دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
۱۳:۰۴ - ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۲۰۳۶۲۲
فیلم و سینمای ایران

دوگانه درون‌گرايی و برون‌گرايی در فيلم سينمايی «اسرافيل»

آيدا پناهنده,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

فيلم «اسرافيل»، دومين فيلم سينمايي آيدا پناهنده، با وجود ارزش‌هاي هنري‌اش در زمان نامناسبي اکران شد. پناهنده از همان فيلم قبلي خود؛ «ناهيد»، نوعي از سينما را انتخاب کرده که زنان آسيب‌‌ديده شخصيت‌هاي اصلي آن هستند. کاويدن عمق وجود هر يک از اين شخصيت‌ها با ظرافت تصويرپردازي شده که قابل تحسين هستند، اما متأسفانه معضل اکران فيلم‌ها همواره به اين فيلم صدمه زده است. به بهانه اکران فيلم «اسرافيل»، با آيدا پناهنده گفت‌وگويي انجام داده‌ايم که مي‌خوانيد.

 

 با توجه به تم فيلم «اسرافيل»، چرا اسم فيلم را «صوراسرافيل» نگذاشتيد؟

چون تم این فيلم مانند دميده‌شدن صور توسط فرشته مقرب خدا قبل از روز رستاخيز است که تمامي احساسات در ناخودآگاه پنهان‌شده و در گذشته دفن‌شده شخصيت‌هاي فيلم ظهور و بروز پيدا مي‌کنند!

 

ترکيب «صوراسرافيل» کمي غريب و ثقيل بود. مخاطب فرهيخته‌تر را ممکن بود ياد نشريه زمان مشروطيت بيندازد! ترجيح من انتخاب يک واژه براي نام فيلم بود که آسان‌‌تر در ذهن بماند.

 

 يکي از موتيف‌هاي داستان دو فيلم سينمايي شما که در پيشبرد داستان نقش اساسي دارد، نبود حقوق قابل‌دفاع براي زنان فيلم است؛ به‌طورمثال مسئله واگذاري حضانت بچه به مادر (ساره بيات) در فيلم «ناهيد»، دادن دوسوم ارثيه پسر بعد از مرگش به پدر، درحالي‌که «ماهي» (هديه تهراني) بعد از طلاقش تمام هزينه‌هاي ماشين را خودش پرداخته بود و ديگر مسئله اثبات زوال عقل مادر - تاجي (مريلا زارعي)- از سوی پزشکي‌قانوني.

 

چرا در کنار ترسيم ذهنيات شخصيت‌ها، به اين موضوع واقعي مي‌پردازيد؟

البته مورد «تاجي» با ساير مواردي که مطرح کرديد متفاوت است. مسئله بيماران رواني و در اين مورد به‌خصوص «دوقطبي»، در دادگاه‌ها، فارغ از جنسيت آنها مورد بررسي قرار مي‌گيرد و دشواري قضاوت درباره آنها اين است که نمي‌توان به طور مشخص و دقيق درباره زوال عقل يا ثبات رأيشان حکم داد، اما باقي مواردي که ذکر کرديد، مسائل حقوقي‌اي هستند که به نظرم بايد فکري درباره‌شان کرد و سويه ناعاد حد نگه‌داشتن ميان درونيات شخصيت‌ها از يک‌سو و رخ‌دادن رويدادها نياز به ظرافت‌هاي زياد در نگارش فيلم‌نامه دارد.

 

در اين مرحله، مرزبندي‌ها را چگونه همراه با آقاي ارسلان اميري هنگام نگارش فيلم‌نامه کدگذاري کرديد؟

اشاره بسيار خوبي کرديد. جزء معدود دفعاتي است که چنين سؤالي از من پرسيده مي‌شود و اين همان چالش هميشگي و مرکز همه بحث‌ها و گفت‌وگوهاي من و «ارسلان اميري» است. اين ظرافتي که مي‌گوييد و البته که من نمي‌دانم ما چقدر در پرداخت اين ظرافت موفق بوده‌ايم، کاري بسيار دشوار است که انرژي و وقت زيادي صرف آن مي‌شود. سينماي ايران چندسالي است که (به‌جز موارد استثنايي) از اين دوگانه درون‌گرايي و برون‌گرايي خلاصي پيدا کرده و کار را يکسره کرده و هرچه هست همان برون‌گرايي گاهي راديکال و افراطي کاراکترهاي فيلم‌هاست. زماني ما در سينماي ايران «هامون» و «سارا» و «پري» و «طعم گيلاس» و «باد ما را خواهد برد» و «زندگي و ديگر هيچ» و... را داشتيم. ياد گرفته بوديم که بخشي از سينما، سينماي انديشه است؛

 

سينمايي که وقتي از سالن سينما بيرون مي‌آمديم تازه کارمان شروع مي‌شد. بايد نقد فيلم و کتاب مي‌خوانديم و بحث مي‌کرديم و آن‌قدر مي‌پرسيديم تا رازهاي اثر هنري را به مرور، در حد بضاعتمان، کشف مي‌کرديم. حالا آن روزگار گذشته و نه مردم و نه فيلم‌سازها خيلي دنبال آن فرامتن‌ها نيستند! اين روزها بايد داستاني پرهيجان را تعريف و احساسات تماشاگر را در همان سالن سينما تخليه کنيد و بفرستيدش بيرون.

 

براي من اما، اين رويکرد به سينما کافي نيست؛ اغناکننده نيست انگار. من ترجيح مي‌دهم با اين دوگانه درون و برون بازي کنم. دلم مي‌خواهد علاوه‌بر درام و قصه و ماجرا، زندگي دروني کاراکترهايم بازتابي در فيلم‌هايم داشته باشند و اين کار بسيار سختي است، مثل راه‌رفتن يک بندباز روي طناب، بالاي يک پرتگاه و يکي از عمده دلايل اين دشواري، تغيير جدي ذائقه تماشاگران است.

 

 چرا فضاي فيلم‌هايتان در شمال کشور مي‌گذرد؟ ضمن اينکه شکل بصري فيلم به رنگ‌هاي سرد و مه‌گرفته گرايش پيدا مي‌کند. مثلا شمال ايران در فيلم‌هاي عباس کيارستمي دلنشين و جذاب است، اما در فيلم‌هاي شما به‌گونه ديگري تصوير شده ! عباس کيارستمي هميشه در فصل گرما در شمال ايران فيلم‌برداري مي‌کرد، اما انتخاب من فصل سرما بود. به نظرم هر دو فصل جذابيت‌ها و زيبايي‌شناسي مخصوص به خودشان را دارند. اصلا فيلم‌نامه و اتمسفر مختص هر فيلم است که فصل فيلم‌برداري را تعيين مي‌کند. هر دو فيلم‌نامه «ناهيد» و «اسرافيل» نياز به فضاي گرفته و ابري داشتند تا بتوانم به درون کاراکترهايم نقب بزنم و حس‌وحال دروني آنها را به تصوير بکشم. اين فيلم‌ها در فضاي آفتابي و درخشان تبديل به چيز ديگري و شايد يکسره اشتباه مي‌شدند.

 

  اسطوره‌ها چقدر در دنياي امروز مي‌توانند کارکرد داشته باشند؛ به‌طورمثال اشاره به بشقاب منقش به فرشته يا حتي فضاهاي پررمزوراز از نوع بيضايي در فيلم «اسرافيل»؟ گويي زنان سرنوشت‌هاي ازپيش‌تعيين‌شده دارند؛ زناني سرگردان ميان انواع بايد‌ها و نبايدها!

 

فرشته «اسرافيل» بيش از آنکه کارکرد اسطوره‌اي داشته باشد، يک شمايل مذهبي است و سينماي جدي و انديشه‌ورز جهان هميشه با اين اسطوره‌ها، نمادها و شمايل‌ها کار مي‌کند و از آنها خالي نيست.

 

شما وقتي اکثر فيلم‌هاي مهم همين دو، سه سال اخير جهان را مرور مي‌کنيد، مي‌بينيد که اکثر آنها مملو از اين فرامتن‌ها هستند. دم‌دستي‌ترين‌شان که مورد اقبال جهانيان هم قرار گرفته، همين سريال معروف «بازي تاج و تخت» است که همه رويدادها و اتفاقاتش براساس افسانه‌ها و اسطوره‌ها شکل گرفته. ادبيات، سينما، نقاشي، شعر و تئاتر هميشه از اين بن‌مايه‌هاي اسطوره‌اي- فلسفي- مذهبي غنا گرفته‌‌اند و مي‌گيرند و من هم بخشي خودآگاه و بخشي ناخودآگاه اين رويکرد را از همان زمان ساخت فيلم‌هاي کوتاهم داشته‌ام. البته بحث اصلي نحوه استفاده از اين نمادها و استعارات است که بايد چنان در بافت اثر هنري مستحيل شده باشند که تماشاگر عادي هم بتواند در سطحي ديگر با اثر برخورد کند و درک خودش را از فيلم داشته باشد و ارتباطش را قطع نکند.

 

  چرا به مشکلات زنان شهرنشين نمي‌پردازيد؟

«ناهيد» در شهري نيمه‌بزرگ در انزلي زندگي مي‌کرد و «سارا» در بخش دوم «اسرافيل» در تهران زندگي مي‌کند. انزلي و تهران نمودي از شهرهاي ايران و نحوه مواجهه زنان با اجتماع و نوع حضورشان در فضاهاي شهري بود.

  بازي زنان فيلم کاملا زيرپوستي و دقيق است. درباره چگونگي ارائه نقش‌ها بگوييد.

 

اين برمي‌گردد به همان سؤالي که قبلا پرسيديد و من درباره دوگانه درون‌گرايي و برون‌گرايي توضيح دادم. به نظرم «اسرافيل» به صورت دونوازي جلو مي‌رود. يک ساز پرسروصدا و يک ساز آرام‌تر؛ اما شايد هول‌انگيزتر؛ هر سه کاراکتر محوري فيلم «ماهي»، «سارا» و «بهروز» بر‌اساس آنچه در فيلم‌نامه نوشته شده بود، يک زندگي بيروني و يک زندگي دروني پر هول و ولا داشتند که بيشتر وقت‌ها بايد پنهانش مي‌کردند؛

 

انديشه‌ها و وسوسه‌ها و تأملاتي که در ذهن و روح هر سه جاري بود و هيچ‌کس نمي‌توانست شريک اين تب و تاب‌هاي دروني باشد. خب براي به‌تصوير‌کشيدن اين کاراکترها نياز بود که بازيگران ما بازي‌هاي پيچيده‌تري داشته باشند. به همان اندازه ديالوگ‌ها و فريادها و بازي‌هاي بيروني، سکوت‌ها و نگاه‌ها و مکث‌ها داراي اهميت بود.

 

  وضعيت اکران فيلم را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

هر دو فيلم من «ناهيد» و «اسرافيل» قرباني شرايط بد اکران شدند. «ناهيد» فقط به صورت تک‌سئانس و با سالن‌هاي محدود اکران شد؛ فيلمي که در بيش از ٣٠ کشور جهان اکران سراسري و از لحاظ فروش موفقيتي تجاري داشت. من اميدوار بودم که درباره «اسرافيل» اوضاع به گونه ديگري پيش برود؛ اما باز هم بدترين زمان اکران (اسفند) به ما داده شد و امروز که با شما صحبت مي‌کنم (١٤ اسفند) فيلم من با وجود رشد ١٢٠‌درصدي آمار تماشاگران، قرار است از ٢٣ اسفند (يعني کمتر از يک ماه از آغاز اکران) از پرده سينماها پايين کشيده شود! چون آقايان مي‌گويند مي‌خواهيم فيلم‌هاي نوروزي را اکران کنيم؛

 

اما چيزي که قبلا به ما گفتند، خلاف آن چيزي است که الان دارند به آن عمل مي‌کنند. قرار بود که فيلم ما در نوروز هم روي پرده باشد و البته «اسرافيل» فيلمي است که نياز به زمان داشت تا مخاطب هدفش را پيدا کند. عادلانه نيست که فيلم‌هايي با آمار فروش خيلي کمتر از «اسرافيل» هشت هفته روي پرده باشند و فيلم من حتي شانس اين را نداشته باشد که ٣٠ روز روي پرده بماند. فقط مي‌توانم بگويم که متأسفم و براي آينده سينماي ايران در سال‌هاي آينده به‌ طور جدي نگرانم. سينماي مستقل و جدي ايران، نَفَس کم خواهد آورد. اين را مطمئنم؛ چون ديگر فضايي براي نفس‌کشيدن ما نمانده است و بايد «يک فکر اساسي کرد»!

 

 

 

 

sharghdaily.ir
  • 11
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش