
مستند سینمایی «دلبند» برخاسته از فرهنگ احترام به زمین و خاک است که همه این فرهنگ را در دلبستگی فیروزه خورشیدی زن ۸۳ ساله شمالی به گاوهایی که دارد میبینیم. «دلبند» ساخته یاسر طالبی و با تهیه کنندگی الهه نوبخت است که در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید شده است. یاسر طالبی مستندساز تلویزیونی است که با «دلبند» نخستین فیلمسازی مستقل خود در سینمای مستند را تجربه کرده است.
این فیلم در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد و پیش از این در بخش مسابقه «ایدفا» (جشنواره فیلم های مستند آمستردام) حضور پیدا کرد و توانست رتبه بالا در لیست ۱۰ مستند برتر این جشنواره را به خود اختصاص دهد و قرار است همزمان با نمایش این فیلم بهعنوان تنها نماینده ایران در شصت و نهمین جشنواره فیلم برلین در بخش «Culinary Cinema»، (سینما و فرهنگ غذا) نیز حضور پیدا کند. یاسر طالبی کارگردان فیلم «دلبند» در گفتوگو با «ایران» درباره تجربه حضور این فیلم در عرصه بینالملل، چرایی جذابیت این فیلم برای مخاطبان خارج از کشور، در اختیار بودن سوژه، دوری از ساخت قهرمان جعلی و مسائل پیرامون سینمای مستند صحبت کرد.
برای آغاز درباره تجربه حضور مستند سینمایی «دلبند» در جشنواره «ایدفا» بگویید.
در جشنواره فیلم «ایدفا»، مستند «دلبند» بسیار خوش درخشید و جزو ۵ فیلم برتر از جهت تعداد حضور مخاطب بود. به این ترتیب که این فیلم ۵ سانس طبق جدول داشت و به ۶سانس فوقالعاده نیز رسید و با استقبال تماشاگران هلندی روبهرو شد. «دلبند» یک اثر ساده است و بیش از اینکه سوژه در خدمت فیلم باشد، این فیلم است که در خدمت سوژه قرار دارد.
ساخت فیلمهایی مثل «دلبند» بهدلیل سادگی در نوع روایت هم آسان و هم سخت است. آسان از این جهت که بهعنوان کارگردان فیلم با سوژهای سر راست مواجه هستید و سخت از این جهت که مخاطب بخصوص تماشاگر ایرانی گمان میکند فیلم راحتی بوده است و ناخودآگاه دچار قضاوت قرار میگیرید. در حالی که کارکردن با یک زن سالخورده ۸۳ ساله خیلی سخت و دشوار است. در حالی که فیروزه در ۷۰ دقیقه فیلم «دلبند» خیلی خوب با دوربین کنار آمده بود.
من در سرزمین فیروزه به دنیا آمدهام و از کودکی این آدمها را میشناختم و اساساً این فیلم را تقدیم به مادربزرگم کردم، چراکه زنان مازنی همراه و همپا با مردان پیش میآیند و خبری از جامعه مردسالار در این جوامع نیست در نتیجه تصمیم اصلی را زن در کانون خانواده میگیرد. اما واقعیت این است، در زمانهای زندگی میکنیم که بهدلیل گسترش شهرنشینی و مهاجرت و درنهایت تغییر ماهیت زندگی انسان گسست ارتباطی شکل گرفته و متأسفانه این نسل از مادربزرگها و پدربزرگها یا از دنیا رفته و یا در روستاها تنها ماندهاند. بنابراین اشاره به نسل فیروزهها برای من بهعنوان مستندساز تکلیف بود.
زنانی مثل فیروزه با قومیتهای مختلف در کشور ما زیاد هستند حالا یکی مثل این زن در ارتفاعات البرز جنوب شرقی زندگی میکند، دیگری در کردستان و غرب کشور و برخی دیگر در جنوب و شرق ایران. چرا سراغ فیروزه رفتید؟
هدف اشاره به نسل فیروزهها بود و همانطور که گفتم، شناختم از آن مراتع و مناطق خوش آب و هوای کوههای البرز بیشتر بود. به همین دلیل ساخته شدن فیلمی درباره از یاد رفتههای فرهنگ اقوام و بخصوص ارتباط انسان با طبیعت یک تکلیف بود.
خیلی از هم صنفیهای شما فیلمهایی از جنس نمایش زندگی فیروزه ساخته اند؟
نکته درستی است و این موضوعی بود که من هم به آن فکر میکردم و مدام با خودم مرور میکردم که با توجه به اینکه امثال فیروزه در کشور ما زیاد است و دوستان بسیاری هم در قالب فیلم مستند درباره او فیلم ساختهاند، بنابراین من میخواهم چه فیلمی بسازم که اصل حرف از آن درآید؟
پاسخ به سؤال چه بود؟
در بررسیهای مختلفی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم «دلبند» قرار است برای مخاطب هدفی ساخته شود که جامعه ایرانی را نمیشناسد و اگر قرار باشد یک زن ایرانی موفق که در فرهنگ سنتی متعلق به ایران رشد کرده را نشان دهیم، آدرس فیلم «دلبند» و فیروزه را بدهیم. زمانی که با مخاطب بینالمللی مواجه شدم نظرشان این بود، فیروزه انسانی است که گذشته را در امروز زندگی میکند. این نوع نگاه تماشاگر برای من بهعنوان یک فیلمساز بسیار ارزشمند بود. ضمن اینکه برای من کشف ناشناختههای زندگی فیروزه مهمتر از رئالیسم بود.
یکی از نکات قابل توجه فیلم از منظر تماشاگر ایرانی توصیه به برگشت نسل بخصوص جوان به خاک و زمین بهعنوان مهد پرورش وجود انسان است.
بودا تک عبارت جالبی دارد که میگوید هیچ فرزانهای نمیدرخشد و اگر انسانهایی امثال فیروزه و فرهنگی که پشتوانه آنهاست را من بهعنوان فیلمساز و شما بهعنوان خبرنگار مطرح نکنیم، به قول بودا هیچ فرزانهای نمیدرخشد. بنابراین دیدن هستی به قول مولانا به ما انسانها برمی گردد که چطور زندگی را باشکوه ببینیم و من سعی کردم در این فیلم فیروزه و زندگی گالشی (دامداری) را باشکوه ببینم. نکته دیگر اینکه فیروزه سختی و مشقتهای زندگی خود را آنقدر خوب تفسیر میکند که من بهعنوان یک فیلمساز خود را ملزم دانستم که از این شکوه زندگی ساده فیروزه فیلم بسازم.
مستند «دلبند» علاوه بر ویژگیهای خاص در بیان شیوهای از زندگی، به حفظ کیان خانواده و رعایت اخلاق نیز تأکید دارد. در همین راستا آیا در تحقیق و پژوهش به این موضوعات فکر کردید؟
بعد از دو سال کار با فیروزه، او یک بار به من گفت که حالا مادر و فرزند شدیم. یعنی توانستم اعتماد او را جلب کنم. خوب برای رسیدن به این نقطه تلاش بسیاری کردم و زمانی که فیروزه به این نکته اشاره میکند بالطبع به این معناست که در ارتباط با او موفق بودم وهمه اتفاقهای زندگی شخصیاش را از روی اعتماد با من درمیان گذاشت و این اعتماد برای من قابل تقدیر بود. در واقع شیوه رفتاری که در طول مسیر با هم داشتیم همان رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با سوژه بود و این شیوه رفتاری برخاسته از حال و هوای سوژه و در مقابل روبهرویی ما با سوژه بود. بنابراین این فیلم میتواند نماینده خوبی از حیث نشان دادن ارزشهای انسانی و ملی باشد. تأکید میکنم فیلم مستند «دلبند» نماینده خوبی برای سینمای ایران در جشنوارههای بینالمللی خواهد بود و به جرأت میگویم که این فیلم بدون یک فریم سانسور قابلیت پخش از تلویزیون را دارد.
حضور این فیلم در جشنواره برلین را چطور ارزیابی میکنید؟
خیلی منتظر نمایش فیلم در جشنواره برلین هستم و مشتاق هستم ببینم که تماشاگر فیلمهای جشنواره برلین چگونه به فیروزه و فیلم «دلبند» نگاه میکنند.
پیش از برلین جشنواره فیلم فجر را در راه دارید؟ منتظر واکنش مخاطب ایرانی نیستید؟
قطعاً تماشاگر ایرانی مهم است اما مسأله من این است که از ابتدا میخواستم یک زن ایرانی را برای مخاطبان خارجی به تصویر بکشم واگر قرار بر این بود که این فیلم را فقط مختص مخاطبان ایرانی بسازم، قطعاً اینگونه نمیساختم و اساساً فیلم را به این سادگی نمیدیدم و با ریتم تندتری فیلم را میساختم. چون مخاطب ایرانی و اساساً مخاطب شرقی حوصله دیدن و شنیدن قصههای کهن شرقی را ندارد. اما بازخوردی که در «ایدفا» با آن مواجه شدم با بازخوردی که از تماشاگر ایرانی در «سینما حقیقت» دیدم خیلی متفاوت بود. تماشاگران «ایدفا» این فیلم را بهدلیل سادگی دوست داشتند و میگفتند که یاد فیلمهای کیارستمی افتادند.
بهعنوان آخرین سؤال، فکر میکنید دست پر از برلین برمی گردید؟
دیده شدن ذات کار سینماست و من هم بهعنوان یک فیلمساز بیتردید دوست دارم دست پر برگردم. اما واقعیت این است که بازخورد مخاطب و چگونگی مواجه شدن او با فیلم برای من مهم است، چراکه در حوزه مخاطب شناسی خیلی نکات مهم را میآموزم. همانطور که «ایدفا» دریچهای بسیار خوب و درس تازهای برای من از جهت مخاطب شناسی بود.
پریسا ساسانی
- 17
- 1











































