یکشنبه ۰۷ آذر ۱۴۰۰
۱۲:۱۱ - ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ کد خبر: ۹۹۰۳۰۰۰۲۵
چهره ها در سینما و تلویزیون

همه چیز درباره کارنامه هنری «عرفان خان»؛ بازیگری که در کشورش قدر نديد!

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

ورود به باليوود اصلا کار ساده‌اي نيست، گرچه تقريبا تمام کودکان، نوجوانان و جوانان هندي حتي در روستاهاي دورافتاده رؤياي رفتن به مومباي (بمبئي) براي ستاره‌شدن را در سر مي‌پرورانند؛ اما باليوود بيشتر از هر کشور سينمايی دیگری سازوکارش مافيايي است. ستاره‌هاي سال‌هاي اخير هم حاصل تلاش فرزندان بزرگان باليوود است که مي‌خواهند به پدر و مادرشان اثبات کنند که تنها نام آنها را يدک نمي‌کشند! وگرنه تقريبا فرزند هر هنرمندي از ۱۰، ۱۲سالگي مي‌داند باليوود جاي اوست، مگر خودش نخواهد! بازيگران نسل جديد غالبا در اثبات اين مهم موفق عمل کرده‌اند اما اين باز هم صورت مسئله را پاک نمي‌کند! اينکه آيا اينها اگر فرزند هنرمندان نبودند، تهيه‌کنندگان هندي رغبتي به آنها نشان مي‌دادند تا آنها استعدادي را اثبات کنند يا خير!

بیشتر اين ستاره‌هاي سينما تحصيلات آکادميک هم ندارد، نه در زمينه سينما که در هيچ زمينه‌اي! وقتي شرايطي برايت مهياست که بروي کرور کرور پول پارو کني و به يک «ستاره» تبديل شوي چه نيازي است به درس خواندن! همين که خواندن بداني براي خواندن فيلم‌نامه و نوشتن بداني براي فعاليت در فضاي مجازي کافي است. براي همين است که شايد عرفان خان (Irrfan Khan) حتي پيش از ورود به باليوود و نشان‌دادن خودش، هنرمندي متمايز بود. او در کالج ملي تئاتر درس بازيگري خواند و با نقش‌هايي بسيار کوچک خودش را در باليوود جا کرد. بدون اينکه والدينش اين‌کاره باشند يا کسي سفارش‌ او را کند و شايد کمتر کسي تصور مي‌کرد جوانکي که بر و روي ستارگي نداشت، روزي تبديل به بازيگري بين‌المللي شود.

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

عرفان که حتي بعدتر نام «خان» را هم برداشت فقط به‌دليل اينکه با خان‌هاي ديگر جمع بسته نشود و کسي فکر نکند به‌دليل خان‌بودنش جايگاهي دارد، همه تلاشش را کرد تا در کنار فيلم‌هاي ضعيفي که ناگزير بود براي ماندن در باليوود به آنها تن دهد، بگردد پي فيلم‌نامه‌هاي خاص. همکاري‌اش با ميرا ناير و آصف کاپاديا دو هندي مهاجرت‌کرده، او را به آن سوي آبي‌ها شناساند و نقش‌هاي کوتاهش در هاليوود که در مقايسه با آثارش در سينماي هند اهميت چنداني در کارنامه‌اش نداشت، هندي‌ها را حساس و متوجه او کرد و شايد تازه از آنجا بود که عرفان توانست با فراغ بال فيلم‌نامه بخواند و آنهايي را که دوست دارد انتخاب کند و البته که با وجود اشتياق هاليوودي‌ها به همکاري، او هند را در اولويت قرار داد؛ مثلا وقتي «ميان‌ستاره‌اي» کريستوفر نولان را به‌خاطر «ظرف ناهار» رد کرد که اولين فيلم بلند ريتيش باترا بود و درخشش عرفان در کنار داستان درست و لطيف باترا کار را به جايي رساند که باترا هم با همان فيلم اول کارش بکشد به همکاري با رابرت ردفورد و جين فوندا يا همين اواخر براي ازدست‌ندادن «پيکو» به کارگرداني شوجيت سرکار و هم‌بازي شدن با آميتاب باچان براي دومين‌بار دست رد به سينه ريدلي اسکاتي زد که از «مجموعه دروغ‌ها» دوست داشت با عرفان همکاري کند و گمان مي‌کرد شايد او «مريخي» را به «پيکو» ترجيح دهد! اما او «پيکو» را بازي کرد تا يکي ديگر از بازي‌هاي ديدني‌اش را به سينماي هند تقديم کند و البته مثل هميشه ناديده گرفته شد!

او اما عادت داشت به اين نديده‌‌گرفته‌شدن‌ها، خاصه توسط مردم! در همه عمر بازيگري‌اش تنها يک بار از سوي همگان تحسين شد و حتي نشان ملي هند را گرفت که نقش پان سينگ تومار را ايفا کرد، قهرمان نامدار دووميداني هند که پس از کسب مدال‌هاي گوناگون به‌خاطر فقر و ظلم حُکام راهزني پيش گرفت و در درگيري با پليس کشته شد. او با انتخاب هوشمندانه‌اش جذاب‌ترين و ديدني‌ترين فيلم بيوگرافي سينماي هند را به مخاطبان هديه کرد؛ اما حتي آن سال هم با وجود تحسين منتقدان و گرفتن جايزه‌هاي بسيار، مردم باز هم جايزه‌شان را به ستاره‌هاي محبوبشان دادند و نه به او!

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

وقتي پس از دو دهه و اندي فعاليت براي «هندي متوسط» بالاخره جايزه بهترين بازيگر مرد از نگاه مردم را گرفت، از معدود دفعاتي بود که در مراسم حضور نداشت، چون فرسنگ‌ها دورتر روي تخت يکي از بيمارستان‌هاي انگلستان با توموري بدخيم و ناشناخته دست‌وپنجه نرم مي‌کرد و کسي نبود تا اولين جايزه مردمي‌اش را بگيرد. در سالي که او سخت مشغول مبارزه با بيماري‌اش بود، فيلم بسيار مهم «باج‌گير» در ژانر کمتر ساخته‌شده کمدي سياه روي پرده رفت و به فاصله کوتاهي و کاملا اتفاقي در همين ژانر «آواي نابينايي» به سينماها آمد و با بازي ستارگان محبوبش تبديل شد به فيلم محبوب و جايزه‌بگير و عرفان براي «باج‌گير» حتي نامزد دريافت جايزه هم نشد!

او بعد از دو سال و لغو پروژه‌هاي مهم سينمايي‌اش، بازگشت و خيلي زود براي قسمت دوم «هندي متوسط» با نام «انگليسي متوسط» جلوي دوربين رفت و براي مردم نام عرفان هم رفت کنار نام ستاره‌اي مثل مانيشا کويرالا که با شکست سرطان باقدرت به سينما بازگشت و اما او که همه عمرش پي جلب توجه و خودنمايي نبود، انگار نمي‌خواست کسي بداند که چيزي تمام نشده و آن تومور بدخيم که مثل خودش نادر بود و از هر صد هزار نفر، پنج نفر به آن مبتلا بودند، سفت و سخت جا خوش کرده و قصد رفتن ندارد و مصمم است به بردن او. «عرفان» نه گفت‌وگويي کرد و نه ويدئويي گذاشت و نه با بيماري‌اش کاسبي و جلب ترحم کرد.

ظاهرا وقتي «انگليسي متوسط» به‌دليل کرونا اکرانش را ناتمام گذاشت و به‌سرعت وارد شبکه نمايش خانگي شد و مردم در حال خوشامد براي بازگشتش بودند، او داشت با درد دست‌وپنجه نرم مي‌‌کرد و چون صدايش درنمي‌آمد، رسانه‌ها بي‌خبر بودند. کرونا که فرصت اکران کامل آخرين فيلمش را گرفت، شرکت در مراسم خاکسپاري مادرش را نيز از او دريغ کرد؛ اما وقتي سه شب بعد با حال خراب راهي بيمارستان شد، گفته بود مادرش آمده او را ببرد و انگار مادرش خيلي عجله داشت براي هم‌نشيني با پسرش.

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

درحالي‌که مردم براي سلامت عرفان که در آي‌‌سي‌‌يو بستري بود دست به دعا بودند، يک خبر فوري و عکس جنازه‌اي کفن‌پيچ‌شده در غربتي ‌که کرونا مضاعفش کرده بود، ناگهان همه را در شوک فروبرد و هند بار ديگر الماسي چند قيراطي را از دست داد، الماسي که نه «درياي نور» ساکن ايران بود و نه «کوه نور» ساکن انگلستان که خود نور بود و هرگز و به هيچ قيمتي هند را با جايي تاخت نزد، با اينکه بارها فرصتش را داشت و بارها از‌سوي ديگران خواسته شد.

اينترنت پر شد از پيام‌هاي تسليتي که از سراسر جهان برايش نوشته مي‌شد و کاربران بارها سکانس او در «زندگي پي» را دست‌به‌دست کردند. وقتي رو به دوربين از ببري مي‌گفت که همراهي‌اش با او سبب شد زنده بماند و اندوهگين ادامه مي‌داد: «به وقت جدايي حتي به قدر سربرگرداندني من را نگاه نكرد و در دل جنگل گم شد». مي‌گفت: «زندگي يعني همين رفتن و رهاکردن اما هيچ‌چيز آزاردهنده‌تر از اين نيست که آدم فرصتي نداشته باشد براي خداحافظي...». مي‌گفت: «درست است ريچارد پارکر يک ببر بود اما دوست داشتم لحظه آخر بگويم ممنون که جانم را نجات دادي، دوستت دارم و تو هميشه با من مي‌ماني، خدا با تو باشد...».

جملاتي که انگار آن روز از دل هوادارانش بيرون مي‌آمد؛ حسرتي بي‌پايان براي نداشتن فرصت خداحافظي؛ اما انگار او دلش نمي‌خواست به کسي فرصت خداحافظي بدهد. دو سال پيش وقتي خبر داد به توموري بدخيم مبتلا شده؛ نوشته بود که تسليم است و راضي. قصد نداشت بنشيند جلوي دوربين و بگويد که ممکن است هر آن برود و کسي باورش نمي‌شد او که برگشته به سينما و سخت مشغول کار است؛ مي‌خواست هر زمان که موقعش رسيد بي‌سروصدا برود، درست مثل ريچارد پارکر و شايد فکرش را نمي‌کرد که خيلي‌ها در جاي‌جاي دنيا باشند که مانند «پي» حسرت به دل خداحافظي با او اشک بريزند! قطعا فکرش را نمي‌کرد که حتي در کشوري مثل ايران که حتي هرگز فيلم‌هايش اکران نشد تا اين اندازه هوادار داشته باشد! شايد چون او در کشوري زاده شد که هيچ‌گاه او را آن‌طورکه بايد در آغوش مهرش نگرفت و عادت داشت که الماس‌هايش در ويترين موزه‌هاي کشورهاي ديگر بدرخشند.

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

او در کشوري بازيگر بود که ستارگي فقط به بازيگري نبود و آدم‌ها فقط پي هنرت نبودند. کشوري که ماسالاهاي خوش‌رنگ و لعاب مي‌فروخت و کمتر کسي حواسش را مي‌دوخت به فيلم عجيبي مثل «قصه» و به بازيگري که گرچه رقص بلد نبود اما با بازي بي‌کلام چشم‌هايش مي‌توانست بندبند وجود مخاطبش را برقصاند. در کشوري که آن‌قدر رُمَنس و رقص و نور جلوه‌گري مي‌کرد که کسي حواسش نبود به بازيگري که «ظرف ناهار» بازي مي‌کرد و تشويق جهاني مي‌شد. در کشوري که اخبار زندگي خصوصي سلبريتي‌ها جذاب‌تر از زندگي بي‌حاشيه کسي بود که خيلي‌ها هنوز همسرش را به نام نمي‌شناسند و نمي‌دانند که دو فرزند داشت. عرفان از همان ابتدا يک هندي بود که مال هند نبود و آن کشور با جغرافياي وسيعش براي او بسيار کوچک بود. وقتي بُر مي‌خورد در فيلم‌هاي تجاري کسي حواسش نبود و اهميت نمي‌داد که چقدر خودش به‌تنهايي درخشان است، حتي در فيلمي که سخت مي‌شد تا انتها تماشايش را ادامه داد! مهم نبود نقش اول فيلمي باشد مثل «باج‌گير» يا تنها در يک اپيزود از فيلمي بازي کند مثل «هفت خون در ميان».

او هميشه مي‌گشت پي نقش‌هاي متفاوت، نه عاشقانه‌هايش شبيه عاشقانه‌هاي تجاري هندي‌ها بود و نه انتخاب‌هاي ديگرش؛ طوري که آن نقش‌ها را نمي‌توان بدون او تصور کرد؛ اما هند آن‌قدر او را غريب نگاه داشت که همين حالا سکانس‌هاي محدودش در فيلم‌هاي آمريکايي بيشتر از سکانس‌هاي مهم و ديدني‌اش در فيلم‌هاي هندي هم‌رساني شود! و نام فيلم‌هاي «شمشير»، «تقريبا مجرد»، «خيمه‌شب‌باز» و... را اصلا کسي نشنيده است! آنها هيچ تلاشي نکردند براي عرضه او و در هيچ سالي نماينده‌شان به اسکار فيلمي از او نبود، در‌حالي‌که شايد او مي‌توانست آنها را به آرزوي ديرينه‌شان برساند. او هم که انگار نه خودش مي‌خواست ديده شود و نه عطشي داشت براي در مرکز توجه بودن، کمک کرد به باليوودِ استاد در عبورکردن از آدم‌هاي بي‌زار از حاشيه!

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

او شايد حالا که از جهاني ديگر نظاره‌گر اين دنياست بداند که اتفاقا در قلب بسياري خانه داشت و براي خيلي‌ها عزيزتر از آن بود که مي‌پنداشت. اگر ستاره‌هاي پرزرق‌وبرق بيشتر از او خواهان و طرفدار داشته‌ و دارند، اما به ياد نمي‌آورم براي هيچ بازيگري پس از مرگش چنين واکنش‌هاي عجيبي ديده باشم!

يکي پيام داده بود که چون مسلمان بود من برايش نماز شب اول قبر خواندم، يکي نوشته بود برايش قرآن خوانده، يکي برايش خيرات داده بود، عده‌اي عکس فرستاده بودند که فلان‌جا به يادش شمع روشن کرده‌اند، مترجم فيلم‌هاي هندي رفته بود پي تنها فيلمش که به هيچ زباني زيرنويس نداشت و آن را زيرنويس فارسي کرده بود تا ايراني‌ها فيلمي از او را از دست ندهند و تقديمش کرده به روح ستاره محبوبش و کسي با هق‌هق مي‌گفت: « چه خوب که هندو نبود و او را نسوزاندند و حالا جايي هست که بدانيم او آنجا آرميده...». 

عرفان خان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

مرسده مقيمي

sharghdaily.com
  • 136
  • 3
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
مطالب پیشنهادی,وبگردی
زندگی نامه وصال شیرازی,پایان عمر وصال شیرازی,بیوگرافی وصال شیرازی زندگینامه وصال شیرازی یکی از شاعران دوره ی قاجار

زاده:۱۱۹۷( قمری)

زادگاه:شیراز

ملیت:ایرانی

پیشه:شاعر و خوش نویس

آرامگاه:شاهچراغ

ادامه
تهمورث،زندگینامه تهمورث،طهمورث زندگینامه تهمورث، سومین پادشاه پیشدادی

لقب:زیناوند، دیوبند

فرزند:جمشید

تبار:کیومرثیان

نام پدر:هوشنگ

منصب:پادشاهی

ادامه
بردیا سعادت,بیوگرافی بردیا سعادت,زندگینامه بردیا سعادت بیوگرافی بردیا سعادت بازیکن پشت خط زن والیبال (+ تصاویر)

نام و نام خانوادگی:بردیا سعادت

تاریخ تولد:۲۱ مرداد سال ۱۳۸۱

زادگاه:نورآباد ممسنی- استان فارس

سمت:بازیکن والیبال

پست:خط زن

قد:۲۰۷ سانتی متر

ادامه
بیوگرافی علی لهراسبی,عکس علی لهراسبی,آلبوم جدید علی لهراسبی بیوگرافی علی لهراسبی خواننده موسیقی پاپ (+ تصاویر)

نام خانوادگی:لهراسبی

متولد:۲۰ فروردین ۱۳۵۵

زادگاه:تهران

سبک موسیقی:پاپ

ملیت:ایرانی

ادامه
پل رومر,بیوگرافی پل رومر,پل رومر کیست زندگینامه پل رومر اقتصاددان آمریکایی (+ تصاویر)

نام خانوادگی:رومر

زاده:۷ نوامبر ۱۹۵۵

زادگاه:دنور, کلرادو, ایالات متحده

ملیت:آمریکایی

پیشه:اقتصاد دان آمریکایی

ادامه
جوانی حسین پاکدل,زندگی نامه حسین پاکدل,حسین پاکدل بیوگرافی حسین پاکدل نمایشنامه نویس و کارگردان (+ تصاویر خانوادگی)

زادروز:۷ دی ۱۳۳۸

محل تولد:اصفهان

همسر:عاطفه رضوی

ملیت:ایرانی

زمینه فعالیت:نمایشنامه نویس، کارگردان و مجری

ادامه
اشعاری از آذر بیگدلی,سبک ادبی آذر بیگدلی,لقب آذر بیگدلی زندگینامه آذر بیگدلی، نویسنده‌ و شاعر دوره ی ‌افشاریه و زندیه‌

زاده:۱۱۳۴( قمری)

زادگاه:اصفهان

لقب:آذر

پیشه:شاعر، تذکره نویس و ادیب

ملیت:ایرانی

درگذشت:۱۱۹۵( قمری)

ادامه
حضرت مريم,زندگینامه حضرت مريم,بیوگرافی حضرت مريم زندگينامه حضرت مريم (س) و بارداری او

پدر: عمران

لقب:مریم مقدس، مریم باکره، مادر عیسی مسیح

زادگاه:ناصره

فرزند: حضرت عیسی (ع)

روز مقدس:۲۵ مارس مسیحیان - ۱۵ اوت (کاتولیک)

۱۵ اوت مسیحیان - ۲۲ اوت (ارتودوکس)

ادامه
جیمز واتسون,بیوگرافی جیمز واتسون,بیوگرافی جیمز واتسون بیوگرافی جیمز واتسون متخصص آمریکایی در علم ژنتیک (+ تصاویر)

زاده:۶ آوریل ۱۹۲۸

زادگاه:شیکاگو، ایلینوی، ایالات متحده آمریکا

ملیت:آمریکایی

محل تحصیل:دانشگاه شیکاگو، دانشگاه ایندیانا

همسر:الیزابت واتسون

ادامه
متن فاز سنگین درباره رفاقت,دیالوگ درباره رفاقت,دیالوگ رفاقتی

انواع دیالوگ های رفاقتی جملات ناب و دلنشینی که مرتبط با رفاقت و دوستی باشند موجب انتقال انرژی مثبت زیادی می شوند و در رابطه با دوستی احساسی خوش آیند و ماندگار را بر جای می گذارند. دیالوگ های رفاقتی هر فردی براساس موقعیت کاری و تحصیلی خود در زندگی میتواند دوستان زیادی داشته باشد و ارزش و احترام زیادی برایشان قائل باشد ولی در این بین، فرد یا افرادی، رفیق نامیده می شوند که جایگاهشان از هر لحاظ نسبت به یک دوست معمولی و یا حتی صمیمی بالاتر است. چون رفیق به جای رسم رفاقت و دوستی همواره سنگ تمام می گذارد و در تنگناهای زندگی و غم ها و شادی ها مشارکت دارد و هر آنچه در توان داشته باشد بدون هیچ چشم داشتی به پای رفاقت و دوستی اش خرج می کند. انواع جملات قشنگ مرتبط با رفیق از حس صمیمیت و نزدیکی برخوردارند و بیان آن ها موجب قوی تر شدن ارتباط دوستی می شود. در ادامه انواع دیالوگ های رفاقتی عبارتند از: > دیالوگ های رفاقت: سرگرد:هنوزم دنبالِ جنازه یِ رفیقات می گردی؟! جلیل:رفیق اگه رفیق باشه، جنازه شم به درد می خوره... > دیالوگ های کوتاه رفاقتی: با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی! خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت: دوستت دارم بهترین دوست دنیا > دیالوگ های زیبای رفاقتی: رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب میدونم که برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و از زمین بلندم کنه > دیالوگ های جذاب رفاقتی: رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم بلکه تو کوچه های خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب میدونم که برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و از زمین بلندم کنه > دیالوگ های رفاقتی: ممکنه طول بکشه با کسی صمیمی بشی ولی وقتی دیدی اون آدم یه شخصه خاص و با ارزشه پس به سادگی از دستش نده > دیالوگ رفیق: سلامتی رفیقایی که روز قیامت فقط زمین از دستشون شاکیه! اونم بخاطر سنگینیه مرامشون... دیالوگ های رفاقتی دلنشین > دیالوگ های کوتاه و زیبای رفاقتی: زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داد اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی، رفیق اونیه که بدون اون داغونی! > انواع دیالوگ های رفاقتی: خیالم راحته که اگه زمستون هرچقدرم سرد باشه، رفقایی مثل شما دارم که دمشون خیلی گرمه … > بهترین دیالوگ های رفاقتی: رفیق معامله فسخ شد در قبال دنیا یک تار مویت را می خواستند ندادم > دیالوگ های جدید رفاقتی: دلت آبی تر از دریا رفیقم به کامت شادی دنیا رفیقم الهی دائما چون گل بخندی شب و روزت خوش و زیبا رفیقم > دیالوگ رفاقتی زیبا: یه رفیق با معرفت، یه تکیه گاه همیشگیه تو غم و شادی > دیالوگ رفاقتی کوتاه: حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله … اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛ ولی بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی … > دیالوگ های بیاد ماندنی رفاقتی: رسم رفاقـــــــــــت اینه که با رفیـــــق پیر شــــــــــــى نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى > برترین دیالوگ بیاد ماندنی رفاقتی: گل اگه خشک شود ساقه ی آن می ماند دوست اگر دور شود خاطره اش می ماند زیباترین دیالوگ های رفاقتی > دیالوگ جذاب رفاقتی: رفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت از درد هیــچ عشـقی نسـوزم بـه سلامتـی هـر چـی رفیـق بـامرامرفـاقت را جـای عشـق در دلـم سپـردم تـا بـا یـاد دوسـت از درد هیــچ عشـقی نسـوزم بـه سلامتـی هـر چـی رفیـق بـامرام گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش