شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰
کد مقاله: ۱۴۰۰۰۵۰۰۸۲

زندگینامه حضرت یونس (ع)، یکی از پیامبران بنی اسرائیل

حضرت یونس ع,زندگینامه حضرت یونس,داستان حضرت یونسحضرت یونس از پیامبرانی است که نام او در قرآن کریم، چهار مرتبه آمده است
یکی از پیامبران بنی اسرائیل، حضرت یونس( علیه السلام) نام داشت که به امر خدا به سبب ترک محل رسالتش، نهنگ، وی را خورد. منطقه ی نینوا در شمال عراق به عنوان محل رسالت یونس شناخته میشد. بدین دلیل به حضرت یونس( ع)، لقب« ذو النّون» و« صاحب الحوت» را داده اند که در شكم ماهی قرار گرفت.

چکیده ای از بیوگرافی حضرت یونس( ع)

نام:یونس

زاده:قرن ۹ قبل از میلاد

درگذشت:قرن ۸ قبل از میلاد

والدین:ریوکا، امیتای

بارگاه اصلی:موصل، عراق

ستایش شده در:یهودیت، مسیحیت، اسلام

بیوگرافی حضرت یونس

طبق عهد عتیق و قرآن، حضرت یونس( ع) به عنوان پیامبری شناخته میشد که در قرن ۸ پیش از میلاد مسیح می زیسته است. یکی از نوادگان یعقوب( ع) یا فرزندش بِنْیامین، یونس بن مَتی نام دارد به همین خاطر او یکی از پیامبران بنی اسرائیل به شمار می رود. مقام رسالت او در قرآن و منابع تاریخی تصریح شده است. وی در بین دوازده پیامبر کوچک بنی اسرائیل پسر امتای به عنوان پنجمین پیغمبر شناخته میشد. در دوران پادشاهی رحبعام دوم، حضرت یونس( ع) زندگی میکرد و به پیش گویی پیروزی های قوم یهود می پرداخت. یونس طبق گفته ی یهودیان، پیامبر بود ولیکن یهودی نبود. نام حضرت یونس علیه السلام در قرآن کریم، چهار مرتبه در سوره هایی مانند انعام، نسا، یونس و صافات آمده و به وصف او در سوره های انبیا و قلم پرداخته شده است. لقب او در سوره انبیاء، ذوالنون یعنی صاحب نهنگ یا همدم نهنگ نام دارد.

زندگینامه حضرت یونس,لقب حضرت یونس ع,بیوگرافی حضرت یونسحضرت یونس حدودا سی ساله بود که ازطرف خدا مامور به ارشاد مردم شهر نینوا شد

آزمایش الهی یونس

خداوند، حضرت یونس( ع) را در سن سی سالگی به ارشاد مردم شهر نینوا در کشور عراق مامور کرد. حضرت یونس( ع) برای مردم نینوا به مدت چندین سال تبلیغ کرد و آن ها را ارشاد کرد ولی مردم نینوا بیش از صد هزار نفر بودند و دایما به حضرت یونس( ع) تهمت می زدند و می گفتند که او هذیان گویی میکند. همچنین به این حضرت می گفتند که ما قصد پیروی از تو را نداریم و دعوتت را نمی پذیریم. با وجود این، یونس باز هم به انجام مأموریت خود مقید بود و دایما به هدایت آن ها مشغول بود. طبق روایت تاریخ، فقط دو نفر که یکی عابد و زاهد و دیگری عالم و حکیم بود به حضرت یونس( ع) ایمان آوردند ولی بقیه ی مردم، هیچ عکس العملی به حضرت یونس( ع) نشان ندادند و حتی تصمیم گرفتند تا او را بکشند. حضرت یونس( ع) در این هنگام ، به درگاه خدا شکایت کرد و قصد او، نفرین مردمان شهر بود. مرد عالم و حکیم، بخاطر حکمتش از یونس تقاضا کرد که مردم را نفرین نکند؛ درحالیکه مرد عابد هم عقیده با حضرت یونس( ع) بود تا آنها را نفرین کند.

سرانجام صبر حضرت یونس( ع) تمام شد و مردم را نفرین کرد و تقاضایش از خداوند، نزول عذاب برای این مردم بود. خدای متعال هم در جواب به یونس گفت که عذاب در فلان روز، برآنها نازل می شود. حضرت یونس( ع) به قومش راجع به نزول عذاب گفت و خودش از شهر بیرون رفت و از دور، اوضاعشان را چک میکرد. بدین ترتیب در زمان نزول عذاب، مردم آنرا با چشمشان دیدند، نزد مرد حکیم و عالم رفتند و درخواست کمک کردند. عالم هم در جواب به این قوم گفت:به خداوند تمسک جویید و در بیابان با زن ها و بچه هایتان بطرف آسمان، سر بلند کنید و با حالت تضرع، درخواست خویش را از خداوند بخواهید و اسلام بیاورید و توبه کنید که در این صورت خداوند شما را مورد عفو و رحمت خود قرار میدهد.

آن قوم، به حرفهای مرد عالم عمل کردند و به همین علت خداوند به آن ها رحم کرد و آن ها را مورد عذاب قرار نداد. وقتی که حضرت یونس مطلع شد که عذاب از این قوم برطرف شده، خشمگین و ناراحت شد که چرا پیش قومش خوار شده و به آن ها عذاب نداده است، به حالت فرار و قهر از شهر بیرون رفت و وقتی به ساحل دریا رسید، کشتی پر از مسافر و آماده حرکت شده بود. به همین خاطر از آن ها تقاضا کرد تا او را سوار کشتی کنند؛ آن ها هم پذیرفتند و او را سوار کشتی کردند. این کشتی بعداز این که به وسط دریا رسید، دریا طوفانی شد، به همین علت کشتی توقف کرد.

طبق گفته ی برخی، این کشتی بدین دلیل متوقف شد که ماهی بزرگی( یک نهنگ) در جلوی آن ظاهر شده بود درحالیکه گفته ی بعضی دیگر این بود که کشتی سنگین شده و نمی تواند حرکت کند. بعد از این که مسافران با هم مشورت كردند به توافق رسیدند كه قرعه بیاندازند و قرعه به نام هر كس درامد وی را به داخل دریا بیاندازند. قرعه به نام حضرت یونس( ع) در آمد، ولی به خاطر احترامی كه برایش قائل بودند، او را در دریا نیانداختند؛ پس مجددا قرعه انداختند ولی این بار، هم به نام یونس در آمد ومردم، مجدداً او را به دریا نیانداختند و سومین قرعه باز هم به نام یونس درآمد.

وقتی که سه بار قرعه به نام حضرت یونس( ع) در آمد، وی به این نتیجه رسید كه سرّی در این اتفاق نهفته است و خداوند تدبیر و حكمتی در این حادثه دارد. سپس متوجه اشتباهش شد و فهمید كه پیش از این كه به او اجازه هجرت و ترك شهر داده شود و قبل از این که خداوند به او امر کند، قوم و دیارش را ترك كرده است. بنابراین خودش را در دریا انداخت و در آغوش متلاطم امواج و ظلمت دریا در اعماق دریا فرو رفت.

خداوند همین موقع به ماهی بزرگی امر کرد که یونس را ببلعد و در شكمش او را مخفی کند ولی گوشتش را نخورد و استخوانش را بشكند، بدین دلیل که او پیامبر خدا است و عجله کرده است و از تعجیلش، پشیمان است. سپس به ماهی وحی كرد که یونس در شكم تو امانت است و هر زمان خدا دستور دهد باید بتوانی او را سالم تحویل دهی.

ماهی، حضرت یونس( ع) را بلعید و امواج دریا را شكافت و در اعماق آن فرو رفت، صبر حضرت یونس( ع) تمام شد و به غم و اندوه دچار شد. به همین خاطر درخواست کمک از درگاه خدای یكتا کرد و به آن پناه آورد. حضرت یونس( ع)" در قعر دریا فریاد زد:ای معبود سبحان، غیر از تو خدایی نیست. بار خدایا! تو منزهی و من درباره خود از ستمگرانم!"

,نجات حضرت یونس,داستان حضرت یونس,چگونه حضرت یونس در دل ماهی زندگی می کردحضرت یونس از نوادگان یعقوب میباشد

دعای حضرت یونس( ع) مستجاب شد و به ماهی فرمان داد كه امانتی اش را در ساحل دریا بگذارد، چون این حضرت، مدت حبسش را تمام کرده است. یونس بسیار مریض بود و رمقی نداشت، به همین خاطر خداوند در بالای سرش یک درخت کدو سبز کرد تا این حضرت از میوه و سایه آن استفاده کند. با گذشت زمان، حالش بهتر شد و دوباره به او دستور داده شد که پیش قومش برگردد.

خدای تعالی به حضرت یونس( ع) وحی کرد که به شهرش و نزد طایفه اش برگردد، به این علت که آن ها اسلام آورده اند، بت پرستی را ترک کردند و اکنون بدنبال تو هستند و منتظرند تا تو برگردی. یونس به شهرش برگشت و با تعجب دید، آنهایی که در زمان هجرتش بت پرست بودند، اکنون به خدا ایمان آورده اند و خداپرست شده اند. پیرمردان و پیرزنان و بچه ها كه نیكی های حضرت یونس( ع) را دیده بودند، به خاطر نبود او دلتنگىشان را بروز دادند. با گذشت زمان، مردم به خاطر نبود حضرت یونس( ع) نگران شدند تا این که بلاخره او دوباره نزد قومش برگشت.

مدت غیبت حضرت یونس (ع) از قومش

حضرت یونس بمدت ۴ هفته در کنار قومش نبود. به این صورت که ۱هفته به طرف دریا می رفت، بمدت ۱ هفته در شکم ماهی بود، همینطور بمدت ۱ هفته را زیر سایه کدو در بیابان گذراند و۱ هفته هم زمان برد تا مجددا به شهرش بازگردد.

حضرت یونس (ع) چگونه به شهرش برگشت؟

همه مردم نسبت به این که حضرت یونس( ع) در آبهای خروشان دریا افتاده بود مطلع بودند و بر این تصور بودند که حضرت یونس( ع) مرده است، یونس هم نمیدانست که چگونه باید زندگی اش را به مردم ثابت کند. وی خجالت میکشید که به شهر برود، به همین خاطر به چوپانی گفت که به داخل شهر برود و بعد از ورود به شهر، خبر آمدن حضرت یونس( ع) را اعلام کند ولی چوپان که میدانست یونس در دریا غرق شده، به حرف او را اعتماد نکرد. در این هنگام گوسفندی به زبان آمد وگواهی داد که آن مرد یونس است. بعد از متقاعد شدن چوپان که این مرد، همان یونس است سریع به شهر رفت و مردم را از آمدن یونس باخبر کرد. مردم در این تصور بودند که او دروغ گفته به همین علت میخواستند او را کتک بزنند ولی چوپان در جواب به آن ها گفت که من یک شاهد، برای صدق گفتارم دارم. در همان لحظه، گوسفند مجددا شهادت داد که گفته ی چوپان کذب نیست. مردم بعد از این ماجرا از یونس استقبال کردند و وی را با احترام به شهر بردند و به او ایمان آوردند. به این ترتیب حضرت یونس( ع) بمدت چندین سال آن ها را راهنمائی کرد.

مقبره حضرت یونس (ع)

کنار شط فرات در شهر کوفه، قبر حضرت یونس قرار گرفته که گنبد و بارگاهی دارد ولی از حملات داعش در امان نمانده است. همچنین طبق گفته ای دیگر، مقبره ی حضرت یونس( ع) در شهر زنوز در آذربایجان شرقی قرار گرفته است. به همین خاطر، نام شهر زنوز برگرفته از نام یونس میباشد ، که یونوس به یونوز یا زنوز تبدیل شده است.

داستان زندگی حضرت یونس,تحقیق در مورد حضرت یونس,قبر حضرت یونس عبرای حضرت یونس قبری در شهر کوفه در کنار شط فرات قرار دارد که توسط داعش ویران شده است

گردآوری: بخش بیوگرافی سرپوش

  • 17
  • 2
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
مطالب پیشنهادی,وبگردی
ویژه سرپوش