سه شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴
۰۸:۰۶ - ۰۴ آبان ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۸۰۰۹۰۸
فیلم و سینمای ایران

میان واقعیت و رویا!

سینمای ایران,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

شهروند| وقتی حدود یک‌ماه پیش از زبان معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی شنیدیم که گفته بود «تا چند ‌سال آینده فیلمساز نیازی به گرفتن مجوز نخواهد داشت؛ و باید اجازه رشد طبیعی به سینما بدهیم» چنین به نظر آمد که اتفاق عجیبی افتاده و در یک رخداد جادویی نسیم واقع‌بینی از آسمان میدان بهارستان نیز گذر کرده و مدیران ارشاد را نیز از برکات خود بهره‌مند ساخته است.

 

حقیقت این است که چنین سخنانی به معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی نمی‌آمد. مدیری که به‌خصوص در چند روز اخیر نامش به کرات در انتقادات و گله‌گزاری‌های تهیه‌کنندگانی که روند فرسایشی را برای گرفتن پروانه ساخت طی کرده بودند، تکرار شده بود، اما داروغه‌زاده فارغ از تناقض حاکم بر گفته‌ها و عملکرد ذاتی حوزه مدیریتش، نگاه آرمان‌گرایانه‌اش به موضوع ممیزی و سانسور را بیشتر باز کرده بود: سیستم امروز سینمای ما گلخانه‌ای است که جمعی از مدیران فرهنگی که نظام به آنها اعتماد کرده، در این حوزه تصمیم گیرنده‌اند و به تولیدکنندگان آثار هنری برای خلق اثر مجوز می‌دهند، درحالی‌ که باید هرکدام از فیلمسازان خودشان در نقش نظارت و ارزشیابی باشند»...

 

کنایه‌ها

اما خیلی چیزها در این میان با گفته‌های رویاپردازانه جناب داروغه‌زاده نمی‌خواند. مدیری که روزی از حذف روند پروانه ساخت می‌گوید و روزی دیگر منادی نگاهی سختگیرانه‌تر در مواجهه با آثار سینمایی می‌شود. در نگاه تحلیلی می‌تواند نمودی از سیاست‌ها و تصمیم‌سازی‌هایی باشد که با ذات تناقض‌آمیزشان سرنوشتی اینچنینی را برای سینمای ایران باعث شده‌اند.

 

وقتی می‌بینیم که در همان روزی که وزارت ارشاد صدور پروانه ساخت فیلم لاتاری را خبر می‌دهد، سیدمحمود رضوی تهیه‌کننده این فیلم از کنایه «نمی‌دانم بعد از این همه اتلاف انرژی و روند فرسایشی دریافت پروانه ساخت آیا توانی هم برای اجرا مانده یا نه» برای توصیف سختگیری‌های ارشاد و دشواری‌های سازندگان لاتاری سود می‌برد، بهتر به مفاهیم تناقض‌آمیز حاکم بر حوزه تصمیم‌سازی فرهنگی این مرزوبوم پی می‌بریم.

 

تناقض‌هایی که موجب می‌شوند فضای امیدوارانه سینمای ایران در نخستین روزهای روی کارآمدن محمدمهدی حیدریان بعد از تنها چند ماه به فضای تشنج‌آمیز فعلی بدل شود. فراموش نکرده‌ایم گفته‌ها و وعده‌های رئیس سازمان سینمایی را که از روزهای اعتماد به سینماگران و قوه تمییز آنها سخن گفت و این نکته که قطعا در ٣٩سالی که از انقلاب گذشته، سینماگران خطوط قرمز و باید و نبایدهایی را فهمیده‌اند.

 

آغاز داستان

نقطه شروع داستان جایی بود که تقریبا همزمان با اعلام اسامی اعضای جدید شورای صدور پروانه ساخت و نمایش، زمزمه‌هایی درگرفت، مبنی بر این‌که سازمان سینمایی در پی این است که در روندی تدریجی روند دریافت پروانه ساخت را حذف کرده و فیلمسازی را بر روند اعتماد به قوه تشخیص سینماگران استوار کند. اتفاقی که نه‌تنها کمترین همخوانی با رخدادهای جدید سینمایی- ازجمله صدور دشوارتر مجوزهای ساخت، اعلام ترکیب جدید شورای صدور پروانه و حتی دخالت نهادهای موازی در روند سینما- ندارد، که حتی در نگاهی رویاپردازانه در صورت وقوع چنین اتفاقی به نظر می‌رسد نمی‌شود روزهای خوشی را برای سینمای ایران پیش‌بینی کرد.

 

دلیلش هم بسیار ساده است: حذف پروانه ساخت می‌تواند این سینما را دچار اغتشاش کند. کاری به این واقعیت انکارناشدنی ندارم که در تمام دنیا این نکته که سینماگر بی‌توجه به بایدها و نبایدهای قانونی باید سرش به کار و خلاقیتش باشد، بدیهی است. این نکته بدیهی اما در این سرزمین یک رویای غیرقابل دسترسی به نظر می‌رسد؛ که در صورت تعبیرشدن کمترین پیامدش می‌تواند خودسانسوری شدید تهیه‌کنندگان باشد.

 

در سینمایی که سیاست‌ها سلیقه‌ای و روزبه‌روز دچار تغییر می‌شوند، آیا تهیه‌کننده می‌تواند ریسک ساخت یک فیلم را بی‌این‌که تضمین و گرویی لازم را گرفته باشد، متحمل شود؟ یا حتی نهادهای موازی فرهنگی. وقتی یک‌سری نهاد فرهنگی به مجوزهای ارشاد بی‌توجهند و آن را به هیچ نمی‌گیرند، آیا بی‌وجود همان مجوز نیم‌بند بهانه‌های بهتری برای سرپیچی از- مثلا- نمایش یک‌سری آثار سینمایی به دست نخواهند آورد؟

 

حرفه‌ای‌ها

حسین فرحبخش اما کاملا با این موضوع مخالف است. این تهیه‌کننده کهنه‌کار در گفت‌وگو با «شهروند» روند حذف پروانه ساخت را روندی محتوم می‌داند و می‌گوید: منظورم از حذف پروانه ساخت البته حذف مرحله خواندن سناریو است؛ وگرنه برای کارهای اداری و... به‌ هرحال باید پروانه‌ای در کار باشد دیگر. فرحبخش در ادامه درباره پیامدهای حذف پروانه ساخت آن را چندان هم نگران‌کننده نمی‌داند: نه؛ فکر نمی‌کنم باعث خودسانسوری شود.

 

ما به‌عنوان فعالان حرفه‌ای سینما دیگر بعد از چهاردهه فهمیده‌ایم چه چیزهایی را می‌توانیم و چه چیزهایی را نمی‌توانیم بسازیم. به همین دلیل هم برای تهیه‌کننده حرفه‌ای حذف مجوز ساخت ریسک چندانی ندارد؛ و اگر هم ریسکی درمیان باشد، برای غیرحرفه‌ای‌‌هاست که ممکن است تحت‌تأثیر شرایط جوگیرشده و کارهایی کنند که نه به نفع خودشان است و نه سینما!

 

حرفه‌ای ٢!

سیدامیر پروین‌حسینی تهیه‌کننده سینما دیگر مدافع حذف پروانه ساخت است. تهیه‌کننده‌ای که البته ترجیح می‌دهد از ترکیب «حذف تدریجی شورای پروانه ساخت» استفاده کند. او یک روال فکرشده را به‌عنوان روند جایگزین شورای صدور مجوز پیشنهاد می‌کند و آن چیزی نیست جز بحث و گفت‌وگو با نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان یک اثر قبل از صدور پروانه ساخت که به گفته پروین حسینی اتفاق خوبی است: این‌که فرصت بحث، گفت‌وگو و دفاع به افرادی را بدهیم که می‌خواهیم قضاوتشان کنیم، اتفاق خوبی است؛ چرا که این کار به ارتقای سطح کیفی آثار کمک خواهد کرد و بسیاری از مشکلات را از بین می‌برد.

 

درواقع من تهیه‌کننده قبل از ساخت یک فیلم، فیلمنامه آن را به کارشناسان و متخصصان سینما می‌دهم و نظر آنها را خواستار می‌شوم. اگر این اتفاق در شورای پروانه ساخت با حضور عوامل سازنده آن رخ دهد، تأثیر بسزایی خواهد داشت؛ چون به گفتمان و رسیدن به جای بهتر ختم می‌شود. حداقل خروجی این گفتمان در شورای پروانه ساخت این است که با افراد کارشناس سینما رایزنی می‌کنیم و کیفیت اثر بالاتر می‌رود.

 

درسی از تاریخ

اما آیا این اتفاق یک رخداد رویاپردازانه نیست؛ در این سینما که هر حرکت ولو کوچکی اگر خلاف مصالح اقلیت قدرتمند سینما باشد با سرکوب مواجه می‌شود؟ شاید مرور شرایط تاریخی مقاطع کمرنگ شدن این مرحله هم رویاپردازانه بودن پندار حذف شوراها از سینمای ایران را بیشتر پیش چشم آورد. درواقع در تمام تغییراتی که در چند دهه اخیر در این حوزه ایجاد شده است، نقش پررنگ تغییرات و اصلاحات سیاسی - اجتماعی را می‌شود دید.

 

اگر مقطع زمانی اواخر دهه هفتاد را به‌عنوان نخستین مقطع زمانی بعد از انقلاب که سختگیری شوراهای مختلف تا حدی کمرنگ شد و به‌عبارت بهتر از فشارها کاسته شد در نظر آوریم، به این نتیجه می‌رسیم که تحلیل چرایی وقوع تغییری چنین پررنگ در سینما بی‌تحلیل شرایط اجتماعی تحول‌خواه دوران اصلاحات ممکن نیست. همین‌طور است تغییرات سال‌های ٨٤ و ٨٨ که از آنها با عنوان بازگشت مرحله خواندن فیلمنامه نام برده می‌شود و همزمانی آن با روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد می‌تواند آموزنده باشد.

 

از این‌روست که کارشناسانی که بر تحلیل تاریخی رخدادها نظر دارند، بیشترشان وقوع تغییراتی چنین شدید در حد قوانین نظارتی را در شرایط اجتماعی - سیاسی حال حاضر ایران بعید می‌دانند. ازجمله فریدون جیرانی، نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده و روزنامه‌نگاری که به «شهروند» می‌گوید نه‌تنها امکان کاستن از فشار شورای پروانه ساخت وجود ندارد، بلکه به نظر می‌رسد سیاست مدیران در این راستا خواهد بود که فیلمنامه‌ها جدی‌تر خوانده شود. جیرانی بر این عقیده است که در ماه‌های آتی نه‌تنها شورای پروانه ساخت حذف یا کمرنگ نخواهد شد که اصلا چنین چیزی در ذهن مدیران ارشاد هم نیست، بلکه ممکن است جدی‌تر به خواندن فیلمنامه‌ها بپردازند.

 

مقصر کیست؟

مدیران ارشاد اما پاسخی به این پرسش نمی‌دهند که آیا می‌خواهند شورای پروانه ساخت را حذف کنند یا نه. تنها چیزی که در صحبت با مدیران دستگیرمان می‌شود، سخنان یکی از مدیران سابق است که می‌گوید: «شورای پروانه ساخت باید تا حالا لغو می‌شد.» او می‌گوید: «اگر یادتان باشد آقای ایوبی هم دنبال این موضوع بود و همین موضوع را در برنامه هفت مطرح کرد و حتی در آن‌جا گفت که برای این موضوع به مجلس هم رفته و هماهنگی‌هایی را انجام داده است، اما موضوع این است که تهیه‌کنندگان پروانه ساخت را برای خود یک برگ برنده می‌دانند و حتی اگر در ظاهر از آن استقبال کنند، در عمل حاضر نمی‌شوند این شورا منحل شود زیرا پروانه ساخت از نظر آنها دلیل برای گرفتن پروانه نمایش هم هست ضمن این‌که سرمایه‌گذاران هم به‌خوبی می‌توانند با در دست داشتن پروانه ساخت، اسپانسر جذب کنند.»

 

سیاستمدار در لباس سلبریتی

وقتی برای پرسش درمورد چیزی می‌روی سراغ مدیران، می‌بینی که داستان «نمی‌خواهم نامم در گزارش مطرح شود» از سلبریتی‌های سینمایی به مدیران هم رسیده و حتی برخلاف رویه، به سیاستمداران. همین چندی پیش بود که حمید فرخ‌نژاد در اینستاگرام به تأسی دیالوگی از فیلم گشت٢ در نقد سخنان ترامپ مطلبی خیلی کوتاه نوشته بود اما وقتی قرار بر صحبت بیشتر با او شد، در تماسی تلفنی، حتی نمی‌خواست بداند موضوعی که قرار است از چیستی و چگونگی‌اش سخن رانده شود، رسالت هنرمندان است.

 

گویا حضرات فقط در چهاردیواری مجازیات دل گنده‌ای دارند. حالا اما این رویه به برخی از مسئولان که اساسا وظیفه‌شان پاسخگویی است، رسیده و آنها هم یا نمی‌خواهند حرف بزنند یا براساس لطفی که ممکن است به خبرنگار تماس‌گیرنده داشته باشند یا جمیع خبرنگاران، فقط تحلیل خود را برای استماع شخص خبرنگار می‌گویند و لاغیر. شیوع این شیوه وضع بد و نابسامانی را سبب خواهد شد که به نظر می‌رسد، دارد بین ارکان مختلف و حوزه‌های متفاوت و حتی دور از هم باب می‌شود.

 

 

حالا اما مقامات سینمایی به هر دلیل این شیوه را پیش گرفته‌اند. این بحث از آن‌جا آغاز شد که ابراهیم داروغه‌زاده، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی، موضوعی درباره لغو شورای پروانه ساخت مطرح کرد. داستانی که کلی موافق و مخالف دارد اما یک مقام سینمایی که می‌گوید نمی‌خواهد نامی در این گزارش از او برده شود، معتقد است شورای پروانه ساخت باید تا حالا لغو می‌شد. او می‌گوید اگر یادتان باشد آقای ایوبی هم دنبال این موضوع بود و همین موضوع را در برنامه هفت مطرح کرد و حتی در آنجا گفت که برای این موضوع به مجلس هم رفته و هماهنگی‌هایی را انجام داده است.

 

 

او می‌گفت: در آن زمان یادم هست که حتی جلسه‌ای با تهیه‌کنندگان گذاشته بودند که آنها حضور نیافتند. این مسئول سابق می‌گفت: موضوع این است که تهیه‌کنندگان، پروانه ساخت را برای خود یک برگ برنده می‌دانند و حتی اگر در ظاهر از آن استقبال کنند، در عمل حاضر نمی‌شوند این شورا منحل شود زیرا پروانه ساخت از نظر آنها دلیل برای گرفتن پروانه نمایش هم هست ضمن این‌که سرمایه‌گذاران هم به‌خوبی می‌توانند با در دست داشتن پروانه ساخت، اسپانسر جذب کنند.

 

 

اینها دلایلی است که اهل فن معتقدند به‌راحتی با توسل به آنها می‌شود شورای پروانه ساخت را منحل کرد و فیلم‌ها ساخته شوند و بعد از ساخته شدن، اگر قوانین و ساختارها را رعایت کرده بودند، مجوز اکران بگیرند. ابراهیم داروغه‌زاده کسی که بعد از دوره آقای ایوبی دوباره این موضوع را طرح کرده، ظاهرا خیلی تمایلی به صحبت درباره این موضوع ندارد و تا این لحظه به سوالات مطرح شده پاسخ نداده است.

 

پولاد امین

 

 

 

  • 19
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش