شنبه ۰۲ تیر ۱۴۰۳
کد مقاله: ۱۴۰۱۱۲۰۰۴۸

ابوالقاسم میرحسینی فندرسکی عارف و دانشمند دوران صفوی

میرفندرسکی,ابوالقاسم میرحسینی فندرسکی,زندگینامه میرفندرسکیمیرفندرسکی
ابوالقاسم میرفندرسکی یکی از دانشمندان بزرگ دوران صفوی است که خانواده وی از سادات بزرگ آسترآباد بودند. ایشان از استادان مکتب اصفهان و از معاصران میرداماد و شیخ بهائی محسوب می شود.

چکیده ای از زندگینامه میرفندرسکی:

نام کامل: مولانا ابوالقاسم بن ابوطالب میرحسینی فِندِرسکی

تاریخ تولد: ۹۴۲ خورشیدی

محل تولد: فندرسک، گرگان، ایران

دلیل شهرت: دانشمند و حکیم

دوران زندگی: صفویه

وفات: ۱۰۱۹

محل دفن: تخت فولاد اصفهان

میرفندرسکی,ابوالقاسم میرحسینی فندرسکی,بیوگرافی میرفندرسکیچکیده بیوگرافی میرفندرسکی

زندگینامه میرفندرسکی:

مولانا ابوالقاسم بن ابوطالب میرحسینی فِندِرسکی در شهر فندرسک به دنیا آمد. وی مقدمات علوم را در همان ناحیه یاد گرفت، اما بعدها برای ادامه تحصیل نزد علامه چلبی بیک تبریزی به اصفهان رفت. ایشان خود را از شاگردان افضل الدین محمد ترکه اصفهانی می داند که نزد او حکمت و علوم را آموخت، بعد از آن هم در همین مکان شروع به تدریس آنچه فراگرفته بود کرد. 

پدر و جد این عارف از بزرگان سادات استرآباد بودند، جد ایشان میرصدرالدین در ناحیه فندرسک در شهرهای استرآباد املاکی داشت و بعد از نشستن شاه عباس اول به تخت وارد درباره شد. پدرش میرزابیک هم از دستگاه حکومت شاه عباس بود و در آنجا مورد احترام قرار داشت. 

میرفندرسکی در هندوستان:

به ظاهر محیط فکری و علمی آن زمان ایران چندان باب طبع روحیه آزادی طلب این دانشمند نبود به همین دلیل همراه با استادانی نظیر چلبی بیک تبریزی برای فراگیری علم به هندوستان سفر کردند. 

اکبرشاه در آن زمان هندوستان را هم از لحاظ اقتصادی و هم امنیت اجتماهی شکوفا کرده بود به همین دلیل بسیاری از مردم از سایر نقاط جهان به این کشور می رفتند. در این کشور تنوع ادیان به چشم می خورد و از بسیار از تعصبات مذهبی و فرقه ای فاصله داشتند به همین جهت مردم در آزادی اندیشه کامل و امنیت زندگی می کردند. 

به ظاهر سفر اول میرفندرسکی به هند در سال ۱۰۱۵ هجری قمری صورت گرفت که با همراهی اوحدی بلیانی می باشد. 

بازگشت میرفندرسکی به ایران:

بنابر آنچه اوحدی عنوان می کند زمانی که میرفندرسکی به هند رسید به دستگاه میرزا جعفر آصف خان که خود از شاعران و ادبیان مهاجرت کرده به هند بود، نزدیک کرد. آصف آریا خود را به رعایت احوال او ملزم دانست و وسایل برگشت وی را به ایران فراهم کرد. 

دومین سفر میرفندرسکی به هند:

بعد از گذشت مدتی کوتاه از بازگشت به ایران میرفندرسکی مجددا راهی هند شد و ابتدا به گجرات و سپس به دکن رفت. براساس آنچه اوحدی در فاصله بین سال های ۱۰۲۱ تا ۱۰۲۴ می نویسد؛ میرفندرسکی بعد از این تاریخ  حتی تا اخر عمر به صورت پیوسته به هند سفر داشت و به نظر می رسد یک مرتبه در سال ۱۰۳۷ و بار دیگر در سال ۱۰۴۶ به معرفی ابوالحسن اصفهانی وزیر شاه جهان با آن پادشاه ملاقات کرده است. 

میرفندرسکی,ابوالقاسم میرحسینی فندرسکی,سفرهای میرفندرسکیسفرهای میرفندرسکی

میرفندرسکی در ایران:

میرفندرسکی در درباره ایران هم مورد احترام بوده براساس آنچه نصر آبادی عنوان می کند زمانی که از هند به اصفهان برمی گشت شاه صفی به دیدن وی می رود. 

نوادگان میرفندرسکی:

از زندگی شخصی این حکیم چیز زیادی در دست نیست و هیچ کس نمی داند بازماندگان و فرزندان وی چه کسانی هستند. از میان نوادگان ایشان تنها بن میرزابیک معروف اسا که از شاگردان علامه مجلسی محسوب می شود و مردی فاضل و شاعر بوده است. بازماندگان این خاندان تا همین اواخر از سادات محترم منطقه استرآباد بوده‌اند. 

معاصران و شاگردان میرفندرسکی:

میرداماد و شیخ بهائی از جمله معاصران میرفندرسکی بوده اند و از جمله شاگردان این دانشمند می توان به ملا صادق اردستانی، محمدباقر سبزواری، آقاحسین خوانساری، میرزا رفیعای نائینی و ملارجب علی تبریزی اشاره کرد. 

برخی صدرالدین شیرازی که از حکیمان بزرگ عصر صفوی است از شاگردان میرفندرسکی به شمار می آورند. البته صدرالدین درهیچ یک از آثار خود نامی از این استاد نبرده درصورتی که در مقدرمه شرح بر اصول کافی از دو استاد دیگر یعنی میرداماد و شیخ بهائی به احترام یاد می کند. 

تاثیرپذیری میرفندرسکی از فرهنگ هند:

برخی افراد اعتقاد دارند که افکار این دانشمند تحت تاثیر محیط فرهنگی و فکری هند قرار گرفته است. به نظر می رسد برخی تأملات فلسفی او، در گیر و‌دار مباحث و مباحثات علمی آن دورۀ هند، شکل گرفته باشد.

براساس آنچه نویسنده کتاب دبستان مذاهب عنوان می کند میرفندرسکی با شاگردان آذرکیوان در هند مصاحبه داشته است ترک آزار جاندار از صحبت با این شاگردان خلق می شود. این کتاب از چند تن از آذرکیوانیان صحبت کرده که از دوستان و نزدیکان میر به حساب می آیند. اما این ارتباط میان میرفندرسکی شاگردان آذرکیوان، از دو جهت قابل رد است، زیرا: 

از آثاری که از میر به دست رسیده هیچ اثری از افکار آذرکیوان و اصطلاحات واژه های خاص این گروه به چشم نمی خورد. 

در هیچ یک از آثار و تألیفات دیگر این گروه هم اشاره‌ای به نام میرفندرسکی نیامده است.

خصوصیات میرفندرسکی:

همانطور که اشاره شد اطلاعات چندانی از زندگی شخصی میر در دست نیست اما عبارات و القابی که بر کتیبه سنگ مزار وی به چشم می خورد نشان می دهد او در دوران زندگی بسیار مورد احترام و عزت بوده و نه تنها در حکمت و علوم رسمی بلکه در سایر معارف الهی هم سیر و سلوک داشته است. 

دلیل دیگری که سبب محبوبیت ایشان نزد مردم آن زمان می شود مربوط به داستان‌های غریب و کرامت‌های گوناگونی است که به وی نسبت می دهند. 

دقت نظر، قوت ذهن، شجاعت اخلاقی، وارستگی وآزادمنشی این دانشمند را می توان از حکایت هایی درخصوص تیزهوشی، عزت نفس، حاضر جوابی و بی‌پروایی او در پاسخ گفتن به خرده‌گیری‌های امیران و شاهان دریافت کرد.

گفته می شود روزی در مجلس ایشان مسئله ای درخصوص علم هندسه عنوان می شود که براساس نظر خواجه نصیرالدین طوسی مطرح شده است. 

میرفندرسکی برهانی درباره این مسئله می آورد و سوال می کند که آیا خواجه این برهان را عنوان کرده است؟

پاسخ دادند خیر!

بعد از آن چندین برهان در پی همان برهان قبلی عنوان کرد و سوال خود را تکرار کرد، تنها پاسخ آنها همان بود که در ابتدا ذکر شد. 

براساس مطالبی که در تذکره ها و کتاب های رجال درباره احوالات او آمده است، مشخص می شود که او علاوه بر تکریم از لحاظ علمی و عرفانی در زندگی شخصی هم بسیار ساده و بی تکلف بوده است. ایشان از شهرت و مقامات صوری دوری کرده و به ظاهر اعتنایی نمی کرده و از همنشینی با مردم کوچه بازار هیچ عبایی نداشته است. 

میرفندرسکی,ابوالقاسم میرحسینی فندرسکی,خانه میرفندرسکیخانه به جای مانده از میرفندرسکی

میرفندرسکی صاحب نظر در علوم مختلف:

میرفندرسکی در علوم مختلف نظیر هندسه، ریاصی و کیمیا حرفی برای گفتن داشته و قسمتی از این موضوعات به او برمی گردد. از جمله آثاری که از ایشان در دست است همچنین دیدگاه‌های فکری و فلسفی شاگردان او و تألیفات آنان مشخص می کنند که میرفندرسکی در کار تعلیم از استادان حکمت مشاء بوده و کتب ابن سینا را تدریس می‌کرده است.

تالیفات میرفندرسکی:

از میرفندرسکی چند رساله مختصر در موضوعات علمی و فلسفی باقی مانده که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می شود:

رساله فارسی صناعیه معروف به حقایق الصنایع:

این اثر مهمترین رساله میر شناخته می شود که صناعت را به مفهوم بسیار گسترده و به معنی هر چیز که از قوای عاقله و عامله آدمی به ظهور و حصول پیوندد می داند. این رساله دارای ۲۴ باب و یک خاتمه است که به بیان حد صناعت، انواع، ارتباط صناعات مختلف با همدیگر و فایده آنها و... اشاره می کند. 

رسالة فی الحرکة: 

نوشته مختصری است به زبان عربی در ۵ فصل در تعریف حرکت و اقسام آن و بیان آنکه هر حرکتی محتاج محرکی است و حرکات کلاً باید از محرکی واحد آغاز شوند که محرک اول است و خود محرکی ندارد. میر این رساله را از دیدگاه طریقه مشاء نوشته و در آن به رد و انکار نظریه مُثل افلاطونی پرداخته است. منتخباتی از این رساله با حواشی مفید به کوشش جلال الدین آشتیانی در منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران[۲۴] طبع و نشر شده است.

رساله در تشکیک:

این رساله درحقیقت یک نامه می باشد که میرفندرسکی در پاسخ به سوال آقامظفر کاشانی که درخصوص تشکیک در ذاتیات، عنوان می شود. در این نامه به شیوه مشائیان صحبت شده که برخلاف اشراقیان به تشکیک در ذاتیات قائل هستند. 

رساله در کیمیا:

این رساله به فارسی با نام هایی مانند ارکان اربعه رساله در زیبق و کبریت و باب الاصغر موجود می باشد. منظومه‌ای به زبان عربی نیز در کیمیا به او نسبت داده می شود. 

حواشی بر جوگ بسشت:

این رساله درحقیقت متنی است که میرفندرسکی در حاشیه کتابی آورده و در عرفان و حکمت هندی که در زمان اکبرشاه به فارسی ترجمه شده است. اصل این کتاب لگهویوگه و اسیشتهه نام دارد.

فلسفه‌ای که در این کتاب عنوان می شود؛ همان تفکر توحید وجودی مطلق می باشد که از مکاتب مهم فلسفی و عرفانی هند به محسوب می شود و نماینده برجسته آن شنکره (فیلسوف واندیشمند هندو) است. میرفندرسکی برای کتاب جوگ بسشت فرهنگ‌نامه‌ای نیز به نام کشف اللغات جوک نوشته است که نسخه‌هایی از آن هم به ضمیمه آن کتاب و هم به‌طور جداگانه موجود هستند.  

آثار دیگر:

تاریخ صفویه، تحقیق المزله و برخی دیگر از رسالات و نوشته های دیگر او در برخی تذکره ها و کتب ترجمه به چشم می خورد که به نام ایشان ثبت شده اند اما تابه حال اثری از آنها به دست نیامده است. 

درگذشت میرفندرسکی:

وفات این دانشمند به سال ۱۰۵۰ در اصفهان برمی گردد. او در همان شهر در مقبره بابا رکن الدین در محلی که امروزه به تخت فولاد معروف است به خاک سپرده می شود. 

مقبره میرفندرسکی همیشه در اصفهان مورد احترام بوده است به طوری که مردم به زیارت آن می رفتند. براساس آنچه عنوان می شود بعد از مرگ ایشان براساس وصیتش کتابهای او به کتابخانه سلطنتی شاه صفی منتقل می شود. 

میرفندرسکی,ابوالقاسم میرحسینی فندرسکی,مقبره میرفندرسکی در اصفهانمقبره میرفندرسکی در اصفهان

اشعار میرفندرسکی:

در بیشتر تذکره های اشعادی از میرفندرسکی نقل می کنند، اما آنچه از وی به جا مانده دو قصیده، چند رباعی و چند قطعه است. معروف ترین شعر او به شرح زیر می باشد: 

صورتی در زیر دارد آنجه در بالاستی

صورت زیرین اگر با نردبان معرفت

بر رود بالا همان با اصل خودیکتاستی

جان اگر نه عارض استی زیر این چرخ کهن

این بدن ها نیز دایم زنده و برپاستی

هرچه عارض باشد او را جوهری باید نخست

عقل بر این دعوی ما شاهد و گویاستی

می توانی تو از خورشید این صفت ها کسب کرد

روشن است و بر همه تابان و خودتنهاستی

صورت عقلی که بی پایان و جاویدان بود

با همه و بی همه مجموعه و یکتاستی

جان عالم گویمش گر ربط جان دانی به تن

در دل هر ذره هم پنهان و هم پیداستی

گردآوری: بخش بیوگرافی سرپوش

  • 10
  • 5
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
ویژه سرپوش