
کسانی که از نزدیک با حال و هوای کاراته آشنایی دارند، میدانند که کار در این رشته چقدر سخت است و حتی مدیران کارکشته هم به مشکل خوردند. با این وضعیت آیا میتوان امیدوار بود که یک نفر صرفا با پشتوانه مالی بتواند مسائل را حل کند؟ در کاراته شرایط فرق میکند و سرپرست فعلی فدراسیون میتواند نقش پررنگی در نتیجه انتخابات ایفا کند و فعلا به واسطه رودربایستی با فرجی که هنوز نامه بازگشت به کارش را نگرفته، به صراحت از کسی حمایت نکرده است اما هیچ بعید نیست که در روزهای آینده اتفاقهایی بیفتد که به انتخاب مدیر جوانی که پشتوانه مالی خوبی هم دارد، ختم شود. موضوعی که از جهات مختلف قابل بررسی است و میتوان به آن هم مثبت نگاه کرد، هم منفی.
مجامع انتخاباتی تعدادی از فدراسیونها در پیش است و برای برخی دیگر که یا بهواسطه بازنشستگی رییس فدراسیون بلاتکلیف شدهاند، یا دوره چهارسالهشان به اتمام رسیده، به زودی زمان ثبتنام اعلام میشود. انتخابات هشت فدراسیون تا پایان سال برگزار میشود و فدراسیونهای مهم دیگری مثل والیبال و کشتی، در بهار ۹۸ منتظر برگزاری مجمع هستند.
این فضا فرصتی را فراهم کرده تا افراد مختلف که فکر میکنند میتوانند قدمی بردارند، به عرصه انتخابات ورزشی ورود کنند و جالب است که بین این افراد چهرههای جوانی دیده میشود که در ورزش شناخته شده نیستند اما فرزند افراد بانفوذ هستند و به همین دلیل زمینه حضورشان فراهم شده است. مصداق بارز این موضوع انتخابات کاراته است و مجمعی که سردرگم مانده که به گزینههای قدیمی خود دل ببندد یا اینکه به گزینه جوانی که پشتوانه یک بانک خصوصی را دارد، اعتماد کند.
در بین کاندیداهایی که در این رقابت حضور دارند، نامی دیده میشود که قابل تامل است. شاید ابتدا در میان افرادی که کاندیدای این انتخابات بودند، خیلی نامش به چشم نمیآمد. اهالی قدیمی کاراته در بین کاندیداها حضور دارند و زمانی که ثبت نام کاندیداها نهایی شد، اصلا نام این مدیر جوان بین گزینهها دیده نمیشد اما امروز شرایط فرق کرده و جالب است که از او - که فرزند مالک یک بانک خصوصی است - بهعنوان گزینه جدی نام برده میشود.
استدلالی هم که پشت این گزینه مطرح میشود، این است که او میتواند در روزهای بد اقتصادی شرایط مالی خوبی برای این رشته فراهم کند. این نکته درست در زمانی مطرح میشود که کاراتهکاها مجبور به حضور در رویدادهای مختلف برای کسب سهمیه المپیک هستند و به خاطر مشکلات مالی، گاهی مجبورند با هزینه شخصی راهی رویدادهای بینالمللی شوند. با این شرایط، گزینهای که شعار انتخاباتیاش حمایت مالی است، شانس بالایی پیدا میکند اما آیا میتوان با اتکا به این موضوع، مسوولیت رشتهای مثل کاراته را دست مدیری سپرد که خیلی شناختی از این فضا ندارد.
کسانی که از نزدیک با حال و هوای اهالی این رشته آشنایی دارند، میدانند که کار در این رشته چقدر سخت است و حتی مدیران کارکشته هم چطور به مشکل خوردند. با این وضعیت آیا میتوان امیدوار بود که یک نفر صرفا با پشتوانه مالی بتواند مسائل را حل کند؟
در کاراته شرایط فرق میکند و سرپرست فعلی فدراسیون میتواند نقش پررنگی در نتیجه انتخابات ایفا کند و فعلا به واسطه رودربایستی با فرجی که هنوز نامه بازگشت به کارش را نگرفته، به صراحت از کسی حمایت نکرده است اما هیچ بعید نیست که نتیجه ائتلاف او با فرزند رییس هیات مدیره بانک خصوصی، انتخاب این مدیر جوان و در نهایت ادامه حضور آشوری در این فدراسیون را در پی داشته باشد. بخصوص اینکه گفته میشود او به وزارت ورزش هم قولهایی داده مبنی بر اینکه بودجهای بابت فعالیتهای فدراسیون دریافت نمیکند و حتی به وزارت ورزش کمک هم میکند!
اما هیچ کدام از این کارها به معنی راحتی کار او نیست و باید دید در روزهای منتهی به انتخابات فدراسیون کاراته چه شرایطی رقم میخورد و آیا پشتوانه مالی حکم به برنده شدن او میدهد؟
هدایت مدیران جوان با سرمایه قابل اتکا به سوی ورزش، فقط در این رشته اتفاق نیفتاده و شنیده میشود در یکی دو مورد دیگر هم مسوولان مربوطه به دنبال گزینههای اینچنینی رفتهاند. حتی در یک مورد با فردی صحبت شده که در نهایت مشخص شده او رابطه نزدیکی با گزینه اصلی یک فدراسیون دارد و در نهایت به انتخابات ورود نکرده اما همین موضوع نشان دهنده نوع نگاهی است که حاکم شده؛ اینکه افرادی بیایند که پول بیاورند اما آیا پول میآورند؟
بیش از یک دهه قبل، یعنی در حوالی سال ۸۰ – ۸۱ هم سازمان وقت ورزش چنین نگاهی را بر ورزش حاکم کرد و زمینهساز حضور مدیرانی شد که یا ارتباطات قوی در دولت داشتند یا اینکه اوضاع مالی خوبی داشتند اما چند سالی بعد از آزمودن این تجربه، علی کفاشیان که یکی از متولیان این اقدام بود، با صراحت اعلام کرد «این طرح شکست خورده است.» استدلال او هم این بود که این افراد به ورزش آمدند تا باری از روی دوش ورزش بردارند اما خودشان باری شدند برای ورزش.
ورزش این تجربه ناخوشایند را دارد اما جالب است که همین تجربه به شکلی دیگر تکرار میشود. با این تفاوت که از افرادی برای ورود به انتخابات فدراسیونهای ورزشی دعوت میشود که تجربه مدیریت ورزشی ندارند.
نکته دیگری که در این رابطه قابل تامل است، نقش یک آقازاده در وزارت ورزش است که گویا او در دعوت این افراد برای ورود به انتخابات سهم بسزایی دارد و اینجاست که باید نگران برخی رشتههای ورزشی شد.
البته این مدیران مثل هندوانه در بسته هستند و نمیتوان با قاطعیت از شکستشان در صورت حضور در ورزش خبر داد اما نوع ورود و استدلالی که مطرح میشود، دلیل محکمی است برای زیر سوال بردن آنچه شکل گرفته و نگرانیهایی که وجود دارد.
آزاده پیراکوه
- 9
- 4
































