سه شنبه ۰۵ تیر ۱۴۰۳
۱۲:۴۶ - ۰۸ آذر ۱۴۰۱ کد خبر: ۱۴۰۱۰۹۰۷۷۳
رادیو و تلویزیون

«جواد خیابانی»؛ پدیده گزارشگری ورزشی یا جوکر فوتبالی؟

سوتی های جواد خیابانی,کاریکاتور جواد خیابانی
بدون شک جواد خیابانی یکی از خاطره‌ساز‌ترین گزارشگران تاریخ فوتبال ماست. گزارشگری که به دلیل علقه و احساس وطن‌دوستانه غلیظی که دارد، بازی‌های ملی را با شور حماسی گزارش می‌کند. با این همه اما دست‌کم یک دهه است که در گزارشگری فوتبال از متن به حاشیه آمده و حاشیه‌ساز شده است.

شاید گزافه نباشد که بگوییم گزارشگری فوتبال هم به اندازه تاریخ فوتبال پر از تراژدی و حماسه است و قصه و غصه‌های خود را دارد. کافی‌ است تا به حافظه فوتبالی خود رجوع کنیم و لابه‌لای خاطرات تلخ و شیرین‌اش، ردپای گزارشگران فوتبال را دریابیم.

مثلا نمی‌توان در تداعی نوستالژی ملبورن و بازی تاریخی ایران و استرالیا، گزارش جواد خیابانی را فراموش کرد و اصلا تمام احساسات ما به آن بازی، از ترس، غم و شادی‌اش با لحن و ادبیات جواد خیابانی گره خورده است. با آن غزال تیزپای گفتن او بعد از گل خداداد عزیزی. یا نمی‌توان گزارش عادل فردوسی‌پور را در بازی ایران و الجزایر از یاد برد، وقتی در لحظات آخر، ایران گل برتری را می‌زند و او بعد از فریاد گل می‌گوید، چقدر کیف کردیم ما.

یا در بازی ایران و آرژانتین که بچه‌های تیم‌ملی، بازی خوبی ارائه دادند، گفته بود چقدر خوبیم ما. به این تکیه کلام‌ها می‌توان جمله معروف چه می‌کنه او را هم اضافه کرد. مقصود اینکه بخشی از خاطرات فوتبالی ما و البته لذت تماشای فوتبال دیدن ما، به کیفیت گزارش‌هایی است که گزارشگران فوتبال خلق کرده‌ و می‌کنند.

به‌ویژه گزارشگرانی که در حوزه کاری خود سلبریتی می‌شوند. بدون شک جواد خیابانی یکی از خاطره‌ساز‌ترین گزارشگران تاریخ فوتبال ماست. گزارشگری که به دلیل علقه و احساس وطن‌دوستانه غلیظی که دارد، بازی‌های ملی را با شور حماسی گزارش می‌کند. با این همه اما دست‌کم یک دهه است که در گزارشگری فوتبال از متن به حاشیه آمده و حاشیه‌ساز شده است.

حتی در گزارش‌هایش به‌جای پرداختن به متن بازی گاهی درباره بازیکنان یا اتفاقات فوتبالی بی‌ربط به بازی و کلا بحث‌های فرامتنی بازی حرف می‌زند که تماشاگر، لذت و اطلاعات آن لحظه از بازی را از دست می‌دهد. گزارش‌هایی که گاهی به‌جای بیانگر بودن بازی، خود بازی را به حاشیه می‌برد و به امری ثانویه تبدیل می‌کند. گاهی چنان این حاشیه‌ها و سویه‌های کمیک آن پررنگ می‌شود که برخی از تبدیل شدن جواد خیابانی به جوکر فوتبالی می‌گویند و اینکه او در گزارشگری فوتبال یا به اوت می‌زند یا در آفساید قرار می‌گیرد.

او نه فقط گاهی اصل گزارش را ول می‌کند و به حاشیه‌ها می‌پردازد که در بسیاری از مواقع به‌اصطلاح سوتی هم می‌دهد. حجم این سوتی‌ها به‌قدری زیاد شده که برخی به شوخی از نوشتن کتاب طنزی از سوتی‌های خیابانی می‌گویند. حتی مهران مدیری هم در برنامه دورهمی وقتی جواد خیابانی مهمان برنامه بود، همین سوتی‌ها را دستمایه شوخی با او قرار داده بود. شوخی‌هایی که البته پیش از این به شکل گسترده‌ای در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته بود و به یکی از آیتم‌های پرطرفدار تبدیل شد.

به نظر می‌رسد خود خیابانی کم‌کم از این شوخی‌ها خوشش آمد و گاهی به‌نظر می‌رسد از عمد در گزارش‌های خود یا در برنامه‌های ورزشی چیزهایی می‌گوید که در کانون توجه مخاطب قرار گرفته و به‌اصطلاح در فضای مجازی وایرال شود. انگار او دارد از گزارشگر فوتبال به یک شومن تلویزیونی تبدیل می‌شود که به‌جای گزارشگری، به شومنی مشغول است. حاشیه‌سازی‌های خیابانی البته فقط در حین گزارش‌های فوتبالی رخ نمی‌دهد، بلکه در تفسیر و تحلیل‌های او به‌عنوان کارشناس فوتبال در برنامه‌ها و میزگردهای فوتبالی هم رخ می‌دهد. نمونه آخر آن، اظهارنظر حمایت‌گرانه‌اش از تیم در ویژه برنامه شبکه ورزش بود که گفت: «اگر آمریکا را ببریم؛ موها، ریش و سیبیل‌هایم را از ته می‌زنم!» جمله‌ای که به سرعت در فضای مجازی بازتاب یافت و انواع و اقسام جوک‌های کلامی و تصویری درباره آن ساخته شد.

واقعیت این است که اینگونه سخن گفتن، بیش از آنکه به تقویت روحیه تیم‌ملی و طرفدارانش منجر شود، به دستمایه‌ای برای خنده و جوک‌سازی بدل می‌شود که حاصلش بی‌اعتبار شدن خود خیابانی به‌عنوان یک گزارشگر پیشکسوت است. این سوتی‌ها و حاشیه‌ها ممکن است جواد خیابانی را در کانون توجه رسانه‌ای قرار دهد یا برای لحظاتی خنده بر لب مخاطب بیاندازد، اما افزایش این شوخی‌ها درنهایت به جدی نگرفتن خود او منجر می‌شود. نه فقط جدی نگرفتن خودش که جدی نگرفتن گزارش‌های فوتبالی‌اش. حیف است که گزارش‌های پر شور و حماسی او به کمدی تبدیل شود.

  • 18
  • 2
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

زندگینامه امامزاده صالح

باورها و اعتقادات مذهبی، نقشی پررنگ در شکل گیری فرهنگ و هویت ایرانیان داشته است. احترام به سادات و نوادگان پیامبر اکرم (ص) از جمله این باورهاست. از این رو، در طول تاریخ ایران، امامزادگان همواره به عنوان واسطه های فیض الهی و امامان معصوم (ع) مورد توجه مردم قرار داشته اند. آرامگاه این بزرگواران، به اماکن زیارتی تبدیل شده و مردم برای طلب حاجت، شفا و دفع بلا به آنها توسل می جویند.

ادامه
آپولو سایوز ماموریت آپولو سایوز؛ دست دادن در فضا

ایده همکاری فضایی میان آمریکا و شوروی، در بحبوحه رقابت های فضایی دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. در آن دوران، هر دو ابرقدرت در تلاش بودند تا به دستاوردهای فضایی بیشتری دست یابند. آمریکا با برنامه فضایی آپولو، به دنبال فرود انسان بر کره ماه بود و شوروی نیز برنامه فضایی سایوز را برای ارسال فضانورد به مدار زمین دنبال می کرد. با وجود رقابت های موجود، هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که برقراری همکاری در برخی از زمینه های فضایی می تواند برایشان مفید باشد. ایمنی فضانوردان، یکی از دغدغه های اصلی به شمار می رفت. در صورت بروز مشکل برای فضاپیمای یکی از کشورها در فضا، امکان نجات فضانوردان توسط کشور دیگر وجود نداشت.

مذاکرات برای انجام ماموریت مشترک آپولو سایوز، از سال ۱۹۷۰ آغاز شد. این مذاکرات با پیچیدگی های سیاسی و فنی همراه بود. مهندسان هر دو کشور می بایست بر روی سیستم های اتصال فضاپیماها و فرآیندهای اضطراری به توافق می رسیدند. موفقیت ماموریت آپولو سایوز، نیازمند هماهنگی و همکاری نزدیک میان تیم های مهندسی و فضانوردان آمریکا و شوروی بود. فضانوردان هر دو کشور می بایست زبان یکدیگر را فرا می گرفتند و با سیستم های فضاپیمای طرف مقابل آشنا می شدند.

فضاپیماهای آپولو و سایوز

ماموریت آپولو سایوز، از دو فضاپیمای کاملا متفاوت تشکیل شده بود:

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

چکیده بیوگرافی نیلوفر اردلان

نام کامل: نیلوفر اردلان

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ

نام کامل: حمیدرضا آذرنگ

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
فردریش نیچه نگاهی ژرف به زندگینامه و اندیشه‌های فردریش نیچه

تاریخ تولد: ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴

محل تولد: روکن، آلمان

حرفه: فیلسوف و منتقد فرهنگی

درگذشت: ۱۹۰۰ میلادی

مکتب: فردگرایی، اگزیستانسیالیسم، پسانوگرایی، پساساختارگرایی، فلسفه قاره‌ای

ادامه
هدیه بازوند بیوگرافی هدیه بازوند؛ بازیگر کرد سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۷ مرداد ۱۳۶۶

محل تولد: بندرعباس، ایران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۹۶ تاکنون

تحصیلات: فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی معماری

ادامه
سانجیو باجاج بیوگرافی سانجیو باجاج میلیارد و کارآفرین موفق هندی

تاریخ تولد: ۲ نوامبر ۱۹۶۹

محل تولد: هندی

ملیت: هندی

حرفه: تاجر، سرمایه گذار و میلیارد 

تحصیلات: دکتری مدیریت از دانشگاه هاروارد

ادامه
محمد مهدی احمدی بیوگرافی محمدمهدی احمدی، داماد محسن رضایی

تاریخ تولد: دهه ۱۳۶۰

محل تولد: تهران

حرفه: مدیرعامل بانک شهر

مدرک تحصیلی: دکترای اقتصاد واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه تهران، کارشناسی اقتصاد بازرگانی دانشگاه شهید بهشتی

نسبت خانوادگی: داماد محسن رضایی، برادر عروس قالیباف، برادر داماد رحمانی فضلی

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش