مهمترین عناوین خبری
یکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
۱۲:۱۰ - ۲۵ شهریور ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۶۰۶۵۹۱
فیلم و سینمای ایران

جزئیات پروژه توضیح دار کردن فیلم‌ها برای نابینایان

فیلم سازان ایرانی,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران
سالن سینما تاریک است. مثل همان چیزی که هر بار در اکران فیلم‌ها اتفاق می‌افتد تماشاچیان نشسته‌اند تا تیتراژ و فیلم آغاز شود. تصویر می‌افتد روی پرده سینما و یکدفعه صدایی می‌پیچد داخل سالن تاریک: «در باز می‌شه رو به کوچه. منیر خانم می‌افته روی زمین... آشغال‌های دوست داشتنی»

صدا صدای نیما رئیسی است و اینجا یکی از سالن‌های سینما چارسوی تهران. جایی که نابینایان برای دومین بار در برنامه‌ای خاص به تماشای یکی از فیلم‌های روز سینمای ایران نشسته‌اند. پروژه‌ای که گلاره عباسی بازیگر سینما آن را آغاز کرده و کم کم دارد جان می‌گیرد. فیلم اول «سرخپوست» بود که با صدای حبیب رضایی توضیح دار شد. این نامی است که گلاره عباسی و گروهش به کار تازه‌شان داده‌اند؛ توضیح دار کردن فیلم‌ها. پروژه‌ای که چند سالی است در بعضی کشورها انجام می‌شود تا نابینایان هم امکان ارتباط برقرار کردن با فیلم‌ها را داشته باشند.

پیش از این کار، نابینایان برای دیدن فیلم‌ها و سریال‌ها دو راه بیشتر نداشتند یا باید کسی کنارشان می‌نشست و صحنه‌های بدون دیالوگ و صدا را برایشان توضیح می‌داد یا خودشان تلاش می‌کردند از این صحنه‌های بدون صدا و دیالوگ هم قصه فیلم را متوجه شوند. هر دو راه اصلاً آسان نیست. به قول امیرحسین سلیمانی نابینایی که در این کار با گروه عباسی همکاری می‌کند کسی که همراه او می‌شد باید آرام برایش توضیح می‌داد تا برای کسانی که در سینما نشسته بودند مزاحمتی ایجاد نشود.

محمد محقق هم می‌گوید که خیلی وقت‌ها داستان را به دلیل سکانس‌های بدون دیالوگ فیلم گم می‌کند، متوجه نمی‌شود چه اتفاقی افتاده و حتی فیلم چطور تمام شده است. محمد با وجود این مشکل طرفدار و بیننده پروپا قرص سینماست و تقریباً تمام فیلم‌ها و تئاترهای امسال را به روش خودش دیده است. این همان مخاطبی است که گلاره عباسی می‌گوید گم کرده بودند: «ما نمی‌دانستیم یک مخاطب گم شده‌ای وجود دارد. نمی‌دانستیم چقدر دقیق و ریزبین هستند و چه منتقدی می‌توانیم داشته باشیم.»

اما یک تجربه باعث شد عباسی به فکر این گروه از مخاطبان سینما بیفتد. خودش می‌گوید: «از یک تجربه شخصی شروع شد. من همراه چند نابینا برنامه اجرا کردم و وقتی بعد از برنامه با آنها صحبت می‌کردم متوجه شدم بسیاری از کارهای من را دیده‌اند و درباره‌اش حرف می‌زنند. خیلی برایم جالب شد. وقتی پرسیدم برای دیدن فیلم و سریال‌ها مشکلی ندارید گفتند ما همراه داریم که هنگام فیلم دیدن سکانس‌ها را برایمان تعریف می‌کند.»

جرقه کار همین جا برای گلاره عباسی زده شد. او از فیلم «اجاره نشین‌ها» شروع کرد و خودش آن را توضیح داد. با حضور یکی از دوستان نابینایش که او کمکش می‌کرد متوجه شود کجا توضیح اضافه داده و کجا کارش خوب بوده است. کار را برای گروهی از نابینایان ارائه کرد و آنها هم استقبال کردند اما گفتند که دوست دارند فیلم‌های روز سینما را هم به همین شکل ببینند. این درخواست باعث شد عباسی گروهش را گسترده‌تر و مؤسسه‌ای به نام سوینا تأسیس کند تا محصولات فرهنگی را برای نابینایان به صورت مناسب‌سازی شده عرضه کنند. انتخاب اول «سرخپوست» بود و اولین گوینده حبیب رضایی و یک ماه بعد نوبت «آشغال‌های دوست داشتنی» و نیما رئیسی رسید.

هر دو فیلم با استقبال بسیار زیاد نابینایان مواجه شد. استقبالی که هنوز هم عباسی با ذوق درباره‌اش حرف می‌زند: «خیلی زود ظرفیت ما پر شد و بعد از ظهر اولین روز مجبور شدیم عذرخواهی کنیم و بگوییم که دیگر نمی‌توانیم ثبت‌نام کنیم. ۱۵ نفر از شهرستان‌های مختلف آمده بودند و سه نفر خودشان به تنهایی به سینما آمدند. این یک اتفاق حیرت‌انگیز است.»

زیاد توضیح نده

حبیب رضایی بعد از تجربه توضیح‌دار کردن فیلم «سرخپوست» در توییترش نوشت: «یک تجربه ناب ‌وعجیب. جمعه ۲۸تیر فیلم سرخپوست، توسط‌، سِوینا (سینمای ویژه نابینایان)، برای نابینایان ‌اکران شد و بنده با لذت و ‌اشتیاق، همه توضیحِ صحنه‌های بی‌کلام و لحظات سکوت در فیلم‌ را به صورت زنده برای عزیزان بازگو ‌کردم. نتیجه، حیرت‌انگیز بود و این تجربه برای این حقیر، غیرقابل توصیف.»

نیما رئیسی هم که روز عید قربان فیلم «آشغال‌های دوست داشتنی» را برای نابینایان توضیح داد همین حس و حال را داشته است. او که روانشناسی کودکان استثنایی خوانده با مشکلات نابینایان ناآشنا نبوده و یک بار با مدیریت نصرالله مدقالچی همراه نابینایان یک فیلم دوبله کرده است. با این حال تجربه جدید برایش متفاوت بوده است: «به نظر من این کار بشدت نیاز به تمرکز، حواس جمع، انرژی و سرعت دارد و باید همه هم و غم خودت را بگذاری تا در زمان نمایش فیلم از پس توضیح آن بربیایی. ماجرای جذاب و سختی برای من بود.»

یکی از سختی‌های کار هم این است که شاید گیج شوی توضیحت برای فرد نابینا کافی بوده یا نه و او توانسته با فیلم ارتباط برقرار کند؟ یا برعکس، توضیحی که داده‌ای داستان را لو نداده است؟ رئیسی این چالش را اینطور توضیح می‌دهد: «ماجرا این است که ما فیلم را می‌بینیم و قرار است که آن فیلم و اتفاقاتی که در آن می‌افتد برای کسی که نمی‌بیند توضیح داده شود. به شکل استاندارد سینما پر از تعلیق و اتفاقاتی است که شما را غافلگیر می‌کند. داستان طوری پیش می‌رود که بخش‌هایی از فیلم برای شما غیر قابل تشخیص می‌شود و همین هیجان است که فیلم را جذاب می‌کند. چیزی که مهم است این است که شما نباید طوری توضیح دهید که پیش پیش این غافلگیری‌ها و هیجان داستان را لو بدهی. به همان اندازه که یک تماشاگر بینا ممکن است نسبت به اتفاقی که در فیلم رخ می‌دهد نادان باشد فرد نابینا هم باید این نادانی را داشته باشد. توضیح اضافه دادن یا باز کردن یک چیزی داستان را لو می‌دهد. اصلاً اینطور نیست که شما با بستن چشم تجربه یک آدم نابینا را بتوانید بازسازی کنید. چون حواس دیگر آنها بشدت قوی است. یکی از نابیناها به من کامنت داد که توضیحم برای فیلم خیلی خوب بود و گفت ولی باز هم می‌توانستی جاهایی را کمتر توضیح بدهی.»

 به نظر می‌رسد هم نیما رئیسی و هم حبیب رضایی کار را به خوبی انجام داده‌اند. ماه گل مقتدر که فیلم سرخپوست را در سینما با توضیح‌های حبیب رضایی دیده می‌گوید: «می توانم بگویم تمام سکانس‌های سرخپوست را تصور کردم. هنوز هم وقتی به آن روز فکر می‌کنم مثلاً چوبه دار را کاملاً می‌توانم تصور کنم یا سکانسی که نوید محمد‌زاده از این‌که ترفیع گرفته بود خوشحال بود و می‌رقصید.»

فاطمه راغ‌نژاد برای هر دو فیلم در سالن حضور داشته و می‌گوید: «چون قبل از این کم بینا بودم تصویرسازی‌ام خوب است. برای همین هر چه در این دو فیلم توضیح داده می‌شد در ذهنم نمایان می‌شد.»

تجربه استقلال

سوینا و توضیح دار شدن فیلم‌ها امکانی را به وجود آورده که نابینایان همراه خانواده‌هایشان یا خودشان به تنهایی در یک اتفاق فرهنگی شرکت کنند. مسأله‌ای که عباسی بر آن تأکید زیادی دارد. البته خیلی‌ها به او و گروهش انتقاد کردند و گفتند او نابینایان را از جامعه جدا کرده اما خودش معتقد است این کار را انجام نداده و همه تلاشش ایجاد یک شرایط برابر برای این گروه از جامعه است: «ما از تفکیک پرهیز می‌کنیم. برنامه ما این است که همه بتوانند کنار هم در سینما فیلم را ببینند. این برای ما لذتبخش است که ببینیم زن و شوهری با هم به سینما آمده‌اند که فقط یکی از آنها نابیناست یا پدر و مادر همراه فرزند نابینایشان فیلم را می‌بینند.»

سوینا کارش را به همین محدود نکرده. رادیو و سایت این مؤسسه امکاناتی را در نظر گرفته تا نابینایان بتوانند کتاب صوتی گوش دهند یا حتی آنهایی که نتوانسته‌اند به سینما بیایند فایل توضیح‌دار شدن فیلم را از طریق سایت بشنوند. حتی سریال «هیولا» هم با کمک نیما رئیسی توضیح دار شده و قسمت به قسمت روی سایت قرار داده می‌شود.

توضیح دار شدن فیلم‌ها فعلاً ماهی یک بار در سینما چارسو اتفاق می‌افتد اما گروه گلاره عباسی امیدوار است بتواند کارش را گسترده‌تر کند و حتی به مرور امکاناتی مثل گوشی‌های خاص برای نابینایان در سینما ارائه شود تا آنها بتوانند توضیحات را بشنوند.

شاید برای کسی که بیناست و هر بار با خیال راحت بلیت می‌خرد و فیلم را تماشا می‌کند این توصیف‌ها و این فضا عجیب باشد اما باید حس و حال نابینایان را بشنوید تا بدانید چقدر این کار کمک شان می‌کند با اطراف شان ارتباط بهتری برقرار و بتوانند از محصولات فرهنگی استفاده کنند. شاید توصیف همه آن حس و حال در همین چند جمله ماه گل باشد: «استقلالی داشتم که تا الآن اصلاً تجربه‌اش نکرده بودم. یعنی این حس که خودم بنشینم و فیلم را ببینم و کسی کنارم ننشیند تا برایم توضیح بدهد و برای کسی که کنارم است دردسر نباشد و او اذیت نشود.»

iran-newspaper.com
  • 14
  • 4
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش