چهارشنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
۱۳:۰۴ - ۰۱ شهریور ۱۴۰۲ کد خبر: ۱۴۰۲۰۶۰۰۳۱
موسیقی

۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون که تا سال‌ ها برای ما راز بودند

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

روزیاتو | مایکل جکسون اسطوره موسیقی پاپ، در مورد لباس‌هایش بسیار مشکل‌پسند بود و می‌خواست همیشه خاص باشد. به همین دلیل لباس های او پر از جزئیات جالب و عجیبی بود که کنجکاوی همگان را برمی‌انگیخت. مثلا همیشه جوراب سفید می‌پوشید یا به بازوی راستش بازوبند می‌بست. بیایید ببینیم پشت جزئیات لباس‌ های مایکل جکسون چه رازی نهفته بود.

۱. جوراب سفید

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

مایکل جکسون علاقه خاصی به جوراب های سفید داشت. او در پوشیدن جوراب‌ سفید با کفش‌ مشکی منحصربه‌فرد بود و با این انتخاب هدفی را دنبال می‌کرد. جوراب‌های‌ سفید او نور را جذب می‌کردند و باعث می‌شدند پای او برجسته شود و حین رقص های چشمگیرش توجهات را بیشتر به خود جلب کند.

۲. بازوبند روی آستین سمت راست

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

مایکل جکسون می‌خواست لباس‌هایش درون جمعیت متمایز باشند. به همین دلیل است که اغلب روی یک آستین بازوبند می‌بست. این کار ظاهری منحصر به فرد به او می‌داد و توجه مردم را جلب می‌کرد. مایکل از کنجکاو نگه داشتن طرفدارانش در مورد معنای پشت بازوبند روی لباسش لذت می‌برد.

۳. عبارت «CTE» روی کاپشن و پیراهن هایش

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

این حروف معنی خاصی ندارند. در دهه ۹۰ طراحان لباس مایکل چند پیراهن جدید برای او دوختند. او آنها را دوست داشت، اما می‌خواست چیز منحصر به فردی به آنها اضافه کند، بنابراین تصمیم گرفت حروفی را روی سردوش‌هایش داشته باشد. برایش مهم نبود چه حرفی، بنابراین طراحان او تمام حروف الفبا را در یک کلاه گذاشتند و به طور تصادفی سه حرف را انتخاب کردند. این‌گونه بود که حروف CTE روی پیراهن‌هایش نقش بستند.

۴. پوشیدن لباس‌های کوچک‌تر در اواخر کنسرت

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

حرکات نمایشی رقص مایکل جکسون فوق العاده دشوار بود و او انرژی زیادی را روی اجراهایش می‌گذاشت. مایکل آنقدر فعالیت می‌کرد که گفته می‌شود در پایان اجرا گاهی تا دو کیلوگرم وزن کم می‌کرد و دور کمرش ۲.۵ سانتیمتر کوچک می‌شد. از آنجایی که لباس‌های او باید کاملا اندازه تنش می‌بود تا حرکات رقصش را برجسته کند، هر لباس جدیدی که می‌پوشید کمی کوچک‌تر از لباس قبلی بود.

۵. لباس‌هایی از جنس ابریشم چینی

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

او لباس هایی از جنس ابریشم چینی، ابریشم charmeuse و پارچه های کشسان را دوست داشت. مایکل بوش، طراح لباس او، در کتاب خود نوشته پارچه اسپندکس باعث می‌شد مایکل احساس نرمی و اعتماد به نفس داشته باشد، که مناسب سبک رقصش بود. اطمینان از اینکه لباس جکسون برای رقص راحت باشد، اولویت اصلی بود، زیرا او هر روز ساعت‌ها می‌رقصید، حتی زمانی که در تور نبود.

۶. انگشت های چسب زده

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

حرکات دست نقش مهمی در رقص مایکل جکسون داشتند. برای جلب توجه بیشتر مخاطب روی دست‌ها، او و طراحان لباسش ایده هوشمندانه‌ای ابداع کردند؛ بستن نوار سفید دور انگشتانش. اما مایکل می‌خواست همه چیز در خاص‌ترین حالت ممکن باشد، بنابراین تصمیم گرفت فقط انگشت اشاره، حلقه و انگشت کوچکش را چسب بزند.

مایکل حین رقصیدن عادت داشت که دو انگشت بدون چسب خود را به هم بچسباند. این حرکت هم به رمز و رازهای اجراهای او اضافه کرد و طرفدارانش اغلب حدس‌های متفاوتی در مورد این ژست اسطوره خود داشتند.

۷. کفش های بدون واکس

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

زمانی بود که مدیران مایکل نگران کفش‌های او بودند و از طراحان لباس خواستند که آن‌ها را واکس بزنند. این تصمیم مایکل را به شدت ناراحت کرد. او توضیح داد که این چرم عمدا به روش خاصی پوشیده شده که به او اجازه می‌داد حرکات رقصش را به خوبی اجرا کند و واکس زدن آنها سطحش را بیش از حد لغزنده و اجراهایش را با مشکل مواجه می‌کرد.

۸. سه عدد ۷ دوخته‌شده به لباس هایش

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

دلیل این کار هم ساده و هم دلگرم‌کننده است. مایکل هفتمین فرزند خانواده‌اش بود. علاوه بر این، او متولد سال ۱۹۵۸ بود و وقتی ۱۹ و ۵۸ را با هم جمع کنید، می‌شود ۷۷.

۹. تنها یک دستکش

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

مایکل مبتلا به ویتیلیگو یا پیسی بود، یک بیماری پوستی که باعث از بین رفتن رنگ پوست می‌شود. این بیماری از دستش شروع شد و مایکل برای پنهان کردن آن دستکش می‌پوشید. البته عده‌ای هم ادعا می‌کنند که او تنها از ظاهر آن دستکش خوشش می‌آمد. مایکل فکر می‌کرد پوشیدن دو دستکش ممکن است خیلی معمولی به نظر برسد، بنابراین ترجیح داد فقط یک دستکش بپوشد.

۱۰. کفش جادویی

مایکل جکسون,۱۰ ریزه کاری عجیب در لباس های مایکل جکسون

مایکل جکسون به لطف یک گیره هوشمندانه V شکل در پایین پاشنه‌ها، کفش‌های خاصی داشت که به نظر می‌رسید نیروی جاذبه را به چالش می‌کشند. این کار به او اجازه می‌داد تا به میخی روی زمین بچسبد و حرکت نمادین خم شدن ۴۵ درجه‌ای خود رو به جلو را به نمایش بگذارد. با این حال، این حرکت نیاز به قدرت باورنکردنی عضلات مرکزی بدن و پا داشت تا بدن او را صاف نگه دارد.

  • 10
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی: ۱۰
غیر قابل انتشار: ۹
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
محمدرضا احمدی بیوگرافی محمدرضا احمدی؛ مجری و گزارشگری ورزشی تلویزیون

تاریخ تولد: ۵ دی ۱۳۶۱

محل تولد: تهران

حرفه: مجری تلویزیون

شروع فعالیت: سال ۱۳۸۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی حسابداری و تحصیل در رشته مدیریت ورزشی 

ادامه
رضا داوودنژاد بیوگرافی مرحوم رضا داوودنژاد

تاریخ تولد: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۹

محل تولد: تهران

حرفه: بازیگر

شروع فعالیت: ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۲

تحصیلات: دیپلم علوم انسانی

درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

ادامه
فرامرز اصلانی بیوگرافی فرامرز اصلانی از تحصیلات تا شروع کار هنری

تاریخ تولد: ۲۲ تیر ۱۳۳۳

تاریخ وفات : ۱ فروردین ۱۴۰۳ (۷۸ سال)

محل تولد: تهران 

حرفه: خواننده، آهنگساز، ترانه‌سرا، نوازندهٔ گیتار 

ژانر: موسیقی پاپ ایرانی

سازها: گیتار

ادامه
عقیل بن ابی طالب زندگینامه عقیل بن ابی طالب؛ از صحابه پیامبر و امام علی (ع)

تاریخ تولد: ده سال بعد از عام الفیل

محل تولد: مکه

محل زندگی: مکه، مدینه

دلیل شهرت: صحابه و پسرعموی محمد

درکذشت: دوران حکومت معاویه، مدینه

مدفن: بقیع

ادامه
علیرضا مهمدی بیوگرافی علیرضا مهمدی؛ پدیده کشتی فرنگی ایران

تاریخ تولد: سال ۱۳۸۱ 

محل تولد: ایذه، خوزستان، ایران

حرفه: کشتی گیر فرندگی کار

وزن: ۸۲ کیلوگرم

شروع فعالیت: ۱۳۹۲ تاکنون

ادامه
حسن معجونی بیوگرافی حسن معجونی بازیگر کمدی سینمای و تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی حسن معجونی

نام کامل: محمد حسن معجونی

تاریخ تولد: ۲۸ دی ۱۳۴۷

محل تولد: زنجان، ایران

حرفه: بازیگر، کارگردان، طراح، مدرس دانشگاه

تحصیلات: رشتهٔ ادبیات نمایشی از دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر

آغاز فعالیت: ۱۳۷۵ تاکنون

ادامه
ابراهیم بن جعفر ابی طالب زندگینامه ابراهیم بن جعفر ابی طالب

نام پدر: جعفر بن ابی طالب

سن تقریبی: بیشتر از ۵۰ سال

نسبت های مشهور: برادر محمد بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر ابی طالبزندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

زندگینامه ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب

ابراهیم بن جعفر بن ابی طالب فرزند جعفر بن ابی طالب بوده است، برخی از افراد ایشان را همراه با محمد از نوه های جعفر می دانند که عمال بن زیاد وی را به شهادت رساند. برخی از منابع می گویند که ابراهیم و محمد هر دو از لشکر ابن زیاد فرار کرده بودند که بانویی در کوفه آنها را پناه می دهد، اما درنهایت سرشان توسط همسر این بانو که از یاران ابن زیاد بود از جدا شد و به شهادت رسیدند. 

ادامه
مریم طوسی بیوگرافی مریم طوسی؛ سریع ترین دختر ایران

تاریخ تولد: ۱۴ آذر ۱۳۶۷

محل تولد: تهران

حرفه: ورزشکار، دونده دوهای سرعت

تحصیلات: کارشناسی تربیت بدنی از دانشگاه تهران

قد: ۱ متر ۷۲ سانتی متر

ادامه
زهرا گونش بیوگرافی زهرا گونش؛ والیبالیست میلیونر ترکی

چکیده بیوگرافی زهرا گونش

نام کامل: زهرا گونش

تاریخ تولد: ۷ جولای ۱۹۹۹

محل تولد: استانبول، ترکیه

حرفه: والیبالیست

پست: پاسور و دفاع میانی

قد: ۱ متر و ۹۷ سانتی متر

ادامه
دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی

دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی شهاب حسینی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است که تا به حال در آثار فاخری مانند محیا، دلشکسته، شهرزاد و... به نقش آفرینی پرداخته است. این هنرمند در هر یک از هنرنمایی های خود دیالوگ های ماندگاری دارد که در ادامه این مقاله از سرپوش قصد داریم به بخشی از آنها اشاره کنیم. بیوگرافی کوتاه از شهاب حسینی سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در ۱۴ بهمن ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. وی اصالتا تن کابنی است و تحصیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه تهران برای مهاجرت به کانادا ناتمام گذاشت. وی در سال ۱۳۷۳ با پریچهر قنبری ازدواج کرد و حاصل این پیوند دو فرزند پسر به نام های محمد امین و امیرعلی است. فعالیت هنری شهاب حسینی با تئاتر دانشجویی و سپس، گویندگی در رادیو شروع شد. از جمله جوایز این هنرمند می توان به موارد زیر اشاره کرد: - او برای بازی در شمعی در باد (۱۳۸۲) و رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳) نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر شد.  - حسینی در سال ۱۳۸۷ با بازی در فیلم سوپر استار جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. -  او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ را به‌همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین کسب کرد. - او در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ نیز با ایفای نقش در فیلم فروشنده توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی؛ درباره شهاب حسینی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی فیلم سینمایی دلشکسته در نقش امیرعلی: - هر کی ریــش گـذاشت مسلمـــون نیـست، هـــرکی پیـشونیش رو داغ کـــرد، مــرد خــدا نیست. - تو همه ی اعتقادا اشتباه میشه. همیشه ام یه عده گرگن تو لباس میش! -  من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم - ما فردا میایم خواستگاری، دیگه نمی خوام خواهرم باشی می خوام نفسم باشی دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در فیلم دلشکسته سریال شهرزاد در نقش قباد: -شهرزاد نمی دونی بدون، من با تو چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم نداشتم و نمی خوام از دستش بدم. - ما همه مهره های سوخته ایم که زیر دست بزرگ آقاییم. -  آره خب عمو جان حقیقت تلخه عموجان، شنیدنش همچین یه جاهایی از وجدان آدمو جز میده. -  میرم صاف وامیستم جلوی بزرگ آقا بش میگم بزرگ آقا من، زن من، خب؟! پا به ماهه! عین ۱۰-۱۲ ماهو میخوام بمونم ور دلش چی میگی شما؟ - قباد : فقط یه سوال، خیلی دلم می خواد جوابشو بدونم، تو هنوزم دلت باهاشه؟ شهرزاد : فراموشی زمان می بره، فقط فکر می کنم اگه من به هر دری زدم، و اونی نشد که می خواستم بشه، لابد قسمت خرافه نیست، هست واقعا - موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه ی وجودم دوست دارم. عاشقتم - قباد : سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد : دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار -قباد : این کارو باهام نکن شهرزاد. اینطوری خردم نکن. من هنوز دوستت دارم، خیلی بیشتر از قبل. همه چیو خراب نکن شهرزاد : برو قباد، پشت سرتم دیگه نگاه نکن -  من چی کار به کسی داشتم، داشتم زندگیمو می کردم. با بدبختی خودم سر و کله می زدم. اصلا روحمم خبر داشت همچین کسی تو این دنیا زندگی می کنه؟ کی نشونم داد؟ شما. بعدشم که فرستادینم تو بهشت تازه می خواستم بفهمم زندگی یعنی چی؟ تازه طعمش داشت زیر دهنم مزه مزه می کرد که یقه مو گرفتین ترپ انداختینم وسط جهنم. دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال شهرزاد سریال مدار صفر درجه در نقش حبیب پارسا: -تو را به جای همه دوست میدارم-تو را به خاطر عطر نان گرم برفی که اب میشود -برای بخشش اولین گناه-تو را برای دوست داشتن دوست میدارم-تو را به خاطر تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم ...  - همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛همين  - مظفر:منوببخش ...یافراموش کن! حبیب:میبخشم...ولی فراموش نمیکنم!!!  -حبيب: فقط چرا فكر مي كنيد كه سفر اعزام ممكنه منتفي بشه؟ دكتر: اين مملكت پسرجان،سرزمين گسل و زلزله و پس لرزه است!آدم از فردا روزش - این و خداوند باید جواب بده ، باید جواب این سوال رو بده ! اگه تو این دنیا هیچ جایی برای آرامش وجود نداره ؛ و اگه تمام رویاهای ما از عشق ، عدالت و آزادی فقط ی خیال بیهودس! پس چرا ما رو آفرید ؟!... -ميدوني چيه تقي جان؟من بر خلاف مرحوم پدرم،ازسياست چيز زيادي نميدونم! همين قدر حاليمه كه هيچ دست مساعدتي از طرف قدرتهاي استعماري داخل اين كشور دراز نشده!!الي به اينكه مقاصد سياسي و اغراض اقتصادي خاصي رو دنبال مي كردن.وام كه بهم فرصت بدن كه خودم براي زندگيم تصميم بگيرم؛خودم انتخاب كنم؛ همين دیالوگ های ماندگار شهاب حسینی در سریال مدار صفر درجه سایر فیلم ها: -یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی پایان ناپذیره ... (درباره الی) - میدونی برتر از عشق بی فرجام چیه؟فرجام بدون عشق... (برف روی شیروانی داغ) - من زندگی مو باختم حاج اقا منو از زندون می ترسونی؟برو از خدا بترس ... (جدای نادر از سیمین) - جنگ احساس مسولیته نه شلیکه گلوله ... (شوق پرواز) - هر چه تو اوج میگیری دنیا از دید تو بزرگتر می شود و تو از دید دنیا کوچکتر می شوی ... (شوق پرواز) - تو کویر ادم به خدا نزدیک تره چون اسمون به زمین نزدیک تره ... (پلیس جوان) - میدونی چیت حرص ادمو درمیاره؟اینکه حالت از من بده ولی حس واقعیتو بهم نمیگی خب چیه هر چی هست بیا به خودم بگو فکر میکنی چیزیمه؟فکر میکنی چون چیزیمه عرضه ندارم پس چون عرضه ندارم دیگه.....این منصفانه نیست چون من دارم سعی خودمو میکنم غلطی تا حالا نتونستم بکنم چون نمیتونم تمرکز کنم رو کاری ک باید بکنم نمیتونم تمرکز کنم چون همه ی وقتمو اون چرت وپرتا ی مزخرف و دغدغه های احمقانه پر کرده دانشکده ی مزخرف و شاگردای خنگ و... (پرسه در مه) گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش