سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱۱:۵۸ - ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۵۰۰۴۲۱
فیلم و سینمای ایران

خسرو معصومی از دغدغه‌ها و ایده‌هایش در«کار کثیف» می‌گوید

همین‌ که از دست منتقد‌ها سکته نمی‌کنیم شاهکار است

خسرو معصومی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«کار کثیف» تازه‌ترین فیلم خسرو معصومی در حالی مدت‌ها بعد از زمان ساخت روی پرده رفته که سالن‌های محدود و برنامه‌ نمایش نامنظم گلایه‌ها و اعتراض این فیلمساز را برانگیخته است. با وجود این و در شرایطی که فیلم قبلی او «خرس» همچنان در بلاتکلیفی اکران به سر می‌برد، خسرو معصومی می‌گوید این شرایط باعث نمی‌شود قید کار در این حوزه را بزند.

او این روزها تلاش می‌کند فیلم بعدی‌اش با عنوان «شلیک به اسب لنگ» را با موضوع زندگی کولبران بسازد؛ فیلمی که به‌گفته معصومی در کنار «تابو» و «کار کثیف» سه‌گانه او را با محوریت بیکاری تکمیل می‌کند.

او البته در تازه‌ترین ساخته‌اش که این روزها روی پرده اکران است نگاهی به بحث مهاجرت داشته که پیش از این در «پر پرواز» هم به آن پرداخته بود. «کار کثیف» داستان زندگی جوان دانشجویی است که به‌خاطر بیکاری، به‌صورت پنهانی به قاچاق مشروبات الکلی مشغول می‌شود و در عین حال تلاش می‌کند از فرصتی که لاتاری برای مهاجرت او ایجاد کرده استفاده کند.

در چند سال اخیر قربانیان استفاده از مشروبات الکلی تقلبی بشدت خبرساز بوده و هر چند وقت یک بار خبری تازه از قربانیان این اتفاق می‌شنویم. سوژه فیلم بر مبنای همین اخبار شکل گرفت یا «کار کثیف» برگرفته از دغدغه شما درباره بیکاری بود؟

از ابتدا قصدم نگارش فیلمنامه‌ای درباره بیکاری بود و دنبال خط داستانی برای آن بودم تا اینکه وکیلی برایم تعریف کرد یک دانشجوی مهندسی دانشگاه آزاد به خاطر قتل غیرعمد با مشروبات الکلی تقلبی به ۱۳ سال حبس محکوم شده است. این جوان که به‌خاطر شرایط سخت زندگی به دور از چشم خانواده ساقی شده بود، یک گالن مشروب را به یک مراسم عروسی می‌برد و باعث کوری و مرگ چندین نفر می‌شود. این ماجرا خط داستانی را به دستم داد و پس از آن شروع کردم به قرار گذاشتن با ساقیانی که در تهران مشروب پخش می‌کنند.

گپ زدم و سرنخ ورود آنها را به این حرفه جویا شدم. همزمان از آمار حدود ۴ میلیون و خرده‌ای جوان تحصیلکرده بیکار خبردار شدم که هر روز دنبال مفری برای رهایی از مشکل بیکاری‌ هستند. برخی به امید لاتاری هستند و بخشی در جست‌وجوی راهی برای مهاجرت و.... با آنها هم گفت‌وگو کردم. آدم‌های تحصیلکرده‌ای بودند که به هیچ وجه نمی‌توانستند تشکیل زندگی بدهند.

گرایش فیلمسازی شما در این سال‌ها کاملاً مشخص شده و نشان داده‌اید که فیلمسازی متمایل به سینمای قصه‌گو و متمایل به مسائل اجتماعی هستید. اما همیشه با مشکلاتی مواجه بوده‌اید. الان هم با اکران نامنظم «کار کثیف» مواجه هستید. با توجه به این مشکلات، چطور برای ادامه کار در این فضا انگیزه مالی و معنوی دارید و قرار هست فیلمی درباره کولبران هم بسازید؟

فیلمسازهایی مثل کیارستمی و تقوایی و مهرجویی و... هم چنین شرایطی را تجربه کرده‌اند .سهراب شهید ثالث، کامران شیردل و کیانوش عیاری و... و همه آنهایی که در حوزه سینمای اجتماعی کار می‌کردند فیلم‌هایشان به نوعی در گیشه شکست خورد. فیلمی به زیبایی «ناخدا خورشید» در آن زمان فقط دو میلیون تومان فروخت. با وجود این نباید قید کار را بزنیم و «هزار پا» بسازیم! من در سینما هدف خاصی دارم که برای آن درس خوانده‌ام و در نهایت راهکارش را هم پیدا ‌می‌کنم. همان‌طور که اصغر فرهادی پیدا کرد. من فیلم گیشه‌ای نمی‌سازم که در صورت شکست، سرمایه گذارش نابود شود سعی می‌کنم در حوزه سینمای کم‌هزینه کار کنم.

ضمن اینکه سودی هم برای آن فروش فیلم در خارج در نظر می‌گیرم. مثلاً نتفلیکس قرار است «خرس» را بخرد و منتظر پروانه نمایش هستیم. برای فیلم «کار کثیف» هم در حال چانه‌زنی با چینی‌ها هستیم. همیشه برای سرمایه‌گذاری دوستانی پیدا کرده‌ام که سینمای اجتماعی دغدغه‌شان بوده است. گاهی از جیب خودم گذاشتم و بخشی را هم بنیاد سینمایی فارابی کمک کرده ولی این کمک‌ها چندان چشمگیر نبوده است.

 معتقدید که تماشاچی چشمش به ستاره است و نه داستان اما خودتان سراغ چهره‌های ناشناخته رفته‌اید.

این بچه‌هایی که به نظر شما ستاره نیستند چطور باید وارد سینما شوند؟ چه کسی باید برای آنها که همگی تحصیلکرده‌ هم هستند فرش قرمز پهن کند و به سینما دعوت‌شان کند. اگرچه که من هم پی‌برده‌ام این کارها جواب نمی‌دهد. تماشاچی مطمئن نیست قصه فیلمی که می‌خواهد ببیند را می‌پسندد اما نسبت به علاقه قلبی‌اش به فلان بازیگر اطمینان دارد و مثلاً همین که بداند نوید محمدزاده در آن بازی کرده برایش کافی است. وقتی چنین معادله‌ای وجود دارد چرا من از آن پیروی نکنم.

چرا مسیری را بروم که آخرش به جایی برسد که چند نفری خیلی راحت هر آنچه می‌خواهند راجع به فیلم بگویند. کسانی که هدف شان نابودی فیلم است و با بی‌منطقی کامل این کار را می‌کنند. در دوره‌ای که «خرس» در جشنواره حضور داشت هم وقتی در نشست خبری حاضر شدم دیدم همه منتقدها شمشیر را از رو بستند، پی بردم که این کار، کار آقای سجادپور است. می‌خواهم بگویم این شرایط مسموم نمی‌گذارد شما راجع به مسائل اجتماعی جامعه حرف بزنید، گوش‌تان را می‌گیرند که «خرس» و «دنیای سربی» نساز، برو «پر پرواز» بساز. «پر پرواز» هم که می‌سازی باز فحش می‌دهند اصلاً تکلیفت معلوم نیست. همین که از دست همین منتقدها سکته نمی‌کنی و بمیری شاهکار است. یک عده مثل جواد طوسی و احمد طالبی‌نژاد و عزیزالله حاجی مشهدی از فیلم تعریف می‌کنند و یک نفر هم مثل آرش خوشخو هر چه دلش می‌خواهد به فیلم می‌گوید. حرف جواد طوسی که منتقد استخوان خرد‌کرده‌ای در سینماست با نظر او زمین تا آسمان فرق می‌کند. من حرف چه کسی را باور کنم؟

خودتان کدام بخش از انتقادات وارد شده به فیلمتان را قبول دارید؟

اصلاً اینکه بگویند «کار کثیف» بدترین فیلم خسرو معصومی است، قبول ندارم. کاش در میزگردی که در شبکه پنج برگزار شد حضور داشتم و جواب هر دو منتقد را می‌دادم. اگر قرار بر نقد و گفت‌و‌گوی دو منتقد است شکل درستش این است که یکی موافق باشد و دیگری مخالف، نه اینکه هر دو مخالف یا موافق باشند. آقای افخمی باید این درایت را داشته باشد که اگر آرش خوشخو را دعوت می‌کند رو به رویش احمد طالبی‌نژاد را بنشاند تا بحث هم سازنده باشد و هم چالش‌برانگیز تا تماشاگر هم براساس نگاه یک‌سویه راجع به فیلم نتیجه‌گیری نکند. چند سال قبل وقتی در برنامه «هفت» فراستی خیلی علیه «باد در علفزار» حرف زد، فریدون (جیرانی) گفت «آقای مسعودخان می‌خواهی نظرات مردم را تماشا کنیم چون فیلم برای مردم ساخته می‌شود. اگر مردم فیلم را دوست داشتند تو حاضری معذرت خواهی کنی» فراستی قبول کرد و جالب اینکه همه مردم فیلم را دوست داشتند و برایشان سؤال بود که چرا فیلم بعد از ۴ سال اکران می‌‎شود. خود مسعودخان همان‌جا معذرت‌خواهی کرد.

با توجه به کدهای شخصیتی که در طول فیلم از فرهاد می‌دهید؛ اینکه اهل کتاب خواندن است، طرفدار اورهان پاموک است و... واکنشش نسبت به خبر مرگ چند نفر عجیب به نظر می‌آید. بخصوص در آن صحنه که سرخوشانه گیتار می‌زند.

حرف شما را قبول دارم. بعد از شنیدن خبر باید فقط شاهد به هم ریختگی و ویرانی فرهاد باشیم شبیه صحنه‌ای که وسط خیابان سر پسرش فریاد می‌کشد. خیلی از کسانی که فیلمنامه را خواندند این صحنه را دوست داشتند و اصرار داشتند که باشد. می‌شد این صحنه را در ایران و میهمانی اول قصه گرفت. اگر چنین نکته‌هایی را همان زمان می‌شنیدم اصلاح می‌کردم.

در دو دهه اخیر فیلم‌های زیادی درباره مهاجرت ساخته شده و شما هم بعد از «پر پرواز» برای دومین بار سراغ این موضوع رفته‌اید. با توجه به تغییر شرایط زمانی، نگاه شما به جایگاه این فیلم‌ها در سینمای ایران چقدر تغییر کرده است؟

در «پر پرواز» نمی‌خواستم راجع به مهاجرت صحبت کنم. نسخه اول فیلمنامه را من نوشتم و وقتی آقای عیاری وارد فیلم شد نظرش این بود که بنشینیم و با شادمهرعقیلی که قرار بود در فیلم بازی کند صحبت کنیم و ببینیم او چه می‌گوید؟ الگویش کیست و رؤیایش چیست؟ آقای عیاری معتقد بودند اگر بخشی از خاطرات این خواننده وارد قصه شود، جنبه مستند بودن کار قوی‌تر شده و قابل باورتر می‌شود و در نهایت هم این اتفاق افتاد. با شادمهر صحبت کردیم و فیلم را بر اساس نظرات او ساختیم مثلاً در سکانس حضورش در وزارت ارشاد که در خانه هنرمندان فیلمبرداری کردیم، وقتی به مسئولان می‌گوید چرا در این مملکت فلانی باید بخواند و فقط شادمهر عقیلی نخواند، همه این‌ها حرف‌های خودش بود که در مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته بود. او همه این خاطرات را تعریف کرد و ما بر اساس آن فیلمنامه را بازنویسی کردیم. او به خاطر سختی‌هایی که کشید مجبور به رفتن شد، چون خودش را آدم با استعدادی می‌دید اما موقعیتی نبود که بتواند خود را تثبیت کند و به خاطر همین تصمیم گرفت مثل برخی خواننده‌های دیگر از ایران برود. حرف من فقط این است که دوستداران سینمای اجتماعی به ادامه حیات این نوع سینما کمک کنند. تولید فیلم کمدی خوب هم لازم است.

برای تماشای «اجاره نشین‌ها» با همسرم به سالن سینما رفتم و از ته دل به ماجراهای آن خندیدیم. برایم جالب بود که آقای مهرجویی فیلم کمدی ساخته که این‌طور تماشاگر را می‌خنداند. اما در عین حال اساس آن آنقدر درست است که مخملباف دلش می‌خواهد به خودش نارنجک ببندد و مهرجویی را بغل کند و منفجرش کند. وقتی سینمای کمدی اینقدر تأثیر دارد چرا از روی دست آقای مهرجویی نگاه نکنیم و ساخت این آثار را ادامه ندهیم؟ بخصوص کاری که هم تماشاچی را بخنداند و هم به شعور آن توهین نکند. من هم که نمی‌گویم شاهکار ساخته‌ام. یک فیلم اجتماعی ساختم و توقع‌ام این بوده که یک سری از مشکلاتی که در فیلم هست را مسئولان رفع و رجوع کنند.

iran-newspaper.com
  • 19
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش