نیک نیومدی! می فهمی. تو مثل یه دختر بچه بداخلاق و لوسی، ولی در عین حال حیرت انگیزترین و فوق العاده ترین زنی هستی که من توی عمرم دیدم. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم لافت کسائی که دوسشون داری … اونا تنها کسایی هستند که میتونن بهت آسیب بزنن زیباترین دیالوگ های عاشقانه ۸. دیالوگ های عاشقانه فیلم یک نفس تمام شب خیلی بده که بفهمی دیگه هیچوقت نمیتونی زنی که عاشقش هستی را خوشحال کنی. ۹. دیالوگ های عاشقانه (The Truman Show (1998 کریستوف:« من تو رو بهتر از خودت می‏شناسم.» ترومن:« تو هرگز یه دوربین توی سر من نداشتی.» گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش