
هاتف علیمردانی در هفتمین فیلمش سراغ داستانی رفته که در دهه ٦٠ و در سالهای آخر دوران جنگ میگذرد. داستانی درباره یک خانواده با تمام مسائل و مصایب و مشکلاتی که هر خانوادهای در چنان شرایطی میتواند داشته باشد. آباجان زنی معتقد و مومن است در نقطه تمرکز خانوادهای که در فیلم روابط و مسائلشان را میبینیم. شخصیتی باورپذیر و دوستداشتنی که تماشاگر را تا به انتها با خود همراه میکند و این برای فیلمی که ماجرا و تنش و تحرک به معنای مرسوم ندارد، دستاورد کمی نیست...
هاتف علیمردانی که کوچه بینام، مردن به وقت شهریور، به خاطر پونه، یک فراری از بگبو و راز دشت تاران را در کارنامهاش دارد، آباجان را بهترین فیلمی میداند که تاکنون ساخته: هنر خانم معتمدآریا باعث شده است که فیلم آباجان یک سروگردن از سایر فیلمهایم بالاتر باشد. این کارگردان همچنین درباره موضوع آباجان و نزدیکی آن به فیلمهای قبلی خود عنوان کرده: این فیلم در ادامه همان سینمایی است که دغدغهاش را دارم. همان سینمای مستندگونه فیلمهای قبلی را در آباجان نیز حفظ کردم. درواقع برای من شهودیبودن واقعیتها و کاراکترها مهم است. سعی کردم در این اثرم نیز این فضا حفظ شود؛ تنها تفاوت آن با سایر آثارم این است که اتفاق در زمان و مکانی دیگر شکل میگیرد.در گفتوگویی که در پی میآید، هاتف علیمردانی از زوایای گوناگونی به پرسشهای ایجادشده درباره آباجان پاسخ داده است...
نخستین نکتهای که درباره آباجان به چشم میخورد، بازی فاطمه معتمدآریاست که انگار کاملا براساس بازی و حضور او نوشته شده...
بازی خانم فاطمه معتمدآریا همیشه شاهکار است و در فیلم آباجان نیز همچنین؛ بهخصوص در سکانس تلویزیون یا صحنهای که محسن میخواهد خانه را ترک کند. با اینکه کمتر کارگردانی این حرف را میگوید، اما من معتقدم که بازی آباجان از دیگر بازیهای فیلمهای من نیز یک سروگردن بالاتر است. فاطمه معتمدآریا در آباجان قطعا شایسته دریافت جایزه بود که البته خیلیها میدانند چرا این جایزه از او دریغ شد. درواقع با تمام احترامی که به منتخبان جشنواره دارم، اما بهنظر من پای مسائل دیگری در میان است که الان نمیشود درباره آن صحبت کرد. البته نادیدهگرفتن بازی خانم معتمدآریا عادی شده و البته اهمیتی هم ندارد. ممکن است بچههایی که فیلم اول یا دومشان است، جایزه و مسائلی از این دست خیلی برایشان جذاب باشد، اما ما دیگر از این فضاها عبور کردهایم...
درباره دیگر بازیهای فیلم نظرتان چیست؟
در یک نگاه کلی تمام بازیهای فیلم درست است؛ حداقل اینکه آن چیزی که من از بازیگران میخواستم اجرا شده است. بگذارید اینگونه بگویم که هارمونی و هماهنگی که در بازیهای آباجان وجود دارد، در هیچکدام از فیلمهای قبلی من نیست. آباجان بر بازی استوار است و همه عوامل پشت صحنه به سمت دیده نشدن پیش رفتند تا بازیها دیده شود.
حس نمیکنید آباجان و فضایش تا حدی به فیلم قبلیتان کوچه بینام شبیه شده است؟
بگذار بگویم که این موضوع تا حدی تعمدی بود. من بهعنوان کارگردان، فضای فیلم کوچه بینام را دوست داشتم.
دوستداشتن تنها دلیل تکرار فضا و بازیگران کوچه بینام در فیلم آباجان بود؟
خب یک دلمشغولیهایی وجود دارد دیگر. مثلا استفاده از محمدرضا و خانم ذاکری در کوچه بینام و آباجان باعث تکرارشدن یک المان میشد؛ نمیدانم چگونه این نکته را توضیح دهم. شاید باید بگویم بنا به دلایلی که تا حدی شخصی است، به این سمتوسو رفتم. به نظرم وقتی یک فضایی دوباره تکرار میشود، تاثیر دوچندان دارد.
میتوانید بگویید چرا برای روایت داستانتان بهجای زمان معاصر به دهه ٦٠ رفتید؟
آباجان فیلمی درباره یک خانواده است که در دههای خاص و یک بزنگاه تاریخی زندگی میکند. در دهه ٦٠ جامعه ما دچار یک موتاسیون شده و به دلیل انقلاب، جنگ، حضور فرقهها و ایدئولوژیهای مختلف به شدت ملتهب بود. ضمن آنکه در این دهه، هشتسال جنگ تحمیلی رخ داده که متاسفانه در سینمای ایران بیشتر به بخش حماسی آن اشاره شده و ما فقط رویدادهای جنگی را در فیلمهای دفاعمقدسی میبینیم و کمتر به تاثیر جنگ در خانواده پرداخته شده است. درست است که بیشتر رشادتها در جنوب کشور رخ داده، اما نمیتوانیم انکار کنیم که تاثیر فرهنگ دفاع مقدس و حمایتی که خانوادهها از رشادتهای سربازان در جنگ داشتند، در کل کشور عمومیت داشته است و باید تاکید کنم که داستان فیلم آباجان را فقط میتوان در دهه٦٠ تعریف کرد، زیرا رفتار مردم در آن دهه بسیار متفاوت از امروز بود و باورهای مردم و تعریف آنها از ارزشها بسیار متفاوت با امروز بود. از طرف دیگر در خانوادههای دهه ٦٠ نقش مادر بسیار پررنگتر بود. در فیلم آباجان ما میبینیم که مادر چگونه فرزندانش را با وجود اختلافاتی که وجود دارد، کنار هم جمع کرده و هدایت میکند.
میتوانید از نگاه سازنده آباجان، فیلمتان و کاراکتر اصلیاش را تحلیلی کلی کنید؟
آباجان یک شخصیت شهودی است. من با این آدم زندگی کردهام. لحظههای آخر زندگیاش چنان با باور میگفت خدایا مرا آزاد کن، که باور صددرصد داشت که از اینجا وصل میشود به بچههایش و شوهرش که مرده است. باور این مادر بود که باعث ساخت فیلم آباجان شد. مادری که در کشوقوس جنگ، در یک زندگی متلاطم که جریان دارد، در کنار آدمهای اطرافش که هم آدم خوب و هم بد دورش را گرفتهاند و... تا این حد سفت و محکم ایستاده است. نمیتوانید آن خانه را از جامعه جدا کنید. همه مردم آن شکلی بودند. یکی کفترباز بود و دیگری فلان. اما همه داشتیم زندگی میکردیم. آدم پدرسوخته هم کنار ما بود، عاشق و معشوق هم بود، دختران و پسران برای عشقشان نامه مینوشتند، در کنار این اعلامیه هم بود. اما مادر بهعنوان یک واقعیت، بهعنوان کسی که آنجا ایستاده بود که بچهاش برگردد و آنقدر اعتقادش محکم بود که بچهاش برگشت، وجود انکارناپذیری داشت. این مهم است. بعد از پایان فیلم وقتی از سینما بیرون میآیید، باید ببینید چه حسی به شما دست میدهد، این مهم است. در آباجان آیا غیر از غیرت و شجاعت مادر ایرانی چیز دیگری در ذهن شما میماند؟
علاوه بر فروش با چه معیار دیگری میتوانی بفهمی در کارت موفق شدهای یا نه؟
بگذارید از آباجان مثال بزنم. در این فیلم من یکچیز زیبایی که دیدم این بود که هم بچه حزباللهی وقتی فیلم ما را دید گریه کرد و هم خانم فرنگیمآب. این برای من حسی ایجاد کرد که قلمم به سمتی نلغزیده است. آباجان دارد از یک مادر حرف میزند، مانند تمام مادران ما ریشه مذهبیاش را دارد، آن علایق مادرانهاش را دارد، دچار افراط و تفریطهای اطرافیانش نیست و یک مادر واقعی است.
آباجان و دفاعمقدس / مردم با جنگ زندگی میکردند...
میتوانید بگویید در سینمایی که تقریبا همه فیلمها به هم شبیه شدهاند، آباجان را چرا ساختید؟
بعد از چند فیلمی که در تهران ساختم، علاقهمند بودم فیلم متفاوتتری بسازم؛ فیلمی که امکان اینکه در آن حرفهای جدید زد، وجود داشته باشد. بههرحال سالهای جنگ و اتفاقاتی که آن روزها در ایران میافتاد، سالهای دراماتیک و جذابی هستند. جنگ با اتفاقات و آدمهای متفاوت و عجیبی که دارد، همیشه امکان خوبی برای فیلمسازان بوده و من که همیشه دوست داشتم جنگ را از یک زاویه دیگری ببینم، حس کردم با ساخت آباجان به این چیزها میتوانم دست یابم.
دغدغهتان فقط جنگ بود؟
اصلیترین دغدغهام وضع نوجوانان و جوانان زمان جنگ بود، البته من در تمام فیلمهایم به مسأله جوانان پرداختهام و در اینجا هم یک نسل دیگری میبینیم، آدمهای حیرتانگیزی که رفتند و ایستادند. دیدیم که بعثیها بچه ١٣سالهای را اسیر کردند و به فلک بستند، چه شکنجهها و تهدیداتی کردند و... اما این نسل مقاومت کرد. ایستاد روی حرفش. اتفاقا اینها نادیده ماندههای این سالها هستند. جنگ فقط توپ و تانک و تفنگ نبوده، رشادت یکسری مردان بزرگی بود که باعث شدند ایران به دست دشمن نیفتد، مردانه جنگیدند، من میخواستم بگویم دفاع مقدس و جنگ برای تمام مردم ایران است، رشادتهایی که در آن اتفاق افتاد برای تمام مردم ایران است، مردم سرزمین من هر وقتی که ایران به خطر افتاده، آمدند ایستادند و جنگیدند و از کشورشان و داشتههایشان دفاع کردند. آنچه برای من جذاب بود، زندگی اجتماعی مردم و صمیمتشان بود...
خودتان جنگ را چقدر لمس کرده بودید؟
در دهه ٦٠ جنگ واقعیتی انکارناپذیر بود. وقتی ٨٠نفر از همکلاسیهایم در یک بمباران کشته میشوند، من نمیتوانم بگویم جنگ در زندگی من تاثیر نگذاشته. اما جنگ تنها واقعیت کودکی و نوجوانی ما نبود. آن روزها پر بود از خیلی چیزهای قشنگ دیگر. زندگی جریان داشت، درس بود، بازیهای کودکانه بود، عشق بود، جنگ هم بود. هواپیما هم از بالای سر شما عبور میکرد. همه اینها با هم و در کنار هم بودند...
بهنظر خودتان آباجان یک فیلم دفاعمقدسی است؟
نه؛ فیلم من، فیلم دفاعمقدس نیست، یعنی ژانر دفاعمقدس نیست. یک فیلم اجتماعی است که جنگ را هم به تصویر میکشد. ببینید نمیشود گفت ما جنگ را حس نکردیم و ندیدیم. نه نمیشود. اما در کنارش زندگی هم کردیم و در آباجان تلاش من این بوده که این زندگیکردن را به تصویر بکشم.
یکجوری جواب منفی دادید، انگار فیلم دفاعمقدسی، فیلم خوبی نمیشود باشد...
در فیلمهای دفاعمقدس ما انگار همه چیز جنگ است. انگار جنگ صددرصد زندگی مردم بود. غافل از اینکه مردم در کنار جنگ زندگی هم میکردند. اتفاقا آن صمیمیت و همدلی که بین مردم ایجاد شده بود مدیون جنگ بود که مردم را همدلتر کرده بود. مردم در آن زمان کنار همدیگر بودند.
شما جایی گفتهاید که آباجان یک فیلم بیطرف است. یعنی چه؟ میتوانید بیشتر این بیطرفی را روشن کنید؟
بیطرفی معنای مشخصی دارد. فیلم آباجان بیطرف است، یعنی که نسبت به همه جریانها نگاهی منصف دارد. جنگ را نمیشود به نفع یک جریان یا گروه خاص مصادره کرد. جنگ برای همه مردم ایران است، افتخار آن نیز برای همه مردم ایران است. آباجان دارد همین جمله را میگوید.
علیمردانی و منتقدان و مافیا /نظر مردم مهمترین معیار است
بهعنوان یک فیلمساز، رابطهتان با منتقدان چگونه است؟
من معمولا نقد نمیخوانم. این را کلی میگویم، نه نقد خوب و نه بد. البته رابطهام کاملا با نقد قطع نیست؛ یکی دو نفر آدم صاحبنظر میشناسم و سعی میکنم با آنها حرف بزنم. درواقع اینگونه نیست که برای منتقد ارزش قایل نیستم. نه؛ منتقدانی که خوب هستند، خودم به سراغشان میروم و نظرشان را میپرسم.
چرا اینقدر به فضای کلی نقد بدبین هستید؟
مقصر اصلی بیدروپیکربودن فضای مجازی است. اینقدر در فضای مجازی نظرات بیهوده وجود دارد و ذهنت را درگیر خودشان میکند که میبینی تمرکزت به هم خورده است.
حتی کنجکاوی هم ندارید که ببینید منتقدان درباره کارتان چه گفتهاند؟
من با مردم عام کار دارم. برای مردم فیلم میسازم و نظرات آنها برای من اهمیت دارد. نظرات آنها را هم نه از رسانهها که اتفاقا از گفتوگوی رخبهرخ با مردم میگیرم. یک نکتهای که وجود دارد این است که تعداد منتقدان این سالها زیاد شده و نمیشود به این بازار گسترده اعتماد کرد. البته بسیاری از آنها آدمهای قابلاحترامی هستند که من زنگ میزنم و نظرشان را بعد از فیلم میپرسم، ولی نظرات آنهایی که با حبوبغض حرف میزنند یا اینکه نظرشان با یک دیدار تغییر میکند، برای من مهم نیست...
در ماههای اخیر چند نقلقول از شما خواندهایم که از آنچه در مطبوعات به مافیای سینما معروف شده، انتقاد کرده بودید؛ که البته انتقاد شما ناظر به زمان و چگونگی اکران فیلمتان بود. آیا به مافیا یا مترادفهای چنین واژهای در سینما اعتقاد دارید؟
نه. به مافیای داخل سینما اعتقاد ندارم. من بهعنوان کارگردانی شاغل در بدنه سینما نه اهل مافیا هستم، نه به کسی باج دادهام و نه روابطی در این شکل و اندازه داشتهام. فکر میکنم کسانی که راجع به مافیای سینما حرف میزنند، کسانی هستند که یا نمیتوانند همپای دیگران فیلم بسازند یا دارای مشکلاتی دیگر هستند. بهنظر من بچههای سینما با سلامت کامل کار میکنند، کارشان هم درست و شرافتمندانه است. بگذارید اینگونه بگویم که من در این ٧فیلمی که ساختهام، با قشر مافیایی سینما برخورد نکردهام. وقتی فیلمسازی از چرخه سینما ارتزاق میکند، با مردم و فیلمی که میسازد، کار دارد. فیلمساز فیلم میسازد و اکران میکند؛ مثل همهجای دنیا اگر مردم به آن نظر مثبت بدهند میتواند فیلم بعدی را بسازد، اگر نه، فیلمساز دچار بحران میشود. یعنی چرخه کار نمیچرخد و باید برود دوباره سرمایه تهیه کند که این میتواند باعث شود سالها نتواند فیلم بسازد.
در چینش ترکیب فیلمهای اکران چه؟
آباجان بهعنوان یکی از فیلمهای اکران نوروزی انتخاب شد، درحالیکه من نه مافیایی داشتم و نه خواهم داشت. این چیزها برعهده مدیریت تهیهکننده است. تهیهکننده بهعنوان یک مدیر اجرایی باید بتواند فیلمش را پرزنت کند و در چرخه اکران قرار دهد.
سانسور و خودسانسوری در آباجان / اجازه نداشتیم
در فیلم ما با خانوادهای روبهرو میشویم که هم شهید داده و هم عضوی از آن طرفدار منافقین است، اما به این شخصیت خیلی در فیلم پرداخته نشد، چرا؟
سازمان منافقین یکی از مهمترین بخشهای تاریخ در دهه ٦٠ است، اما متاسفانه در سینما و تلویزیون ما این فرقه بهخوبی واکاوی نشده و در بیشتر تصویری که از آنها نشان داده شده، افرادی ابله و بیسوادی به چشم میخورند که فریب خوردهاند، درحالیکه اینگونه نیست و نمیتوان تاثیر آنها را در انقلاب و بعد تغییر زاویه آنها و دشمنی با مردم و نظام را نادیده گرفت، بلکه باید دلایل انحراف آنها کاملا بررسی و بیان شود. از این جنبه حرفتان را قبول دارم. به نظر من تنها ایرادی که میتوان به فیلم آباجان گرفت این است که به شخصیت محسن بهعنوان یکی از طرفداران مجاهدین به خوبی پرداخته نشد. البته در فیلمنامه اولیه این فیلم به این شخصیت بسیار توجه شده بود، اما در زمان دریافت پروانه ساخت، متاسفانه به ما اجازه ندادند این شخصیت پررنگ در فیلم حضور داشته باشد.
چرا این شخصیت کمرنگ شد؟
این شرطی بود که وزارت ارشاد برای ما تعیین کرده بود و من هم تعجب کردم، زیرا در زمانه حاضر خطر سازمان منافقین به هیچعنوان وجود ندارد و این سازمان جزو منفورترین سازمانها در ایران و جهان است و هیچ ایرانی به این سازمان علاقه ندارد و امروز بهترین زمان برای واکاوی رفتار این سازمان است و نمیتوان درباره تاریخ معاصر بهخصوص دهه ٦٠ صحبت کرد و به سازمان منافقین نپرداخت. البته من از سازمان سینمایی تشکر میکنم که در ساخت فیلم مرا یاری کرد و تصور میکنم ایراد در جاهایی غیر از وزارت ارشاد و سازمان سینمایی است.
البته بعضیوقتها هم چنین قوانین و مقرراتی نیستند که دست فیلمساز را در پرداختن به موضوعی خاص میبندند. جو غالب سینما و موضعی که در قبال برخی موضوعات وجود دارد، هنرمند را خیلی از مواقع دچار نوعی خودسانسوری میکند که از سانسور رسمی مخربتر است. شما این تجربه را داشتهاید؟
نه. اصلا یکی از دلایل این اتفاق که میگویم نمیخواهم در اخبار رسانهها و مطبوعات غرق شوم، همین است. درواقع نه میشنوم و نه میبینم و همیشه سعی میکنم از این مسائل فاصله بگیرم، چون میدانم که آثار مخربی دارد. وقتی بعضی از بچهها میآیند و چیزهایی میگویند، میگویم چه خوب و چه بد را نمیخواهم بشنوم. برای اینکه تاثیر مخرب در کار من دارد. وقتی شما یک فیلمی میسازید و نمیفروشد، یعنی که مردم دوست نداشتند دیگر. آن وقت فیلمساز باید برود خودش را درست کند، نه که گردن مسائل دیگری بیندازد. اما وقتی تحتتاثیر جوی قرار بگیری که یا تحسینت میکنند یا تخریب، توی فیلمساز ایرادت را از کجا میخواهی پیدا کنی؟
درباره آباجان
آباجان روایت خانوادهای است که در دهه ٦٠ در شهر زنجان زندگی میکنند. خانوادهای که جنگ و فضای آن سالها تاثیر زیادی روی زندگیشان میگذارد...
وقتی در فیلمی بازیگری چون فاطمه معتمدآریا بازی داشته باشد، طبیعی است حضورش تمام عوامل و عناصر دیگر فیلم را تحتالشعاع قرار دهد. در آباجان نیز این قضیه صادق است و فیلم کاملا زیر سایه این بازیگر قرار دارد و طبیعی است بزرگترین جذابیت فیلم برای تماشاگر نیز همین بازیگر محبوب باشد. آباجان بهعنوان جدیدترین ساخته هاتف علیمردانی که در کارنامهاش فیلمهایی چون هفت ماهگی، کوچه بینام، مردن به وقت شهریور، بهخاطر پونه، یک فراری از بگبو و راز دشت تاران دیده میشود، البته از جوانب دیگری نیز جذاب است. فیلم داستان خود را در روزهای پرآشوب دهه ٦٠ روایت میکند و از آنجا که در سالهای اخیر با رویکرد نوستالژیک نویسندگان و فیلمسازان در دل و ذهن مخاطبان آثار هنری بدل شده به نقطه عطفی احساسی- عاطفی؛ بدیهی است آباجان نیز از این پتانسیل در جهت جلب و جذب تماشاگر استفاده بهینهای داشته باشد...
کوچه بینام، مردن به وقت شهریور، به خاطر پونه، یک فراری از بگبو و راز دشت تاران دیگر عناوین سینمایی هاتف علیمردانی محسوب میشوند.
علیمردانی گفته: هنر خانم معتمدآریا باعث شده فیلم آباجان یک سروگردن از سایر فیلمهایم بالاتر باشد.
نیمی از فیلمبرداری آباجان در تهران و مابقی در شهر زنجان انجام شده است.
هاتف علیمردانی درحالی در جشنواره ٣٥ با آباجان در بخش مسابقه حضور داشت که پیش از این هم با ساختههای قبلیاش ازجمله به خاطر پونه، مردن به وقت شهریور، کوچه بینام و هفتماهگی در جشنواره فیلم فجر حضور داشته و از این نظر رکورددار است.
این نخستین همکاری مشترک معتمدآریا با هاتف علیمردانی محسوب میشود.
علیمردانی خود تهیهکنندگی فیلمش را برعهده گرفته است.
شروع فیلمبرداری آباجان با یاد زندهیاد کیارستمی کلید خورد.
قصه آباجان در دهه ٦٠ میگذرد و فضایی متفاوت نسبت به سایر آثار علیمردانی دارد.
- 14
- 3

































