
کمتر آدمی را مییابیم که همه چیزش خوب باشد و کیروش هم مستثنی از این قاعده نبود اما فکر میکنم میتوان و باید از وجوه مثبت کار او و عملیات سازماندهی شدهاش در راه اعتلای تیم ملی فوتبال، الگویی برای سایر ورزشها ساخت و متدهای کاری او را به گونهای در دیگر رشتهها هم به اجرا درآورد و بازیکن سالاری را برچید و نظم سازمانی و تشکیلاتی را جانشین آن ساخت.
فوتبال به واقع یک پدیده اجتماعی است و به جای تلاش برای پایین آوردن آن بکوشیم سایر ورزشها را قدری بیشتر پولزا کنیم. درآمدهای جاری در فوتبال تابع فرآیندهای متفاوتی است و نمیتوان توقع داشت سایر ورزشها با آن هماوردی کنند. تازه ما در سایر رشتههای خود نیز کم نداریم آدمهایی که ثروتهای بزرگی را بابت تلاشها و مقامهای کسب کرده خود اندوختهاند، مثل فلان کشتیگیر که ثروتش چند ده میلیاردی شده است.
وصال روحانی
رفتن سعید احمدوند به فرودگاه برای بدرقه کارلوس کیروش سبب شد تماسی با سرمربی تیم ملی تنیس ایران بگیریم و درباره انگیزههای این کار البته ارزشمند از وی پرسوجو کنیم. احمدوند که ۴۳ ساله و بچه خوزستان است و در ایام بازیگری یک تنیسور چپ دست موفق و بیش از ۱۰ سال در Top Ten ایران بود (ولی بهرغم یکدهه عضویت در تیم ملی فقط یک بار در جام دیویس و در دیدارهای ملی مورد استفاده قرار گرفت) در پست سرمربیگری تیم ملی تنیس خالق یک روال تازه از مدیریت بوده که به گونههای نهان و آشکار الگوبرداری شده از روشهای مدیریت تیم ملی فوتبال ایران توسط کیروش طی زمامداری ۷ سال و ۱۰ ماهه این مربی ۶۵ ساله پرتغالی بوده است.
حرفهای ما با احمدوند که البته به جدیدترین بحثهای مرتبط با تیم ملی تنیس هم کشیده شد، ابتدا با تمرکز بر ماجرای دیدار او با کیروش در فرودگاه تهران آغاز شد. جایی که او، جواد نکونام و آرین قاسمی تنها بدرقهکنندگان مربی نام آشنا و ۶۵ ساله موزامبیکی الاصل در پایان حضور طولانی و خبرساز او در کشورمان بودند.
سعیدخان، چه شد که به فرودگاه رفتی؟
بسیار ساده و مبرهن است، رفتم کیروش را بدرقه کنم زیرا او مرد بزرگی است و خدمات شایانی به فوتبال ایران کرده است.
ولی او مخالفان زیادی هم داشت.
درست است ولی اکثر مردم دوستش داشتند و خدماتش را هم نمیتوان انکار کرد. بحث کیروش و ورزش ما فقط هدایت تیم ملی ایران نبود و او به واقع چیزی به نام پروژه تیم ملی کشورمان را رهبری میکرد. او یک پکیج را به نام فوتبال ایران شکل داد و آن را به سوی تعالی رهنمون کرد.
آیا منظورت مجموعه پک و ایفمارک و این جور چیزها است؟
بله همین چیزها و مسائل دیگر، کیروش ساختار سست تیم ملی را محکم کرد. او کارهای تیم ملی را که به طور احساسی و قطعی انجام میشد، در یک قالب منظم و طولانیمدت قرار داد و به آن آهنگ و منطق داد. خود من با نهایت افتخار و سرور از روشهای او الگوبرداری کرده و در حال پیاده کردن دکترین او در سطح بالای تنیس ایران و در ساختار تیم ملی هستم.
آیا اندوختهها و ابزارتان در این راه کامل است؟
به هر حال من تألیفاتی در زمینه تنیس دارم و دایما در حال مطالعه و به روز شدن هستم و چند کتاب مهم و مرجع تنیس را برای نسلهای جوانتر ترجمه کردهام.
کیروش چه کرد که حالا بتواند الگوی تمامی مربیان تیمهای ملی در همه رشتهها شود؟
کیروش اضافه بر کلاس و اعتبار بخشیدن به تیم ملی فوتبال و کسب نتایجی بسیار آبرومندانه، کارهای این تیم را نظاممند کرد و آن را به حد و حدود تیمهای معتبر جهان رساند. بالاترین دستاورد او متحول کردن تیم ملی فوتبال در ایامی بود که مسابقهها سخت و سختتر میشد و رقبای ما با شدت و توانی بیشتر از ما فاصله میگرفتند.
آیا میتوان از برخی برخوردهای نه چندان پسندیده کیروش با سایرین گذشت؟
کمتر آدمی را مییابیم که همه چیزش خوب باشد و کیروش هم مستثنی از این قاعده نبود اما فکر میکنم میتوان و باید از وجوه مثبت کار او و عملیات سازماندهی شدهاش در راه اعتلای تیم ملی فوتبال، الگویی برای سایر ورزشها ساخت و متدهای کاری او را به گونهای در دیگر رشتهها هم به اجرا درآورد و بازیکن سالاری را برچید و نظم سازمانی و تشکیلاتی را جانشین آن ساخت.
در فرودگاه به کیروش چه گفتی؟
از او بهخاطر خدماتش تشکر کردم و گفتم مدیونش هستیم زیرا به ما اعتبار جهانی داد.
آیا بهخاطر رفتن از ایران ناراحت بود؟
لبخند میزد و چیزی را بروز نمیداد اما مشخص بود که از ترک ایران غمگین است. یک مچبند به رنگ پرچم سه رنگ ایران به دستش بسته بود و به صراحت میگفت اینجا را وطن دوم خود میدانم و ایرانیها را دوست میدارم.
کیروش چقدر از تنیس سررشته دارد و آیا شما را از قبل میشناخت؟
شناخت او از تنیس در سطح بالایی است و من را هم تا حدی میشناخت و این دیدار ولو بسیار دیرهنگام این آشنایی را بیشتر کرد و به امید خدا در آینده بیش از این هم بسط مییابد.
کدام آینده؟ مگر کیروش به ایران برمیگردد؟
نه، ولی خدا بزرگ است و دنیا با همه عظمتش گاهی یک مکان کوچک جلوه میکند و آدمها را دوباره در مسیر یکدیگر قرار میدهد.
چرا در تمامی این سالها به دیدار کیروش نرفته بودید؟
بارها سعی کردم و قرار گذاشتم. آرین قاسمی (مترجم کیروش) گواه این قضیه است. چند بار به قاسمی گفته بودم دست کیروش را بگیر و به ورزشگاه انقلاب یا استقلال بیاور تا یکی دو ست با هم تنیس بازی کنیم.
چطور شد بازی نکردید؟
کیروش میگفت از ناحیه زانو و مچ پا آسیب دیده است و این عوارض اجازه تنیس بازی کردن را به وی نمیدهد.
پس وعده تنیستان هرگز تحقق نمییابد.
اتفاقاً کیروش در فرودگاه گفت حاضر است با من بازی کند و خواست برای این کار به لیسبون بروم.
چه دیدار جالبی خواهد شد.
نه آقا، این یکی هم شکل نمیگیرد زیرا کیروش راهی کلمبیا است و در لیسبون نمیماند و این را در همان فرودگاه نیز به او گفتم و از وی خواستم مرا سر کار نگذارد!
مهمترین ویژگی کیروش جدا از مسائل فنی و دستاوردهای تاکتیکیاش چه بود؟
او روی مسائل روحی روانی خیلی خوب کار میکرد و به مردان فوتبال ما روحیه و خودباوری محسوسی بخشیده بود. او یک حرفهای تمام عیار است و استانداردهای کار ما را بالا برد و بسیاری از اختلافاتش با این و آن محصول این نکته بود که نمیتوانست تنزل درجات فوتبال را در مواجهه با کاستیها و کم توجهیها بپذیرد. من به نوبه خودم و البته به نمایندگی از تمام مربیان تیمهای ایران از او تشکر کردم.
آینده کیروش را چطور میبینید؟
او فقط یک مربی نیست و یک تئوریسین و صاحب طرح و اندیشه و قوه لازم برای تقویت هر یک از تشکیلات ورزشی است و اگر میدیدید که با این و آن برخوردهایی داشت از سر اجبار و با هدف رسیدن به بالاترین سطح بهرهدهی بود. خودش راه میافتاد و به اینسو و آنسوی دنیا میرفت تا زمین چمن تیم ملی و هتلهایش را جور کند تا ملیپوشان در بهترین شرایط ممکن برای تورنمنتهای مهم آماده شوند. چنین آدمی بدون تیم نمیماند و حتی اگر کلمبیا او را نمیخواست قطعاً سر از یک تیم معتبر دیگر درمیآورد.
مشابه او را در سایر ورزشهای ما هم دیدهاید؟
بله خولیو ولاسکو در والیبال جانشین ناپذیر نشان داد و او نیز مثل یک استراتژیست این ورزش را به بالاترین درجات ممکن رساند. در جودو هم چند سال پیش یک مربی خوب ایتالیایی به نام جووانی آمده بود و خوب هم کار میکرد اما باعث رفتنش شدند و بعد از آن جودو در ورطه بزرگ ناکامیها افتاد. البته ما مربیان وطنی بزرگی هم داشتهایم که کیروشوار و به شیوه ولاسکو ورزشهای خود را متحول کردند و رسول خادم در کشتی آزاد و محمد بنا در کشتی فرنگی از این دست بودهاند.
آقای احمدوند، از تیم ملی تنیس هم بگویید؟
ما همچنان در حال انجام تمرین و تدارک برای مسابقات گروه سوم آسیا در چارچوب جام دیویس ۲۰۱۹ هستیم اما برخی جزییات مسابقات عوض شده که روند آن به زودی توسط فدراسیون بینالمللی تنیس اعلام میشود. به نظر میرسد مسابقات ما را که به شیوهای منطقهای درآوردهاند یا اردیبهشتماه ۱۳۹۸ در قطر بگذارند یا شهریورماه در تهران که طبعاً مکان انجام آن سهم مهمی در ثبت نتایج ما و ابقا در گروه سوم یا صعود به گروه دوم دارد.این نکات و همه مسائل مربوط به شکل جدید برگزاری جام دیویس بعدی به زودی مشخص و اعلام میشود.
تمرینات تیم ملی چگونه است؟
چهار بازیکن جوان ما متشکل از امیرحسین بادی، بهروز کارگران، آرش سوری و کیارش سوری هر روز دو جلسه و هر جلسه ۲ تا ۲ ساعت و نیم تمرین و برای جام دیویس کسب آمادگی میکنند. البته اگر آنها به سطح لازم نرسند طبعاً ما شاهین خالدان و محمدرضا نداف باتجربهتر را نیز ضمیمه ترکیب تیم ملی میکنیم و خیالمان از این بابت آسوده است.
مشخص است که هدف عمده و قسمت اصلی برنامههایتان جوانگرایی است.
همینطور است ولی جوانگرایی برخلاف آنچه برخی میگویند آوردن وسیع و پرتعداد جوانترها به ترکیب تیم ملی نیست بلکه فراهم آوردن شرایط رشد هر چه بیشتر جوانها و هموار کردن مسیر پیشرفتشان در سطح کشور است که طبعاً به خودنمایی آنها در تمامی سطوح میانجامد.
فعالیتهای تیم ملی تنیس و مسابقات داخلی و بینالمللی پیشرو برای ملیپوشان تا جام دیویس از چه قرار خواهد بود؟
فعلاً جام حذفی تنیس ایران را در جزیره کیش پیشرو داریم و بعداً بچههای تیم ملی به دو سه تورنمنت متوالی فیوچرز میروند و عمده فعالیتهای بعدی ما بعد از سال (۱۳۹۸) خواهد بود که فشار کسب آمادگی روی ملیپوشان را بیشتر خواهیم کرد. در هر حال من روند کار و نحوه پیشرفت همه مدعیان تیم ملی را زیر نظر دارم تا هچ حقی ناحق نشود و مثلاً حسام یزدی را نام میبرم که او نیز اخیراً پیشرفت چشمگیری کرده و در مسیر ورود به تیم ملی قرار دارد.
آیا قبول دارید رفت و آمدهای مکرر ما بین گروههای دوم و سوم آسیا واقعاً ملالآور شده است؟
کاری نمیتوان کرد و سقف توان ما تا زمانی که جوانترها بیش از این اوج نگیرند همین است که میبینید. ما در جام دیویس ۲۰۱۸ نیز مغلوب امثال تایوان و هنگکنگ و آن هم در خاک این حریفان بالنسبه پرتوان شدیم و این اصلاً نتیجهای آبرو بر باد ده نبود.
بهعنوان مرد اول اجرایی تیم ملی تنیس و کسی که هدایت تمامی ردههای سنی را در سطح ملی برعهده داشته، راجع به حرفهای اخیر بهداد سلیمی درباره بیش از حد بودن پاداش فوتبالیستها چه میگویی؟
به آقای سلیمی بگویید فوتبال به درست یا غلط جایگاهی بالاتر از همه ورزشها در سطح جهان و در اکثر قریب به اتفاق کشورها دارد و بدیهی است که بهرههای پرداختن به آن نیز بیشتر باشد. فوتبال به واقع یک پدیده اجتماعی است و به جای تلاش برای پایین آوردن آن بکوشیم سایر ورزشها را قدری بیشتر پولزا کنیم. درآمدهای جاری در فوتبال تابع فرآیندهای متفاوتی است و نمیتوان توقع داشت سایر ورزشها با آن هماوردی کنند. تازه ما در سایر رشتههای خود نیز کم نداریم آدمهایی که ثروتهای بزرگی را بابت تلاشها و مقامهای کسب کرده خود اندوختهاند، مثل فلان کشتیگیر که ثروتش چند ده میلیاردی شده است.
و به عنوان آخرین سوال از آرزوی بزرگ زندگیات بگو.
این آرزو غیر ورزشی و خواسته من به واقع باقی ماندن سایه ارزشمند پدر و مادر عزیزم بالای سرم و بهرهگیری هر چه بیشتر از وجودشان است و هر چه دارم از آنها است...
- 11
- 1










































