مهمترین عناوین خبری
دوشنبه ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۷:۱۱ - ۰۶ آبان ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۸۰۱۵۱۸
رادیو و تلویزیون

محسن بهرامی: پلیس‌ها در واقعیت هم باهوش و ورزیده هستند

سریال نوار زرد,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
بازیگر سریال «نوار زرد» درباره تجربه ایفای نقش پلیس، همکاری با امیر آقایی و پوریا آذربایجانی و همچنین توانایی‌های پلیس در فضای سایبری و حل پرونده‌هایی در این زمینه سخن گفت.

به گزارش مهر، سریال «نوار زرد» نوشته کریم لک زاده، کارگردانی پوریا آذربایجانی و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی این شب ها از شبکه ۲ سیما پخش می شود که در این مجموعه سعی شده از پلیس چهره متفاوت تر و جذاب تری از آن چیزی که تاکنون در رسانه ملی دیده ام، ارایه شود.

 

امیر آقایی کاراکتر اصلی سریال نقش پلیسی توانا و باهوش را ایفا می کند و دستیاری دارد که در فضای مجازی مهارت بالایی دارد و همواره کنار او است. محسن بهرامی در نقش محسن پلیسی خونسرد و آرام است که کارش را بسیار جدی می گیرد.

 

از آنجا که بهرامی پس از مدت ها دوری از تلویزیون با ایفای نقش محسن در «نوار زرد» به این رسانه برگشته است درباره این سریال و ایفای نقشی متفاوت تر از آنچه تاکنون بازی کرده است گفتگویی با او داشته ایم که در ادامه می خوانید:

 

*چطور به گروه «نوار زرد» پیوستید و نقش پلیس را بازی کردید؟

 

سریال نوار زرد,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

-طبق روال همه کارها دستیارها با ما تماس می گیرند. زمانی که صحبت از نقش ها می شود گزینه ها و کاراکترهای مختلف را بررسی می کنند و با آنها تماس می گیرند طبق همین روال نیز با من تماس گرفتند و من نیز به دفتر محمدرضا شفیعی تهیه کننده این سریال رفتم. او گفت قرار است چنین سریالی ساخته شود و بعد نقش را به من معرفی کرد و رویه آشنایی ما به این شکل بود.

 

*چه ویژگی هایی از این نقش موجب شد تا آن را بپذیرید؟

-در فیلم های پلیسی و کارآگاهی همیشه ما پلیس هایی را در کنار کارآگاه ها می بینیم و در واقع دستیار کارآگاه کاراکتری است که در طول تاریخ سینما و فیلم های جنایی حضور داشته است.

 

محسن که من نقش آن را در «نوار زرد» بازی کردم یک سری فاکتورهای مشخص دارد و من چپز زیادی به آن اضافه نکردم و بیشتر سعی کردم آن نقش را زنده و پویا ایفا کنم تا در طول داستان برای مخاطب باورپذیر باشد، اما چیزی که در این شخصیت خیلی برجسته است خونسردی و آرامش او است که بیشتر از دیگر خصوصیت هایش به چشم می آید.

 

*همانطور که گفتید در فیلم ها و سریال های خارجی و بعدها در نمونه های ایرانی الگوی زوج پلیس معمولا دیده می شود. چه اصراری به تکرار این الگو وجود دارد؟

-این ترکیبی است که خیلی نمی توان آن را تغییر داد و دستکاری کرد زیرا در واقعیت هم این ۲ شخصیت در کنار هم هستند و با یکدیگر قصه ها را کامل می کنند. البته در این میان فیلم ها و سریال هایی هم بوده اند که کاراکتر پلیس به تنهایی عمل کرده و در کنار خودش دستیاری نداشته است ولی عموما چون این کاراکتر در واقعیت وجود دارد نمی توانیم او را در درام و قصه نادیده بگیریم.

 

برخی آثار در نشان دادن این کم‌هوشی زیاده‌روی کرده اند و این باعث شده مخاطبان فکر کنند در کنار کارآگاهی که از انسان های معمولی به لحاظ هوشی چند پله جلوتر است و به راحتی معماها را حل می کند باید یک دستیار کم هوش هم حضور داشته باشد

- درباره نکته‌ای که شما درباره هوش دستیار کارآگاه می گویید باید بگویم برخی آثار در نشان دادن این کم‌هوشی زیاده‌روی کرده اند و این باعث شده مخاطبان فکر کنند در کنار کارآگاهی که از انسان های معمولی به لحاظ هوشی چند پله جلوتر است و به راحتی معماها را حل می کند باید یک دستیار کم هوش هم حضور داشته باشد، اما در این جا نه تنها محسن آدم کم‌هوشی نیست بلکه باهوش هم هست اما از کارآگاه اصلی داستان باهوش‌تر نیست و کمی کندتر از او عمل می کند. البته در برخی مواقع می بینیم محسن به نکته هایی اشاره می کند که حتی شخصیت اصلی هم خیلی به آن توجه نکرده است و با توجه به کشفیات دستیار پلیس برخی گره های داستان باز می شود. در کل محسن آدم باهوشی است و در فضای سایبری بسیار مهارت دارد.

 

سریال نوار زرد,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

* چرا همین توانایی ها و آشنایی و تسلط به مسایل تکنولوژیک به اندازه کافی پررنگ نشده است؟

-ما در بعضی از پرونده ها به فراخور شرایط این توانایی را نشان داده ایم و در مابقی قصه ها لزومش احساس نشده است که به آن نپرداخته ایم. در واقع پررنگ بودن تسلط محسن به تکنولوژی بستگی به پرونده هایی دارد که روی آنها کار می کند. به عنوان مثال یک پرونده سرقت و کلاهبرداری اینترنتی داریم که در این جا محسن به راحتی مسیر هک را تشخیص می دهد و متوجه می شود آنها چطور توانسته اند کلاهبرداری کنند.

 

*فکر می کنید سریال در ارایه تصویری جدید از پلیس (خوش تیپ، به‌روز، مطلع، هوشمند و زرنگ و جلوتر از خلافکاران) موفق عمل می کند یا دچار بزرگنمایی می شود و یا حتی ممکن است مخاطب گاه این الگو را نپذیرد؟

 

یک پلیس باید استایل متناسب با شغلش را داشته و همچنین ورزشکار باشد

موافقم، اما فکر نمی کنم بزرگ‌نمایی شده باشد. به هر حال خوب و تمیز لباس پوشیدن خاصیت هر انسانی است که به خودش اهمیت می دهد حتی در دین هم نکات مستقیمی درباره نظافت و زیبا و زیبنده بودن داریم. یک پلیس باید استایل متناسب با شغلش را داشته و همچنین ورزشکار باشد. طبق پژوهش هایی که داشته ام و با افرادی که در ناجی هنر با آنها آشنا شدم دیدم که آنها اکثرا ورزشکار هستند و از ورزش های رزمی مانند جودو گرفته تا موتورسواری و ماشین سواری را به خوبی می دانند و اندام های خیلی ورزیده و تنومندی دارند.

 

البته در یک برهه زمانی کاراکتر پلیس در سریال ها یک مقدار تپل تر بود و تحرکی نداشت، اما قرار نیست که همیشه این گونه باشد. از طرفی در واقعیت می بینیم که پلیس ها ورزشکارند و به لحاظ  جسمی زبده و آماده هستند پس چرا باید در سریال ها تصویری دیگر نشان دهیم؟ ما در این سریال از پلیس کاراکتری شیک و شکیل تر می بینیم که به نظرم اتفاق خیلی خوبی است.

 

*البته از سوی دیگر در سریال های ایرانی سعی می شود از پلیس یک قهرمان ساخته شود که پیش بینی هایش هرگز اشتباه نمی شود. این مساله چقدر با حقیقت پلیس ایرانی همخوانی دارد؟

-در این که پلیس قهرمان است هیچ شکی نیست. همه افراد زحمت کش پلیس قهرمان هستند به این دلیل که هیچ چشم داشتی به هیچ چیزی ندارند و در حالی که جانشان را کف دستشان گذاشته اند به وظایفشان عمل می کنند، اما هر انسانی جایز الخطا و یا ممکن الخطا است و هیچ کسی کامل نیست پس خوب است که ما هم برخی از این خطاهایی که انجام می شود در قصه هایمان داشته باشیم و به آن بپردازیم ولی باید در قصه نشان دهیم که پلیس بالاخره راهی برای حل مشکلات پیدا می کند.

 

با این روند کاری می کنیم که این ذهنیت برای مخاطب به وجود نیاید که پلیس به طرز اغراق آمیزی همه کارهایش درست است و سر وقت و بزنگاه می رسد و هیچ وقت اشتباهی کسی را دستگیر نمی کند. فکر می کنم اگر اغراق ها کمتر شود به واقعیت خیلی نزدیک تر می شویم. کما اینکه در سریال «نوار زرد» در بعضی جاها می‌بنیم که افسر قصه توبیخ می شود به این خاطر که به لحاظ فنی حق ورود به پرونده مورد نظر را ندارد زیرا مسئول پرونده شخص دیگری است.

 

سریال نوار زرد,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

*این الگو از پلیس که در سریال «نوار زرد» می بینیم چقدر برای خود شما باورپذیر است؟

-برای شخص من باورپذیر است به دلیل اینکه وقتی خودم را جای آن پلیس قرار می دهم می بینم که شخصیت واقعی پلیس همین است. البته با تجربیاتی که در اداره آگاهی با همکاران به دست آورده ام و همه آنها هم در کارشان متخصص و درجه یک بوده اند می بینیم که چقدر راحت و سریع سعی می کنند همه پازل هایی را که به دستشان رسیده کنار هم بچینند و به جواب برسند. آنها یک سری تکنیک های خاص می دانند و همه این علوم و تجربه ای که دارند در کنار هم به کار می گیرند و این باعث می شود که ظرف چند روز سریعا به نتیجه برسند.

 

حتی دیده ام در یک پرونده پس از ۲ روز مجرم آن دستگیر شده است یا بعضی اوقات در ۲۴ ساعت پرونده آماده است و باید تحویل مقامات قضایی داده شود. این ها مسایلی بود که من از نزدیک می دیدم البته شاید مخاطب این را نپسندد و از این که  معما زود حل شود راضی نباشد. بیننده دوست دارد گره های داستان بیشتر باشد ولی شاید آن کارگردان لزومی برای وجود پیچیدگی ندیده باشد و بخواهد در این بخش زودتر به نتیجه برسد و سراغ بخش بعدی برود. ولی من منصفانه آن چه را که دیده ام می گویم؛ واقعا افراد پلیس سرعت عمل فوق العاده ای دارند.

 

آنها یک سری تکنیک های خاص می دانند و همه این علوم و تجربه ای که دارند در کنار هم به کار می گیرند و این باعث می شود که ظرف چند روز سریعا به نتیجه برسند

*چقدر سعی کردید از پلیس های ناجا برای ملموس شدن نقش پلیس مشاوره بگیرید و چقدر از نقش را با بررسی و مطالعه شخصی کسب کردید؟

-به هر حال بازیگری که نقش یک پلیس را دارد سعی می کند با کسی که پلیس است نشست و برخاست و گفتگوهایی داشته باشد. این ها خیلی موثر است و می تواند کمک زیادی به من کند تا بتوانم نکات ریز شخصیتی پلیس واقعی را در خودم بیاورم و آن را پرورش و نمایش دهم. من از دوستانم در این زمینه کمک زیادی گرفتم و بخشی از بازی ام حاصل نکاتی بود که از پلیس‌های ناجا آموختم.

 

*چقدر برایتان اهمیت دارد که افراد نیروی انتظامی این سریال را دنبال کنند؟

-قطعا مهم است. این که این افراد به سریال ما علاقه مند شوند و با آن همذات پنداری کنند به نسبت افرادی که در دایره پلیس و ناجا نیستند برای من که نقشی در این مجموعه داشته ام اتفاق خیلی خوشایندی است. این برایم خیلی جذاب است که آن فرد پلیس هم من را بپذیرد و بگوید من نقش پلیس را در این سریال دیده ام و به نظرم دقیق و خوب بود.

 

سریال نوار زرد,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

*در این سال ها هر سریالی درباره یک حرفه و صنف ساخته شده دقیقا همان صنف اعتراض کرده اند. تا امروز انتقادی از سوی پلیس ها نشده است؟

-خوشبختانه نه. در هنگام کار مشاور انتظامی همواره در کنار ما حاضر بود و تمام موارد انتظامی کار زیر نظر مشاور بررسی و هماهنگ و اگر ایرادی بود اصلاح می شد. به هر حال باید به گونه ای می بود که مشاور صحت آن را تایید می کرد و بعد ما ضبط را انجام می دادیم.

 

وقتی در مورد یک شغل فیلمی ساخته می شود و حالا یک مطلبی هم در آن عنوان می شود برخی ها گارد می گیرند و اعتراض و انتقاد می کنند که چرا این اتفاق افتاد؟ طبیعتا ما نمی توانیم افراد بدون شغل در فیلم ها و سریال هایمان داشته باشیم. حالا از قضا یک شخصیت مثلا مکانیک، پزشک، مهندس و... به جرمی متهم می‌شود این به معنای آن نیست که همه افراد آن صنف متهم شده باشند.

 

*شما برای ایفای نقش خود چقدر به فیلمنامه بسنده کردید و تا چه اندازه خلاقیت به خرج دادید؟

-من به فیلمنامه ای که خوانده بودم متعهد ماندم. فیلمنامه سر جای خودش بود و به لحاظ کلامی و دیالوگی من هیچ چیزی به این نقش اضافه نکردم و اصولا خیلی دوست ندارم این کار را انجام دهم و معتقدم فیلمنامه کفایت می کند. بخشی دیگری هم هست که کارگردان معیارهای خاصی را از من می خواهد من نیز در حد توانم آنها را انجام می دهم یعنی تمام کاری که من در مقابل دوربین انجام می دهم و ماحصل آن در تلویزیون دیده می شود چیزی است که در فیلمنامه قید شده و کارگردان به من گفته است.

 

بحث خلاقیت خیلی کار پیچیده، عجیب و بزرگی است. من به عنوان کسی که کار بازیگری می کند تمام سعی ام این است که یک اجرای درست و به اندازه داشته باشم. از نظر من خلاقیت کار نابغه ها است و من خودم را به عنوان اجراکننده نقش می دانم نه خالق آن.

 

*بازی در کنار امیر آقایی و همکاری با پوریا آذربایجانی برای شما چه تجربیاتی را در برداشت؟

-بیشتر بازی من در کنار امیر آقایی بود که این همکاری خیلی دوستانه بود و ما سعی کردیم این رفاقت را پشت دوربین هم داشته باشیم تا تماشاچی بتواند به راحتی رفاقت بین دو همکار را بپذیرد. امیر آقایی بسیار درست و حرفه ای کارش را انجام می داد و من نیز از این همکاری خیلی لذت بردم. پوریا آذربایجانی هم خیلی درجه یک است و خوب می داند قرار است چه کاری انجام دهد و این خیال بازیگر را راحت می کند.

 

*کماکان در رادیو هستید؟

سریال نوار زرد,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

-بله، رادیو میوه ممنوعه است که ما خورده ایم. وقتی وارد رادیو می شویم دل کندن از آن کار دشواری است. نه اینکه رادیو اتفاق عجیب و غریبی است، نه! اما نمی توان به هیچ شکلی از آن دل کند و حتی حاضریم تنها یک نمایش را در آن جا ضبط کنیم. رادیو افراد را به خودش وابسته می کند.

 

*به تازگی پیشنهاد اجرا نداشته اید؟ تصمیم ندارید در آینده یک تاکشو اجرا کنید؟

-من قبلا سابقه اجرا داشته ام و یکی از بهترین برنامه های چند سال اخیر به نام «رادیو هفت» را اجرا کرده ام، اما واقعا مجری نیستم و تصمیم ندارم که تاکشو اجرا کنم؛ لااقل فعلا به اجرا فکر نمی کنم.

 

 

 

  • 20
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۹
غیر قابل انتشار: ۱۳
جدیدترین
قدیمی ترین
سریالی بسیار نزدیک واقعیت های که ما تو پرونده ها مواجه میشویم .مشاور پلیس شأن دقیق هست بسیار سریال جالب با بازی هنرمندانی قوی و خوش استیل بنظر میاد قسمت های نوار زرد دو را ادامه دهند استقبال که زیاد بوده پس موفق بودند تبریک
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش