پنجشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۹
۱۲:۰۶ - ۲۱ بهمن ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۱۰۳۳۶۵
چهره ها در سینما و تلویزیون

سام قریبیان: انگار عشق به پدرم خیانت کرده است

سام قریبیان,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران

 «نگاهِ قریبیان در «خروج»، خودِ سینماست» آن روز که نوید محمدزاده در واکنش به اولین پوستر فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا با این عبارات از فرامرز قریبیان تمجید کرد کسی فکرش را نمی‌کرد که این بازیگر پیشکسوت با مرور خاطرات داوری سی‌ودومین دوره جشنواره فیلم فجر از سینما خداحافظی کند.

فرامرز قریبیان شامگاه جمعه ۱۸ بهمن‌ماه در نشست خبری این فیلم با اشاره به ماجرای حذف سیمرغ نوید محمدزاده به خاطر حواشی ایجاد شده برای «عصبانی نیستم» خداحافظی رسمی‌اش را از سینما اعلام کرد، تصمیمی که البته پیش از این گرفته بود و دوری ۶ ساله‌اش از سینما هم مقدمه‌ای بر این تصمیم بود. سام قریبیان در گفت‌وگویی با «ایران» درباره دلایل خداحافظی پدرش از سینما گفته است. دلایلی که به گفته او از نگرانی فرامرز قریبیان نسبت به سرنوشت عشق‌اش، سینما نشأت می‌گیرد. می‌گوید فرامرز قریبیان عشق‌اش سینماست و انگار عشق‌اش به او خیانت کرده.

اوایل خردادماه سال گذشته در پستی اینستاگرامی‌ از خداحافظی غیررسمی پدرتان از سینما خبردادید. چه اتفاقی باعث شد که بعد از ۶ سال دوری برای بازگشت دوباره ترغیب شوند.

از صحبت‌های خودشان نقل قول می‌کنم. فیلمنامه و نقش رحمت بخشی مؤلفه‌هایی داشت که ایشان را ترغیب کرد تا بازی در «خروج» را به عنوان خداحافظی رسمی از سینما قبول کنند.

در این ۶ سال پیشنهادهای زیادی داشتند اما نقش و فیلم آن چیزی نبود که ایشان را مجاب کند. بارها به من ‌گفتند که فیلم‌های روی پرده را ببین و بر اساس همین عکس و بیلبورد و اسامی بگو جای من بین کدام یک از این فیلم‌ها خالی است؟! همان‌طور که گفتند اغلب نقش‌های ماندگارشان در سینما از جمله فیلم‌های «خاک»، «گوزن‌ها»، «سفیر»، «سناتور» و... آدم‌های معترضی است که به شخصیت ایشان نزدیک‌تر است و شاید به همین دلیل نتیجه بهتری گرفته است. «خروج» هم دارای همین شاخصه‌ها بود. شخصیتی معترض و فیلمی خارج از شهر و در جاده و بیابان. این مؤلفه‌ها برای بازیگری که آرمان‌هایی برای خودش دارد جذاب است. پدر تا ۲۴ ساعت قبل از نشست خبری تصمیمی برای حضور در این نشست نداشتند هیچ وقت به عنوان بازیگر در نشست‌های جشنواره حاضر نشده‌اند چون معتقدند فیلم برای کارگردان است و او بهترین گزینه برای گفتن از فیلم است.

اما در آن ۴۸ ساعت صحبت‌هایی مبنی بر شکل گرفتن جریان‌های پشت پرده به گوش می‌رسید که ایشان لازم دیدند به نشست بیایند تا هم برخی مسائل را به زبان صریح بیان کنند و هم اعلام کنند که از این سینما دست شسته است چون غرض‌ورزی‌ها و زد و بندها برایشان قابل تحمل نیست. از جمله ماجرای لغو سیمرغ بهترین بازیگر نوید محمدزاده که در نشست خبری راجع به آن صحبت کردند. فقط جایزه ایشان نبود دو جایزه دیگر هم در این جریان عوض می‌شد. از همان ایام شاکی بودند که وقتی قرار است خودشان تصمیم بگیرند و جایزه‌ بدهند لزوم هیأت داوران چیست. چرا از اعتبار آدم‌ها هزینه می‌کنند؟ البته در آن دوره به صورت رسمی اعلام نکردند که دلیل کناره‌گیری‌شان از سینما چه بوده اما مسأله اصلی مشکل مدیریتی سینما بود.

راجع به مسائل پشت پرده شفاف‌تر توضیح دهید.

می‌گویند فیلم از آرای مردمی خارج شده اما چطور فیلمی که تا این میزان سانس فوق‌العاده داشته در لیست فیلم‌های موردپسند مخاطبان قرار نمی‌گیرد. قصدم این نیست که تهمت بزنم. فقط تیتر خبرها را کنار هم می‌چینم و جواب قانع‌کننده‌ای پیدا نمی‌کنم. در ۵ روز اول جشنواره تمام نوشته‌ها تعریف و تمجید است که البته همه آنها هم لزوماً واقعی نیستند اما آنچه محرز است در این چند روز تمام تعریف‌ها و نقدها جناحی شده است. کسی فیلم را نقد نمی‌کند. ادبیات، ادبیات نقد نیست. می‌خواهند «آتابای» را نقد کنند می‌گویند چرا فیلم به زبان ترکی است. مثل این است که به کلینت ایستوود بگویند چرا فیلم «نامه‌های ایوجیما» را به زبان ژاپنی ساخته است.

طوری نقد کنیم که صاحب اثر از نظرات منتقدان برای بهتر شدن اثر بعدی‌اش الهام بگیرد نه اینکه قید حضور در سینما را بزند. در همین ایام برآیند پسند یا نقدهای مخالف با «خروج» را که برای پدر می‌خواندم دائم سؤال می‌پرسیدند که متن را کی نوشته؟ کدام منتقد؟ گفتم که گذشت آن زمانی که منتقدها شناخته شده بودند و آنها نقد می‌نوشتند الآن هرکسی برای خودش تریبون دارد و هر چه دلش بخواهد می‌نویسد بدون هیچ اشرافی نسبت به سینما.

البته حاشیه‌های ایجاد شده در نشست‌ها را نباید به پای تمام اهالی رسانه گذاشت. خیلی از اهالی رسانه و سینمایی‌نویس‌ها نسبت به این وضعیت نقد دارند. اما آیا فضای نشست روز جمعه در تصمیم‌گیری آقای قریبیان دخیل بوده است؟

نخیر. ایشان ۶ سال پیش این تصمیم را در سکوت و طمأنینه گرفته بود. روز جمعه به نشست آمدند تا به صورت علنی آن را اعلام کنند. تا ۲۴ ساعت قبل از مراسم قصد نداشتند به نشست بیایند اما وقتی دیدند که چطور ناجوانمردانه به فیلم حمله می‌شود تصمیم گرفتند از این فرصت استفاده کنند و بگویند این سینما و مدیریتی که نتایج‌اش همین نشست‌هاست باعث دلزدگی او شده است.

آقای قریبیان گفتند که به بازی در نقش‌های معترض علاقه دارند چون خودشان هم معترض هستند. این اعتراض و صراحت لهجه چقدر به نفع یا ضرر ایشان بوده است؟

معترض است چون لطمات زیادی خورده. اعتراض کرده و البته پای ضررش هم ایستاده است. در دهه ۶۰ که قانون تعیین دستمزد برای بازیگران اعمال شد و سقف دستمزد بازیگر نقش اول ۲۵۰ هزارتومان اعلام شد ایشان به عنوان سوپراستار بالاترین دستمزد را می‌گرفتند که یک میلیون تومان بود. در همان ایام خیلی‌ها این قانون را دور زدند، در قرارداد رقمی طبق قانون اعلام می‌شد اما دستمزد دریافتی بالاتر از این رقم بود. پدر مخالف این رویه بود، می‌گفت قرارداد دروغین امضاء نمی‌کنم و کسی را هم مجبور نمی‌کنم چنین دستمزدی بدهد. قیمتم را می‌گویم و آنها مختار هستند که بپذیرند یا قبول نکنند اما یک بار بابت دستمزد مورد توافق و دلخواهشان ۱۰ ماه ممنوع‌الکار شدند. دفعه دوم سر فیلم «مرگ پلنگ» بود. ایشان دو برابر زمان مقرر سر فیلم بودند و بالطبع باید دستمزد بیشتری می‌گرفتند اما ممنوع‌الکارش کردند. آقای هاشم‌پور هم همین دردسرها را داشت و قربانی مبارزه با سیستم ستاره‌سازی شد. چون فیلم‌هایشان می‌فروخت بعد از «تاراج» مجبورش کردند که پوستیژ بگذارد.

در اولین تجربه کارگردانی‌اش در «جدال در تاسوکی» به او که حضورش تضمین کننده فروش هر فیلم بود اجازه ندادند در فیلم خودش بازی کند. در نهایت هم هیأت داوری جشنواره ۶ سال پیش که آرای هیأت داوران را تغییر دادند حرفشان این بود که اگر فیلم مشکلی داشته نباید نشان‌مان می‌دادند اما حالا که داوری شده نباید مجبورمان کنند که رأی‌ها را عوض ‌کنیم. جالب اینکه نوید محمدزاده تنها کسی بود که رأی متفق‌القول و صددرصدی داوران را کسب کرد. پدرم تا آن زمان نه ملاقاتی با ایشان داشت و نه از او بازی در تئاتر و سینما دیده بود. قرار بود با «عصبانی نیستم» به سینما معرفی شود.

از اینکه می‌دید حق جوانی که برای کارش زحمت کشیده پایمال می‌شود عصبانی بود و اعتراض داشت. می‌گفت کارگردان و تهیه‌کننده حق دارد فیلمش را بیرون بکشد اما نمی‌تواند درباره داوری نشدن بازی بازیگرش تصمیم بگیرد. چنین رفتاری از بازیگران پیشکسوت برای جوانان این عرصه دلگرم کننده است. این دلگرمی را باید از خود سینما گرفت اگر نه امثال نوید محمدزاده هم از این حرفه خداحافظی می‌کنند. انصافاً نوید هم همیشه لطف داشته و بازیگر قدرشناسی است.

در متن اینستاگرامی‌تان از احساس آرامش و راحتی آقای قریبیان در چند سال دوری از سینما نوشته بودید اما خیلی‌ها معتقدند ایشان اهل سکون نیستند و دلشان با سینماست.

هنوز هم وقتی فیلم خوب می‌بینند مثل کودکی ذوق‌زده چشمانشان برق می‌زند. ته وجودش عاشق این حرفه است و دلخوری و نگرانی‌اش هم از همین عشق می‌آید.

به خاطر همین تعلق خاطر می‌توان امیدوار بود که پیشنهاد نقشی مناسب بتواند نظرشان را به بازگشت دوباره به سینما جلب کند.

من هم امیدوارم اما انگار عشق‌اش به او خیانت کرده است. عشق آقای قریبیان است. از کودکی تصمیم گرفته بازیگر شود و برای بازیگر شدن مبارزه کرده است. از سال ۱۳۴۵ وارد سینما شده؛ ۵۳ سال یک عمر است.

نرگس عاشوری

  • 10
  • 1
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
شیخ بهایی,درباره شیخ بهایی,لقب شیخ بهایی زندگی نامه شیخ بهایی شاعر و عارف ایرانی (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۱۸ فوریهٔ ۱۵۴۷

زادگاه: بعلبک، لبنان

تاریخ مرگ: ۱ سپتامبر ۱۶۲۱

آثار برجسته: کشکول

محل دفن: حرم امام رضا (علیه السلام)، مشهد، ایران

ملیت: ایرانی

ادامه
محسن ربیع خواه,افتخارات محسن ربیع خواه,بازی های باشگاهی محسن ربیع خواه بیوگرافی محسن ربیع خواه و تصاویری از وی

زادروز: ۳ دی ۱۳۶۶ ‏

زادگاه: تهران

قد: ۱٫۷۹ متر

پست: هافبک دفاعی، مدافع

ملیت: ایرانی

ادامه
مهدی کوشکی,ازدواج اول مهدی کوشکی,گروه لیو مهدی کوشکی بیوگرافی مهدی کوشکی بازیگر و کارگردان سینمای ایران + تصاویر همسرانش

تاریخ تولد: مرداد ماه ۱۳۵۹

محل تولد: خرم آباد، ایران

حرفه: بازیگر، نویسنده

ملیت: ایرانی

تحصیلات: لیسانس ادبیات نمایشی

قد: ۱.۷۰

ادامه
حضرت زینب (س),زندگینامه حضرت زینب (س),سرگذشت حضرت زینب (س) زندگی نامه حضرت زینب (س) از کودکی تا به شهادت رسیدنش

نام پدر: حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

نام مادر: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ناریخ ولادت: پنجم جمادی الأولی سال پنجم (یا ششم) هجری قمری

محل تولد: مدینه منوره

همسر: عبدالله بن جعفر بن ابی‎طالب

وفات: شب یکشنبه ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری قمری

ادامه
خواهران منصوریان,زندگی نامه خواهران منصوریان,زندگینامه خواهران منصوریان بیوگرافی خواهران منصوریان ( شهربانو - الهه - سهیلا ) + تصاویر

ملیت: ایران

زادهٔ: ۸ بهمن ۱۳۶۴

محل تولد: سمیرم

قد: ۱٫۷۵ متر

وزن: ۶۰ کیلوگرم

ورزش: ووشو

ادامه
نظامی گنجوی,کتاب نظامی گنجوی,زندگی نامه ی نظامی گنجوی زندگینامه نظامی گنجوی و آثارش (+ تصاویر)

زادروز: ۵۳۷ هـ. ق گنجه

محل زندگی: گنجه

ملیت: ایرانی

پیشه: شاعر، تاریخ نگار و داستان سرا 

سبک: عراقی

عنوان: حکیم نظامی

ادامه
محمود فکری,عکس محمود فکری,تعداد بازی ملی محمود فکری بیوگرافی محمود فکری و فوتبالیست شدن او (+ تصاویر)

زادروز: ۴ مرداد ۱۳۵۲

زادگاه: جوی بار، ایران

پُست: مدافع

ملیت: ایرانی

سال فعالیت: ۱۳۶۵

ادامه
سحر قریشی,طلاق سحر قریشی از همسرش,زندگی نامه سحر قریشی بیوگرافی سحر قریشی و علت مشهور شدنش (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۶ دی ماه ۱۳۶۶

زادگاه: تهران

قد: ۱٫۷۰ متر

محل زندگی: تهران

ملیت: ایرانی

پیشه: بازیگر، مدل

ادامه
مارکوپولو,زندگینامه مارکوپولو,کتاب سفرهای مارکوپولو بیوگرافی مارکوپولو و کتاب سفرهای او (+ تصاویر)

تاریخ تولد: ۱۵ سپتامبر ۱۲۵۴

زادگاه: ونیز، ایتالیا

تاریخ مرگ: ۹ ژانویهٔ ۱۳۲۴

ملیت: ونیزی

حرفه: تاجر و جهانگرد

ادامه
دیالوگ های عاشقانه,انواع دیالوگ های عاشقانه,دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران

بهترین دیالوگ های عاشقانه با دیالوگ های عاشقانه به آسانی میتوانید حرف دل تان را مخاطب تان برسانید. بعلاوه این دیالوگ های عاشقانه میتوانند به شما کمک کنند که احساسات خویش را در شبکه های اجتماعی و... بیان کنید. یکی از پایه های ماندگاری فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی را باید در دیالوگ هایی جست و جو کرد که در حافظه تاریخی مخاطبانشان نقش بسته اند. دیالوگ های عاشقانه  برخی از دیالوگ ها در فیلم ها و سریال ها به قدری زیبا و تاثیر گذار هستند که پس از دیدن فیلم و سریال در ذهن ما نقش می بندند. خیلی از ما برای بیان احساسات، ابراز علاقه یا رساندن حرف دل خود به مخاطب به سراغ دیالوگ های ماندگار عاشقانه می رویم. در این مطلب بعضی از این دیالوگ های عاشقانه از فیلم های ایرانی و خارجی گردآوری شده اند. دیالوگ های عاشقانه فیلم های ایرانی ۱. دیالوگ های عاشقانه سریال شهرزاد قباد: موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه وجودم دوست دارم. عاشقتم شهرزاد: خواهش می کنم آن قدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی پناه. تو عاشقی؟ تو عاشقی واقعا؟ عاشق چیزی رو با چیزی تاخت نمی زنه … عاشق انقدر ترسو نمیشه که هنوز هایی به هویی نرسیده اینجوری آدمو تنها ول کنه بره. ۲. دیالوگ های عاشقانه مجموعه تلویزیونی شهرزاد قباد: سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟ شهرزاد: دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی و‌اگر نه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زائل می کنه آقای قباد دیوان سالار. ۳. دیالوگ های عاشقانه و زیبای سریال شهرزاد هاشم: فرهاد پسرم … همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه... برای همیشه حتی اگه همدیگه رو ترک کنن..! اما این فقط یه طرف سکه است پسرم... این که اگه دنیات اندازه یه نفر کوچیک بشه… یا اون یه نفر اندازه خدا برات بزرگ بشه ..! اگه یه روزی ترکت کنه و بره اون وقت دین و دنیاتو با هم می بازی...! ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم شب های روشن رویا: می دونی همه فکر می کنن اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه. هیچ کس حرف دلش رو راحت نمی زنه خوب اگه نمی خواد می تونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه... استاد: فکر نمی کنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟ رویا: دلیلشون از هم دورشون می کنه، چه دلیلی از عشق مهم تره! دیالوگ های عاشقانه سینمای ایران ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم پل چوبی امیر( بهرام رادان): وقتی که فکر کردی یکی را از ته دل دوست داری ولش نکن... ممکنه دوباره تکرار نشه... آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر می کنه همیشه براش پیش می یاد... باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده... که حالت با چیز دیگه ای خوب نمیشه... عشق یعنی حالت خوب باشه. ۶. دیالوگ عاشقانه فیلم ستاره بود خسرو شکیبایی: مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده. ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم. مادرم می گفت:گور بابا مخ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه، به خدا گفت، به همین زمین قسم گفت. اندیشه فولادوند: مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟ خسرو شکیبایی: مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن. همه چیو خودشون می دونن. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم قندون جهیزیه عطا:دیدی این" ماشین مسابقه ای ها" رو که با سرعت میرن، یهو ترمز میکنن دور خودشون میگردن ؟! ... معصومه:آره... عطا:اونجوری دورت بگردم! ... ۸. دیالوگ های عاشقانه سریال ارمغان تاریکی سارا( لیلا زارع): من هیچ وقت هم چین عکس بزرگی نگرفته بودم، دستت درد نکنه.. تو کارت خیلی خوبه مجید( آرش مجیدی):سوژه م خوب بود - مجید ؟ - بله ؟ - تو عاشق من شدی مگه نه ؟! - آره... - باورم نمیشه تو مال منی - من مال خودمم نیستم چه برسه به تو - مال خودت شاید نباشی! اما مال منی... - چی گفتی؟! سارا عکسش را بالا و جلوی صورتش میگیرد و آرام میخندد (جلیل سامان) ۹. دیالوگ های عاشقانه فیلم هامون حمید هامون( زنده یاد خسرو شکیبایی) آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست بدست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه … من طلاق نمی دم… ۱۰. دیالوگ های عاشقانه نمایش سه جلسه تراپی و مهمانی خواهرم میگه:عشق هست! من میگم نیست! عشق بالا و پایین شدنِ هورموناست. حتی دانشمندام بهش رسیدن… ۱۱. دیالوگ های عاشقانه سریال سیب ممنوعه این چـه شهریه کـه عاشقش منه سفید مو ام… دیالوگ های عاشقانه غمگین دیالوگ های عاشقانه فیلم های خارجی ۱. دیالوگ های عاشقانه فیلم حقیقت زشت مایک: تو یه روانی هستی و من عاشقتم … اَبی: من روانی نیستم مایک: من الان بهت گفتم عاشقتم، ولی تو فقط کلمه روانیُ شنیدی. این نشونه آدمای روانیه! ۲. دیالوگ های عاشقانه سریال خانه پوشالی هیچگاه از ازدواجت پشیمون شدی؟ نه، نه، من عاشق فرانسیس هستم. الان بیش از قبل من پشیمون شدم، پیش از این که بدونم خودم کی هستم یه یک نفر متعهد شدم!   ۳. دیالوگ های عاشقانه the little prince 2015 اگه آدم گذاشت اهلیش کنن، خودش رو به این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه ... ۴. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا ریک:برای من سواله که واقعا ارزشش را داده که بخاطر اون می جنگید؟ ویکتور لیزلو( پل هنرید):مثله اینه که تو از من بپرسی که چرا نفس می کشیم. خب اگه ما نفس نکشیم می میریم، اگر ما با دشمنان خود نجنگیم جهان میمیره! ریک:خب، چه طور میشه؟ از اینهمه بدبختی نجات پیدا می کنیم. ویکتور لیزلو:میدونی صدات چه طور بنظر میرسه آقای بلین؟ مثل مردی که سعی می کنه خودش را پشت چیزی که بهش اعتقاد نداره مخفی کنه. ۵. دیالوگ های عاشقانه فیلم کازابلانکا – ایلسا لاند( اینگرید برگمن):من مطمئن نیستم که تو مثل گذشته باشی. بزار ببینم آخرین باری که ما همدیگه را ملاقات کردیم … ریک بلین( همفری بوگارت):لا بیلا آرورا بود. ایلسا:چه خوب یادته، ولی در واقع اون روزی بود که آلمانی ها پاریس را اشغال کردن. ریک:نمی تونی اون روز را فراموش کنی؟ ایلسا:نه ریک:منم همه جزئیات اون روز را خوب یادمه، آلمانی ها لباس خاکستری رنگ پوشیده بودن و تو لباس آبی. ۶. دیالوگ های عاشقانه فیلم تایتانیک جک: رز، تو پیک نیک نیومدی! می فهمی. تو مثل یه دختر بچه بداخلاق و لوسی، ولی در عین حال حیرت انگیزترین و فوق العاده ترین زنی هستی که من توی عمرم دیدم. ۷. دیالوگ های عاشقانه فیلم لافت کسائی که دوسشون داری … اونا تنها کسایی هستند که میتونن بهت آسیب بزنن زیباترین دیالوگ های عاشقانه ۸. دیالوگ های عاشقانه فیلم یک نفس تمام شب خیلی بده که بفهمی دیگه هیچوقت نمیتونی زنی که عاشقش هستی را خوشحال کنی. ۹. دیالوگ های عاشقانه (The Truman Show (1998 کریستوف:« من تو رو بهتر از خودت می‏شناسم.» ترومن:« تو هرگز یه دوربین توی سر من نداشتی.» گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

ویژه سرپوش