یکشنبه ۰۳ تیر ۱۴۰۳
۱۲:۴۰ - ۲۴ مهر ۱۳۹۷ کد خبر: ۹۷۰۷۰۶۳۷۵
فیلم و سینمای ایران

سینا کیان‌پور

مستند «اینستاگرامر» تصویری واقعی از زیر پوست صفحات مجازی را نشان می دهد

مستند اینستاگرامر,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران

«اینستاگرامر» به کسی گفته می‌شود که شهرتش را تنها از اینستاگرام دارد و خارج از این شبکه اجتماعی فرد شناخته شده‌ای نیست. اینستاگرامرها اما به‌دلیل دنبال‌کنندگان زیادی که دارند در قامت سلبریتی‌ها ظاهر می‌شوند، میان کاربران خود بشدت محبوب می‌شوند و روی آنها تأثیرگذار هستند به طوری که مخاطب در زندگی حقیقی خود نیز پیرو و دنباله رو سلبریتی مجازی خود خواهد بود. حال آنکه ممکن است این افراد هیچ وجهه شناخته‌ شده‌ و قابل اعتنایی در دنیای واقعی نداشته باشند. داستان اینستاگرامرها موضوعی است که سینا کیان‌پور در اولین تجربه بلند کارگردانی‌اش به آن پرداخته است. این مستند با همین عنوان یعنی «اینستاگرامر» این روزها در گروه هنر و تجربه در حال اکران است. به همین بهانه با او گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 

ذهنیتی که پیش از تماشای فیلم وجود دارد این است که قرار است در «اینستاگرامر» با افرادی آشنا شویم که بدون داشتن امتیازات مثبت تنها به واسطه حواشی ایجاد شده در فضای اینستاگرام مطرح شده‌اند اما نه تنها از این افراد بلکه از سلبریتی‌ها و چهره‌های سرشناس هنر و ورزش هم فاصله گرفته‌اید. دلیلش چیست؟

آنچه امروز در اینستاگرام تجربه می‌کنیم نوعی شهرت جدید و بی‌سابقه است؛ شهرت در فضای مجازی در دیگر کشورها سابقه دارد اما ما ایرانی‌ها این اتفاق را با اینستاگرام و تا حدودی با توییتر تجربه کردیم. از ابتدا تصمیم داشتم سراغ افرادی بروم که به واسطه این رسانه جدید مشهور شده‌اند.

سلبریتی‌های فعال در فضای مجازی شهرتشان را از رسانه‌های سنتی کسب کرده‌اند و به واسطه همین شهرت تعداد دنبال‌کنندگان آنها زیاد است بخصوص اینکه در این رسانه فارغ از محدودیت‌های رسانه‌های رسمی فضای آزادانه‌تری دارند. گروه مدنظر من اما افرادی بودند که تنها به خاطر فعالیت در اینستاگرام به شهرت رسیده‌اند.

 

سوژه‌های این فیلم جزو چهره‌های موجه این فضا هستند. چرا سراغ آدم‌هایی نرفتید که اتفاقاً به خاطر حاشیه‌های شان جذابیت بیشتری دارند.

قصد من پرداختن به افرادی بود که دلیل منطقی برای شهرت‌شان پیدا نمی‌کنم. شهرت برای آدم‌هایی که در اینستاگرام شاخ و شانه می‌کشند یا ویدئوهای سخیف می‌سازند تا حدودی قابل درک است چون موضوعات سخیف همیشه در کشور ما طرفدار دارد اما برای من علت مشهور شدن افراد به خاطر انتشار تعدادی عکس خیلی عادی روزمره در اینستاگرام، سؤال بود.

 

به پاسخ سؤال تان رسیدید؟

نه واقعاً، حتی خود شخصیت‌ها هم علت آن را نمی‌دانستند و دلیل واضحی نداشتند که چرا یکسری آدم آنها را فالو می‌کند. در گفت‌وگوهای شخصی‌تری که داشتیم برخی اشاره می‌کردند که با ۴ تا عکس از سفرها و کافه‌گردی‌ها آنقدر شناخته شده‌اند که آدم‌ها در مواجهه با آنها اعلام می‌کنند که جزو طرفدارانشان هستند و... برای خودشان هم عجیب و دلایل آن نامشخص بود. اگرچه به پاسخی روشن نرسیدم اما اگر موفق شده باشیم که طرح سؤال هم کنم، خوشحال‌کننده است.

 

چطور آنها را پیدا کردید و اعتمادشان را جلب کردید تا رو به دوربین حتی درباره بخش‌های پنهان زندگیشان که برای دنبال کنندگان و طرفدارانشان سؤال بی‌جواب بوده، صحبت کنند؟

خودم در اینستاگرام فعال هستم و می‎دیدم که این آدم‌ها و صفحاتشان چطور به واسطه فالو یا لایک دیگران دائم تکرار می‌شود. در دوره تحقیق فیلم یکی یکی آنها را پیدا کردم و در نهایت به آدم‌های جدید رسیدم. یکی از کارهایی که مستندساز می‌کند همین جلب اعتماد و رفتار صادقانه با سوژه است؛ اینکه طرف مقابل اطمینان کند که هدف شما تخریب او نیست. شاید بهترین راهکار این است که در جریان باشند که قرار است چه اتفاقی در فیلم بیفتد.

 

اینستاگرامرهای دیگری هم بودند که به خاطر ممیزی سراغ‌شان نرفته باشید یا مجبور به حذف‌شان شده باشید.

فیلم روی پرده حدود ۲۰ دقیقه از نسخه به نمایش درآمده در سینما حقیقت کوتاه‌تر شده است یک شخصیت دیگر هم بود که به دلیل طولانی شدن فیلم و تکراری شدن بحث‌ها در تدوین نهایی قیچی خورد. از چند نفر هم فیلمبرداری کردیم که چون قصه‌هایشان به دیگر کاراکترها نمی‌چسبید کنار گذاشتیم‌شان.

 

به نظر می‌رسد رویکرد شما به شبکه‌های اجتماعی و اینستاگرام در این مستند بیشتر فرصت‌سازی و وجه تجاری‌سازی آن است تا آسیب‌شناسی، موافقید؟

چیزی که برای خود من سؤال شده بود شهرت جدید بی‌دلیل یا با دلایل خیلی سست بود. دوست داشتم به دل ماجرا بروم و ببینم زیر پوست این صفحات مجازی چه اتفاقی می‌افتد که حتی دنبال کننده‌ها از آن بی‌خبرند. دوست داشتم آن جهان را نشان بدهم و خیلی به این فکر نکردم که در جایگاه یک کارشناس آسیب‌هایش را بررسی کنم یا فرصت‌های آن را. فارغ از آسیب‌شناسانه یا فرصت‌شناسانه بودن این رویکرد، سؤالم این بود که چطور یک اپلیکیشن روابط و حتی سرنوشت آدم‌ها را تغییر می‌دهد. آسیب‌شناسی یا فرصت شناسی جایش در دانشگاه است.

 

حتی از صحبت های آذر مبنی بر اینکه فعالیت در اینستاگرام او را از فضای قبلی‌اش (که به تعبیر خود، خواندن چندین سوره قرآن قبل از خواب بود) دور کرده و تصمیم دارد صفحه‌اش را ببندد یا صحبت‌های آرش که با وجود فالوورهای زیاد از سال ۹۳ تصمیم گرفته صفحه‌اش را به روزرسانی نکند، گذرا رد شده‌اید.

 

درباره آرش نکته دراماتیکی که برای من داشت این بود که پسری که یک روز اینقدر فعال بوده و اولین اینستامیت را در ایران برگزار کرده الآن زاویه دید مخالف دارد. احساس می‌کردم سراغ این آدم باید رفت یا سراغ مادری که با وجود داشتن سه نوه این همه درگیر این فضاست. اگر خانم ماهی صفت نمی‌گفت که از این فضا دلزده است باز هم برای من شخصیت جالبی بود چون از نسل دیگری می‌آید و با چیزی درگیر است که در نسل امروز رایج است.

 

چرا در دوره پژوهش سراغ استادان علوم ارتباطات و جامعه‌شناسی نرفتید؟ شاید برای رسیدن به سؤالی که در ذهن‌تان بود جواب روشن‌تری پیدا می‌کردید.

زاویه دید علمی و آسیب‌شناسانه‌ای به این ماجرا نداشتم. دوست داشتم مستند جذابیت‌های خودش را داشته باشد و به لحاظ جذابیت به فیلم داستانی تنه بزند، دلم نمی‌خواست دید پژوهشی و آسیب‌شناسانه وارد فیلم شود.

ممکن است شما بگویید برای تحقیق‌های خودم به کار می‌آمد اما حقیقتش این است که آن موقع به این ماجرا فکر نکردم البته از مشورت های یکی از اساتید روانشناسی استفاده کردم تا از انگیزه‌های شخصی این افراد برای دیده شدن در فضای مجازی شناخت پیدا کنم.

 

با وجود این برخی معتقدند که «اینستاگرامر» بیش از اینکه وامدار سینمای مستند باشد پژوهش اجتماعی تصویری است، دیدگاه شما در این باره چیست؟

اگر افرادی برای پژوهش شان به این فیلم مراجعه کنند باعث خوشحالی است چون احتمالاً حرفی برای گفتن دارد که پیش از این کسی درباره آن صحبت نکرده اما خودم همیشه دوست داشتم جذابیت‌های سینمایی فیلم بیشتر باشد. دغدغه‌ام این بود که مخاطب تا آخر پای فیلم بنشیند.

 

به نظر خودتان این مستند تاریخ مصرف دارد یا  با وجود به روز شدن فناوری‌ها هم می‌توان در آینده به آن رجوع کرد؟

شاید برای ۱۵ سال بعد کاربردی نداشته باشد اما یک دوره از روابط ما را ثبت کرده و احتمالاً اگر چند سال بعد به آن نگاه کنیم برای عده‌ای نوع روابط ما در شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اولیه ورود آن به کشور جالب به نظر برسد یا اینکه چطور یک اپلیکیشن تمام زندگی یک آدم را درگیر خود کرده است.

 

پیش از مصاحبه درباره ضعف اطلاع‌رسانی در خصوص اکران این مستند صحبت کردیم چرا از فرصت شناخت این افراد و معرفی مستند در فضای اینستاگرامشان استفاده نکردید؟

یکی دو نفرشان به صورت محدود کمک کردند ولی خودم خیلی علاقه ندارم که از آدم‌های فیلم برای تبلیغات استفاده کنم شاید به این خاطر که معتقدم فیلم براساس استعدادهای قائم به ذات باید جای خود را بین مخاطب پیدا کند. شاید به نوعی لجبازی به نظر برسد.

 

از اکران فیلم راضی هستید؟ تصور می‌کردید اولین تجربه کاریتان اگرچه به صورت محدود در گروه هنر و تجربه اکران شود؟

زمان ساخت فیلم به هیچ جا امید نداشتم ، می‌دانستم فرصت‌هایی مثل جشنواره سینما حقیقت یا هنر و تجربه وجود دارد اما هیچ امیدی به آنها نداشتم. بر این اساس امروز راضی‌ام چون نهایت یک اتفاق خوب برای آثار مستند اکران در گروه هنر و تجربه است که «اینستاگرامر» به آن رسیده است.

فروش اتفاق خوشحال‌کننده‌ای است اما مستندساز از همان شروع کار می‌داند که ساخت مستند منفعت مالی ندارد. دوست دارم اگر فیلم حرفی برای گفتن دارد براساس قابلیت‌هایش دیده شود و بتواند مسیر را برای ساخت فیلم‌های بعدی‌ام هموار کند این اتفاق مهم‌تر از عدد و رقم فروش است.

 

برای کار بعدی‌تان هم اقدام کرده‌اید؟

کار بعدی! (با خنده) داغ دل من را نسبت به مبحث تهیه کننده در سینمای مستند تازه کردید. ایده‌هایی برای فیلم بعدی دارم اما همچنان درگیر تهیه‌کننده هستم اما به هر جا که مراجعه کردم به در بسته خوردم. دیگر توان مالی اینکه خودم تهیه‌کننده کار باشم را هم ندارم.

 

با این شرایط این لجبازی شما برای معرفی و تبلیغ نشدن فیلم‌تان توسط اینستاگرامرها عجیب است، بخصوص اینکه فیلم نگاه همدلانه‌ای با این افراد دارد.

دلم نمی‌خواهد این حجم تبلیغات بیرون بزند و احیاناً اگر ذره‌ای نگاه منتقدانه‌ به این افراد در «اینستاگرامر» وجود دارد زیر سؤال برود. فیدبکی که از افراد می‌گیرم خیلی متفاوت است برخی می‌گویند دمت گرم حال این آدم‌ها را گرفتی و خرابشان کردی در حالی که به واقع قصد چنین کاری را نداشتم و از آن پرهیز کردم. عده‌ای هم بر این باورند که فیلم همدلانه‌ای بود و برای افراد حاضر در مستند تبلیغ شد که من این نگاه را هم قبول ندارم اتفاقاً تمام تلاش من این بود که به این ماجرا جهت ندهم.

 

برداشت شخصی تان از گفت‌وگو با این آدم‌ها چه بود؟

پیش از شروع ساخت کمی نگاه از بالا به پایین داشتم و ارزش و احترامی چندانی برای کار آنها قائل نبودم اما حُسنی که تحقیق و گفت‌وگو با این افراد داشت این بود که توانستم خودم را جای آنها قرار بدهم و درکشان کنم.

فارغ از اطلاعاتی که به دست آوردم «من» بعد از تحقیق با «من» قبل از تحقیق تفاوت داشت. توانستم تا حدودی خودم را در جهان این آدمها قرار بدهم و از این زاویه دید، فیلم را ادامه بدهم. امروز با این آدم‌ها همدل‌تر هستم و بدون قضاوت و زاویه دید مشخصی فقط مشاهده‌شان می‌کنم؛ یعنی آن نگاه بی‌رحمانه ابتدایی کمی تعدیل شده است.

 

نرگس عاشوری

 

 

iran-newspaper.com
  • 19
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

زندگینامه امامزاده صالح

باورها و اعتقادات مذهبی، نقشی پررنگ در شکل گیری فرهنگ و هویت ایرانیان داشته است. احترام به سادات و نوادگان پیامبر اکرم (ص) از جمله این باورهاست. از این رو، در طول تاریخ ایران، امامزادگان همواره به عنوان واسطه های فیض الهی و امامان معصوم (ع) مورد توجه مردم قرار داشته اند. آرامگاه این بزرگواران، به اماکن زیارتی تبدیل شده و مردم برای طلب حاجت، شفا و دفع بلا به آنها توسل می جویند.

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

چکیده بیوگرافی نیلوفر اردلان

نام کامل: نیلوفر اردلان

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
فردریش نیچه نگاهی ژرف به زندگینامه و اندیشه‌های فردریش نیچه

تاریخ تولد: ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴

محل تولد: روکن، آلمان

حرفه: فیلسوف و منتقد فرهنگی

درگذشت: ۱۹۰۰ میلادی

مکتب: فردگرایی، اگزیستانسیالیسم، پسانوگرایی، پساساختارگرایی، فلسفه قاره‌ای

ادامه
هدیه بازوند بیوگرافی هدیه بازوند؛ بازیگر کرد سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۷ مرداد ۱۳۶۶

محل تولد: بندرعباس، ایران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۹۶ تاکنون

تحصیلات: فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی معماری

ادامه
سانجیو باجاج بیوگرافی سانجیو باجاج میلیارد و کارآفرین موفق هندی

تاریخ تولد: ۲ نوامبر ۱۹۶۹

محل تولد: هندی

ملیت: هندی

حرفه: تاجر، سرمایه گذار و میلیارد 

تحصیلات: دکتری مدیریت از دانشگاه هاروارد

ادامه
محمد مهدی احمدی بیوگرافی محمدمهدی احمدی، داماد محسن رضایی

تاریخ تولد: دهه ۱۳۶۰

محل تولد: تهران

حرفه: مدیرعامل بانک شهر

مدرک تحصیلی: دکترای اقتصاد واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه تهران، کارشناسی اقتصاد بازرگانی دانشگاه شهید بهشتی

نسبت خانوادگی: داماد محسن رضایی، برادر عروس قالیباف، برادر داماد رحمانی فضلی

ادامه
علی عسکری بیوگرافی علی عسکری سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۳۳۷

محل تولد: دهق، اصفهان

حرفه: سیاستمدار، نظامی، مدیر ارشد اجرایی، مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس

آغاز فعالیت: ۱۳۶۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک، کارشناسی ارشد مدیریت، دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهره‌وری

ادامه
ندا قاسمی بیوگرافی ندا قاسمی؛ بازیگر تازه کار و خوش چهره تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی ندا قاسمی

نام کامل: ندا قاسمی

تاریخ تولد: ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

محل تولد: کرمانشاه

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، مجری و صداپیشه

آغاز فعالیت: ۱۳۸۶ تاکنون

تحصیلات: دکترای شیمی آلی

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش